خاورمیانه بار دیگر شاهد فروزان شدن آتش شعلههای جنگ است. طی چند روز گذشته درگیری میان جناحهای فلسطینی به اوج خود رسید و در نتیجه کابینه اسماعیل هنیه از سوی رئیس تشکیلات خودگردان منحل شد. در عراق هم با بمباران مجدد حرم امامان عسکری و سایر بمبگذاریها در مناطق دیگر این کشور از جمله بغداد، حکایت از این دارد که ناآرامیها همچنان روند فزاینده خود را حفظ کردهاند.
در لبنان هم یکی از سیاستمداران ترور شد و گروه شبهنظامی جدیدی که چندی پیش در شمال این کشور ظهور کرده بود، همچنان به مقاومت خود در این منطقه ادامه میدهد. انتخابات مصر هم که در طرح خاورمیانه بزرگ دولت بوش یک دستاورد شمرده میشد، به دلیل ممانعت از حضور نامزدهای مخالف از سوی قاهره، در اثبات وجود کمترین نشانههای ظهور دموکراسی ناکام ماند و اکنون گمان میرود که جناحهای مخالف در مصر بیش از پیش به اتخاذ شیوههای قهری علیه دولت این کشور مصمم شدهاند.
این وقایع در حالی رخ میدهند که 5 سال پیش در چنین ماهی جورج بوش رئیسجمهور آمریکادر قالب ارائه طرحی اعلام کرده بود که خاورمیانهای عاری از جنگ را ایجاد خواهد کرد. واشنگتن تلاش کرده است تا برای نیل به چنین هدفی از هیچ اقدام موثری فروگذار نکند. تلاشی که هزینههایی نظیر اعزام مجدد نیرو به عراق با وجود فشارهای داخلی برای عقبنشینی از این کشور و تغییر رویه سیاست خارجی سختگیرانه آمریکادر خاورمیانه را در پی داشته است. اکنون آمریکا در کشورهای فلسطین، عراق، لبنان و مصر همپیمانانی را در راس کار دارد (محمود عباس، نوری مالکی، فواد سنیوره، حسنی مبارک) که در راستای عملی ساختن وعدههای واشنگتن در خاورمیانه با کمترین حمایت داخلی همراه هستند. براساس برخی پیشبینیها در سه کشور عراق، فلسطین و لبنان حداقل تا پایان تابستان هیچ چشمانداز روشنی برای خاتمه درگیریها وجود ندارد. وجه مشترک این کشورها آن است که جناحها و اقوام مختلف در آنها همگی مدعی قدرت بوده و هر یک نیروهای نظامی قدرتمند خود را برای اعمال خواستههایشان در اختیار دارند.
از سوی دیگر اگر پیش از این، نزع عرب-اسرائیلی منطقه خاورمیانه را به دو گروه مقابل یکدیگر تبدیل کرده و عمدهترین مساله مورد اختلاف بود، هماکنون این منطقه شاهد رویارویی چند گروه متخاصم است. از یک سو دولتهای سکولار ناگزیر به مقابله با تفکرات تندروانهای هستند که به عنوان نمودی از پیامدهای پس از 11 سپتامبر در برخی از کشورهای خاورمیانه طرفدارانی پیدا کردهاند و از طرف دیگر رژیمهایی استبدادی نیز وجود دارند که با وجود تلاش آمریکا برای تبدیل آنان به نمادهایی عبرتآموز از دولتهای دموکراتیک، اکنون ناگزیر هستند برای حفظ بقای خود از همان روشهای غیرقانونی پیشین برای مبارزه با مخالفان خود بهره بگیرند. افزون بر این حضور نظامیان امریکایی و همپیمانانش در منطقه بیش از پیش به روحیه ضدآمریکایی دامن زده و آمال یکسانی را برای ملتهایی که پیش از این وجه اشتراکی میان خود احساس نمیکردند، تعریف کرده است.
