1- رویه تحسینبرانگیز رییسجمهور از زمان کاندیداتوری این بوده که میان نیروهای اصلاحطلب، اصولگرا و میانهرو خطکشی نکرد و بر اعتدالگرایی و میانهروی در مقابل تندروهایی ایستاد. آنان در هشتسال قبل از آن، هرچه خواستند صورت دادند و جریان اصولگرایی با سکوت و گاهی تمایل، آنان را همراهی کرد. با این حال از زمان انتخابات تا به امروز این حرکت میانهروها قبل از انتخاب شکل گرفته و تا به امروز ادامه پیدا کرده است. این همان رمز موفقیت دولت روحانی نیز بهشمار میرود. هرچند نمیتوان نام یک جناح روی آن گذاشت اما رمز پیروزی دولت تا به امروز و بهبود شرایط سیاسی، شکلگیری ائتلافی وسیع از میانهروهاست که ترکیبی از اصلاحطلبان، اصولگرایان معتدل و شخصیتهای مستقل است.
همه دلسوزان کشور از اتفاقات دوران «معجزه هزاره سوم» ناخرسند بوده و اکنون از این «ائتلاف وسیع» مسرور هستند. خود روحانی هم این ائتلاف را تقویت کرده است. در سالی که قرار داریم و بهنوعی سال تدارک انتخابات مجلس دهم نیز بهشمار میرود، این ائتلاف باید ادامه پیدا کند تا صدای بلند تندروهای انگشتشمار، نتواند حواس دولت را پرت کرده و به منافع و آرامش ملی لطمه وارد کند. در این میان، رابطه دولت روحانی و اصلاحطلبان عمیقتر و مستحکمتر از گذشته شده است و به مرور ارزش نیروهای کیفی اصلاحطلبان و نیاز دولت به استفاده از این نیروها در سطوح مختلف بیشتر روشن شده است.
به عنوان نمونه محمدعلی نجفی بهخاطر ناراحتی جسمانی از سمت خود کنارهگیری کرد و در مسوولیت مهم دیگری به دولت کمک میکند. محمدرضا عارف نیز در ششماه گذشته در هر مصاحبه و گفتوگویی که با مردم داشته است یکی از امیدهایش این بوده که دولت آقای روحانی موفق شود بهطور مداوم از دولت حمایت کند. سیدمحمد خاتمی و علیاکبر هاشمیرفسنجانی هم بهعنوان سنگینوزنترین چهرههای این جریان در حمایت از دولت سنگتمام گذاشتهاند. چهرههای شاخصی مثل محمدرضا خاتمی و غلامحسین کرباسچی نیز در حمایت از دولت فعالانه وارد گود رسانه و سیاست شدهاند.
اینکه ایشان رویه اصلاحطلبی اتخاذ کرد تا منافع مردم و توسعه کشور بیش از هر چیزی در اولویت قرار داشته باشد، سبب شد تا آقای روحانی، نامزد مورد حمایت اصلاحطلبان در انتخابات 92 شود و اتفاقا تا به امروز، بهخوبی عمل کرده است. اصلاحطلبان از مردم دعوت کردند تا به روحانی رای بدهند و این نکته باارزشی است که عملکرد دولت سبب شده امروز هم در مقابل مردم، شرمسار نباشند بلکه همچنان از این انتخاب دفاع میکنند. مردم شاهد آن هستند که آقای روحانی با وجود مشکلات و کارشکنیهای رقبا، تمام تلاش خود را برای بهبود اوضاع کشور به کار بسته است.
2- اصلاحطلبان به «آیین اصلاحطلبی» بیش از نام آن توجه دارند و اکثر سیاستهای کلان روحانی در سیاست خارجی و اقتصادی و فرهنگی از نظر ما، اصلاحطلبانه است. این یکی از پارامترهای همسویی جریان حول آقای روحانی و اصلاحطلبان است که به شکلگیری ائتلاف جدید انجامیده است. اصلاحطلبان چند خواسته اصلی داشتند که توسط آقای روحانی در حال پیگیری است. کشور از لحاظ بینالمللی شرایط نامطلوبی داشت. آقای روحانی ایران را از موقعیت خاصی بیرون آورده است. موقعیت بینالمللی ایران در همین چندماه چنان بهبود پیدا کرده که امروز آقای روحانی باید به وزیر خارجههای دیگرکشورها وقت بدهد تا به ایران سفر کنند.
قبلا مردم فقط شاهد رفتوآمد مقامات چند کشور محدود بودند. در حوزه اقتصادی، تورم بالای 40درصد در کشور، وضعیت نگرانکنندهای پدید آورده بود. تورم باید کنترل میشد و خوشبختانه این اتفاق افتاد. هرچه تورم کم شود، بیخانمانها و معتادان و آسیبهای اجتماعی متراکم کنونی کمتر میشود. در عرصه فرهنگی هم گشایشهایی اتفاق افتاده و اهالی فرهنگ و سیاست هم نسبت به سال گذشته نفس راحتتری میکشند.
در عرصه فرهنگی با یک تلفن کتابهای نویسندههای دلسوز این کشور را ممنوع کرده بودند. امروز کتابهای بسیاری از این نویسندهها در نوبت چاپ قرار دارند. کتابهای استادان سالها معطل نوبت چاپ بودند. رفع این مشکلات گشایش فرهنگی است. اصلاحطلبان همین را میخواستند. نمیخواستند که پسرعموی آنها رییس باشد. البته نباید به اینها قانع شد و اما توجه به موانع و مقدورات و ضرورت اصلاح تدریجی نیز ضروری است. اینها نتیجه ائتلاف و آرایش سیاسی است که البته باید آن را نیز نوعی آرایش اصلاحطلبی قلمداد کرد.
