تاریخ انتشار : ۲۱ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۲۶۰۵۴

مجید علیزاده

انتخابات ریاست جمهوری فرانسه معمولاً توجه زیادی را در ایالات متحده به خود جلب می‌کند. آخرین این انتخابات نیز از این توجه دور نماند. چرا که سیاست خارجی فرانسه به عنوان یکی از وزنه‌های سنگین اروپا، برای ایالات متحده بسیار مهم است. سیاست‌ خارجی فرانسه در چهار دهه گذشته در همه بخش‌های جهان از ایالات متحده گرفته تا اروپا و خاورمیانه و آفریقا تحت رهبری رییس‌جمهوری‌های چپ و راست همواره و به ویژه در سرشت ضدآمریکایی آن دارای ثبات ویژه‌ای بوده است.

اما اکنون همه‌چیز تغییر کرده است. چرا که نیکولاس سارکوزی رییس‌جمهور راست‌گرای منتخب نه تنها با رویال، رقیب چپ‌گرای خود و نامزد حزب سوسیالیست، بلکه با هیچ‌یک از رییس‌جمهوری‌های پیشین خود در این زمینه سنخیتی ندارند. سارکوزی 50 ساله که نه تنها در سن و سال، آشنایی با انقلاب اینترنت و قول‌های انتخاباتی در زمینه مدرنیزه و مجهز کردن فرانسه در سده بیست شبیه رقیب خود در انتخابات آوریل گذشته است، نسلی متفاوت از شیراک محسوب می‌شود. این در حالی است که رویال همچنان با سخن گفتن از اروپای قدرتمند در مقابل ایالات متحده، همچنان بر سنت ضدآمریکایی حزب سوسیال پا می‌فشارد. از این رو است که به باور آمریکاییان سارکوزی در میان همه پیشینیان خود یک استثنا است.

سارکوزی که با ستایش بی‌اندازه از ایالات متحده و رک‌گویی غیرمعمولش پیرامون ضعف‌های فرانسه در نخستین کتابش به زبان انگلیسی موج بزرگی را در میان مخاطبان آمریکایی برانگیخت، یادآور می‌شود که هرگز از ستایش بزرگ‌ترین دموکراسی جهان شرمسار نخواهد بود. او در سفر سال گذشته خود به آمریکا در مراسم بزرگداشت 11 سپتامبر، از سیاست خودخواهانه فرانسه در عراق انتقاد کرد و پس از رییس‌جمهور شدن با اشتباه خواندن تعریف هویت تازه از سوی اروپا در برابر ایالات متحده، از روابط فرانسه و ایالات متحده به عنوان آغاز دوره نوینی در روابط دو سوی آتلانتیک سخن گفت. وی هم‌چنین سیاست دوجانبه‌گرایی و حتی اندیشیدن درباره آن را چشم‌پوشی از موفقیت‌های طلایی می‌داند.

او در کتاب خود روابط دو کشور را چیزی جز یک دوستی استوار نمی‌داند که به وسیله تاریخ انقلابی مشترکی که پایه در آزادی فردی و جمهوری‌خواهی دارد، به هم پیوند داده شده است. فرانسه آزادی خود از اشغال آلمان نازی در سال 1994 را مدیون ایالات متحده است.

به باور سارکوزی امروز نیز دو کشور با چالش‌های مشترکی همانند تروریسم، گسترش سلاح‌های هسته‌ای و رشد چین، هند و برزیل روبه‌رو هستند.

دیدگاه‌های سارکوزی درباره روابط با ایالات متحده و سیاست خارجی فرانسه، او را در برابر سیاست‌های مستقلانه دو گلیست‌ها و عرب‌گرایانی قرار داده که زمان‌های طولانی بر دیپلماسی فرانسه حاکم بوده‌اند. سارکوزی خواستار پشتیبانی بیشتر از اسراییل است. او بر این باور است که فرانسه نباید روابطش با این کشور را براساس افزایش و کاهش منافع خود در کشورهای عربی پایه‌ریزی کند.

سارکوزی در زمینه آفریقا هم خواستار پایان دادن به روابطی شده است که پایه آن ارتباط با شبکه‌های مشکوک و سیستم‌های مافیایی قدرت است. وی خواستار شفافیت بیشتر و رویکرد دموکراتیک از سوی پاریس در برخورد با این کشورها است.

در زمینه محافظت و پاسداری از زبان فرانسه در آفریقا، سارکوزی خواستار مسامحه بیشتری شده و حتی پیشنهاد کرده که فرانسویان باید خود را کم‌کم برای سخن گفتن بیشتر با زبان انگلیسی آماده کنند. از این رو برای بیشتر فرانسویان چنین دیدگاه‌هایی آن‌ هم از سوی یک نامزد انتخاباتی، یک جسارت بزرگ پنداشته می‌شود.

