ترجمه: کرم نجفی
وضعیت لبنان منجر به مطرح شدن سوالاتی شده است که بیپاسخ مانده است. یکی از این سوالات دانستن رابطه بین حوادث اخیر و مطرح شدن طرح پیشنهاد قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد بدون توافق پارلمان لبنان برای تشکیل دادگاه ترور رفیق حریری نخستوزیر پیشین آن کشور است. پاسخ به این سوال نه تنها برای بیروت اهمیت دارد بلکه برای دمشق اهمیت بالاتری دارد.
هر چند که رابطه بین این حوادث و دادگاه فوقالذکر چندان واضح به نظر نمیرسد اما در 17 می تنظیمکنندگان متن قطعنامه یعنی ایالات متحده، انگلیس و فرانسه آن را در بین اعضای شورای امنیت سازمان ملل منتشر میکنند. در 20 می درگیری غیر قابل پیشبینی در شمال لبنان بین نیروهای لبنان و گروه فتح الاسلام که در اردوگاه آوارگان فلسطینی در نهرالبارد سنگر گرفته بودند رخ میدهد. در همین روز بمبی در منطقه مسیحی نشین بیروت منفجر میشود و در 21 می انفجاری در منطقه اکثراً مسلماننشین پایتخت به وقوع میپیوندد.
آیا ارتباطی در این همزمانی وجود دارد؟
به یاد میآوریم که روسیه در چندین نوبت به تشکیل عجولانه دادگاه بدون اتفاقنظر در جامعه لبنان هشدار داده و اعلام کرده است که این امر موجب وخیمتر شدن اوضاع خواهد شد.
در کنار موافقت با نظر اعضای شورای امنیت به ضرورت تشکیل این دادگاه، روسیه پیشنهاد دادن زمان بیشتر برای رسیدن به سازش در بین اپوزیسیون و ائتلاف 14 مارس را داده است. همانطوری که شش ماه قبل نیز دولت لبنان با مطرح کردن تشکیل این دادگاه بدون موافقت پارلمان را مطرح کرده بود و این امر موجب نارضایتی گروههای مخالف شده بود.
بنابراین روسیه با در نظر گرفتن اینکه اوضاع وخیمتر نشود، دادن این فرصت را ترجیح میدهد و این در حالی است که فوریت تشکیل دادگاه به نوبه خود چندان ضروری به نظر نمیرسد چون که کمیسیون بینالمللی تحقیق درباره ترور حریری همچنان به کار خود ادامه میدهد و زمان فعالیت آن نیز تا تابستان 2008 تمدید شده است. اما اگر تحقیقات ادامه یابد و این دادگاه تشکیل شود، چه کسی محاکمه خواهد شد؟ آیا این دادگاه خواهد توانست دستان واقعی در پشت حوادث لبنان را فاش کند؟ همهمه و بلوایی که بر سر دادگاه کشتار بیروت شروع شده است، بیشتر به بازی سیاسی شباهت دارد تا به اینکه در جستجوی قاتلان واقعی حریری باشد.
آیا همیشه وضعیتی که در لبنان ایجاد میشود تنها به عنوان عاملی انفجاری برای آن خواهد بود؟
با توجه به اینکه مسوولان ائتلاف 14 مارس سوریه را به دست داشتن در انفجارهای بیروت و حوادث نهرالبارد متهم کرده و اعلام کردهاند که فتحالاسلام با سرویسهای اطلاعاتی سوریه در تماس است و سوریه آنها را برای بیثبات کردن لبنان در جهت جلوگیری از تشکیل دادگاه بینالمللی به کار گرفته است. از سوی دیگر نمایندگان دولت سوری به سازماندهی در قتل حریری متهم شدهاند دمشق همه این حوادث را تکذیب کرده و هرگونه ارتباط با فتحالاسلام را منکر شده است و با در نظر گرفتن اینکه هیچ دلیلی به غیر از چند شاهد که اذعان کردهاند کماندوهای گروهی از تبعه کشورهای مسلمان از سوریه به لبنان رفتهاند، وجود ندارد بنابراین کافی نخواهد بود که ارتباطی بین تشکیل این دادگاه، دمشق و حوادث اخیر لبنان ایجاد کرد.
در همین حال این اتفاقات نشان میدهد که همه در جهت به واکنش واداشتن طرفداران تشکیل دادگاه بینالمللی بوده است درخواست روسیه برای فرصت بیشتر شانس کمی برای منتهی شدن به نتیجه دارد و از سوی دیگر به نظر نمیرسد روسیه با این قطعنامه مخالفت کند همانطوری که منبعی ناشناس به خبرگزاری روسیه گفته است که ما با اصل برقراری دادگاه هیچ مخالفتی نداریم تنها نگرانی ما این است که از این دادگاه استفاده ابزاری شود. در همین حال سوریه مدت طولانی است که به ترانسفر کردن تروریستها به عراق و بعد از آن به لبنان متهم میشود.
فراموش نکنیم که فتحالاسلام اگر تنها به سرویس اطلاعاتی سوریه ارتباط نداشته باشد بلکه به القاعده و به نیروهای جیشالاسلام در عراق هم ارتباط داشته باشد، این دمشق است که اتهام اصلی متوجه اوست. اما آیا دلایل واقعی برای ارتباط حکومت سوریه با القاعده وجود دارد؟ و یا اگر تروریستها میتوانند از سوریه به عنوان کشوری ترانزیت استفاده کنند در این میان میزان شرکت در جرم حکومت این کشور چقدر است؟ اگر تروریستها قبلاً از خاک عربستان به عراق نفوذ میکردند و غرب به ویژه آمریکا مسوولان سعودی را هیچ وقت به حمایت از تروریست متهم نمیکردند اما امروز وضعیت در مورد دمشق فرق میکند. همیشه این سؤال باقی است که چرا دلایل ارتباط حکومت بشار اسد و تروریسم بینالمللی در عراق و لبنان اگر وجود داشته به شورای امنیت گزارش نشده است. این در حالی است که دمشق چندین بار از دولت عراق و آمریکا خواسته است که اطلاعات لازم در مورد تجاوزات از خاک سوریه به عراق را ارایه دهند که پاسخی دریافت نکرده است. اما در این میان اولویت مهم برای واشنگتن کدام است؟ همکاری واقعی ضدتروریسم یا سرنگونی حکومت بشار اسد؟ سؤال دیگری که برای جامعه بینالمللی مهم است این است که اگر بر عکس بشار اسد اوضاع سوریه را طوری اداره کند که مانع از تجاوز تروریستها به کشورهای همسایه شود. در این صورت در قبال اتفاقات سوریه چه کسی پاسخگو خواهد بود؟ واشنگتن باید توجه داشته باشد که از تکرار اشتباه عراق خودداری کند که سرنگونی رژیم بغداد، عراق را به پایگاهی برای تروریستها تبدیل کرد.