سیدرضا میرمحمدی
سی و سومین اجلاس سران هشت کشور صنعتی دنیا، چندی قبل در حالی به کار خود پایان داد که تنشها و اختلافات مسکو و واشنگتن بر سر استقرار سامانه دفاع موشکی آمریکا در چک و لهستان وارد مرحله جدیدی شد و در شرایطی که انتقادات پوتین از جرج بوش بر سر این موضوع به اوج خود رسیده بود، پیشنهاد غیرمترقبه وی به همتای آمریکاییاش در روز دوم نشست مبنی بر استفاده مشترک از «پایگاه را دارای قبله» در خاک جمهوری آذربایجان که در اجاره روسها است، تعجب محافل رسانهای و تحلیلگران مسائل سیاسی را برانگیخت.
اینکه سرانجام این پیشنهاد به کجا خواهد انجامید و تا چه اندازه این موضوع، تنشهای بوجود آمده میان مسکو و واشنگتن بر سر استقرار سیستم موشکی آمریکا در شرق اروپا را فروکش خواهد کرد، نیاز به گذشت زمان و تامل بیشتر در زوایای پنهان آن دارد ولی با توجه به اهمیت مسئله نکات زیر در این خصوص قابل طرح است.
1- با توجه به تهدیدی که از ناحیه استقرار سامانه دفاع موشکی آمریکا در چک و لهستان متوجه منافع ملی روسیه است پیداست، پیشنهاد رئیسجمهور روسیه در مورد استفاده مشترک از «قبله» میتواند نوعی امتیازدهی به آمریکا با هدف صرفنظر کردن آن کشور از پیگیری و اجرای پروژه مورد بحث تلقی شود. تردیدی نیست که حضور نظامی آمریکا در قفقاز یکی از دغدغههای آن کشو در چارچوب برنامههای آینده رهبران کاخ سفید به شمار میرود و چه بسا پس از اتمام پروژه چک و لهستان، گام بعدی پیشروی آمریکا، حضور در قفقاز باشد. از این جهت، شاید رهبران کرملین پیشدستی کرده و قبل از آنکه آمریکا بطور یکجانبه در قفقاز حضور نظامی - امنیتی پیدا کند زمینههای حضور مشترک و در عین حال قابل کنترل واشنگتن را فراهم کرده باشند تا بدین وسیله از میزان تهدیدات و خسارتهای آتی بکاهند.
2- از سوی دیگر، این پیشنهاد حاکی از آن آنست که روسیه علیرغم تهدیدات موجود و پیشرویهای گامبهگام آمریکا در حوزههای امنیتی این کشور، تمایلی به رودررویی با واشنگتن ندارد و یا اساسا توان و پتانسیل این کار را در خود نمیبیند. اگر غیر از این بود پیشنهاد حضور آمریکا در پایگاه قبله که بصورت کامل و بدون رقیب دردسرزا در دست روسیه است قابل توجیه به نظر نمیرسید. تجربه تحولات دو دهه قبل نشان میدهد که روسها در چنین مواقعی ابتدا گارد جدی و مصمم به خود میگیرند ولی وقتی تاثیری مشاهده نکردند، کوتاه آمده و از در معامله وارد میشوند. به نظر میرسد این پیشنهاد روسیه هم، نوعی معامله و کوتاه آمدن از مواضع قبلی است و طبعا هزینههای کمتری در مقایسه با تداوم مواضع و جبههگیریهای قبلی میتوان برای مسکو در پی داشته باشد.
3- سومین نکتهای که میتوان از دلایل پیشنهاد تعجبآور پوتین استنباط کرد برملا ساختن میزان صحت و سقم ادعای آمریکا از هدف خود در پیگیری استقرار سیستم دفاع موشکی در شرق اروپا برای افکار عمومی دنیاو رهبرانکشورهای درگیر با این قضیه است.
چنانکه بارها تکرار شده رهبران آمریکا هدف از استقرار سامانه مورد بحث در چک و لهستان را مقابله با تهدیدات موشکی ایران و کره شمالی ذکر کردهاند. علیرغم اینکه روسیه و حتی سایر کشورها از کذب بودن این ادعا آگاهی دارند ولی پیشنهاد روسیه میتواند آمریکا را در مقابل یک آزمون قرار داده و از نوع پاسخ و عکسالعملی که این کشور میدهد، صحت و سقم ادعاهای قبلی آن آشکار شود.
