* با توجه به پیشنهاد رسمی آمریکا به ایران برای مذاکرات عراق، چرا به فشارها و تهدیدهای آنان علیه ایران افزوده شده است؟ استراتژی آمریکا در این رابطه چیست؟
** آمریکا در رابطه با ایران به دنبال منافع مقطعی یا نکات جزئی که در زمان کوتاهی بتوان به آن رسید؛ نیست.
در کل، روابط بین کشورها در عرصه بینالملل تابع عوامل زیادی است. روابط بین کشورهایی مثل آمریکا مانند روابط دو فرد یا روابط دو گروه اجتماعی ساده نیست که بتوان گفت با یک «آری»؛ بسیاری از تحولات اتفاق میافتد و با «نه» جلوی بسیاری مسائل گرفته میشود. بنابراین به هیچوجه نباید روابط بین ایران و آمریکا را مثل روابط بین دو مرد، دو فرد یا دو گروه از دولتمردان در نظر گرفت. در واقع در صحنه روابط بینالملل، کشورها در درون یک سیستم یا نظام قرار دارند که در درون این سیستم هر کدام نقشی را ایفا میکنند. پس خواستهها و رفتارهایشان تابع آن نقشی است که در آن سیستم به عهده دارند. البته دولتمردان و تصمیمگیران بسیار موثرند. ولی هر دولتمرد و تصمیمگیری در ایران و آمریکا، تابع نقشی است که کشورش در سیستم بینالمللی ایفا میکند. براساس این مقدمه، آمریکاییها به دنبال این هستند که براساس استراتژی امنیت ملی که اعلام کردهاند، همینطور به دنبال ضرورتهایی که پس از تحول تدریجی در نظام بینالملل به وجود آمده است، یک نظام امنیتی پایدار را در منطقه خاورمیانه برقرار کنند.
* بر این مبنا نوع روابط آمریکا با ایران در مقطع کنونی چیست؟
** آمریکا به دنبال این است که به گونهیی رفتارها یا نوع نگاه ایران را تغییر بدهد تا بتواند در نظم امنیت منطقهیی، جایگاه اساسی داشته باشد. در شرایط حاضر، از نظر آمریکاییها، ایرانیها برهمزننده نظم امنیتی در منطقه خاورمیانه هستند. از دیدگاه آمریکاییها، نشانههای برهم زدن این نظم؛ ایجاد اشکال و اختلال در روند صلح فلسطین و اسرائیل، حمایت از گروههای رادیکال در لبنان، حمایت از گروههای مختلف در عراق، تلاش برای رسیدن به تکنولوژییی که بالقوه میتواند به سلاحهای کشتار جمعی منجر شود و همینطور مخالفت با طرحها و روندهای صلح پیشنهادی در منطقه است. بنابراین، وقتی آمریکاییها چنین دیدگاهی نسبت به ایران دارند، طبیعی است که تا قبل از پایان دوره ریاست جمهوری جرج دبلیو بوش، به دنبال این باشند که یک تحول اساسی در جایگاه ایران در منطقه خاورمیانه به وجود آورند. پس در حالی که آنان خواهان یک تغییر رفتار اساسی از ایران هستند، از هر وسیلهیی برای ایجاد این تغییر استفاده خواهند کرد.
* یعنی این ابزار میتواند هم مذاکره باشد و هم اعمال فشارها و تهدیدهای دیگر که در یک راستا صورت میگیرد؟
** در واقع، مذاکره در مورد عراق و ایجاد افزایش فشار علیه ایران؛ هر دو یک سیاست محسوب میشود.
* چرا؟
** به دلیل اینکه، زمانی که فشارها به صورت غیرقابل تحملی افزایش پیدا کند، احتمال هرگونه چرخش یا سازگاری سر میز مذاکره وجود دارد. بنابراین، این مساله که صرفاً در عراق مذاکرهیی آغاز خواهد شد، نمیتواند به معنای پایان یافتن اختلافات یا شکافته شدن دیوار بیاعتمادی باشد بلکه این مجرای جدیدی است که میتواند برخی از مشکلات دائمی را حلوفصل کند.
* آیا با گشوده شدن این مجرای جدید از فشارها علیه ایران کاسته خواهد شد؟
** به نظر میرسد آمریکاییها در کنار گشودن این مجرای جدید، فشارهایشان را ادامه خواهند داد. با توجه به گزارش جدید سازمان بینالمللی انرژی اتمی در مورد مسائل هستهیی و همینطور اعلام مواضع اخیر مسوولان ایران در این مورد که هیچ تغییری در مواضع خودشان به وجود نخواهند آورد، به نظر میرسد که فشارها، تحریمها و همینطور ابزارهای به اصطلاح پرفشار علیه ایران بیشتر به کار خواهد رفت.
منتها، با توجه به دو مذاکرهیی که ایران در پیش دارد؛ یعنی مذاکره در مورد عراق با آمریکا و مذاکره با اروپا در مورد مسائل هستهیی، این دو مذاکره برای ایران جایگاهی است که میتواند با تعدیل برخی از مواضع خود، فشارها را علیه خود کاهش دهد. وگرنه پیشبینی میشود که اگر تغییر جدی در مواضع و رفتارهای ایران پیدا نشود، مذاکرات باعث کاهش فشارها علیه ایران نشود.