تاریخ انتشار : ۲۵ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۲۶۴۱۵

 داوود کیانی

نشست سران روسیه - اتحادیه اروپا 18 ماه می در شهر بندری سامارا در شرایطی بدون توافق روشن پایان یافت که عمده تحلیل‌گران تقریبا پیش‌بینی بی‌نتیجه بودن آن را از قبل می‌کردند. اقدامات اخیر روسیه در اروپای شرقی به ویژه اعمال سیاست‌های تحریمی علیه لهستان و استونی و نیز رفتار انرژی آن کشور که از نظر اروپایی‌ها از ردایی امنیتی و سیاسی برخوردار است اصلی‌ترین عواملی بودند که سبب هراس و نگرانی‌های اخیر مقامات بروکسل در قالب دو پدیده روسی‌هراسی و انرژی‌هراسی از مسکو شده است. با توجه به نیازهای متقابل و انکارناپذیری که این دو قدرت بین‌المللی در قلمرو تجارت و انرژی به یکدیگر دارند و به مختصات آن در ادامه اشاره خواهد شد این پرسش مهم پیش می‌آید که چرا نشست سامارا بدون هیچگونه توافقی به کار خود خاتمه داد روسیه اتحادیه اروپایی را به خاطر حمایت از طرح استقرار سپر دفاع موشکی در لهستان و چک و نیز مداخله در امور داخلی آن کشور طی ناآرامی‌های اخیر در مسکو و سن‌پترزبورگ مورد سرزنش جدی قرار داده است. از سوی دیگر اتحادیه اروپا نیز بر این باور است که روسیه به رغم پذیرش اصل گسترش اتحادیه اروپا به شرق هنوز لوازم و پیامدهای این روند را برعهده نگرفته است. خوزه مانوئل باروسو رییس کمیسیون اروپا طی نشست سامارا به روسیه هشدار داد که رفتار این کشور برضد لهستان اقدامی علیه کلیه اعضای اتحادیه اروپا تلقی خواهد شد. با اینکه روسیه اولین و مهم‌ترین شریک انرژی آلمان است (هم‌اکنون 41 درصد گاز مصرفی خود را از روسیه وارد می‌نماید و در صورت راه‌اندازی خط لوله گاز شمالی در سال 2010 این میزان به 70 درصد افزایش خواهد یافت) و آلمان نیز اولین شریک تجاری و مهم سرمایه‌‌گذار خارجی در روسیه است اما دیدار پوتین به عنوان رییس‌جمهور روسیه با مرکل صدراعظم آلمان و رییس دوره‌ای اتحادیه اروپا منجر به تمدید 10 سال دیگر توافق‌نامه مشارکت و همکاری و نیز انعقاد دیگر توافقات در حوزه‌های تجارت و انرژی نگردید. به نظر می‌رسد یک دلیل مهم از جانب روسیه و دلیلی دیگر از جانب آلمان سبب شده است تا این دوره از مذاکرات فروغ و درخششی در بر نداشته باشد.

 نخست آنکه روسیه در دوره دوم ریاست‌ جمهوری پوتین با دوره اول آن متفاوت است. به باور دیمیتری ترنین پژوهشگر ارشد موسسه کارنگی مسکو انباشت تدریجی درآمدهای خارجی ناشی از فروش نفت و گاز همراه با سیاست انرژی آن کشور در اعمال کنترل بر شبکه ترانزیت انرژی از آسیای مرکزی تا اروپای شرقی نه تنها ثروت ملی آن کشور را در مقایسه با دوره‌های گذشته بسیار بالا برده است –حسب آمارهای ارایه شده از سوی وزارت تجارت و توسعه روسیه این کشور در چهار ماهه نخست سال جاری شاهد 7/7 درصد رشد اقتصادی بوده که از زمان فروپاشی شوروی سابق تاکنون بی‌سابقه بوده است- بلکه این موضوع سبب تقویت نوعی اعتماد به نفس بین‌المللی برای آن کشور نیز شده است. طبق این دیدگاه روسیه به این موضوع پی برده است که از یک موقعیت ممتاز و نیمه‌انحصاری بین‌المللی در عرصه انرژی برخوردار است. این موقعیت از آن درجه استحکام برخوردار است که رقیب و جانشینی برای آن حداقل تا افقی قابل پیش‌بینی متصور نیست. از آن سو نیاز روزافزون و چشمگیر اتحادیه اروپا به انرژی نفت و گاز باعث می‌شود تا روسیه در نقشه اروپا پررنگ‌تر شود. هم‌اکنون اتحادیه اروپا 50 درصد نفت و گاز طبیعی خود را از روسیه وارد می‌نماید که این میزان تا سال 2020 به 60 درصد افزایش خواهد یافت.

