*هم اکنون یک کردستان ظاهراً مستقل در عراق وجود دارد که ترکها را به دلیل وجود نیروهای وابسته به حزب کارگران کردستان(پکک) در بخشی از کردستان عراق، نگران ساخته است. به رغم اینکه پکک از سوی مقامات آمریکا در لیست گروههای تروریستی قرار گرفته است، واقعاً به نظر نمیرسد که ایالات متحده به عنوان متحد ترکیه بخواهد کار خاصی در مورد این گروه انجام دهد. آیا این مسأله پتانسیل تضعیف مناسبات آمریکا و ترکیه را فراهم نمیآورد؟
**این مسأله، قصه بزرگ و ناگفته جنگ عراق است. این مشکل نه تنها پتانسیل تضعیف روابط دو جانبه آمریکا و ترکیه را فراهم میکند، بلکه این روابط قبلاً هم دچار اشکال شده است. این روابط از زمان حمله ایالات متحده آمریکا به عراق در سال 2003به دلیل ترس ترکیه از مسائل مربوط به «پکک» تحت تأثیر قرار گرفت. «پکک» یک نگرانی عمده برای ترکیه به حساب میآید زیرا این گروه، یک سازمان تروریستی است که از 1984تا 1999به مخالفت با ترکیه پرداخته است. سپس این گروه تا سال 2004 اقدام به برقراری آتشبس یک جانبه کرد ولی دوباره به خشونت علیه ترکیه، ارتش ترکیه و منافع ترکیه روی آورد. مسأله مهمتر برای ترکها این است که ممکن است آمریکا از تشکیل دولت مستقل کرد در شمال عراق حمایت کند. چنین مسألهیی میتواند بر روی جمعیت عظیم کردها که در ترکیه ساکن هستند، تأثیر فراوان گذاشته و آنان نیز به تشکیل یک دولت مستقل در مناطق جنوبی ترکیه ترغیب کند. این احتمالات به مثابه خنجری هستند که بندهای میان آمریکا و ترکیه را پاره میکنند؛ دو کشوری که بعد از جنگ جهانی دوم متحدان نزدیک یکدیگر بودند.
*البته در آغاز جنگ عراق، مهمترین لطمه به آمریکا این بود که مجلس ترکیه طرح اعزام نیروهای ایالات متحده را از خاک ترکیه به عراق، تصویب نکرد. آیا تکانههای این اقدام همچنان باقی است؟
**قبل از رأی مجلس ترکیه، آنچه ما فکر میکردیم در ترکیه اتفاق خواهد افتاد، یک سوء تعبیر اساسی بود. اولاً شما جمعیتی داشتید که ذاتاً ناسیونالیست است و از سنین پایین به خاطر میآورد که ارتشهای بیگانه به چه ترتیبی در طول جنگ جهانی اول وارد خاک آنان شدند تا کشورشان را تجزیه کنند . البته ملت ترکیه در مورد آمریکاییها چنین فکر نمیکنند، ولی در میان ایشان در مورد حضور نیروهای خارجی در کشورشان، حساسیت وجود دارد. مسأله دوم این است که ما بر روی افرادی در ترکیه حساب میکردیم (ارتش ترکیه) که عملیات آزادی عراق را یک پدیده منفی تلقی میکرد. آنان مسلماً دوستدار صدامحسین نبودند، ولی او یک مشکل عمده برای ترکیه به حساب نمیآمد. در واقع صدام توانسته بود کشورش را با ثبات نگاه دارد و از نگاه نظامیان ترکیه، یک عراق با ثبات بسیار بهتر از آن چیزی بود که بعداً توسط آمریکاییها اتفاق افتاد. برای نیروهای نظامی ترکیه، یک کردستان مستقل امکان کمتری برای موجودیت در زمان صدام در مقایسه با عراق آشوبزده پس از جنگ داشت.