فلسطین
نیروهای حماس و فتح در خیابانهای غزه و کرانه باختری در حالی به نبرد ادامه میدهند که آمریکا همچنان به پشتیبانی خود از میانهروهای فلسطینی (گروه فتح و در راس آن محمود عباس) مصمم است. این پشتیبانی تا حدی پیش رفت که در نهایت محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان به انحلال دولت منتخب به رهبری اسماعیل هنیه از گروه حماس در سرزمینها فلسطینی اقدام کرده و بدین ترتیب در سایه حمایتهای آمریکا تمام رشتههایی را که به منظور تشکیل دولت وحدت ملی و بازگرداندن آرامش به این سرزمینها توسط خود امریکاییها دوخته شده بود، پنبه کرد. واشنگتن دو سال پیش برای اینکه بتواند به پیمان صلح احتمالی آینده میان رئیس تشکیلات خودگردان و اسرائیلیها جنبه قانونیتری بدهد، در مرحله اول تاکتیک برگزاری یک انتخابات دموکراتیک را در سرزمینهای فلسطینی در پیش گرفت. با روی کار آمدن دولتی به رهبری حماس در فلسطین مرحله دوم این تاکتیک که آشتی دادن میان گروههای حماس و فتح بود، پس از یک دوره درگیریها در غزه و کرانه باختری میان این دو گروه به اجرا درآمد. اما با بالا گرفتن این درگیریها ناگهان تاکتیکی کاملاً معکوس در دستور کار قرار گرفت و تلاش شد تا با تشکیل یک کابینه جدید، حماس بار دیگر از بازی خارج و منزوی شود. این موضوع تا حدی جدی شده است که طی چند روز گذشته حتی بحث جدایی کرانه باختری (با حاکمیت جنبش فتح) و غزه (با حاکمیت جنبش حماس) بهطور جدیتری از سوی محافل سیاسی آمریکاو اسرائیل مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
عراق
حمله مجدد به حرم امامان عسکری در سامرا و ناکامی طرح امنیت بغداد به منظور کاهش میزان تلفات در این کشور، بیانگر این است که روند نزولی نفوذ و قدرت امریکاییها در عراق قادر به بازایستادن نیست و همچنان به حرکت خود ادامه خواهد داد. چندی پیش آمریکا به منظور انجام طرحهای نظامی خود در عراق مجبور شد که نیروهای بیشتری را به این کشور اعزام کند. اما این اقدام نه تنها از میزان درگیریها و تلفات فزاینده نکاست، بلکه در نهایت بر وخامت اوضاع هم افزود. اکنون دولت آمریکا امیدوار است بتواند کنگره را که پیش از این درخواست افزایش نیرو به عراق را تسلیم آن کرده بود، برای تصویب طرح کاهش حضور نظامی آمریکا در عراق مجاب کند.
لبنان
ترور رفیق حریری نخستوزیر سابق لبنان و وخیم شدن اوضاع سیاسی در این کشور، زمینه حمایت گسترده واشنگتن از مخالفان حضور نظامی سوریه در لبنان را فراهم آورد. این حمایتها تا جایی پیش رفت که با صدور قطعنامهای در سازمان ملل بالاخره اردوی نیروهای سوری در لبنان که در پی بروز جنگ داخلی در این کشور آغاز شده بود، به پایان رسید. سوریها در حالی که لبنان را ترک کردند که واشنگتن دور جدید فشارهای خود را بر سوریه به منظور همراه کردن دمشق با طرحهای نظامی خود در عراق در دستور کار قرار داده بود. این فشارها دو نقطه ثقل داشت؛ اول اینکه سوریها باید مقامات فراری سابق عراق را در کشورشان به آمریکا تحویل دهند و دوم اینکه باید از ورود شبهنظامیان نفوذی از سوریه به عراق جلوگیری به عمل آورند. این فشارها همچنین یک نمود بارز داشتند؛ لزوم همراهی دولت سوریه با گروه تحقیق سازمان ملل. فشار بر سوریه در حالی دنبال میشد که دولت لبنان به رهبری فواد سنیوره نتوانست کابینهای با حضور تمامی گروههای موثر در کشورش تشکیل دهد. حزبالله پس از معرفی اعضای کابینه از سوی سنیوره، 6 تن از همفکران خود را از دولت خارج کرد و دولت ناگهان با بحران عدم مشروعیت مواجه شد. اگرچه نخستوزیر لبنان در نهایت توانست با جایگزینی چند عضو جدید در پستهای خالی کابینه تا حدی بر این بحران فائق آید، اما ظاهر شدن یک گروه شبهنظامی جدید در شمال لبنان موسوم به فتحالاسلام بار دیگر شکنندگی اوضاع امنیتی در لبنان را به رخ کشید. با گذشت قریب به 5 هفته از آغاز درگیری میان نیروهای لبنانی با حمایت آمریکاو گروه فتحالاسلام، این گروه همچنان به مقاومت خود ادامه داده است. قتل چند روز پیش ولید ایدو عضو پارلمان لبنان هم بر وخامت اوضاع افزوده است. این بدان معنا است که وجود یک دولت طرفدار غرب در لبنان در کنار حضور نیروهای صلحبان خارجی قادر نیست، کمکی به خروج این کشور از بحران بکند و بعید نیست که در صورت ادامه بمبگذاریها و درگیری میان نیروهای لبنانی با گروه فتحالاسلام، لبنان بار دیگر به دوران جنگ داخلی بازگشته و ضرورت حضور سوریها در لبنان بار دیگر ایجاد شود.
مصر
در مصر بازداشت صدها فعال سیاسی از جمله نامزدهای مجلس اعلای این کشور توسط نیروهای دولتی از زوال تلاشها برای تحقق دموکراسی حکایت دارد. این کشور در طرح بزرگ بوش باید به نمادی از دموکراسی موردنظر آمریکا در خاورمیانه تبدیل میشد. اما این مهم در کشوری که شاخصهای یک حکومت دموکراتیک هرگز در آن به اجرا درنیامده است، بیشتر به امری محال شبیه بوده است تا آرزویی که با اعمال فشار علیه مبارک دستیافتنی باشد.