تاریخ انتشار : ۲۱ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۲۵۹۹۵
گزارش قدس درباره تشدید اقدامهای ضدایرانی واشنگتن هم‌زمان با پررنگ شدن بحث مذاکره با تهران

گروه سیاسی ـ آرش خلیل‌خانه: پذیرش مذاکره با آمریکا از سوی ایران درباره مسایل عراق اگرچه پدیده‌ای نو و بی‌سابقه در روابط دو کشور پس از انقلاب به شمار نمی‌رود، کما اینکه در جنگ افغانستان هم مذاکراتی مشابه انجام شد، اما به‌واسطه آنکه این رخداد سیاسی برای نخستین‌بار به‌طور رسمی و آشکارا رقم خواهد خورد و تماس مستقیم و بی‌واسطه میان دو دولت را ترتیب می‌دهد، رخدادی نیازمند تحلیل و بررسی است.

نکته حایز اهمیت‌تر اینکه به اذعان حسینی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، برخلاف دوره‌های گذشته مقامهای آمریکایی این‌بار ناگزیر شده و به‌طور رسمی از طریق سفارت سوئیس درخواست مذاکره با ایران را ارایه کرده‌اند که به معنای یک گام عقب‌نشینی در رویه دیپلماسی آمریکا ارزیابی می‌شود.

دورخیز برای مذاکرات در سطح بالاتر

تجربه شرم‌الشیخ و دودوزه‌ بازی سیاسی یا همان سیاستی که علی لاریجانی در جای دیگر آن را رقص دیپلماتیک خواند، آمریکاییها را متقاعد کرد که بدون پرداخت هزینه قادر به جلب همکاری ایران در مسأله عراق نیستند و علاوه ‌بر آن، مباحث مختلف میان دو کشور را نیز نمی‌توانند از یکدیگر جدا کرده و در مسیرهای متفاوت به پیش ببرند.

در واقع رایس بر سر میز شام شرم‌الشیخ دریافت که دستگاه دیپلماسی ایران به‌خوبی با ادبیات و قواعد دستوری بازی سیاسی در عرصه بین‌المللی آشناست و پاسخ ایما و اشارات واشنگتن را نه به آغوش‌گشایی که با ترفندهای سیاسی بدل آن ارایه می‌دهد.

با این حال، عراق تنها حوزه‌ای نیست که آمریکایی‌ها تشنه مذاکره بر سر آن باشند و موضوع اصلی که در لفافه اما در عین حال برجسته در کلام رایس مشهود است، علاقه واشنگتن به مذاکرات جامع و کلی درباره مسایل مستقیم دوجانبه است. موضوعی که آشکارا در اظهارات دیروز نیکلاس برنز معاون وی که در برلین به‌سر می‌برد مشهود است. وی تأکید کرده است: ایران کشوری است که ما می‌خواهیم با آن مذاکره کنیم، اما آنها هنوز «بله» نگفته‌اند.

برنز گفته است: آمریکا می‌خواهد با ایران بر سر میز مذاکره بنشیند، اما ایران می‌گوید: «نه»؛ پاسخی که امیدواریم در آن تجدیدنظر کند.

این اعتراف در عرصه دیپلماسی اگرچه برخی آن را یک مانور تبلیغاتی و دیپلماتیک تصور می‌کنند، اما به واقع یک اقدام سخت و نفس‌گیر برای دستگاه سیاست خارجی دولت نومحافظه‌کار آمریکاست که می‌کوشد از پیامدهای تشدید وخامت اوضاع در منطقه برهاند.

از یاد نبریم که سخنگوی دیک چنی معاون رئیس‌جمهور آمریکا نیز مذاکرات عراق را به «کانال بغداد» تعبیر کرده است که نشان از امیدواری واشنگتن به توسعه گفتگوها دارد.

