تاریخ انتشار : ۲۴ فروردين ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۲۶۲۲۹

حسینعلی نوذری

حزب کارگر

دومین حزب سیاسی مهم انگلستان حزب کارگر است که همانند رقیب خود فراز و نشیب‌های متعددی را پشت سر گذاشته است. در سال 1892 نخستین اعضای حزب کارگر، یعنی جان برنز و کرهاردی همراه با سیزده تن دیگر از اعضای حزب لیبرال کار به مجلس عو‌ام راه یافتند. در سال 1900 با به هم پیوستن و همکاری میان جنبش‌های سیاسی طبقه کارگر نظیر کنگره اتحادیه کارگری، حزب کارگر مستقل، انجمن فابیان و فدراسیون سوسیال دموکرات، کمیته نمایندگی کارگران تشکیل شد مرکب از هفت تن از اعضای اتحادیه‌های کارگری، دو تن از اعضای حزب گردید مرکب از هفت تن از اعضای اتحادیه‌های کارگری، دو تن از اعضای حزب کارگر مستقل،  یک نفر از انجمن فابیان و دو نفر از اعضای فدراسیون سوسیال دموکرات تا بتوانند گروه نمایندگی پارلمان را به وجود آورند. در سال 1906 کمیته نمایندگی کارگری یا کمیته نمایندگی کارگران به حزب کارگر معروف و در سال 1922 جایگزین حزب لیبرال به عنوان یکی از دو حزب عمده بریتانیا شد. در سال‌های 1924 و 1929 تشکیل حکومت داد ولی در هر دو مورد در مجلس عوام در اقلیت قرار داشت. در سال 1945 اکثریت چشمگیری به دست آورد و اقدام به ملی کردن صنایع زغال سنگ، برق، گاز، فولاد و حمل‌ونقل نمود؛ علاوه بر این نظام خدمات بهداشتی ملی ایجاد کرد و برنامه‌های جامعی در خصوص بیمه ملی و بیمه صدمات و خسارات صنعتی ملی ارائه کرد. حزب کارگر همچنین از استقلال کشور‌های هند، پاکستان، سیلان و برمه حمایت کرد. پس از آنکه در سال 1950، 81 کرسی پارلمان را از دست داد (ولی همچنان در اکثریت بود.) به تدریج رو به افو‌ل نهاد، در انتخابات عمومی سال‌های 1951، 1955 و 1959 شکست خورد، ولی در انتخابات عمومی اکتبر 1964 و 31 مارس 1966 برنده شد و انتخابات عمومی 18 ژوئن 1970 با از دست دادن 76 کرسی شکست خورد. در سال‌های جنگ جهانی اول بسیاری از اعضای برجسته این حزب در کابینه پس از سال 1916 لوید جورج حضور داشتند. این حزب در سال 1918 با قبول اساسنامه جدید علنا به سمت سوسیالیسم روی آورد؛ در این اساسنامه، علاوه بر موارد دیگر بر مالکیت اشتراکی تولید، تو‌زیع و مبادله تاکید شده بود. نخستین تجربه قدرت و حکومت توسط حزب کارگر با نخست‌وزیر رمزی مک دونالد آغاز شد، لیکن حکومت وی در اقلیت بود و بیش از دو ماه در سال 1924 دوام نیاورد و در انتخابات عمومی این سال از حزب محافظه‌کار شکست خورد. بحران‌ها و رکود جهانی سال‌های 36 - 1929 تاثیرات خود را بر حزب کارگر کاملا آشکار ساخت. در سال 1929 نیز با وجودی که بزرگترین حزب کشور پس از انتخابات این سال به شمار می‌رفت، نتوانست تا سال 1931 دوام آورد. بحران‌های مذکور حزب را وادار ساخت تا در برابر اقدام‌ها و برنامه‌های محافظه‌کاران تمکین کرده و بسیاری از راهکارهای حزب محافظه‌کار را بپذیرد. اما در پی امتناع جناح چپ از