تاریخ انتشار : ۲۴ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۲۶۲۲۵

هادی خانیکی*

تا آنجا که دیده‌ام، نزدیک به 160 سال است که روزنامه‌نگاران ایرانی از فواید روزنامه می‌نویسند، به اقبال نو جامعه دل می‌بندند و نگاه از سر مهر سیاستگذاران و برنامه‌ریزان دولت‌ها را طلب می‌کنند، اما همچنان راه روزنامه‌نگاری و وضع و وزن مطبوعات در جامعه ما ناهموار و نامتوازن است. در یکی از نخستین نوشته‌ها در این باب روزنامه وقایع اتفاقیه در بیست‌وسوم شعبان سال 1271 قمری نوشته است:

«در این اوقات اگرچه روزنامه‌ها به نسبت سابق طالب و خریدار بیشتر دارد و از فواید روزنامه مردم فی‌الجمله استحضار حاصل کرده‌اند لکن هنوز مثل سایر قرال‌ها و دول روزنامه اشتهار ندارد و انتشار نمی‌یابد و چنانچه مردم طالب شوند نمی‌باشد... اگر چنانچه اهل ایران نیز مثل اهالی یوروپ فواید روزنامه را بدانند دور نیست که در پایتخت در چندین جا و هر روزه بنای باسمه (چاپ) کردن روزنامه مثل ولایات فرنگستان بگذارند که هر روز دو دفعه یا سه دفعه روزنامه درمی‌آید و منتشر می‌گردد...»

این ضعف و نقیصه فرهنگی در جامعه ما معمولا با نگاه نامهربانانه اصحاب قدرت نیز قرین بوده است؛ پس از آنکه روزنامه‌نگاری با قید و بندهای ممیزی و سانسور دولتی همراه شد و از آن پس مسوولان امر طبع و نشر بیشتر همّ خود را بر کنترل مطبوعات قرار دادند تا با توسعه آنها نظرها به سویی دیگر گشوده شد، یکی از نقدهای نخستین مطبوعاتی در این باره از آن نشریه اطلاع است که بیست و پنجم جمادی الاول سال 1300 قمری چنین نوشته است:

«... آیا مدیر و وزیر انطباعات که روزنامه‌جات متنوعه به این تنقیح و آراستگی و امتیاز به طبع و انتشار می‌رسانند و ثمره دانش و تربیت و پلیتیک‌دانی و خبرت و سلیقه خود را در این روزنامه‌جات خاصه جریده اطلاع ظاهر ساخته‌اند چگونه راضی و ساکت شده‌اند که کتب و نسخ عمومیه که باید کافه مردم از آن منتفع و بهره‌مند شوند، به این پستی و ردائت و عدم صحت و امتیاز به طبع و انتشار برسد. آنچه این بنده می‌داند و از اوضاع بعضی از دول متمدنه واقف شده است، گویا تکلیف مدیر و وزیر انطباعات تنها این نباشد که فقط مطالب و چیزهایی که منافی دین و دولت است منع از انطباع نماید، بلکه تکلیف مدیر و وزیر این عمل این است که در جزئی و کلی و صورت و معنی مطبوعات مملکت امعان‌نظر نموده در ترقی آن بکوشد و حال آنکه ما هیچ در مطبوعات عمومی این مملکت امروز حالت ترقی و پیشتازی ملاحظه نمی‌کنیم...».

این روزها که مطبوعات منتقد و مستقل در معرض داوری‌های برخی دولتمردان از سر نابردباری‌اند، تأمل در باب مسائل تاریخی و مزمن مطبوعات باز اهمیت یافته است. مطالعات تاریخی نشان می‌دهد که مطبوعات به ویژه در سطوح تاثیرگذار آن چون معمولا جانب تحول و ارتباط را می‌گیرند به آسانی مخل نظم‌های رسمی و سنتی قلمداد می‌شوند. علاوه بر این، فقدان نگرش‌ها و روش‌های واقع‌گرایانه و مثبت در قبال نهادهای مدنی و احزاب سیاسی و وجود موانع فراوان سیاسی و حقوقی در فرآیند انتشار نشریات تاثیرگذار حزبی به سیاسی شدن یا سیاسی انگاشتن همه مطبوعات حتی در صورت‌ها و قالب‌های خبری، اجتماعی و فرهنگی می‌انجامد، طبیعی است که در چنین موقعیتی آسیب‌پذیری مطبوعات و بروز مسائل صنفی برای دست‌اندرکاران مطبوعات به ویژه در رقابت‌ها و منازعه‌های سیاسی بیشتر می‌شود و روزنامه‌نگاران در دایره فراوانی و فشردگی در «نبایدها» و ابهام و ایهام در «بایدها» سرگردان می‌مانند.   

تعارض درونی میان سرشت و نقش و کارکرد مطبوعات با سلیقه و ساخت قدرت سیاسی به ویژه در غیاب قدرت‌های همسنگ مدنی، موجب می‌شود که عنصر حیاتی و شرط‌های توسعه مطبوعات یعنی آزادی و نقد و پایایی همواره در هاله‌ای از ابهام باقی بماند و نقطه بهینه در «توسعه مطبوعات» هم به لحاظ فرهنگی و تخصصی و هم به لحاظ اقتصادی و اجرایی مبهم و نامشخص باشد. مطبوعات ایران موقعیتی شکننده و نا‌پایدار در فرآیند توسعه دارند، از این رو پایداری و ثبات آنها ـ حتی در وجوه انتقادی ـ به سود همه است. تیراژ عمومی مطبوعات و کتاب همچنان متناسب با تحولات آموزشی و فرهنگی جامعه ایرانی نیست و در قیاس با سهم رادیو و تلویزیون در پوشش خبری و فرهنگی جامعه و پر کردن اوقات فراغت شهروندان ایرانی بخش اندکی را به خود اختصاص می‌دهد. معلوم نیست در چنین وضعی چرا مسوولان و متولیان رسمی به جای آنکه نگران آسیب‌پذیری‌های عام عرصه مطبوعات باشند نگران نقد بخش خاصی از کل مطبوعاتند که گرچه نگاهی از سر نقد به عملکردهای دولت دارند، اما در پایبندی و تعهد به قانون و ملاحظات پیش از آن لحظه‌ای تردید روا نمی‌دارند. بیش و پیش از هر نابردباری باز باید تاریخ مطبوعات ایران را خواند و کاستی‌هایش را دید؛ مسأله، ما هنوز اختصاص 6، 7 دقیقه وقت هر ایرانی به مطالعه کتاب و 20 دقیقه به مطالعه مطبوعات است و برای غلبه بر این نقیصه‌ها حداقل نباید روزنامه‌نگاری را کاری سخت کرد.