مسلما اگر هدف آمریکا جلوگیری از تهدید ایران باشد- (که فعلا نمیتوان گفت هست) این کشور باید از پیگیری پروژه نظامی خود در چک و لهستان صرفنظر کرده و از حضور در پایگاه قبله که اشراف و تسلط بیشتری بر ایران و کره شمالی دارد، استقبال نماید.
4- جدای از واکنش نه چندان صریح آمریکا به پیشنهاد روسیه که استقبال تلویحی مقامات این کشور را در پی داشت و آنها اعلام کردند که پیشنهاد پوتین را بررسی خواهند کرد، عکسالعمل سایر کشورهای درگیر نیز در نوع خود میتواند قابل تامل و بررسی باشد. طبعا برای اروپاییها که قبلا بر سر استقرار سیستم دفاع موشکی آمریکا در شرق این قاره به توافق رسیده و با واشنگتن همکاری و همگرایی دارند، این پیشنهاد در عین جالب بودن خیلی هم نمیتواند دارای اهمیت باشد. چنانکه دبیرکل ناتو هم در واکنش خود، با تردید به قابلیتهای پایگاه قبله نگاه کرده و از اینکه مشارکت آمریکا در آن پایگاه بتواند اهداف غرب را تامین نماید، ابراز اطمینان نکرده است.
5- طرف سوم این بازی، جمهوری آذربایجان است که پایگاه راداری «قبله» در خاک آن واقع شده است. با توجه به اینکه این پایگاه طی توافق امضا شده در سال 2002 (1381) میان روسای جمهور روسیه و آذربایجان در مسکو، برای مدت 10 سال در اجاره روسها قرار گرفته، طبیعتا مشارکت هر دولت یا کشور ثالثی نیاز به موافقت باکو دارد. با این حال از اظهارنظر «المار محمدیاراف» وزیر امور خارجه آذربایجان پیرامون این موضوع که در جمع خبرنگاران و در پاسخ به سئوال آنها صورت گرفت، چنین برمیآید که پوتین قبلا با رهبران باکو صحبت کرده و نظر مثبت آنان را جلب کرده است. محمدیاراف علیرغم اینکه تصریح کرد این موضوع باید توسطی تیمی از کارشناسان نظامی سیاسی و امنیتی بررسی شود ولی از هماهنگی قبلی مسکو با رهبران باکو در مورد پیشنهاد یاد شده خبر داد.
«ضیافت عسگر اف» رئیس کمیسیون امنیتی و دفاعی پارلمان جمهوری آذربایجان نیز در مصاحبهای با یادآوری بند 4 توافقنامه روسها با باکو در خصوص اجاره ده ساله پایگاه قبله که مشارکت هر طرف ثالثی در این پایگاه را در طی مدت اجاره منوط به موافقت جداگانه باکو میداند، اظهار داشت که عملی شدن پیشنهاد پوتین نیازمند بررسی کارشناسی و موافقت رسمی دولت آذربایجان است.
علیرغم این اظهارات، به نظر میرسد که باکو نه تنها با این پیشنهاد موافقت کرده بلکه از مشارکت آمریکا در بهرهبرداری از پایگاه مذکور استقبال هم میکند. چرا که رهبران آذربایجان پیشنهاد پوتین را در راستای منافع خود دانسته و به زعم خود میتوانند از فواید آن در حل پارهای از مشکلات بزرگ و اصلی کشورشان نظیر بحران قرهباغ به نحو احسن استفاده نمایند.