سومین مؤلفه این بود که یک دولت کاملاً جدید در ترکیه بر سر کار آمده بود و مشخص نبود که آیا این دولت میتواند آرای مورد نیاز را در پارلمان برای حمایت از درخواست آمریکا جلب کند یا خیر. ایالات متحده پاسخهای کافی و مناسب برای پرسشهای نمایندگان پارلمان ترکیه نداشت: اینکه نیروهای آمریکایی تا چه زمانی در ترکیه باقی خواهند ماند؟ طرح آمریکا برای عراق پس از جنگ چیست؟ به دلیل اینکه یک دولت جدید در ترکیه ظهور یافته بود، هیچ یک از نمایندگان پارلمان حاضر نبود رأی خود را صرفاً به پشتگرمی نخستوزیر رجبطیب اردوغان و وزیر خارجه عبدالله گل بفروشند. ما اساساً دچار نوعی سوء تعبیر از شرایط داخلی ترکیه شدیم.
*بدین ترتیب روابط میان ایالات متحده و ترکیه چگونه خواهد بود؟ ما آمریکاییها همچنان از پایگاههای هوای آنان استفاده میکنیم. اینطور نیست؟
درست است. ما به پایگاه هوایی اینجرلیک که یک پایگاه هوایی متعلق به ناتو در مجاورت عراق است، دسترسی داریم. در عین حال هم اکنون تعداد زیادی از پروازهای مهم، سوختگیری هواپیماها و پشتیبانی لجستیکی نیروهای آمریکایی در عراق از طریق خاک ترکیه و توسط پرسنل ترک انجام میگیرند. تمامی اینها نشانههای خوبی هستند و از همکاری خوبی حکایت دارند. اما در سطح وسیعتر، هر آنچه ترکها از وقوع آن در هراس بودند و میتوانست تأثیری منفی بر امنیت آنها داشته باشد، در عراق اتفاق افتاد. همانطور که در ابتدا اشاره کردیم، نگرانی آنها پکک و ناسیونالیسم کردی است. آنها از آمریکا برای برخورد با پکک درخواستهای مشخصی دارند. آنان از ایالات متحده میخواهند اطلاعاتی مفید ارائه کند تا ترکها بتوانند خودشان پکک را تعقیب کنند. این در حالی است که آمریکا حاضر نیست هیچ یک از این کارها را انجام دهد.
*آیا فکر میکنید ایالات متحده چیزهای زیادی در مورد پکک میداند؟
**من فکر میکنم ما چیزهای زیادی در مورد پکک میدانیم. ما اولین متحد ترکیه بودیم که پکک را به عنوان یک سازمان تروریستی معرفی کردیم. مساله اساسی این نیست که ما به اندازه کافی در مورد پکک نمیدانیم. مساله اساسی این نیست که ما پکک را سازمان تروریستی فرض نمیکنیم. مساله اصلی این است که نمیخواهیم همه چیز را در شمال عراق خراب کنیم.
*اظهارات متحدان کرد ما به ویژه جلال طالبانی رئیسجمهور عراق و مسعود بارزانی رئیس دولت خودمختار کرد در مورد پکک چگونه است؟
**طالبانی و بارزانی روابط ضعیفی با یکدیگر دارند. در واقع احزاب این دو در دهه 1990 بارها با یکدیگر جنگیدهاند اما در زمان خاصی، به نوع همزیستی با یکدیگر روی آوردهاند. در عین حال آنان روابط نسبتاً خوبی با ترکها دارند. البته ترکها از بارزانی رضایت چندانی ندارند چرا که فکر میکنند قاعدتاً وی میبایست به پکک پناه داده باشد. از نگاه رهبری کرد عراق، اگر آنها یا آمریکاییها، گروه پکک را به خدمت میگرفتند، شمال عراق دچار بیثباتی میشد. از نگاه ایالات متحده، آدمهای زیادی هستند که به سمت ما شلیک میکنند. پس بنابراین ما نیازی به دشمن جدید نداریم که با ما بجنگد. از سوی دیگر در دیدگاه بارزانی، پکک میتواند توازن قوا در منطقه نسبتاً آرام و با ثبات شمال عراق که یک حکومت نوپای کرد در این منطقه در حال تشکیل است، بر هم زند. این مسالهیی نیست که او بخواهد خود را بدان دعوت کند.
