تاریخ انتشار : ۲۶ فروردين ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۲۶۵۳۷
ترجمه:‌مهدی صفری اشاره: میشل کولون روزنامه‌نگار و محقق بلژیکی و مؤلف چند کتاب است. کولون بعد از نخستین جنگ آمریکا علیه عراق گزارشی از این کشور تهیه کرد که در آن به شرایط زندگی مردم جنگ‌زده می‌پرداخت. وی همچنین کاری تحقیقاتی درباره جنگ در یوگسلاوی انجام داده است. کولون از جمله روزنامه‌نگارانی است که درباره مفهوم «جنگ نفت» تحقیق می‌کند. در سال‌های دهه نود او در مورد نقش عنصر و انرژی در جنگ‌هایی که آمریکا و غرب به راه می‌انداخت مقالات و مطالب زیادی ارائه کرد. وی به تازگی مطالعه‌ای انجام داده است که در آن نشان داده می‌شود که رسانه‌های گروهی آمریکا از چه شیوه‌ها و تکنیک‌هایی برای نفوذ در افکار عمومی بهره می‌گیرد. کولون عضو گروه مشاوران تلویزیون بین‌المللی تله‌سور ونزوئلا است. گفت‌وگوی او با مؤسسه بولیوار ونزوئلا اکنون پیش روی شما است:

* شما از جمله افرادی هستید که درباره جنگ‌های مبتنی بر نفت و انرژی مطالعه می‌کنید. بوسنی، صربستان، عراق، افغانستان و غیره. آیا آمریکایی‌ها در پی راه انداختن جنگ نفتی علیه ونزوئلا هستند؟‌

** بله؛ در واقع جهان اکنون اعلان نشده و زنجیره‌ای را تجربه می‌کند، جنگ علیه عراق، یوگسلاوی و افغانستان فصل‌هایی از این جنگ جهانی هستند. کسی که منابع نفتی را تحت کنترل داشته باشد، می‌توان جهان را تحت سلطه خود درآورد.

این جنگ همچنین ابزاری مؤثر است که قدرت شماره یک جهان می‌تواند از آن برای باج‌خواهی از رقبای خود استفاده کند: ‌اروپا، ژاپن و بویژه چین، یا به عبارت دیگر اگر واشنگتن بتواند شیر نفت را کنترل کند می‌تواند سیاست خود را به اروپا، ژاپن و چین دیکته کند.

* به نظر شما تاکتیک‌های آمریکا برای رخنه در آمریکای لاتین بویژه تضعیف ونزوئلا  چیست؟‌

** آنها تلاش می‌کنند چاوز را به عنوان یک ضدیهودی نشان دهند و وی را شریک قاچاقچیان مواد مخدر و غیره معرفی کنند. این‌ها نشانه‌های جنگی هستند که آغاز شده است، جنگی رسانه‌ای. باید توجه داشته باشیم که جنگ‌ها با بمب شروع نمی‌شوند بلکه با دروغ‌های رسانه‌ای آغاز می‌شوند. تریبون‌هایی که به هر شیوه‌ای برای رسیدن به این هدف خود متوسل می‌شوند. اما موفقیت در این کارزار آسان نیست، زیرا اکنون امپریالیسم آمریکا به علت آنچه که در عراق و دیگر نقاط جهان روی می‌دهد، در حال بی‌اعتبار شدن است.

من می‌دانم که دونالد رامسفلد از کشورهای مختلف آمریکای لاتین پرسیده است که آیا برای کمک به ایالات متحده برای انزوای ونزوئلا متحد می‌شوند اما آنها دست رد به سینه او زدند. این امر ثابت می‌کند که برای واشنگتن بسیار دشوار خواهد بود که در این شرایط به ونزوئلا حمله کند. وظیفه ما سازمان دادن مبارزه‌ای بین‌المللی برای دفاع از ونزوئلا است.

