تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۲:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۲۶۰۶۴۴
اشاره: واقعیت این است که تضاد میان طیف‌های مختلف معارضان در سوریه، اندک اندک، خود تبدیل به معارضه‌ای می‌شود که موضوع اصلی آنها، یعنی سرنگونی نظام اسد را به یک مسأله درجه دوم تبدیل خواهد کرد. با مشاهده نشانه‌هایی که هم‌اکنون به روشنی قابل رصد است، درمی‌یابیم که اگر هرچه سریعتر، راه‌حلی مسالمت‌آمیز برای حل بحران سوریه ارائه نشود، شاهد جنگی میان مخالفان حکومت سوریه بر سر کسب قدرت خواهیم بود که به مراتب از وضعیت کنونی دهشتبارتر است. در بخش حاضر از مقاله، مروری بر این عارضه در صحنه پرآشوب سوریه خواهیم داشت.

«حسن عبد العظیم» بر این باور است که مردم سوریه خواهان پایان?دادن به نظام استبداد و فسادوتشکیل نظامی ملی- دمکراتیک ودولت مدنی برای مردم سوریه هستند که همه شهروندان ازتمامی گروه‌ها،طبقات،طوایف ومذاهب درآن مشارکت داشته باشند.

بر هیچ کس پوشیده نیست که«کمیته هماهنگی» به شدت مخالف عملکرد «ائتلاف معارضان» و «شورای ملی معارضان»سوری است وعبد العظیم براین باور است که اخوان المسلمین برائتلاف معارضان سوری حاکم است وبه گزینه‌ای غیرازراه حل نظامی باورندارد،همانطور که نظام سوریه نیز به راه حل امنیتی نظامی معتقد است.

این معارض سوری دراین خصوص هشدار داد که ورود طرف‌ها وشخصیت‌های جدید مانند« معاذ الخطیب» ودیگران، تغییرچندانی به وجود نیاورد.عبد?العظیم می‌افزاید: «هنگامی‌که معاذ الخطیب موضع خود درخصوص گفت‌وگو با نظام سوریه راکه به راه حل مورد نظرکمیته هماهنگی نزدیک است بیان کرد،مشاهده کردیم که تلاش کردند اوراازائتلاف دورکنند.

تصمیم‌گیری‌ه��ی ائتلاف معارضان سوریه، وابسته به شروط ومیزان کمک‌های مالی ونظامی خارجی ها است. »عبدالعظیم به?شدت با تشکیل دولت موقت ائتلاف معارضان سوری در شمال سوریه مخالف است و در این ارتباط می‌گوید:« کمیته هماهنگی ملی معارضان وهمپیمانان ما در داخل و خارج، مخالف تشکیل دولت موقت در شمال سوریه هستند و این موضع ودیدگاه ما،اززمان تاسیس شورای ملی معارضان بود. ما مخالف تشکیل دولت انتقالی که توافقنامه ژنو از آن سخن می‌گوید نیستیم و خواهان مذاکره بین معارضان ازیک سوونظام ازسوی دیگرهستیم».

دیدگاه‌های سیاسی نیروهای معارض ازهرطیف وجریانی را می‌شد در هر کشوری که درنزاع خونینی همچون سوریه درگیرنباشد مطرح کرد،نزاعی که تاکنون ده‌هاهزارقربانی ومیلیون‌ها آواره از خود برجای گذاشته است.

به همین دلیل کفه ترازوی نیروهایی که درخاک سوریه مبارزه می‌کنند، بر شخصیت‌ها واحزاب مقیم پایتخت‌های عربی و غربی سنگینی می‌کند. جنگجویان همواره این شخصیت‌هاواحزاب رامتهم می‌کنند که ازدردورنج مردم سوریه ومشکلاتی که با آن مواجه هستند، بی‌اطلاعند.

داده‌های موجود بر این نکته تاکید دارد که شکاف بین گروه‌های مسلح ومعارض،همچنان درحال تشدید وافزایش است.این موضوع حتی درصف ائتلاف معارضان وارتش آزاد سوریه نیز مشاهده می‌شود.این درحالی است که ارتش آزاد سوریه با معضل و چالشی به نام تعدد مسئولان وفرماندهان میدانی،نبودساختارسازمان یافته ومنسجم به دلیل کثرت اختلافات و درگیری‌های مسلحانه بین گروه‌های تشکیل دهنده مواجه است وهرروزسخنان بیشتری درباره تسویه حساب‌های داخلی آنها به گوش می‌رسد که شاید یکی ازبارزترین ومهمترین آنها، تلاش برای ترور سرهنگ «ریاض السعد»فرمانده ارتش آزاد سوریه در «دیر الزور» است.

