ح. رحمتالهی
در حالی که درگیریهای حماس و فتح در غزه همچنان ادامه دارد، رژیم صهیونیستی نیز از فرصت استفاده کرده و با بمباران مناطق تجمع نیروهای حماس، شماری از آنان را به شهادت رسانده است. این در حالی است که تمرکز نیروهای این رژیم در مبادی ورودی باریکه غزه، از عزم جدی اسرائیل برای حضور در این منطقه حکایت دارد.
بسیاری از ناظران سیاسی دلایلی را برای اقدام نظامی رژیم صهیونیستی در این مقطع مطرح میکنند، اما پیش از آن باید دید که چه عاملی باعث این تصمیم اسرائیل شده است؟ عمدهترین دلیلی که اقدام نظامی رژیم صهیونیستی را در این مقطع توجیه میکند، درگیریهای مقطعی حماس و فتح در نوار غزه است که هر از چندی شدت میگیرد و با میانجیگری طرف ثالثی بطور موقت فروکش میکند.
واقعیت این است که درگیری حماس و فتح در غزه، تقابل دو نگاه به معضل دیرین فلسطین است که لزوماً این دو دیدگاه یکدیگر را بر نمیتابند و وجود یکی، نفی دیگری را در پی دارد:
ـ نگاه اول، نگاهی حداقلی به مسأله فلسطین دارد که براساس آن تشکیل دولت فلسطینی در باریکه غزه و بخشهایی از کرانه باختری براساس تئوری دو کشور مستقل اسرائیل و فلسطین را شامل میشود. در این دیدگاه که مبتنی بر اصل «صلح در برابر زمین» است، شناسایی موجودیت، هویت و تمامیت ارضی رژیم صهیونیستی مورد توجه جدی است.
ـ دیدگاه دوم که حماس آن را رهبری میکند و در برخی موارد گروه جهاد اسلامی را نیز شامل میشود مبتنی بر تشکیل دولت فلسطینی در محدودههای پیشین همراه با عدم شناسایی موجودیت، هویت و تمامیت ارضی اسرائیل است؛ چرا که این امر را به مثابه شناسایی اشغالگری میداند.
بیتردید، دیدگاه اول که هویت مستقل فلسطینی را هدف گرفته، مورد حمایت جدی کشورهای میانهرو عرب قرار دارد؛ بویژه آنکه این کشورها قضیه فلسطین و بویژه تحرکات حماس و جهاد اسلامی را موجد نوعی تندروی در خاورمیانه میدانند که دیر یا زود آنان را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. بنابر آنچه گفته شد، دیدگاه میانهرو در فلسطینیان که فتح و مشخصاً محمود عباس آن را نمایندگی میکنند، مورد حمایت جدی اسرائیل، کشورهای میانهرو عرب، آمریکا و اتحادیه اروپا است و چنین زمینهای، فتح را به تعارض یا حرکت مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) میکشاند که جز مردم فلسطین و برخی کشورهای منطقه هیچ پشتیبانی ندارد و بطور طبیعی تقابل این دو دیدگاه به درگیری در غزه میانجامد.
اما آنچه که رژیم صهیونیستی را در چنین اوضاعی به انجام عملیات نظامی در غزه کشانده از دید بسیاری از ناظران سیاسی میتواند عوامل ذیل باشد:
1- دورکردن تهدید موشکی حماس و جهاد اسلامی فلسطین از شهرکهای صهیونیستنشین که به طور جدی خطری امنیتی متوجه جنوب فلسطین اشغالی نموده است.
2- تقویت موضع محمود عباس و نیروهای فتح از طریق زدن ضربه نظامی به حماس و سایر نیروهای تندرو فلسطینی (به زعم رژیم صهیونیستی) ویژه آنکه به نظر میرسد در درگیریهای غزه، حماس چه به لحاظ حمایتهای مردمی و چه از نظر موقعیت نظامی، برتری دارد.
3- تقویت دیدگاه فلسطینیان میانهرو که می توانند در چارچوب طرح صلح عرب بگنجند. نکته حائز توجه اینجاست که اولمرت، نخستوزیر رژیم صهیونیستی در پی طرح صلح عربی، تمایل خود را برای مذاکره با میانهروهای عرب اعلام کرده است.
4- بازیابی روحیه نظامیان رژیم صهیونیستی پس از گزارش وینوگراد مبنی برشکست اسرائیل در جنگ 33 روزه با حزبالله لبنان که به طور جدی آسیب دیده است. از سوی دیگر، این اقدام نظامی میتواند موقعیت اولمرت را که در پی اعلام گزارش وینوگراد تضعیف شده بود و حتی در داخل اسرائیل برخی از کنارهگیری وی سخن میگفتند، بهبود بخشد.
5- برخی ناظران سیاسی پیشبینی میکنند که رژیم صهیونیستی پس از موفقیت در زدن ضربه اساسی به حماس و جهاد اسلامی، سراغ حزبالله خواهد رفت؛ بویژه آنکه در پاکسازی خاورمیانه از وجود تندروها و صلح با میانهروها، اسرائیل حمایتهای جدی آمریکا، اروپا و برخی رهبران عرب را نیز همراه دارد!
همه آنچه که گذشت، ارائه تصویری شتابزده از اوضاع فلسطینیان و تحرک نظامی اسرائیل در موقعیت کنونی است. اما مردم جهان هیچگاه تصویری را که دو شب پیش رسانهها از خیابانهای غزه و تلاش حماس و فتح برای کنترل خیابانهای این شهر به نمایش گذاشتند، فراموش نخواهند کرد.
تصویر، متعلق به جوانی فلسطینی بود که سلاح نیروهای معارض ـ فرق نمیکند حماس یا فتح ـ او را نشانه گرفته بود و وی با ترس و نگرانی اوراق هویت خود را به افراد مسلح نشان میداد؛ صحنهای که بارها در فلسطین مظلوم دیدهایم؛ با این تفاوت که بجای فرد مسلح فلسطینی پیشتر از این سرباز اسرائیلی این کار را میکرد!!
به راستی در فلسطین چه اتفاقی روی داده است که مردم مظلوم آن اکنون باید در میانه درگیری حماس و فتح آماج گلولههای نظامیان اسرائیلی نیز باشند؟ آیا پاکسازی آنچه که اسرائیل و برخی رهبران منطقه، تندروی میخوانند آغاز شده است تا فضای حیاتی برای میانهروها فراهم شود؟
به عبارت دیگر آیا اسرائیل و حامیان آن با زور درصدد استقرار میانهروی در منطقه هستند تا آنچه را که تاکنون نتوانستهاند به مردم فلسطین تحمیل کنند، با کمک میانهروها (اعم از فلسطینی و عرب) تثبیت کنند؟!