سجاد محبوبی
چندی پیش دیوید کیو یکی از مهرههای اصلی سازمان سیا در ارتباط با هدف نهایی تهاجم فرهنگی آمریکا علیه ایران گفت:
«مهمترین حرکت در براندازی جمهوری اسلامی ایران، تغییر فرهنگ فعلی ایران است و ما مصمم بر آن هستیم»1 و نخستوزیر وقت اسرائیل در اسرائیل در تابستان سال 1381، از کنگره آمریکا خواست تا آمریکا از طریق تبلیغات ماهوارهای نظام جمهوری اسلامی ایران را تغییر دهد. 2
با توجه به اقدامات و استراتژیهای انجام شده از سوی دشمنان علیه انقلاب و ملت ایران در دهه حاضر دشمن از امکانات و ابزارهای نوینی برای تغییر در فرهنگ ایران استفاده مینماید که از آن جمله میتوان به :
1- مستهجننگاری و دروغپردازی در اینترنت3
2- تهیه و ارسال برنامههای نرمافزاری4
3- تولید و پخش برنامههای رادیویی و تلویزیونی 5
4- چاپ و انتشار کتاب و نشریات 6
5- حمایت و پشتیبانی از نویسندگان و فیلمسازان دگراندیش ۷ اشاره نمود. دشمن در زمینه هجوم نرم به خوبی میداند که با تغییر در تفکر مردم یک ملت و تسلط بر افکار آنان، بر جسم آن ملت و مردم نیز مسلط میگردد و زمانی که جسم آن ملت را در سیطره تسخیر خویش قرار داد به راحتی میتواند حکومت حاکم بر آن مردم را نیز تغییر و از بین ببرد، و حکومتی را که به منفعت خویش است در آن بگمارد.
اقدام دیگری که غرب در حال انجام آن است تا به تفکرات این ملت ضربه بزند، عبارتند از:
الف) تفکر عاشورا
ب) تفکر مهدویت
ج) تفکر ولایت فقیه و رهبری
غرب همراه با ضربه زدن به این تفکرات، زمینه ایجاد تفکر جدید و نو را نیز فراهم میسازد که از آن جمله میتوان به حمایت آشکار و پنهان از نویسندگان و متفکران در راستای ایجاد یک تفکر غربی در میان مسلمانان نام برد.
از جمله این نویسندگان میتوان به هانتینگتون؛ فوکویا، دمارانش، جان هیک، مونتسکیو و... اشاره نمود، و در کنار آن میتوان آقای بیدهام برایان را نام برد که نظریه هجومی خود به اسلام را طی مقالاتی در اکونومیست لندن به چاپ رساند.
از جمله نوشتههای این نویسنده عبارتند از : 8
1- ایجاد و گسترش تفکر غربی در بین جوامع اسلامی و جذب مسلمانان به سمت فضای فکری غرب
2- معرفی استراتژی و روشی که غرب چگونه میتواند با حضور فعال اسلام در تمدن بشری مقابله کند.
3- فضای حاکم بر قرآن را فضای تسلیم انسان در مقابل پروردگار میداند و عامل عقبماندگی مسلمانان را در پیروی از قرآن میداند چون اختیار را از انسان میگیرد.
4- امت اسلام نمیتواند پیشرفت کند مگر آنکه مانعی به نام علمای دین را از پیش پای خود بر دارد و اجتهاد را برای همه افراد با همه طرز فکری همگانی کند.
5- اگر اسلام، خواهان ورود به دنیای دموکراسی است، پس نیازمند «اصلاحات» است.
6- میزان یأس و ناامیدی مسلمانان امروز و اروپائیان قرن 15 در یک سو قرار دارد و وجود شدت و امید به بهبود اوضاع در هر زمان یکی است.
7- «اصلاحات در درون جوامع اسلامی» به حمایت و پشتیبانی و تشویق غرب نیازمند است. همچنانکه در آن زمان، مسلمانان خود عامل خارجی تحریککننده و مشوق پیشرفت اروپا، به شمار میرفتند، اینک نیز غرب باید کمک «فرهنگی، اقتصادی، و حتی نظامی» به اصلاحات در جهان اسلام کمک کند.
8- اسلام و جهان اسلام را باید هر چه سریعتر غربی کرد. و این حرکت باید از سوی مسلمانی که به «دموکراسی» ایمان دارد، آغاز شود.
9- اگر غرب بخواهد به تحولات جهان اسلام، تکان و حرکت دهد، مجبور است گرچه با مقداری تظاهر و تبلیغات، به نظام غرب «رنگ و لعابی اخلاقی و حتی معنوی» بدهد زیرا فاصله گرفتن غرب از اعتقاد به جهان دیگر «آخرت» علت بسیاری از مشکلات آن به شمار میرود.
10- اسلام برای سازش با غرب و ورود به کاروان تمدن کنونی، باید:
الف) با اقتصاد غرب هماهنگ شود.
ب) در جهت حکیم پایههای دموکراسی تلاش کند.