به همین دلیل گروه‌های تکفیری موفق شدنددر مناطق متعدد،گروه‌های وابسته به ارتش آزاد سوریه را که زمانی مناطق بی‌شماری در کنترل خودداشتند، ازپیش رو بردارند و این موضوع به شکلی ویژه درخصوص گروه تکفیری«جبهه النصره» که چندی پیش با سازمان تروریستی القاعده بیعت کرد، صدق می‌کند و این صرف نظر از گروه‌های مسلح و تروریستی دیگری است که از طرف‌های خارجی تبعیت می‌کنند. به همین دلیل عجیب نیست، اگر گفته شود که در حال حاضر معارضان سیاسی، صدایی در سوریه ندارند، چراکه هم?اکنون اولویت، عرصه جنگ است وطرف‌های سیاسی معارض باید درانتظارتوافق‌طرف‌های خارجی برای دستیابی به راه حل سیاسی و مسالمت آمیزبحران سوریه بمانند، به ویژه آنکه هشدارهایی جدی نیزدرباره احتمال سرایت بحران به کشورهای همجوارسوریه داده شده است.

بازیگران تحولات سوریه

با آغاز بحران سوریه مواضع بین المللی ومنطقه‌ای درقبال این بحران به دوبخش مخالف وموافق تقسیم شد تا این شکاف مواضع، پیام‌آورشکل گیری نظام جدید چند قطبی درعرصه بین?المللی باشد. مهمترین بازتاب‌های بحران سوریه را باید بروز شکاف در عرصه بین المللی در خصوص نحوه تعامل با این بحران به شمار آورد و این تداعی کننده جنگ سرد دراذهان وتعدد محورهای اختلاف بین شرق وغرب و سرمایه‌داری و کمونیسم بود.

این درحالی است که تا پیش ازآغاز بحران سوریه، برای دو دهه شاهد حاکمیت آمریکا برعرصه بین?المللی بودیم وآغاز بحران سوریه عاملی شد تا بار دیگر موازنه‌ای بین قدرت‌های بزرگ درعرصه بین المللی حاصل شود.شکافی که هم اکنون عرصه بین?المللی شاهد آن است، به این معنا نیست که آمریکا در آستانه عقب نشینی ازعرصه بین المللی وسپردن زمام امور به نیروهای دیگر است،اما بحران‌هایی که واشنگتن طی سال‌های اخیردرگیرآن بوده، ازجمله جنگ?های افغانستان وعراق وبحران مالی جهانی،موجب شد دولت آمریکا ازبرخی برنامه‌های خود عقب نشینی کند و این به نیروها وقدرت‌های بین?المللی و در راس آنها روسیه، چین وگروه«بریکس»اجازه داد تا درعرصه بین المللی بار دیگر خودوموضع ودیدگاه خودراارائه وهشداردهند که جهان تغییرکرده وسیاست یک قطبی دیگردر عرصه بین الملل سیاست کارآمدی به شمار نمی‌آید و این موضوع رابه شکلی عیان وملموس دربحران سوریه می‌توان ملاحظه کرد.

این شکاف و تقسیم تنها محدود به کشورهایی نمی‌شد که ذکر آنها رفت، بلکه چنین شکاف?هایی رادرجهان عرب نیز شاهد بودیم که درقالب اتحادیه عرب با بحران سوریه با احتیاط برخورد کردند ودرخفا وآشکارسخنان بسیاری به گوش رسیدمبنی براین که برخی کشورهاتوان مخالفت و با فشارهای سازمان یافته وبرنامه‌ریزی شده ازسوی غرب ورژیم‌های عربی حوزه خلیج فارس علیه نظام سوریه را ندارند.

این طرف‌ها به رهبری عربستان سعودی وقطر،سرانجام با تعلیق عضویت سوریه در اتحادیه عرب ودادن کرسی این کشوربه ائتلاف معارضان،سوریه راازعرصه جهان عرب دورکردندوبا ارائه کمک‌های مالی و نظامی به گروه‌های تروریستی وافراد مسلح،خود را در بحران گرفتارکردند و به آن دامن زدند،اماتمامی تلاش‌های صورت گرفته ازسوی آنها برای بین المللی کردن جنگ و به?طورمشخص کردن وارد کردن سازمان‌های بین المللی ازجمله سازمان ملل به عرصه بحران ازطریق کسب موافقت آنها بااشغال نظامی،با شکست مواجه شد.

«بازی با بزرگان» قواعد متفاوتی دارد،به خصوص اگردرحوزه چنین بزرگانی،کشورهایی چون روسیه،چین،دیگراعضای بریکس وایران قرارگرفته باشند.این کشورها درطول بحران سوریه باتاکید برگفت‌وگوی داخلی،به راه حل مسالمت‌آمیزبرای بحران سوریه توسل جستند وهرگونه دخالت خارجی وتحمیل خواسته‌های موردنظرکشورهای غربی وبرخی رژیم‌های منطقه‌ای بر دمشق رارد کرده ونسبت به تکرارسناریوی لیبی درسوریه، هشداردادند.          ادامه دارد...