6- قطعا مشارکت و حضور نظامی آمریکا در پایگاه راداری قبله تهدیدکننده منافع ملی برخی دیگر از کشورهای منطقه بویژه جمهوری اسلامی ایران هست. این نکته مهم هم، به نوبه خود باید مدنظر کشورهای درگیر در این مسئله خصوصا آذربایجان به عنوان دارنده خاک و مالک این پایگاه و روسیه به عنوان پیشنهاد دهنده حضور آمریکا در منطقهای که با امنیت کشور ما گره خورده است، باشد، لذا انتظار میرود دولتمردان باکو، حقوق همسایگی را رعایت کرده و از هرگونه تصمیم شتابزدهای که موجبات تنشآفرینی را در پی داشته باشد، خودداری نمایند. همچنین از روسیه نیز توقع میرود بیشتر از گذشته صداقت به خرج داده و همه اصول و پایههای تعامل صادقانه را زیر پا ننهد.
7- هدف آمریکا از اجرای پروژههایی نظیر استقرار سامانه دفاع موشکی در چک و لهستان، چیزی فراتر از تنگتر کردن حلقه محاصره روسیه است و تصور اینکه همه چیز حول محور این کشور خلاصه میشود، نمیتواند پایه و اساس درستی داشته باشد. مسلما این اقدم آمریکا گامها و حلقههای بعدی هم دارد و مقصد نهایی واشنگتن، در واقع تثبیت هژمونی کامل و مطلق در جهان و تحقق عملی «دهکده جهانی» به رهبری این کشور است. البته تردیدی نیست که در این راستا یکی از اولویتهای اصلی آمریکا، روسیه و مهار هرچه بیشتر آنست ولی بدیهی است که این قصه، پردهها و سناریوهای دیگری هم دارد.
8- آخرین ملاحظهای که یادآوری آن لازم به نظر میرسد، این است که رهبران روسیه و سایر کشورهای درگیر با این مسئله باید تدابیری اتخاذ نمایند تا آمریکا با زیرکیها و شیطنتهای خاص سیاسی، طوری این مسئله جدید را هدایت و رهبری نکند که نهایتا، هم در پایگاه قبله حضور و مشارکت داشته باشد و هم به اتمام و استقرار پروژه سامانه دفاع موشکی چک و لهستان موفق شود. چرا که دولتهای چک و لهستان و مجموعه اتحادیه اروپا با آمریکا توافق کرده و در راستای تامین منافع اقتصادی و حتی سیاسی خود پیگیر موضوع هستند و به راحتی از فواید پروژه چشمپوشی نخواهند کرد.
در خاتمه میتوان گفت که بعید است پیشنهاد روسیه مانع از پیگیری و اجرای پروژه چک و لهستان از سوی آمریکا بشود و به نظر میرسد واشنگتن علیرغم مخالفتها و حتی امتیازدهیهای مسکو، در استقرار سامانه دفاع موشکی خود در شرق اروپا مصمم و جدی است چرا که این امر یک اقدام موردی و منفرد نیست بلکه حلقهای از یک زنجیره طولانی و بهم پیوستهای است که واشنگتن به عنوان یک استراتژی آنرا اتخاذ کرده و سالهاست که فاز اجرایی چنین راهبردی را در پیش گرفته است.
البته این نکته به معنای توفیق قطعی آمریکا در تحقق اهدافی که در پیش گرفته است، نیست. اوضاع داخلی این کشور و موانع جدیای که در عرصههای بینالمللی در نتیجه رهبری زورمدارانه و غیرمنطقی بوش کوچک فراروی کاخ سفید قرار گرفت، چشمانداز موفقیتآمیزی برای آمریکا ترسیم نمیکند، بیزاری روزافزون افکار عمومی ملتهای دنیا از سیاستهای آمریکا، بیداری غرورآفرین جهان اسلام و ملتهای مسلمان، فرو رفتن آمریکا در باتلاق خاورمیانه، ظهور قطبهای جدید قدرت نظیر چین و همکاری استراتژیک روسیه و این کشور در قالب سازمان شانگهای و موارد دیگری از این دست، از چالشها و دستاندازهای جدی پیش روی آمریکا در سالها و دهههای آینده است و تصور میشود جایگاه و نقطهای که هماکنون واشنگتن در آن قرار گرفته، ارتقا و اوج بیشتری نخواهد یافت. حتی میتوان ادعا کرد که آغاز افول آمریکا با بوش کوچک شروع شده و مقطع فعلی در تاریخ این کشور، برای نسلهای آینده آن با افتخارآفرینی همراه نخواهد بود.