11- اسلام نباید مدعی یک نظام اقتصادی در عرض اقتصاد سرمایهداری غرب باشد. بلکه یک سری آموزههای عمومی عرضه کند که با مقداری تسامح بتوان اقتصادی اسلامی را مترادف با اقتصاد آزاد سرمایهداری دانست.
12- مسلمانان باید در آموزههایی که در 14 قرن پیش، از سوی پیامبر اسلام روایت شده، تجدیدنظر به عمل آورند.
13- رفتار و برخورد کنونی اسلام «نسبت به زنان» زاییده تفسیری مردسالارانه از قرآن است. ولی راههایی نیز برای تفسیرهای نو وجود دارد و جهان اسلام باید آن را به اجرا درآورد.
در توضیح شماره 12 باید نوشت: آنچه مسلم و بدیهی میباشد، این است که تمدن غربی بر اصولی چون تفکر ماتریالیستی (مادیگرایی)، صنایع و تکنولوژی پیشرفته، رشد اقتصادی بالا و سودجویی در برابر سایر کشورها بنا نهاده شده است. اگر غرب را به عنوان تکاپوی اجتماعی و حرکت اقشار بخصوصی از جهان در نظر بگیریم، در این صورت، «این قشر منسجم، تفکر اقتصادی خود را از آدام اسمیت میگیرد، تفکر سیاسی خود را از هابز و ماکیاولی قرض میکند و نظم اجتماعی خود را از طریق دکترینهای روسو و منتسکیو بارور میکند و اندیشههای دینی و مذهبی خود را از جان هیک وام میگیرد.» 9
پیشرفت غرب در امور اقتصادی و لیبرال سرمایهداری آزاد دلیل کافی بر این نمیتواند باشد که اقتصاد سرمایهداری در اسلام غلط است. و چون این اقتصاد غلط میباشد و با اقتصاد غرب در یک سو نیست، نمیتواند پیشرفت کند.
خداوند در قرآن کریم میفرمایند:
«ولاتوءتوا السفها و اموالکم ...»10
اموال خود را، که خداوند سبب برپایی زندگی شماست به دست سفیهان (نااهلان) مسپارید. ...
امام علی (ع) «لم یکتسب مالاً من لم یصلحه» 11
آن کس که از سرمایهاش درست استفاده نکند در حقیقت، مالی به دست نیاورده است.
در اسلام به اصل سرمایهداری با دیدی بسیار اصولی و مثبت نگریسته شده است و ثروت در جامعه اسلامی، جایگاهی ویژه دارد، پس چگونه است که اسلام در عین حال، با سرمایهداری در قلمرو گسترده آن مبارزه کرده و میکند و مالپرستی و افزونخواهی را به شدت محکوم کرده است؟
اسلام در برابر اموال، از عوارض منفی آن نیز سخن گفته و سرمایهداری را با شیوه و اخلاقیان و عملکردهای ناهنجار آن معرفی میکند اگر اموال و سرمایهها در جهتی درست و انسانی هدایت نشود و در خدمت کل جامعه بشری قرار نگیرد، و از صورت ابزاری و آلی در آمده و به صورت هدف و اهل در نزد گروهی خاص ذخیره گردد، مردود است. به عبارت دیگر، بعد منفی سرمایهداریها مردود است زیرا عملکردهایی ناعادلانه و راهکارهای ظالمانه و ضدانسانی دارد و اقتصاد بازار آزاد که رکن قرائت لیبرال سرمایهداری از جامعه مدنی غرب است، دقیقاً بر همین عملکردها و راهکارها مبتنی شده است.
سرمایهداری با معیارهای لیبرالیسم سرمایهداری غرب، از ویژگیهای تجاوزگران و مستبدان و طاغوتیان بوده است. و امروز با تکامل ابزاری که پدیده آمده است، این تجاوزگریها بسیار پیچیدهتر، سهمگینتر و ضدانسانیتر از همه مستکبران تاریخ گذشته عمل عمل میکند. تجاوزگری که از حد منطقه و کشورهای خاص گذشته و فرامنطقهای و جهانی شده است و شگفت اینجاست که در عین حال، داعیه اصلاحگری و قانونمداری نیز دارند (آن هم از نوع اصلاحات غربی) و از حقوق انسانی و آزادی و آزادگی نیز دم میزنند؟ چه نیک قرآن کریم در مورد اینان میفرماید: «و اذا قیل لهم لاتفسدوا فیالارض قالوا نما نحن مصلحون»12 چون به آنان گفته شود که در زمین، فساد مکنید، میگویند، ما از مصلاحانیم.
اسلام در مورد سرمایهداری دیدگاههای مختلفی دارد که از آن جمله میتوان به آیه شریفه «الهکم التکاثر حتی زرتم المقابر...» 13
نازیدن به فزودنداری و (فزونخواهی)، شمایان را سرگرم ساخت. (و در دنیا غرق کرد تا (مرگ فرارسید) و به دیدار گورها شتافتید. نه آن است که (میپندارید) به همین زودی خواهید دانست. در این آیه کریمه، زیادهداری و افتخار به آن، از عوامل بازدارنده، انسان به حساب آمده است. «الها» به معنای بازدارندگی از یاد خدا و گردن نهادن به قوانین الهی و به «هو» افکندن است. بنابراین: «الها» به معنی سرگرم کردن کسی به لهو و لعب و «الهکم التکاثر» یعنی نازیدن و (پز دادن) به فزونی مالی که شما را از تدبر در کار خدا باز میدارد.