* مقاومت مردم عراق و فلسطین، مبارزه بین‌المللی چاوز، تقویت چین و روسیه، به نظر شما کدام یک از این فاکتورها می‌توانند شرایط بین‌المللی را تغییر دهند؟

** در سال‌های دهه نود با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و جنگ نخست آمریکا علیه عراق، ایالات متحده آن قدر قدرتمند می‌نمود که به نظر می‌رسید مقاومتی در برابرش نباشد، دهه نود برای چپ‌ها و ملت‌ها دوره‌ای سخت بود. در چنین شرایطی جامعه سرمایه‌داری بین‌المللی ثابت کرده است که عرصه را بر ملت‌های جهان سوم تنگ می‌کند.

اما اکنون ورق برگشته است و امروز می‌بینیم که مقاومت چاوز، اوومورالس و دیگر رهبران آمریکایی لاتین در کنار مقاومت ملت عراق و فلسطین در حال رشد است. من فکر می‌کنم که اگر حادثه مقاومت عراق نبود، ونزوئلا مورد تهاجم آمریکا قرار می‌گرفت. به اعتقاد من مهم‌ترین عامل در تغییر روابط قدرت‌های جهانی، رشد چین، رشد اقتصادی، سیاسی و همچنین روابط بین‌المللی این کشور است که اجازه می‌دهد گزینه‌ای برای ایجاد توازن در برابر ایالات متحده ظاهر شود. علاوه براین شکاف‌هایی میان آمریکا و اروپا وجود دارد و کشورهای مستقل باید از این عامل استفاده کنند و باور کنند که دیگر زمان سلطه بر ملت‌ها پایان یافته.

* در ونزوئلا رویکرد جدیدی به مطالعه در خصوص مارکسیسم  وجود دارد، شما فکر می‌کنید که مطالعه نظریه مارکسیست به تقویت انقلاب، دفاع از میهن و ساختن ونزوئلایی جدید کمک می‌کند؟‌

** به نظر من مطالعه در زمینه‌های مختلف و علوم جدید مهم است و فکر می‌کنم که سوسیالیسم علمی مشخص و بسیار مفید و کاربری است. طبیعتاً طبقه بورژوا تظاهر می‌کند که جهان کاملاً تغییر یافته و دیگر طبقه کارگر، امکان برانداختن کاپیتالیسم را ندارد.

از آغاز، ایدئولوژیست‌های کاپیتالیسم به ما می‌گویند که اوضاع تغییر کرده است و مانند گذشته نیست، اما در واقع می‌بینیم که اساس و پایه تغییر نکرده و چرخه سلطه ثروتمندان  بر قدرت سیاسی همچنان ادامه دارد و اجازه نمی‌دهد که فقرا حق کنترل قدرت سیاسی را داشته باشند، در حالی که اکثریت را نیز تشکیل می‌دهند. سوسیالیسم برای شخص من در زمینه تحلیل پدیده‌های بسیار پیچیده مانند جنگ علیه یوگسلاوی یا دیگر تحولات جهانی، خیلی مفید بود. همچنین برای تجزیه و تحلیل نقش بازوهای جنگ روانی قدرت‌ها بسیار مفید است و فکر می‌کنم که سوسیالیسم برای بررسی انقلاب در ونزوئلا و آمریکای لاتین نیز مفید خواهد بود، به شرطی که به صورت متعصبانه مورد استفاده قرار نگیرد.

* نظر اروپا درباره برنامه‌های انقلابی چاوز مانند خروج از صندوق بین‌المللی پول و بانکی جهانی، ملی کردن منابع طبیعی ونزوئلا و حرکت به سوی سوسیالیسم چیست؟

** دو نوع واکنش وجود دارد، از یک طرف، طبقه بورژوا این اقدامات را تهدیدی علیه خود می‌بیند، زیرا بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول دو وسیله برای کنترل بر جهان سوم هستند. این نهادها به ظاهر برای مبارزه با فقر تشکیل شده‌اند، ولی در عمل وسایلی برای تداوم فقر و تهدید استقلال کشورهای جهان سوم این کشورها هستند. بالطبع در نگاه آنان ونزوئلا، خطری بزرگ محسوب می‌شود و حتی نگران این هستند که به عنوان مثال برای آفریقا و دیگری کشورهای جهان سوم به الگویی تبدیل شوند. با این همه بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول برای کارگران و ترقی‌خواهان اروپا وجاهت ندارند و این اقدام نشانه‌ای مثبت برای مبارزه‌های آینده است.