این در حالی است که سارکوزی به باور خود در انتقاد از سیاست‌های داخلی فرانسه خویشتنداری از خود نشان داده است. چرا که در 25 سال گذشته فرانسه به جامعه‌ای ایستا تبدیل شده که تقدس کار و کوشش در آن از میان رفته است و با اعتقاد به پایداری سیستم رفاهی فرانسه، خود را فریب داده است. میانگین بیکاری 6/8 درصدی کنونی هیچ‌گاه به زیر 8 درصد در نسل گذشته نرسیده است.

تولید ناخالص ملی این کشور که در دهه 1970 بالاتر از انگلیس بود، هم‌اکنون 5 درصد کم‌تر از این کشور است و در حالی که سایر اروپاییان خود را برای جهانی شدن آماده می‌کنند، فرانسه آن را رد کرده و خود را در پشت اعتقاد ویرانگر ضدلیبرالیستی جهانی شدن پنهان کرده است. از این رو به باور سارکوزی امروز فرانسه نمی‌تواند همانند دهکده‌های گالی در برابر محاصره سربازان رومی‌ها، از خود دفاع کند. چرا که تنها در کارتون‌های استریکس است که این دهکده‌ها بر رومی‌ها پیروز می‌شوند.

سارکوزی که به هنگام شورش‌های سال 2005 وزیر کشور بود و این جنبش‌ها را محکوم و بر یادگیری ارزش‌های جمهوری فرانسه از سوی مهاجرات پافشاری می‌کرد، اکنون به این باور رسیده است که فرانسه در رویارویی با حقیقت تلخ نابرابری اجتماعی‌اش خود را در پشت تئوری مکتب برابری‌خواهی پنهان کرده است. این نمایانگر ناتوانی فرانسه برای حل تضادهای حقوق اقلیت‌ها به ویژه مسلمانان به عنوان بزرگ‌ترین اقلیت می‌باشد، جمعیت 5 میلیونی که همانند قمر به دور شهرهای بزرگ فرانسه گرد آمده‌اند.

دیدگاه‌های سارکوزی فرزند مهاجر بلغاری و نوه تسالونسکی یهودی درباره یکپارچگی فرانسه دارای موانع اساسی است. او هنوز سنگینی بزرگ شدن به عنوان یک بیگانه و نام برده شدن به عنوان یک خارجی را احساس می‌کند. اقدام سارکوزی در انتصاب یک مسلمان به عنوان بزرگ‌ترین معتمدش در مقام بزرگ‌ترین نماینده کشور در هیات‌های منطقه‌ای، باعث جنجال‌های زیادی در هیات حاکمه این کشور شده است. چرا که برای بسیاری این اقدام دهن‌کجی به سنت سکولار این کشور و به ویژه قانون جدایی دین از سیاست به عنوان قانون مقدس این کشور تلقی می‌شود.

به باور سارکوزی فرانسه نیاز به بازسازی الگوی اجتماعی‌اش برای زنده کردن رشد اقتصادی دارد. راه‌حل وی در این زمینه، بازسازی وجدان کاری با کمک اثبات ارزش کار و تعهد به قوانین رفاه و کاهش مالیات بر درآمد و تشویق ایجاد کار در بخش خصوصی است. هرچند سارکوزی هدف خویش را بیدار کردن مردم می‌داند نه تحریک کردن آن‌ها، اما یکی از محدودیت‌های لیبرالیسم اقتصادی سارکوزی سیاست‌های مداخله‌گرایانه وی در بخش صنعت‌ است. از این رو خوش‌بینی‌های وی درباره چشم‌انداز کاهش مالیات‌ها به دلیل دخالت دولت در بخش صنعت به عنوان بزرگ‌ترین مالیات‌دهنده، ممکن است فرانسه را به وضعیت خطرناکی بکشاند.

اکنون پرسش اساسی این است که آیا فرانسه آمادگی پذیرش اصلاحات دشوار را دارد؟ چرا که هرچند بیرون کشیدن فرانسویان از خانه‌های راحتشان ممکن است دشوار باشد ولی به هر حال سارکوزی قول داده است که مزایای فرانسویان را بیشتر خواهد کرد. سارکوزی بر این باور است که راه‌حل وی برای فشار در راستای برپایی آرام ممکن است همانند پادگان‌های قربانیانی را هم به دنبال داشته باشد.

سارکوزی که در انتخابات آوریل گذشته، از تاکتیک انتخاباتی بزرگ‌نمایی ضعف‌های دولت حاکم در سال 2002 استفاده کرد، اکنون سیاست‌های کاملاً متضادی را که خود در دوران شیراک انجام می‌داد و خود مسبب بخشی از آن ضعف‌ها بود در پیش گرفته است. از این رو به نظر می‌رسد که اکنون فاصله زیادی میان اندیشه‌ها و اعتماد سارکوزی وجود دارد.

