مهدی محمدی
دولت نهم در دفاع از خود کم سخن میگوید. بیرون از دولت هم تعداد آنها که انگیزه کافی برای دفاع از اقدامات دولت اصولگرا دارند چندان زیاد نیست. در طول حدود دو سال گذشته از درست و غلط بسیار درباره دولت گفته شده اما دولت در مقابل این هجمه وسیع انتقادها اغلب ترجیح داده به کار خود بپردازد و وارد بگومگو با اهل رسانه - که عموماً بیحاصل پنداشته میشود - نشود. در این مدت، بعضی متقاعد شدهاند دولت اساساً اعتقادی به کار رسانهای و میانه خوبی با خبرنگاران ندارد. این دیدگاه را - که خصوصاً در ماههای اولیه آغاز به کار دولت با حدت از جانب برخی روزنامهها و رسانههای منتقد دولت و مدعی عدم وجود پشتوانه کارشناسی کافی در پس تصمیمات آن، پیگیری میشد - البته چندان نباید جدی گرفت. اگرچه در مواردی اختلالهایی در فرایند همکاری دولتیان و اهل رسانه به وجود آمده، اما تعداد این موارد هرگز از حد معقول فراتر نرفته و ضمنا به سادگی میتوان نشان داد این مشکلات در دولتهای قبلی که اتفاقاً مدعی پاسخگویی و رواداری هم بودهاند، به نحو بسیار شدیدتری وجود داشته است.
اینها البته چندان مهم نیست. نکته مهمتری هست که باید به آن توجه کرد. شواهد متعدد، محکم و کموبیش آشکاری وجود دارد که ثابت میکند دولت نهم آماج یک حمله تبلیغاتی - رسانهای همهجانبه، هماهنگ و سیستماتیک است.
لب آنچه طراحان و پیشبرندگان این تهاجم رسانهای تلاش کردهاند در ذهن مخاطبان خود جا بیندازند این بوده که دولت نهم عقلانی رفتار نمیکند یا همان جمله معروف که تصمیمات دولت نهم پشتوانه کارشناسی کافی ندارد. به طور طبیعی هدف این پروژه هم این است که مردم را از انتخابی که در سوم تیر کردند پشیمان کند و به آنها بگوید برای اداره دستگاه اجرایی راه صحیح همان است که دستگاه اجرایی در 16 سال گذشته رفته و وضعیت فعلی کشور هم- چنانکه یکی از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری نهم زمانی به ناچار گفت- بهترین وضعیتی است که میتوانست به وجود بیاید. پس مردم ناشکری کردهاند اگر دنبال تغییر در مدیریت اجرایی کشور رفتند و بهترین کار آن بود که شکر میکردند و نعمت دولتهای گذشته را قدر میدانستند.
وجود این خط رسانهای را کسی نمیتواند انکار کند. حداکثر این است که میتواند بگویند نویسنده کیهان دچار توهم توطئه شده و انتقاد را با تخریب، و نصیحت اصلاحگرانه را با تلاش برای گذاشتن چوب لای چرخ دولت اشتباه گرفته است. اگر چنین ادعایی مطرح شود- که حتما میشود و تاکنون دیده نشده ماست فروشی که ترشی ماست خود را فریاد کند- روش سادهای برای آزمودن میزان صداقت نهفته در آن هست. میتوان اندکی تفحص کرد و دید «واقعیات» مربوط به دولت نهم در رسانههایی که یکشبه مملو از کارشناس شدهاند، چگونه «گزارش» میشود و آیا جز این است که از تمام آنچه دولت نهم انجام داده فقط جنبههایی از آن را برجسته کردهاند که موافق مقصود آنها بوده است؟
اقتصادی عرصه خوبی برای به اجرا گذاشتن این آزمون است. نویسنده این یادداشت هیچ ادعایی در عرصه تحلیل اقتصادی ندارد اما به اقتضای حرفه و علاقه خود صبح تا شام به کار زیر و بالا کردن اخبار و تحلیلها در منابع مختلف سرگرم است. در خلال همین جستوجوی کاملا ابتدایی موارد فراوانی به چشم میخورد که میتوان از آنها به عنوان نقاط قوت عملکرد اقتصادی دولت یاد کرد، ولی مطبوعات منتقد علاقه چندانی به پرداختن به آنها از خود نشان نمیدهند. به این موارد توجه کنید؛ 1- دولت نهم برای نخستینبار تلاش کرده با موضوع خصوصیسازی به روش مبتکرانه مواجه شود و با استفاده از مکانیسم توزیع عمومی سهام بنگاههای دولتی در قالب «سهام عدالت» تلاش میکند از تبدیل شدن خصوصیسازی به روند آشنای «خودمانی سازی» جلوگیری کند. درست است که اکنون منتقدان هزار و یک عیب از این کار دولت درآوردهاند ولی ما از یاد نبردهایم که رقیب محمود احمدینژاد در واپسین گفتوگوی انتخاباتی خود در سیمای جمهوری اسلامی ایدهای کاملا شبیه به آنچه اکنون در قالب طرح سهام عدالت اجرا میشود را وعده داده بود. 2- دولتهای گذشته بارها وعده داده بودند که بالاخره فکری به حال یارانه سوخت در ایران خواهند کرد ولی هرگز- و احتمالا بیشتر به دلایل سیاسی- اقدام درخوری از جانب آنها در این زمینه انجام نشد. دولت نهم در حالی که هرگز چنان ادعاهایی نکرده است، اکنون در آستانه حل این معضل دیرینه اقتصاد ایران- که دیگران فقط شعارش را دادند- قرار دارد و تبعات سیاسی احتمالی آن نیز چیزی از شجاعت دولت در اجرای تصمیم خود نکاسته است.
