آرمین منتظری
پس از آنکه جرج بوش و ولادیمیر پوتین در تفرجگاه ساحلی خانواده بوش به ماهیگیری و قایقسواری پرداختند و درباره موضوعات مختلف گفتوگو کردند، در مقابل دوربینها و میکروفنهای خبرنگاران قرار گرفتند و به سوالهای آنها پاسخ گفتند. وقتی از بوش سوال شد که آیا به همتای روسی خود، افسر سابق کاگب، اطمینان دارد یا نه، پاسخی داد که در تضاد با ذهنیتهای دموکراسیخواهان در روسیه، روزنامهنگاران مستقل، ناظران حقوق بشر، چچنیها و همه کسانی بود که آن سوی جبهه قدرت پوتین قرار دارند.
بوش در پاسخ به این پرسش گفت: «وقتی با رهبری جهانی گفتوگو میکنید، همیشه مردد هستید که آیا طرف مقابل شما حقیقت را بیان میکند یا خیر، اما من در خصوص ولادیمیر پوتین این نگرانی را نداشتم. گاهی حرفهایی میزند که نمیخواهم بشنوم اما مطمئنم که همیشه حقیقت را به من میگوید. شما میپرسید به او اعتماد دارم؟ بله، به او اعتماد دارم.»
در قلمرو دیپلماسی قدرتهای بزرگ-جایی که صحبت درباره صداقت گفتار نامربوط و غیرمنطقی است-ستایش بوش از صداقت ولادیمیر پوتین را میتوان دروغی سهوی بهحساب آورد. این دروغ بوش تنها در صورتی قابل دفاع است که منظور حقیقی وی درباره مهمان روسیاش، چیزی مغایر آنچه بر زبان آورده باشد. یک عذر موجه برای دروغ بوش این است که او مسائل مهمتری برای عنوان کردن داشت. نمایانتر عامل اختلاف میان بوش و پوتین، طرح بوش برای استقرار سامانه دفاع موشکی در لهستان و جمهوری چک بود.
پروژه سپر موشکی آمریکا یک شوخی است اما بههرحال برای کرملین یک تهدید است چراکه ممکن است روزی از آن بهعنوان بخشی از سامانه ارتقایافته دفاع موشکی علیه روسیه استفاده شود.
حداقل روسیها ادعا میکنند چنین ترسی در دل دارند. اما متخصصان روسی بهخوبی میدانند که سپر موشکی ایالات متحده آمریکا توانایی چندانی برای مقابله با موشکهای بالستیک بینقارهای ندارد چراکه حسگرهای این سامانه دفاعی قادر به تشخیص کلاهک هستهای اصلی از کلاهکهای فرعی در فضای خارج از جو زمین نیست. بوش، چه از این ضعف فاحش آگاه باشد چه نباشد، اظهارات او درباره سپر دفاع موشکی در صفحه شطرنج روابط آمریکا و روسیه بیشتر به منفعت پوتین بود. ممکن است شطرنجبازان کرملینی در عوض پذیرش طرح آمریکا برای استقرار سپر موشکی در اروپای شرقی امتیاز بخواهند. این امتیاز می تواند این باشد که آمریکا نفوذ گستردهتر روسیه را در جمهوریهای تازه استقرار یافته نظیر مولداوی و گرجستان بپذیرد و به روسیه اجازه دهد که طرح خود را برای مسیریابی لولههای نفت و گاز به اجرا بگذارند. همچنین امتیاز دیگری که ممکن است روسیها از آمریکا بخواهند میتواند این باشد که ایالات متحده چشم خود را بر نظام مافیایی که ولادیمیر پوتین بر روسیه تحمیل کرده است، ببندد.
اگرچه آمریکا حقیقتاً نیازمند کمک و همکاری روسیه در مواردی نظیر برنامههای هستهای ایران است اما هیچ دلیلی وجود ندارد که بوش با باج دادن به پوتین و چاپلوسی برای او نظر مساعد او را برای نصب سپر موشکی که معلوم هم نیست درست کار کند، بهدست آورد. بهتر بود بوش به جای اطمینان دادن به جامعه جهانی درباره صداقت پوتین در شیپور آغاز روابطی بدمد که دربرگیرنده منافع آمریکا و روسیه بهصورت توأمان باشد.