مصطفی ایزدی
چندی قبل سید محمد خــاتـمــی، ریـیــسجـمـهــوری پیشین سفری به ایتالیا داشت که اخبار این سفر چندان که بـایـد در جـرایـد ایـران انـتـشار نـیافت. به ویژه روزنامههای مـتـعـلـق بـه جناح اصولگرا از پـــرداخــتـــن بـــه آن کـــوتــاهــی کـردنـد، امـا نـاگـهـان هـمـین روزنامهها سر و صدا راه انداختند که سیدمحمد خاتمی در سفر به ایتالیا با دو خانم دست داده و مصافحه کرده است. این خبر را از روی فیلمی که در سایتها منتشر شده اخذ نموده و بعد جنجال روی جنجال که چرا خاتمی این گناه را مـرتـکـب شـده و بـایـد بـا ایـشـان بـرخـورد شـود، حـتی تـنـدروهـای جـنـاح مـذکـور که مخالفت سنتی با سیدمـحـمـــد خــاتـمــی و افـکــار و دیــدگــاههــای او دارنــد، خـواسـتـار خـلـع لـباس وی شدند. در همان روزهای آغـازیـن ایـن جـنجالها، اطرافیان خاتمی این خبر را آنگونه که مطرح شده بود، رد کردند.
نگارنده به دنبال صحت و سقم این خبر نیست که آیا خاتمی با بانوان حاضر در دیدارهای وی دست داده یا نه و آیا مخالفان او شیطنت کردهاند که سوژهای مـصـرفـی در پـیـشـواز انـتـخـابـات مـجـلس هشتم برای ملکوک جلوه دادن چهره یکی از سران اصلاحطلب، درســت کـنـنــد یــا نــه؟ بـلـکــه مــیخــواهــم بـگـویـم کـه برایناساس این جنجال و سوژه درباره خاتمی یا هر شخص متدین دیگری بیمورد است، چراکه دست دادن مـرد نـامـحـرم، بـه زن نـامحرم غیرمسلمان، طبق فـتـوای بـعـضـی از مـراجـع تـقـلـید آنگونه که محافظه کـاران مـیپـنـدارنـد، بـا شـرایـطی که آن مراجع مطرح کـردهانـد، گـنـاه مـحـسـوب نـمـیشـود. یکی از مراجع عظام تقلید، حدود سه سال قبل در پاسخ به استفتایی کـه از ایـشـان شـده بود، با ادله فقهی و شرایطی که بر شمرده، دست دادن مرد مسلمان با زن غیرمسلمان را مباح دانسته است.
واقـعـیــت ایــن اســت کــه مـقــامــات ایــرانـی، در سـفـرهـای خـارجـی خـود و نیز مقامات ایرانی مقیم دیـگر کشورها، مانند سفرا و رایزنهای فرهنگی و وابـسـتــههــای نـظــامــی و سـایـر مـأمـوران دولـتـی، در مــواجـهــه بــا هـمـتــایــان خــود کــه از بــانـوان هـسـتـنـد مـشـکـلاتـی دارنـد و هـر روزه داستانهای جالبی از رفتار این مأموران و شخصیتها در برخورد با زنانی کـه دسـتـشـان را بـرای احـتـرام به طرف ایرانی، پیش مـیآورند، اما بازپس میکشند، شنیده میشود. آیا فقه پویای شیعه نمیتواند راهحلی برای پایان دادن بــه ایــن صـحـنــههــای بـعـضــاً طـنــز،کـه از نـقـطـهنـظـر دیـپـلـماسی کشور، بسیار جدی است پیدا کند؟ اگر مـخـالـفـت با مرجع تقلید مورد اشاره یعنی آیتالله مـنـتـظـری در بـعـضی مواقع از جمله در موضوعات مـبـتــلا بــه اداره حـکــومـت کـنـار گـذاشـتـه شـود و بـه اسـتـدلالهـای فـقـهـی وی مـثـلا در هـمـیـن مـوضوع مـصـافـحـه بـا زنـان غیرمسلمان توجه گردد و تعمیم داده شــود بـسـیــاری از مـســایــل ایــنگــونــهای، حـل مـیگـردد. بـنده خاطرهای را که از یک دهه قبل در خـاطـر دارم روی کـاغـذ مـیآورم تـا مـشـخص شود هـمـیــن مــوضــوع خـودداری از دسـت دادن بـا زنـان غیرمسلمان چه اثرات سویی دارد. در سفری که به سـوئـد داشـتـم بـا یـک ایرانی مسؤول مقیم استکهلم ملاقات کردم وی از فعالیت گسترده منافقین در آن کشور علیه ایران و انقلاب اسلامی سخن میگفت و تأکید کرد که این منافقین درباره بیاعتنایی به زنان و عقب نگهداشتن آنان در جمهوری اسلامی ایران خیلی تبلیغات میکنند و متأسفانه در میان مقامات سـوئـدی کـه اکـثـراً زن هـسـتند تأثیر خود را گذاشته است. من از آن مسؤول پرسیدم: مگر شما نمیتوانید از سـمـپـاشـی ایـن گـروه جـلوگیری کنید و پیشرفت زنان ایرانی را برای سوئدیها بازگو کنید؟ که گفت: واقعیت این است که بیشتر مقامات مهم و اثرگذار که ما باید با آنها رابطه برقرار کنیم زن هستند و ما نزد هر کدام که برویم اول دستشان را برای مصافحه پـیـش مـیآورنـد و مـا مـعذوریم، بنابراین او از منظر خـود احـسـاس بیاحترامی میکند و حاضر نیست حـرفهـایـمـان را بـپـذیـرد چـراکه در اولین برخورد رفـتـارمـان تـایـیـدی بـر تـبـلیغات سوء منافقین است. وقتی هم فرد مورد ملاقات سؤال میکند که چرا با زنهـا دسـت نـمـیدهـیـد؟ مـیگـویـیـم دستور اسلام است و طرف ما بلافاصله میگوید که این 75 کشور اسلامی که هر روزه با ما ملاقات میکنند و با بانوان هـم دسـت میدهند، آیا دستورات اسلام را رعایت نـمـیکـنـنـد؟ آیـا فـقط شما مسلمان هستید؟ مقامات سـوئـدی هـم کـه حوصله بحث فقهی با ما ندارند و تفاوتی هم بین ما و دیگر کشورهای اسلامی از نظر رعـایـت دسـتـورات اسـلامـی قـائـل نیستند فقط فکر مــیکـنـنــد مــا زنهــا را انـســانهــای قـابـل احـتـرامـی نمیدانیم. این وهن ایران و اسلام حتماً در بررسی مقولات فقهی جایگاهی دارد. ندارد؟