او خواستار تغییرات بنیادین در همه زمینه‌های زندگی فرانسویان در چارچوب یک حرکت آرام است، تغییراتی که سارکوزی در سراسر کتابش به گونه‌ای جسورانه و پرسش‌برانگیز پیرامون نترسیدن فرانسه از تغییرات و انتظار کشیدن، آن را تکرار کرده و بر این باور است با وجود مقاومت شکننده فرانسه در برابر تغییرات، برای انجام آن بی‌تابی می‌کند.

سارکوزی لازمه این تغییرات را کاهش فاصله میان مردم عادی و نخبگانی می‌داند که در چند سال گذشته تماس خود را با مردم از دست داده‌اند.

با باور وی این مردم عادی فرانسه نیستند که با ایالات متحده مشکل دارند، بلکه تنها یک طبقه سیاسی (نخبگان) آن هم در پاریس هستند که گرایش‌های ضدآمریکایی دارند.

چون مردم عادی با آغوش باز از فرهنگ عمومی آمریکایی استقبال می‌کنند. از این رو اگر نخبگان لحن و گفتار خود را در این زمینه نرم‌تر کنند، مردم فرانسه خود را برای روابط عادی‌تر با متحد قدیمی آنسوی آتلانتیک فراهم خواهد کرد.

اکنون پرسش این است آیا سارکوزی می‌تواند دستور «برپایی آرامی» را که قول داده، همین امسال صادر نماید؟ شواهد و بررسی‌ها؛ نشان از ناتوانی وی در این زمینه دارد.

سارکوزی سال گذشته از سیاست فرانسه در عراق انتقاد زیاد می‌کرد. ولی اکنون درحال بازنگری دیدگاه خود در این زمینه است. سارکوزی در جریان انتخابات، برخی از دیدگاه‌های تند خود نرم کند. و در پی ایجاد نوعی تعدیل در قول‌های خود را در زمینه تکان دادن فرانسه، به ویژه سرمایه‌داری مالی است. اکنون به نظر می‌رسد که سارکوزی بسیاری از اندیشه‌های جنجالی پیشین خود را حتی پیش از رسیدن به مرحله عمل دفن خواهد کرد، این موضوع خود به گسست‌های زیادی در رفتارهای سیاسی وی خواهد انجامید.

شاید بتوان گفت که بیشتر قول‌های سارکوزی نوعی نیرنگ انتخاباتی برای فریب و نابودی تهدید لوپن از جناح راست و بایرون به عنوان ستاره شکوفای انتخابات گذشته از جناح میانه حزب راست بوده است. برخی از پیشنهادهای مردم‌پسند و شگفت‌انگیز سارکوزی همانند ایجاد وزارت مهاجر و هویت ملی و یا حمله وی به سیاست برتری ارزش یورو جدای از ترس از ایجاد آشوب طبقه کارگر راستگرا، بیشتر برای ساختن پلی برای دستیابی به آرای بیشتر در انتخابات انجام شد.

اکنون پرسش اساسی این است که آیا دیدگاه‌های مردم‌پسند و اندک جسورانه و تعهد سارکوزی به ارزش‌ها و سیاست‌های اعلامی وی در کتابش به چالش کشیده نخواهد شد؟ در این زمینه باید یادآور شد که با توجه به این که امید بیشتر هواداران لیبرال وی، در زمینه اقتصاد و سیاست، کم‌کم به خاموشی می‌گراید، بزرگ‌ترین نگرانی در این زمینه مشروعیت سارکوزی است.

برخوردهای وی در پست وزارت اقتصاد و به ویژه تهدیدهای تلویزیونی‌اش برای اخراج رییس اتحادیه سوپرمارکت‌های فرانسه در صورت کاهش ندادن بهای کالاها، از وی سیمای یک انسان ناتوان و زورگو در فرانسه ترسیم کرده است. این در حالی است که همه فرانسویان به شیراک که بیش از یک دهه کشورش در رکود به سر می‌برد، به دید یک اصلاح‌طلب پرانرژی نگاه می‌کنند.

از این رو سارکوزی می‌کوشد تا با ریسک‌پذیری و عملگرایی، از خود چهره یک رییس‌جمهور ستیزه‌جو و غیرایدئولوژیک را به نمایش بگذارد.

به همین خاطر، امروز فرانسه به رییس‌جمهوری نیاز دارد که مشکلات رای‌دهندگانش را درک کند تا نویسنده‌ای که تنها می‌تواند سخنان زیبا بنویسد و آرزوهای قشنگ بپروراند. بنابراین سارکوزی اکنون مجبور است که خود را به واقعیت نزدیک‌تر کند.