دکتر عطاءالله مهاجرانی*
دیواری که آمریکا دور محله سنینشین اعظمیه میکشید یا میکشد، واکنشهای مختلفی به بار آورده است. سربازان آمریکایی به دیوار میگویند دیوار بزرگ اعظمیه، این عنوان یادآور دیوار بزرگ برلین است که فروریخت. مالکی نخستوزیر عراق هم در نخستین واکنشی که نشان داد با ساخت دیوار مخالفت کرد و تلویحاً گفت این دیوار، دیوارهای دیگری را تداعی میکند.
مفسران عراقی از دیوار برلین و دیوار حائل اسرائیل و دیوار مرزی بین آمریکا و مکزیک سخن گفتند. واقعاً چه اتفاقی افتاده است که استراتژی جدید آمریکا در عراق که تمرکزش در بغداد و امنیت بغداد است، به دیوارسازی انجامیده است، در ماه ژوئن سال 1967 که ریگان رئیسجمهور آمریکا به آلمان غربی آن روزگار سفر کرده بود در سخنرانی معروفش که گهگاه از جملات آلمانی استفاده میکرد، خطاب به گورباچف گفت: «بگذارید این دیوار فرو بریزد و مردم آلمان طعم دنیای آزاد را بچشند.»
اکنون عراق چهار سال است که دست آمریکاست. قرار بود عراق تبدیل به نمونهیی از دموکراسی و آزادی و توسعه در منطقه شود. چه اتفاقی افتاده است که دیوار که نماد یک جامعه بسته استبدادزده در محاصره است، در بغداد ساخته میشود؟ پیداست نکتههای بسیاری به ذهن میرسد که به برخی از آنها اشاره میکنم.
اول: در هیمن آغاز کار کشتی استراتژی جدید آمریکا در عراق به گل نشسته است. چند ماهی است که بوش از استراتژی جدید سخن میگوید. وی نصب فرمانده جدید ارتش آمریکا در عراق را نشانه و پیام همین استراتژی جدید اعلام کرد. میخواهم بگویم این استراتژی مثل کودکی است که مرده متولد میشود. دیوید پتروس که ستاره نظامی بوش برای انجام استراتژی جدید است، به عنوان متخصص و کارشناس ارشد جنگهای ضد پارتیزانی معرفی شده است. جرج بوش در سخنرانی که در 31 فروردین در ایست گراندراپیدز داشت، مکرر به این نکته اشاره کرد. خوشبختانه پتروس در سال گذشته، با همکاری جیمز آنون کتابی منتشر کرد با عنوان: «نبرد ضد پارتیزانی»؛ کتابی بسیار دقیق و سرشار از اطلاعات ریز. از این کتاب جرج بوش هم تعریف کرده است (سخنرانی 31 فروردین)، در این کتاب پتروس به دو نکته محوری در استراتژی نبرد ضد پارتیزانی اشاره میکند. دکترین او درست نقطه مقابل استراتژی بوش است. او باور دارد که جنگ ضد پارتیزانی یک جنگ درازمدت است. در حالی که بوش میخواهد هرچه زودتر از بحران و شکست عراق نجات پیدا کند. او اساساً چندان مجالی ندارد. انتخابات ریاست جمهوری آمریکا آغاز شده است! نکته دوم این است که در جنگ ضد پارتیزانی باید ملت و دولت میزبان همدل و همراه ارتش عمل کنند. در این مورد نیز نه تنها مالکی نخستوزیر عراق مخالفت کرد، بلکه مردم عراق نیز اعم از سنی و شیعه مخالفت کردند. شگفتانگیز است اما نگار جرج بوش و مشاوران او توجه ندارند وقتی مردمی در یک منطقه بسته زندگی میکنند چه فشار طاقتفرسای نابودکنندهیی بر آنها وارد میشود. عجیب این است که دیوید پتروس مجری استراتژی شده است که کاملاً مخالف دکترین نظامی اوست:
دوم: پیش از این پیش از این از ساخت دیوار بزرگتری در عراق سخن گفته میشد؛ دیواری به طول هجده هزار مایل دور تا دور عراق، تا تروریستها نتوانند نفوذ کنند. نخستین پرسش این است که این دیوارها را کی میسازد؟ بودجه دیوارسازی که سادهترین و پیشپاافتادهترین کار است به جیب چه کسی میرود. وزارت دفاع آمریکا که نتوانست لیست قراردادهایش در عراق را به کنگره آمریکا بدهد و درباره یک قلم هزینه نامعلوم ده میلیارد دلاری توضیح بدهد. البته این ارقام غیر از سرمایههای ملی مردم عراق است که گم و گور شده است. علی علوی وزیر اقتصاد دولت جعفری میگفت هرچه کوشید از آمریکاییها در مورد میلیاردها دلار ـ نزدیک به 9 میلیارد دلار ثروت ناپدید شده عراق ـ اطلاعات بگیرد، کارش به جایی نرسید. میگفت آمریکاییها به هیچ نامهیی جواب ندادند.
اما اطلاعات اندکی درباره دیوار نشت کرده است. طرف اصلی قرارداد دیوارسازی شرکت هالیبرتون است. برای هر فوت دیوار 127 دلار میگیرند. به دیوار بزرگ عراق چشم دوختهاند. آن قرارداد بیش از 12 میلیارد دلار میشود. اخیراً دیک چنی گفته بود دولت عراق میخواهد از چین برای اجرای این پروژه وام بگیرد. اگر این اطلاعات درست باشد معنیاش این است که استراتژی آمریکا نابودی عراق در تمام عرصههاست. شاید آمریکاییها ترجیح میدهند عراق ویرانه بزرگی باشد بیملت و دولت، بیابانی با ذخایر عظیم نفت.
این دیوار که نماد استراتژی جدید بود در میانه راه ماند. طرح امنیتی بغداد، بغداد را ناامنتر از پیش کرد. بیکر ـ همیلتون در گزارش خود گفته بودند که عراق راهحل جادویی ندارد. دیوار استراتژی جدید دلیل همین مدعاست.