3- اشاره شد اصلاحطلبان و نیروهای سیاسی در کنار دولت، با وجود مشکلاتی که با آن مواجه هستند در مجموع عملکرد قابل دفاعی داشتهاند. وقتی آقای روحانی رای آورد، انتظار نبود که مخالفان وی با آن کارنامه هشتساله ناموفق، اینگونه در مقابل خواست مردم و جریانهای سیاسی تحولخواه صفآرایی کنند. با این وجود فضای سیاسی حتی با سروصداهای اخیر، رو به جلو بوده است و امیدوارم امسال نیز حرکت رو به جلو ادامه پیدا کند. با این حال یکی از نقدهای وارد به عملکرد دولت، به ضعف و کاستی دولت در توجه به پاشنه آشیل رسانهای خود است.
دولت نیاز دارد در عرصه رسانهای قویتر عمل کند و روی جذب افکارعمومی و حفظ حامیانش سرمایهگذاری جدیتری کند. با این حال اصلاحطلبان به دولت توصیه کرده و میکنند در همین مسیر به حرکت خود ادامه دهد. آقای روحانی محکم گام برمیدارد و شرمنده نیست و شفاف عمل میکند. بهعنوان نمونه گزارش صدروزه اول ایشان، بسیار مفید بود. اما برخی وزرا از ترس مخالفان، کمتر سخن میگویند. وزرا هم باید با صلابتی که خود آقای روحانی دارد کار کنند. دولت نباید خودش را مشغول بازی تندروها و سروصداهای کماهمیت کند. این تندروها اگر منتقد قابلتوجهی بودند که در دوره احمدینژاد انتقاد میکردند و دولت او را معجزه هزاره سوم نمیخواندند.
بابک زنجانی پدیده امروز نیست. حتما دههانفر به او کمک میکردند ولی تندروها حاضر نیستند درباره یاران زنجانی شفافسازی کنند. آنها بهدنبال این هستند که رویه سیاسی خود را ادامه داده و با ایجاد چند ائتلاف، به صحنه سیاسی بازگردند. اصلاحطلبان در هشتسال گذشته، نگران کشور بودند و به دلیل دلسوزی برای بسط رفاه و آزادی و عدالت در ایران، بازنشسته میشدند و حتی از طریق رسانههای مختلف متهم میشدند. با این حال سیاستورزی را ادامه داده و همچنان بر آن تاکید میکنند.
4- مهمترین وجه ائتلاف شکلگرفته در انتخابات که بخشی از آن، دولت روحانی است این بوده که مرعوب سروصدای تندروها نشده است. درست است که دولت اهداف مشخصی در اقتصاد، سیاست داخلی و خارجی دارد، ولی تندروها با ایجاد سروصدای کاذب بهدنبال ناامیدکردن مردم و نیروهای سیاسی و اجتماعی هستند. نباید فریب این حرفها را خورد. قبل از انتخابات هم تاکید کردم که آقای روحانی، سوابق نظامی و امنیتی مثبتی در دوران جنگ داشته و تندروها دیگر نمیتوانند از امکانات خود بهره بگیرند. در مقابل، دولت باید تلاش کند آن عقبه بزرگ اجتماعی دوره انتخابات را که شرط اصلی موفقیت دولت است حفظ و ائتلاف سیاسی موجود میان نیروهای تحولخواه را تقویت کند. دولتی که پشتوانه اجتماعی نداشته باشد بهراحتی شکست میخورد و برنامههایش با ناکامی روبهرو میشود.
حتی اگر 700میلیارد دلار درآمد ارزی داشته باشد و صداوسیما هم از آن دفاع کند. برای حفظ این عقبه اجتماعی غیر از رفع بحران معیشتی (یا رکود تورمی)، توجه بیشتر به حقوق شهروندی، تقویت تشکلهای سیاسی و احزاب و سندیکاها و سایر نهادهای نمایندگی گروههای اجتماعی متکثر و توجه به مطالبات اقوام و اقلیتها و حقوق رسانهها ضروری است. شفافسازی و مسوولیتپذیری بیشتر دولت نیز ضروری و بااهمیت است.
5- دولت برای تقویت و افزایش امید در جامعه و میان نیروهای سیاسی همسو با خود، باید به همین روشهایی که داشته ادامه دهد و البته با یک بازوی رسانهای و سیاستهای رسانهای قویتر و هوشمندانهتر به حفظ حمایت افکارعمومی توجه بیشتری کند:
1- حل مساله هستهای و کاهش تحریمها
2- رفع مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم و جامعه
3- زمینهسازی برای افزایش قدرت جامعه و نهادهای مدنی و حقوق آحاد آن
بههرحال رکودی که دامن اقتصاد کشور را گرفته است به این زودی ما را رها نخواهد کرد. دولت و آقای روحانی اگر مانند گزارش صدروزه با مردم صادق باشند، مردم هم صداقت دولت را باور خواهند کرد. دولت برای حل معضلات جامعه باید مدام روی همکاری سازمانهای دولتی، نهادهای مدنی و خود شهروندان تاکید کند. دولت باید دایما با مردم و نهادهای مدنی صادقانه صحبت کند و آنها را در جریان بگذارد. ائتلاف سیاسی – اجتماعی و فرهنگی میان دولت-ملت و همه نخبگان و نیروهای سیاسی، باید هرروز گستردهتر شود.