تاریخ انتشار : ۲۵ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۲:۰۳  ، 
شناسه خبر : ۲۶۴۱۶
چالش تازه سیاستهای بوش در حیات خلوت استراتژیک اروپا

گروه سیاسی ـ محمدی: «اتحادیه مدیترانه‌ای»، ‌سیاستهای بوش را در خاورمیانه به چالش ‌می‌کشد.

‌تحلیلگران آمریکایی در ماههای اخیر و هنگامی که ‌مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری فرانسه به ‌مراحل سرنوشت‌سازی نزدیک شد، رئیس‌جمهور ‌جدید این کشور را طرفدار پویش اقتصادی ایالات ‌متحده توصیف و پیش‌بینی کرده بودند سارکوزی ‌روابط پاریس ـ واشنگتن را بهبود می‌بخشد.

‌لئون‌هدار، روزنامه‌نگار و تحلیلگر کهنه‌کار آمریکایی د‌ر تحلیلی با عنوان «باشگاه خاورمیانه‌ای»، ‌بی‌توجهی واشنگتن را به آنچه مستأجر جدید کاخ ‌الیزه در سر دارد، مورد توجه قرار داده و نوشته ‌است: طرح سارکوزی برای ایجاد یک «اتحادیه ‌مدیترانه‌ای» که سیاستهای خاورمیانه‌ای حکومت ‌بوش را به چالش می‌کشد، مورد غفلت ‌پایتخت‌‌نشینان ایالات متحده قرار گرفته است. بنا بر ‌طرح «اتحادیه مدیترانه‌ای» که با عضویت 16 کشور ‌‌جنوب اروپا، خاورمیانه و شمال آفریقا (دولت‌های هم‌‌مرز با دریای مدیترانه مانند ترکیه، اسرائیل و ‌‌همسایگان عرب آنها) تشکیل می‌شود، یک جامعه ‌آزاد اقتصادی شکل می‌گیرد که اعضای آن حول محور. ‌موضوعات مختلفی نظیر تجارت، مهاجرت، امنیت و ‌انرژی با یکدیگر همکاری می‌کنند.

‌ابتکار سارکوزی که نخستین بار در سخنرانیهای ‌انتخاباتی و نهایتاً در نطق پیروزی او مطرح شد، در بر ‌دارنده سه نمونه از چشمگیرترین و در عین حال ‌بحث‌برانگیزترین سیاستهای اوست.

‌سارکوزی همواره با عضویت ترکیه در اتحادیه ‌اروپایی مخالفت کرده است. بنابراین طرح باشگاه ‌مدیترانه‌ای او، افق تازه‌ای را پیش روی ترکیه ‌می‌گشاید که از طریق آن می‌تواند به عنوان یکی از ‌پایه‌های «اتحادیه مدیترانه‌ای» با اروپا همکاری کند. ‌از سویی، رئیس‌جمهور جدید فرانسه که پیش از ‌این بر دوستی خود با اسرائیل تأکید کرده است، ‌زمینه‌ای را بوجود می‌آورد که فرانسه و اتحادیه ‌‌اروپایی با استفاده از اهرم «اتحادیه مدیترانه‌ای» در ‌مناقشه اعراب ـ اسرائیل، نقش دیپلماتیک فعالترین را ‌ایفا کنند.

‌همچنین سارکوزی امیدوار است با گروه‌بندی ‌جدیدی که در حوزه جغرافیایی مدیترانه ایجاد ‌می‌کند، سازوکارهایی فراهم شود که به کمک آنها ‌از مهاجرتهای غیرقانونی از شمال آفریقا به فرانسه ‌و کشورهای جنوب اروپا جلوگیری کند.

‌‌در این میان، ترکیه که از سال 2005 تلاشهایش را ‌برای پیوستن به اتحادیه اروپایی آغاز کرده است، ‌طرح «اتحادیه مدیترانه‌ای» را بهانه‌ای برای جلوگیری ‌از عضویت این کشور در اتحادیه اروپایی می‌داند. واشنگتن ‌‌‌همچنان از درخواست آنکارا برای عضویت کامل در ‌اتحادیه اروپا پشتیبانی می‌کند، زیرا نگران است ‌بی‌اعتنایی بروکسل به این کشور بزرگ و نسبتاً ‌فقیر مسلمان، نیروهای ملی‌گراتر را در ترکیه به ‌قدرت رسانده و در نتیجه جلب همکاری دولت این ‌کشور را برای حل مسأله عراق دشوارتر سازد.

‌آمریکایی‌ها باید بپذیرند که با وجود وضعیت کنونی ‌افکار عمومی و نخبگان اروپا (مخالفت شدید کسانی ‌مانند سارکوزی و صدر‌اعظم آنجلا مرکل با عضویت ‌ترکیه در اتحادیه اروپایی)، درهای این باشگاه ‌منطقه‌ای (اتحادیه اروپایی) بی‌تردید بر روی ترکها ‌همچنان بسته باقی خواهند ماند و نباید منتظر باز ‌شدن زودهنگام آنها بود.

‌سارکوزی و مرکل که از حمایت گسترده افکار ‌عمومی جامعه اروپایی برخوردارند، نگران هستند که ‌پس از پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپایی، صدها هزار ‌ترک برای کار و زندگی به سوی اروپا سرازیر شوند و ‌این مسأله برای ناظران آمریکایی تکاندهنده نباشد. ‌اروپاییها می‌پرسند: آیا آمریکاییها حاضرند قرار‌دادی ‌را با مکزیک امضا کنند که بر اساس آن، هزاران ‌مکزیکی اجازه می‌یابند در ایالات متحده کار و زندگی ‌کنند؟

‌«اتحادیه مدیترانه‌ای» برای ترکیه به مانند پیمان ‌تجارت آزاد آمریکای شمالی (نفتا) برای مکزیک ‌است. این باشگاه می‌تواند پیوندهای دیپلماتیک و ‌اقتصادی ترکیه و اتحادیه اروپایی را شتاب دهد و باب ‌تازه‌ای را در همکاریهای نظامی و دیپلماتیک این ‌کشور با اروپا بگشاید. ترکیه چه به لحاظ گسترده و ‌چه به لحاظ قدرت نظامی و موفقیتهای اقتصادی، ‌یکی از اعضای پیشتاز «اتحادیه مدیترانه‌ای» جلوه‌گر ‌خواهد شد و نقش پل سیاسی بین اروپا و ‌خاورمیانه را ایفا خواهد کرد.