قبول این برنامه‌ها و عدم حمایت از آنها، کابینه دچار اختلاف و دو دستگی شد. در پی این مسئله رمزی مک دونالد اقدام به تشکیل «حکومت ملی» کرد که، ائتلاف بزرگی بود از جریانات سیاسی به رهبری مک دونالد رهبر حزب کارگر، ولی اعضای حزب کارگر این اقدام‌ها را محکوم کرده و مک دونالد را خائن قلمداد کردند. حزب کارگر دیگر نتوانست تا 1945 قدرت را به دست بگیرد. در انتخابات عمومی این سال برای اولین بار توانست اکثریت جامعی به دست آورد. حکومت‌های کارگری سال‌های 1945 - 1951 با نخست‌وزیری کلمنت اتلی در واقعه بیانگر نظام دولت رفاه مدرن محسوب می‌شدند، و همان‌طور که گفته شد حزب در این دوران، بسیاری از صنایع عمده را ملی کرد. همانطور که قبلا در بحث راجع به حزب محافظه‌کار اشاره کردیم، شرایط دشوار دوران بعد از جنگ سبب بازگشت محافظه‌کاران گردید که مصادف شد با دوران رونق که تا 1964 سبب ماند آنها در قدرت شد. طی این مدت حزب کارگر با یکسری مناقشات جدی داخلی روبه‌رو شد، بحث‌ها عمدتا حول سیاست‌ها و برنامه‌های سوسیالیستی بود، این جریانات به پیروزی میانه‌رو‌‌‌ها به رهبری هیو گیتسکل و سپس ‌هارولد ویلسون انجامید. ویلسون از 1964 تا 1970 نخست‌وزیر بود.  این دوره از حاکمیت حزب کارگر با دوران پس از جنگ تفاوت داشت و حزب کارگر را به صورت حزبی تکنوکرات در آورد که اشتراک عقیده زیادی با حزب محافظه‌کار داشت و خو‌استار اداره امور کشور تحت هدایت نوعی اقتصاد مختلط همراه با برنامه‌های دولت رفاه بود. به دنبال برگزاری دو انتخابات عمومی در سال 1974 مجددا حزب کارگر به قدرت رسید. جیمز کالاهان به عنوان نخست‌وزیر جایگزین ‌هارولد ویلسون شد. اما دیری نپائید که حزب کارگر به دلیل مشکلات عدیده مجددا در اقلیت قرار گرفت و مجبور شد برای جلب حمایت به حزب لیبرال اتکا کند که از مارس 1977 تا می 1978 ادامه یافت. طی این دوران، خواسته‌ها و مطالبات اتحادیه‌های کارگری به ویژه تقاضا برای افزایش دستمزد که به افزایش تورم انجامید و علاوه بر آن اقدام به اعتصاب و نقش غالب آنها در تدوین سیاست‌های حزب کارگر و دخالت در امور اجرایی و اداری، سبب تسریع روند افول حزب شد. شکست این حزب در 1979 و روی کار آمدن دولت دست‌راستی محافظه‌کار به رهبری مارگارت تاچر سبب احیای مجدد مناقشه درباره اصول ایدئولوژیک شد.

در سال 1981 چندین تن از رهبران چپ‌معتدل و میانه‌رو از این حزب خارج شدند و حزب سوسیال دموکرات (SDPرا به وجود آوردند. بیانیه حزب کارگر به مناسبت انتخابات عمومی در سال 1983، زمانی که جناح چپ تحت رهبری مایکل فوت به‌طور موقت غالب شد، به عنوان طولانی‌ترین یادداشت انتحار در تاریخ معرفی شد. در این انتخابات محافظه‌کاران برنده شدند، حزب کارگر نیز در رده دوم جدول شمارش آرا قرار داشت. هشت سال بعدی نیل کیناک که به عنوان فردی چپگرا توانست به موقعیت‌های برجسته‌ای در حزب دست پیدا کند، سعی کرد تا مجددا حزب را به مواضع و قدرت سابق آن بازگرداند.