واقعیت دیپلماسی

با وجود مشهود بودن این رویکرد جدید در سیاست خارجی آمریکا، اما همچنان روش و رویه سنتی جمهوری‌خواهان نومحافظه‌کار برای تحلیلگران ملموس است. سیاستی که در تعبیر عوام، آن را «به دست پس زدن و به پا پیش کشیدن»‌ می‌نامند. بدین‌معنا که بسیاری از رفتارهای متناقض آمریکا در چند روز اخیر را می‌توان تفسیر کرد، علاوه‌بر آن‌که بخشی از این سیاست را باید نتیجه طبیعی نزدیک شدن به یک مذاکره و گفتگو دانست، زیرا در چنین شرایطی دو طرف در پی تقویت ابزارهای اعمال فشار یا معامله با یکدیگر برمی‌آیند.

از این‌رو وقایعی چون تصویب لایحه بودجه 109 میلیون دلاری برای دخالت در مسایل ایران در سنای آمریکا یا تهدید معاون رایس به اعمال تحریمهای بیشتر علیه کشورمان و رخدادهایی از این دست را باید معلول تغییر فضای یاد شده تفسیر کرد.

البته دکتر محمود شوری، عضو هیأت علمی مرکز مطالعات استراتژیک مجمع در این‌باره معتقد است: مانند چنین رفتاری را در دیپلماسی دیگر کشورها نمی‌توان مشاهده کرد و این شیوه و عادت خاص مخصوص سیاست خارجی آمریکاست که خود را ناظم نظم نوین جهانی می‌داند.

وی می‌گوید: آمریکایی‌ها مایل هستند همه ابزارها را در یک مذاکره در اختیار داشته باشند و می‌کوشند این‌گونه وانمود کنند که مذاکره آنها با ایران از موضع ضعف و بر مبنای پذیرش توصیه گزارش بیکر، همیلتون نبوده است.

وی معتقد است: واقعیت سیاست خارجی آمریکا آن چیزی است که در محتوای سفر دیک چنی به منطقه و تحریک کشورها وجود داشت و یا رویکردی که در تخصیص بودجه‌های کلان به گروههای مخالف ایران اعطا می‌کنند، اما در عین حال هرگاه با زمین سختی روبرو شوند، این ظرفیت را دارند که بازی را با قواعد دیگری هم دنبال کنند.

وی تأکید می‌کند: ایران نیز با این نوع دیپلماسی به‌خوبی آشناست و یاد گرفته چگونه از فضای این دو سیاست به نفع خود بهره‌برداری کند، لذا اگرچه حسن‌نیتی پشت ابراز تمایل آمریکا به مذاکره نیست، اما ایران از این ابزار برای جلو انداختن خود در این ماراتن استفاده می‌کند.

آمریکا مایل است به هر قیمت با مسأله کنار بیاید

سیداحمد آوایی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز با بیان اینکه مذاکره و حتی رابطه ایران و آمریکا یک تابو و قطعیتی همیشگی نیست، می‌گوید: آمریکا در خاورمیانه شرایط فردی را دارد که در یک میدان مین غیراستاندارد و فاقد نقشه خنثی‌سازی قرار گرفته و به این حقیقت رسیده که راهی جز مذاکره و درخواست کمک از ایران برای خروج از این وضعیت ندارد. وی می‌افزاید: علاوه‌بر این ایران هم به‌عنوان بزرگترین قدرت منطقه‌ای بخشی از واقعیت خاورمیانه و مشکل آمریکاست که عبور از آن با هزینه گزاف همراه است و آمریکایی‌ها مایلند با مذاکره در همه ابعاد به نوعی با این مشکل کنار بیایند یا از آن عبور کنند.

آوایی نیز معتقد است: برخی از اقدامها و سیاستهای واشنگتن ابزارها و برگهایی است که دستگاه سیاست خارجی کشور می‌کوشد از آنها در مذاکرات برای اعمال نظرات خود استفاده کند و امتیازهایی برای معامله سیاسی یا اعمال فشار در اختیار داشته باشند.