‌‌لئون‌هدار در ادامه می‌نویسد: ایالات متحده باید از ‌ابتکار «باشگاه مدیترانه‌ای» استقبال کند زیرا پرتغال، ‌اسپانیا، فرانسه، ایتالیا، یونان، قبرس، مالتا، ترکیه، ‌لبنان، اسرائیل، حکومت خودگردان فلسطین، مصر، ‌لیبی، تونس، الجزایر و مراکش را در یک اتحادیه ‌منطقه‌ای گرد هم می‌آورد و زمینه را برای احیای ‌مشارکت دیپلماتیک اروپا و آمریکا حول محور خاورمیانه ‌پی‌ریزی می‌کند. از سویی، اروپاییها تشویق ‌می‌شوند در حمل بار اقتصادی و سیاسی مسائل ‌خاورمیانه (بویژه در حوزه لبنان و مناقشه اسرائیل ـ ‌فلسطین)، سهم بیشتری را بر عهده گیرند.

‌درگیری فزاینده فرانسه و اتحادیه اروپایی در حل ‌مناقشات بخش باختری خاورمیانه که احتمالاً ‌مستلزم به کار‌گیری نیروهای نظامی اروپایی برای ‌تضمین پیمانهای صلح آینده خواهد بود، این امکان را ‌بوجود می‌آورد که حضور نظامی ایالات متحده در ‌منطقه کاهش یابد و مسؤولیتهای امنیتی بر عهده ‌قوای نظامی اروپایی گذاشته شود.

‌طرح «اتحادیه مدیترانه‌ای» سارکوزی را می‌توان ‌ضمیمه نسخه اروپایی، پیمان آمریکایی «نفتا» برای ‌خاورمیانه موسوم به سازمان همکاری اروپا ـ مدیترانه ‌(EMP) فرض کرد که در سال 1995 در بارسلون ‌اسپانیا آغاز شد و 12 کشور حاشیه مدیترانه را گرد ‌هم آورد تا برای ایجاد یک منطقه آزاد تجاری (تا سال 2010‌) با یکدیگر همکاری کنند.

‌تلاشهای بلندپروازانه اتحادیه اروپایی که رهبری آنها ‌بر عهده فرانسه، ایتالی و اسپانیا بوده، به برقراری ‌پیمانهای تجاری دو جانبه با چندین کشور عرب منجر ‌شده و آنها را وادار کرده است تجارت آزاد در ‌خاورمیانه را ترغیب کنند. سازمان همکاری اروپا ـ ‌مدیترانه تنها گردهمایی از این نوع است که اسرائیل ‌و دولتهای عرب را گرد یک میز نشانده است.

‌بنابراین با وجود اتهامات نومحافظه‌کاران درباره ضد‌اسرائیل بودن اروپا، جالب است که میزان مبادلات ‌تجاری اتحادیه اروپایی و اسرائیل تنها در دهه ‌گذشته سه برابر شده است. این موضوع، اتحادیه ‌اروپایی را شریک تجاری اصلی و مهمترین بازار برای ‌واردات اسرائیل جلوه می‌دهد و ایالات متحده را به ‌لحاظ حجم مبادلات پشت‌سر می‌گذارد.

‌حمایت سارکوزی از فرایند تعدیل سیاست خارجی ‌عربگرایانه فرانسه، نشان می‌دهد اروپاییها به این ‌نتیجه رسیده‌اند که با صیقل دادن مواضع عربگرایانه، ‌فاصله گرفتن از اسرائیل و پشتیبانی از نخبگان ‌سیاسی فاسد و ورشکسته، بیش از این قادر به ‌حفظ منافعشان در حیات خلوت استراتژیک اروپا ‌(خاورمیانه) نیستند.

‌این سیاست شاید به حفظ منافع اقتصادی کوتاه ‌مدت و تغییر جهت اعتراضات خیابانی اعراب به ‌سوی ایالات متحده کمک کرده باشد، اما همین ‌سیاست شرایط را برای میانجیگری بین اعراب و ‌اسرائیل دشوار کرده است. کمک به تداوم حکومت ‌فروانروایان مستبد عرب، حاشیه امنیت اقتصادی و ‌استراتژیک اروپا را در عرصه اقتصاد جهانی به ‌پایین‌ترین و بی‌ثبات‌ترین حد آن تنزل داده است. ‌خاورمیانه علاوه بر صادرات نفت به اتحادیه اروپایی، ‌صدها هزار مهاجر خشمگین و فقیر نیز روانه اروپا ‌کرده که به یک بمب جمعیتی تبدیل شده‌اند.

ایالات ‌متحده با اتخاذ استراتژی مشارکت سازنده در ‌خاورمیانه از طریق «اتحادیه مدیترانه‌ای»، فرانسه و ‌‌اتحادیه اروپایی و نیز به کارگیری منابع دیپلماتیک و ‌اقتصادی خود می‌تواند برای رسیدن به همان ‌اهدافی که حکومت بوش می‌خواهد با استفاده از ‌قدرت نظامی به آنها دست یابد، تلاش کند.