3- دولت نهم برای نخستینبار در طول سالیان گذشته در بودجه سال جاری خود، از بودجه جاری کاسته و بر بودجه عمرانی دولت افزوده است. 4- دولت با سفرهای استانی خود از عرصه مدیریت و خصوصا نظام تخصیص منابع خود «مرکززدایی» کرده و بخش بزرگی از شکافی را که میان مردم و دستگاههای اجرایی به دلیل کمتوجهی آنها به شهرستانها در دولتهای قبل پدید آمده بود، پوشانده است. 5- دولت نهم شرایطی به وجود آورده که رهبر معظم انقلاب اسلامی برای اجرایی کردن سیاستهای اصل 44- که بیتردید میتوان آن را بزرگترین پروژه اقتصاد ایران نامید- اعتماد کرده است. دولت نهم بیسروصدا و بدون فوت وقت لایحه اجرایی این سیاستها را تدوین کرده و در همان حال مشغول آمادهسازی شرکتهای دولتی برای واگذاری است. 6- دولت نهم تلاشهای مهمی برای تدوین اساسنامه شرکت نفت به گونهای که همه درآمدهای ناشی از فروش نفت به خزانه واریز شود انجام داده است. 7- دولت نهم با قاطعیت در پی آن است که نرخ سود تسهیلات بانکی را مطابق با الزامات برنامه چهارم توسعه کاهش دهد. هیچ اقتصاددانی با نفس این کار مخالف نیست. حتی منتقدان فعلی هم به فراهم نبودن مقدمات این کار اعتراض میکند نه به اصل آن؛ بگذاریم از اینکه برخی معتقدند اشکال اصلی جاری دیگری است و منافع برخی در بانکهای خصوصی به خطر افتاده که زبان به اعتراض گشودهاند. 8- دولت نهم با اصلاح بنیادی ساختار سازمان مدیریت و برنامهریزی، تلاش کرد با منطقهای کردن الگوی توسعه که بر پیشفرض لزوم کشف مزیتهای نسبی هر منطقه و سرمایهگذاری بر روی آن مبتنی است، و افزایش اختیارات استانداران گرههای کور به وجود آمده از ناحیه حاکم شدن الگوی مدیریت از راه دور را بگشاید. 9- دولت اصولگرا در حال گام نهادن در مسیر بودجهنویسی عملیاتی و اصلاح ساختار سنتی و غیرشفاف بودجه در ایران است. گامهای مهمی تاکنون در این راه برداشته شده که اگرچه کامل نیست ولی نوید روزهای مبارکی را برای سیستم پولی و مالی کشور خصوصاً به وجود آمدن امکان ردگیری جزءبهجزء هزینه کرد بودجه دستگاهها پدید میآورد. 10- دولت نهم لایحه مدیریت خدمات کشوری را که نظام دریافتها و پرداختهای دولت را یکبار برای همیشه شفاف؛ به سامان و عادلانه میکند به جریان انداخته و عزم خود را برای اجرای آن از طریق تقبل بخش بزرگی از بار مالی آن نشان داده است. این لایحه اگرچه هنوز در پیچ و هم جزئیات مالی گرفتار است ولی دولت به محض آنکه از عهده برآید مشکلی در اجرای آن نمیبیند.
به این ده مورد فیالمجلس میتوان موارد متعدد دیگری را هم اضافه کرد. مواردی که به وضوح حاکی از وجود نقاط درخشان در کارنامه اقتصادی دولت است اما منتقدان هیچ نظری به سوی آنها نمیکنند. برای این قلم بسیار آسان است که فهرستی طویل از موفقیتهای شگفت دولت نهم در دیگر عرصهها خصوصاً سیاست خارجی را نیز ارائه کند، لیکن با همین مقدار مقصود حاصل است. از همینجا که شواهدی عیان در رخت بربستن «انصاف» از بساط برخی منتقدان در مواجهه با دولت نهم وجود دارد، میتوان نتیجه گرفت، اصل ماجرا چیزی غیر از نگرانی برای سرنوشت کشور است. از ناصحان امین حاضر در جبهه اصولگرایی که بگذریم، الباقی منتقدان اصلاحطلب دولت نهم یا آبروی خود را در خطر میبینند و یا منفعت خود را و حاشا که دولت اسلامی آبروی نظام اسلامی و منافع ملت را پیش پای خواست آنها قربانی کند.