داوود هرمیداس باوند*
در جهان عرب حس امتناع دیرپایی برای پذیرفتن ایران در کانون خانواده خود مشهود است که نخستین نشانههای آن در اوایل انقلاب و رد درخواست عضویت ایران در اتحادیه عرب نمود یافت. بر این مبنا موضعگیری ایران در قبال تحولات کشورهای عربی را دخالت یک کشور غیر عضو خانواده تلقی کرده و حتی در گامی فراتر از آن صحنه عرب را آوردگاه ایران و آمریکا معرفی کرده و با خلق گفتمان هلال شیعی سعی در معرفی ایران به عنوان تهدید صلح و امنیت منطقه دارند. همسویی رویکرد جدید جهان عرب با استراتژی نوین آمریکا موسوم به «ترضیه خاطر عراق» جریانات سیاسی خاورمیانه را به سمت ایران سوق داده و در کنار توافق بر سر روند بعثیزدایی، بازنگری قانون اساسی عراق و تعبیه جایگاهی فراتر از کمیت و جمعیت برای سنیها که در بیانیه شرمالشیخ عینیت یافت درصدد انتقال بار ناامنیها در عراق به سمت ایران هستند. این رویکرد جدید از تغییر مناسبات آمریکا و جهان عرب حکایت دارد، چنانکه رابطه انفعالی پس از 11 سپتامبر، به رابطه حسنه بدل شده است.
در نشست مجمع اقتصاد جهانی در اردن با واکنش کشورهای عربی به اظهارات متکی درباره طرح صلح عربی و نافرجامی ایران از کسب حمایت آنها از برنامه صلحآمیز هستهای، شاخههای سیاست نوین اعراب هویدا شد. کشورهای عربی در حالی که فعالیتهای هستهای ایران را در زمره تهدیدات صلح و امنیت منطقهای میدانند اما از دیگر سو به صورت دستجمعی تمایل خود برای همکاری با آمریکا جهت بهرهگیری از برنامه هستهای را آشکار کردند. اعراب با طرح گسترده تمایل کشورهای منطقه به تکنولوژی هستهای درصدد عینیت نظریه دومینو بودند که بر مبنای آن در صورت دسترسی ایران به فناوری هستهای، دیگر کشورهای منطقه نیز در این راه گام برداشته و آنگاه تشتت فراگیری حاکم میشود. با طرح نظریه دومینو، اروپا به لحاظ قرابت جغرافیایی با منطقه در مقایسه با آمریکا، روند موجود را حرکت در راستای تهدید امنیت خود معرفی کرده و درصدد عکسالعمل در برابر آن برخواهد آمد.
همکاری آمریکا با جهان اعراب یک تبصره پیشگیرانه دارد و آن اینکه واشنگتن به موازات بسیج اعراب در مقابل ایران و نیز پیگیری استراتژی تهاجمی علیه تهران، درصدد پیگیری خطمشی تعدیلی برآمده و بر همین اساس درخواست گفتوگو با ایران در خصوص امنیت عراق را مطرح کرده است که فرآیند اولیه آن میتواند در ادامه و یا عقبنشینی کاخ سفید از این تجربه تأثیرگذار باشد.
بعد دیگر همکاری عربی ـ آمریکایی در منطقه، تحولات آتی عراق است که به سان گرانیگاه سیاسی در منطقه ایفای نقش میکند. شیعیان عراق در فعل و انفعالات تغییر استراتژی آمریکا و بازنگری قانون اساسی عراق چارهای جز همکاری با آمریکا ندارند. واقعیت آن است که نزد شیعیان عراق تمایلات پان عربیستی قویتر از گرایشات شیعه ایستی است. حتی گروههای شیعه عراقی که سابقه روابط حسنه با ایران را دارند از منافع عراق عربی در مقابل درخواستهای همسایه غیر عرب خود نخواهند گذشت و در نهایت جانب رویکردهای عربی خود را خواهند گرفت. تجربه نشان میدهد که دیدگاههای تاریخی و روانی هنوز بر جنبههای ایدئولوژیک و مذهبی غلبه دارد. تأملی بر روابط شوروی با چین، چین با ویتنام و ویتنام با کامبوج علیرغم پایبندی به مرام مارکسیست ـ لنینیستی متأثر از سوابق تاریخی بود. باور بر این است که با وجود نزدیکی ایران و عراق، در صورت بازگشت آرامش و امنیت به این کشور، شیعیان حتی با وجود حفظ اکثریت خود، ماه عسل کوتاهی با ایران خواهند داشت، چرا که جوامع عرب در حال حاضر در تحولات منطقهای و موضوع هستهای کاملاً با استراتژی آمریکا همسو هستند و حتی احتمال همگامی آنان با اقدامات آتی آمریکا علیه ایران نیز بعید نیست. در این بین روابط ایران و سوریه به عنوان متحد استراتژیک ایران در جهان عرب مورد تدقیق قرار میگیرد. نگاهی به پیشینه روابط تهران ـ دمشق نشان میدهد مخالفت سوریه با جنگ ایران و عراق حاکی از نگرانی آن از تغییر کانون توجهات جهانی از موضوع اسرائیل ـ به عنوان مشکل دیرین خود ـ به ایران بود. سوریه همانند دیگر اعضای اتحادیه عرب طرح صلح عربی به ابتکار ملک عبدا... پادشاه عربستان را پذیرفته و از سیاست زمین در برابر صلح حمایت کرده است؛ چنانکه در کنفرانس مادرید هم بر این سیاست صحه گذاشت. تنها زمینی غیر از فلسطین که در جهان عرب در اشغال به سر میبرد بلندیهای جولان سوریه است و طبیعی است که سوریه برای رهایی این قسمت از اشغال اسرائیل در تکاپوی تحقق سیاست زمین در برابر صلح برآید. از دیگر سو سوریه هم در نهایت در گزینش بین تصمیمهای جهان عرب و ایران، جانب اعراب را میگیرد؛ چنانکه در زمان جنگ ایران و عراق، سوریه هم بیانیههای اتحادیه عرب را امضا کرده و حتی در خصوص موضع اتحادیه عرب درباره جزایر سهگانه ایرانی، از موضع اعراب پیروی میکند. حتی حمایت سوریه از حزبالله لبنان هم جنبه تهاجمی در برابر روابطش با اسرائیل دارد و مشکل آن با اسرائیل ماهیت متفاوتی با مشکلات ایران و اسرائیل دارد.