 بر این اساس روسیه با توجه به جایگاه محکم خود نیازی به نرمش در قبال اتحادیه اروپا به خصوص در زمینه‌هایی که صاحب نفوذ سنتی می‌باشد نمی‌بیند. خصوصا آنکه اقدامات لهستان و جمهوری‌چک در حمایت از استقرار سپر دفاع موشکی در آن کشورها و نیز اقدام دولت استونی در پایین کشاندن مجسمه یادبود جنگ جهانی دوم بهانه‌های لازم را در اختیار روسیه برای مانور قدرت در منطقه اروپای شرقی می‌دهد. دوم آنکه اگرچه آلمان خود را در شرایط وابستگی فزاینده به واردات نفت و خصوصا گاز طبیعی از روسیه می‌بیند لیکن هم‌اکنون در شرایطی نیست که بتواند در قبال روسیه نرمش نشان دهد. از یک سو اگرچه هدایت سیاست خارجی آلمان در اختیار حزب سوسیال دموکرات‌ها (SDP) قرار دارد لیکن به دلیل دست برتر حزب دموکرات مَسیحی (CDU) در دولت ائتلافی به رهبری مرکل این دستور کار حزب CDU است که از توان تعیین‌کنندگی بیشتر در قلمرو سیاست خارجی آن کشور برخوردار است.

حزب ‍CDU نیز از زمانی که قدرت را –هر چند به شکل ائتلافی- در سال 2005 به دست گرفته است ترمیم روابط فراآتلانتیکی با امریکا و نیز توجه و اهتمام به حساسیت‌ها و نگرانی‌های امریکا در اروپای شرقی به ویژه جلوگیری از گسترش نفوذ روسیه در این منطقه را مهم تلقی می‌نماید. از سوی دیگر به لحاظ عرف موجود در اتحادیه اروپا هنگامی که کشورهای بزرگ ریاست دوره‌ای اتحادیه را برعهده می‌گیرند به دلیل فشارها و تقاضاهای سنگین بوروکرات‌ها و دولت‌های کوچک عضو برای حل مسایل و مشکلات اتحادیه‌ای به ناچار از کسوت ملی خود خارج شده و رفتار اتحادیه‌ای آنها پررنگ‌تر می‌شود. این در حالی است که رفتارهای خشن مسکو نسبت به لهستان و استونی و وضع مجازات‌های اقتصادی علیه این کشورها موجب شده است تا با تقویت پدیده روسیه‌هراسی در اروپای شرقی دول این منطقه از آلمان انتظارات گسترده‌ای مبنی بر جلوگیری از گسترش نفوذ روسیه در این منطقه داشته باشند. تقاضاهایی که اگر از سوی آلمان با بی‌مهری یا بهتر بگوییم کم‌توجهی مواجه شود می‌تواند بر فرایند همگرایی اروپایی لطمه وارد نماید. بر این اساس مرکل در نشست سامارا از کرسی بروکسل با مسکو مذاکره کرد تا برلین. در مجموع می‌توان گفت فضای فعلی حاکم بر روابط روسیه و اتحادیه اروپا نمی‌تواند برای درازمدت تداوم داشته باشد. نیازهای عمیق متقابل اقتصادی میان این دو بازیگر بین‌المللی سبب رجعت عقلانیت سیاسی به مناسبات این دو بازیگر خواهد شد. کما اینکه فرانک اشتاین مایر وزیر خارجه آلمان اندکی پس از نشست سامارا طی مصاحبه‌ با شبکه ‌ARD تلویزیون این کشور اعلام نمود که آلمان نمی‌تواند منافع درازمدت خود با روسیه را تحت تاثیر تعارضات کنونی (در اروپای شرقی) قرار دهد.