و در آیه دیگر خداوند متعال میفرماید: «انما الحیوة الدنیا لعب و لهو و ...» 14 زندگانی دنیا جز بازیچه و هوسرانی نیست و ...
خداوند در آیات قرآن صراحتاً اعلام مینمایند که مبادا زندگی در دنیا و امور دنیوی شما را از یاد ما غافل کند چرا که زندگی در دنیا لهو و لعبی بیش نیست. خداوند متعال در جایی دیگر از بخل ثروتمندان و کسانی که به ثروتاندوزی پردارند و اشاره میکنند که «ان یسئلکو ما فیحفکم تبخلوا و یخرج اضغنکم» 15 و اگر از مال شما، خدا چیزی به اصرار هم بخواهد باز بخل میورزید و کینه و خبت درونی شما را آشکار میسازد.
تعبیری دیگر که بعد منفی و تباه مالاندوزی و بازدارندگی سرمایهداری را تبیین میکند، «... و ماالحیوه الدنیا الامتاع الغرور...» 16
«زندگی دنیا جز کالایی گولزننده نیست.»
با دل بستن به سود و سرمایه و کالاهای دنیایی، حالت غرور و خودمحوری در نفس آدمی پدید میگردد، و انسان را از هر فکر و اندیشه درست باز میدارد.
تعبیر «موتی» در قرآن کریم نیز با نظر به همین معیار، به مالاندوزان، تفسیر شده است: «انک لاتسمع الموتی ...» تو نمیتوانی مردگان را شنواسازی ... از پیامبر (ص) پرسیدند ... مردگانی چه کسانی هستند؟ فرمود: «هر غنی مترف» یعنی هر ثروتمند شادخوار. (17)
بازدارندگی از اخلاق و ارزشهای انسانی که از خصوصیات جامعه مدنی سرمایهداری میباشد، زمینههای اصلی بسیاری از خویهای غیرالهی و سرشتهای غیرانسانی است. استکبار اقتصادی، بستر مناسب استکبار اخلاقی و طغیانگریهای روانی، چنانکه کمبود و نداری و استضعاف اقتصادی، زمینه استضعاف اخلاقی و فکر میباشد.
مالاندوزی و زیادهخواهی، انسان را به خصلتهای شیطانی چون: آزمندی، حرصسیریناپذیر، بخل، خودخواهی، خودبرتربینی، طغیان و سرکشی، لذتپرستی، شهوتپرستی، تنآسایی، بیاحساس و سنگدلی میکشاند و عامل اصلی این اخلاقهای ضدانسانی، همان داشتنهای افراطی و مالاندوزیهای افزونخواهانه است. از این رو مینگریم که در تعالیم اسلامی برای مبارزه با سرمایهداری، چه بسیار که این خصلتها مبارزه شده است.
چنانکه در روایات نقل شده است که «ان صلاح اول هذه الامه بالزهد و الیقین و هلاک آخرها بالشح و اَلامل»
سامانیانی کار این امت، در آغاز به زهد و یقین است و بیسامانی آن، در پایان به آزمندی و بخل و آرزومندی.
امام سجاد (ع) میفرمایند:
خدایا از تو معیشتی نیک خواهانم: معیشتی که با آن، همه نیازمندیهایم را برآورم و در زندگی این دنیا و در آخرتم با آن بر قرب تو برسم بیآنکه مرا غرق در نعمتسازی تا به طغیان افتم. (18)
حرص و آزمندی سیریناپذیر، از ارکان اخلاق لیبرال سرمایهداری است، و این حالت چنان گریبانگیر آنان میگردد که هر چه به سود و سرمایه و گسترده ثروت خویش میافزاید، میسر نمیشوند و به سراغ بیشتر و بیشترها میروند، این روند بگونهای وحشتناک دنبال میشود، و در نقطهای باز نمیایستد و احساس بینیازی و سیری پیش نمیآید.
پیامبر اکرم (ص) در روایتی در مورد اینگونه افراد میفرمایند: «یا ابن مسعود احسادهم لاتشبع، و قلوبهم لاتنشع...» (19)
این ابن مسعود بدنها (شکمها)شان سیر نمیشود، و دلهاشان خشوع پیدا نمیکند.
در این سخن نبوی به تأثیر متقابل جسم و جان، در حالت مالاندوزی اشاره شده و آمده است که سیریناپذیری فزونخواهانه مالپرستان، با فقدان خشوع و خضوع قلب و روح همراه است.
بنابراین، گرفتاری جامعه سرمایهداری بشری بر سر همین ماهیت افزونخواه و زیادهطلب است که در پهنه اقتصاد جهانی، هر چه را مالیت و بهاء داشته باشد ارزش است و هر چه را که ارزش است پس خیر است.
پینویسها در دفتر روزنامه موجود است.