*الان همه میگویند که اعضای پکک در کوههای مرزی ترکیه و عراق سکونت دارند. آیا دولت بارزانی نیز در آنجا حضور دارد؟
**پیشمرگان(نظامیان حکومت کرد) یک نیروی جنگی بزرگ و نسبتاً با تجربه است. آنها فقط در کوهها حضور ندارند بلکه در کمپهای شمال عراق نیز سکونت دارند. اما همان گونه که گفتم، به نفع بارزانی نیست که مستقیماً پکک را به خدمت گیرد، اما کردها این شهر قدس خود میدانند زیرا چنین اقدامی اوضاع آن منطقه را بیثبات خواهد ساخت.
*کم کم به موضوع اصلی میرسیم. حدس میزنم شهر کرکوک برای کردهای شمال عراق بسیار مهم است. به طور خلاصه در مورد آن صحبت کنید.
** قرار است در اواخر سال2007 رفراندومی به منظور جابجایی کرکوک برگزار شود. اینکه کرکوک در درون دولت منطقهیی کردستان قرار گیرد یا اینکه در منطقه دیگری همچون ایالات مرکزی عراق جای خواهد گرفت. کرکوک به عنوان جهان کوچک تمامی عراقیها قدس شناخته شده است. اگر چه کرد، عرب، ترکمن، سنی و شیعه همگی در کنار هم در این شهر زندگی میکنند. در اواخر دهه 1980صدامحسین آشکارا تلاش کرد کردها را از کرکوک تبعید کرده و جمعیت عرب را جایگزین آنها کند. پس از سقوط صدام، کردها تلاش میکنند تا تغییرات جمعیتی در این شهر را از طریق بازگشت کردها به کرکوک، به شرایط قبل از دهه 1980بازگردانند. آنچه ترکها را نگران میسازد، این است که کرکوک زیر سلطه حکومت منطقهیی کردستان قرار گیرد و کردها از ثروت نفتی این شهر برای پایهریزی دولت مستقل کرد بهره گیرند. ترکها نگران آنند که این ثروت نفتی نه صرف ساختن کاخهای بزرگ برای حاکمان کرد، بلکه برای خرید تسلیحات و جنگ برای استقلال کردستان هزینه شود.
میبایست اضافه کنم این رفراندوم در قانون اساسی عراق مورد تاکید قرار گرفته و ترکها سعی دارند با لابیگری، برگزاری آن را به تاخیر بیدازند.
*آیا ادعاهای ترکیه در مورد کرکوک صحت دارد؟
**البته کرکوک شهری نبوده که قسمت اعظم جمعیت آن را ترکها و ترکمنها تشکیل دهند اما یک رابطه فرهنگی میان کرکوک و ترکیه وجود دارد. بیشتر جمعیت کرکوک را کردها تشکیل میدهند و هنگامی که ترکها از حمایت اقلیت ترکمن در این شهر سخن میگویند، این بدان معنا است که ترکیه منافع استراتژیک گستردهیی برای جلوگیری از تبدیل شدن کرکوک به بخشی از حکومت منطقهیی کردستان دارد.
*دولت بوش نمیخواهد از این مساله یک داستان بزرگ بسازد. ایالات متحده در این جا چه منافعی دارد؟
**ما دارای چندین منفعت متضاد در این منطقه هستیم. کردها گروهی در عراق به حساب میآیند که بیشترین کمک را به آمریکا میکنند. آنان از حمله ما به عراق استقبال کردند. شمال عراق تاکنون با ثبات بوده است و کمترین مسائل همراه داشته است. کردها نیز تا آنجا که میتوانستند با ما همکاری کردهاند. حالا شما در سوی دیگر ترکها را دارید. ترکیه برای مدت مدیدی متحد استراتژیک ایالات متحده بوده است، اگر چه این کشور در عملیات آزادسازی عراق به گونهیی که آمریکاییها میخواستند، همکاری نکرد. آمریکا میبایست روابط خود را با ترکیه به عنوان یک کشور مهم در خاورمیانه، آسیای مرکزی، اروپا، جنوب شرق اروپا، قفقاز و متحد فوری خود در شمال عراق حفظ کند. مساله برقراری توازن میان این منافع رقیب بسیار مشکل است.