یک عضو حقوقدان شورای نگهبان گفت: مثلث قرائت امام(ره) از اسلام، از سه ضلع جامعیت، پویایی و کارآمدی تشکیل شده است.
به گزارش ایسنا محسن اسماعیلی طی گفتوگویی در آستانه هجدهمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) با ایسنا اظهار کرد: اسلامی که امام از آن به عنوان اسلام ناب یاد میکرد، یک برنامه جامع زندگی است که قابل انعطاف و پویایی است و میتواند به همه مشکلات بشر پاسخ مناسب و در خور دهد.
وی ادامه داد: بر خلاف دیگرانی که اسلام را برنامه رسیدن به آخرتی خوب و بهشتی تلقی میکنند و تنها به تهذیب نفس قائلاند و دین را برنامه زندگی فردی میدانند، امام اسلام را برنامه جامعی معرفی میکرد که علاوه بر امور معنوی و اخروی، عهدهدار ارائه برنامه چگونه زیستن در این دنیا و چگونه اداره کردن جوامع بشری نیز هست.
رییس دانشکده حقوق دانشگاه امام صادق(ع) در عین حال تأکید کرد: امام معتقد بودند اسلام چیزی کم ندارد که دست نیاز به سوی مکاتب بیگانه دراز کند و از این رو به شدت با التقاط مخالف بودند و با تمام گروههایی که به ظاهر در مسیر مبارزه با نظام شاهنشاهی بودند و خود را در این مسیر سهیم میدیدند اما نگاه التقاطی به اسلام داشتند به شدت مخالفت میکردند؛ از جمله نمونههای آشکار این امر، مخالفت امام(ره) از ابتدا با گروهک منافقین (سازمان مجاهدین خلق) بود که بارها به بیانهای مختلف فرمودند دیدگاههای این گروه التقاطی و وارداتی است قابل همکاری نیستند. حتی اواخر عمر پر برکتشان این تعبیر را بسیار به کار بردند که ما طرفدار اسلام ناب هستیم و اسلام ناب به این معناست که دست نیاز به سوی مکاتب دیگر دراز نکنیم. وی تصریح کرد: البته این نگاه حضرت امام، هیچ منافاتی با استفاده از تجربیات و فناوریهای نوین ندارد بلکه ایشان از ابتدا تأکید میکردند که کامل بودن برنامه اسلام به این معنا نیست که از فنون و علوم جدید بهره نبریم. امام همواره مشوق استفاده از آخرین یافتههای علمی جهان بودند؛ اما آن چه که ایشان بر آن تأکید میکردند، عدم خودباختگی در برابر فرهنگ و تمدن غربی و فناوریهای جدید بود.
اسماعیلی با اشاره به گفتوگوی کتبی که بین حضرت امام و رییسجمهور وقت (حضرت آیتالله خامنهای) در خصوص ولایت فقیه صورت گرفت، گفت: ایشان در آن نامه در پاسخ به شاگرد خود، به صراحت اعلام میکنند که آن تفکری که فقه را با عقب نگهداشتن جوامع بشری مساوی تلقی میکند، مورد قبول من نیست و در اصل، ایشان نظام مبتنی بر ولایت فقیه را به همین خاطر پیریزی کردند؛ چرا که معتقد بودند «ولایت فقیه و حکم حکومتی»، سازوکاری است که در متن فقه برای متناسب کردن آن با نیازهای جامعه و کارآمدی فقه پیشبینی شده و به همین دلیل تأکید میکردند که اسلام و حکومتی دینی با این اصل، هیچگاه با بنبست مواجه نخواهد شد.