« پائول بااف» در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری فارس در خصوص خروج نیروهای آمریکایی از عراق به عنوان یک ضرورت تاکتیکی گفت: من فکر نمی کنم که اکنون خروج نیروهای آمریکایی یک ضرورت تاکتیکی باشد، سؤال این نیست که آیا آنچه افزایش نیرو خوانده میشود جواب میدهد یا نه. این حقیقت آشکاری است که نیروهای آمریکایی همراه با نیروهای جدید عراقی قادر به پیروزی در هر نبردی که آنها آغاز کنند، میباشند. بنابراین از نظر تاکتیکی آنها هنوز مسلط هستند. ضرورت سیاسی این خروج پرسش دیگری است. اما مشکل این حوزه به عقیده من تاکتیکی نیست بلکه عملیاتی است. افزایش خشونتها تداوم مییابد و نیروهای آمریکایی نمیتوانند نیروهای عراقی را به اندازه کافی آموزش دهند تا این روند را کنترل کنند.
این محقق ارشد مؤسسه صلح نروژ افزود: آنها قادر به پیروزی در بسیاری از نبردها هستند اما نمیتوانند این شرایط را آرام و باثبات سازند. من هیچ مشکل تاکتیکی را برای این خروج نمیبینم درست مانند شیوهای که نیروهای شوروی سابق قادر به خروج از افغانستان بدون هیچ دشواری شدند. پرسش اصلی در خصوص بغداد خواهد بود، از آنجایی که به احتمال زیاد در شمال عراق نوعی توافق میتواند با کردها صورت گیرد در نتیجه حضور نیروهای آمریکایی میتواند ادامه یابد. در جنوب و اول از همه در بصره به نظر میرسد که شرایط قابل کنترل است اما من معتقد نیستم که پایگاههای نظامی آمریکا و انگلیس در آنجا باقی بماند. در مورد بغداد کسی نمیداند که آیا در باتلاق خشونت از نوع بیروت فرو خواهد رفت.
«بااف» تصریح کرد: پیشبینی این قضیه دشوار است که سیاست آمریکا بعد از خروج چه تحولی خواهد یافت. یک وظیفه کلیدی برای دولت بعدی آمریکا حفظ کنترل عربستان سعودی و کویت است. بنابراین احتمال ایجاد پایگاههای جدید آمریکا وجود دارد.
وی در خصوص پیشبینی برخی کارشناسان مبنی بر سقوط آمریکا اظهار داشت: دلایل زیادی برای پیشبینی یک بحران جدی در آمریکا وجود دارد. اول از همه ضعف اقتصادی است که در قبال انواع ویژگیهای واقعی و بالقوه بازار جهانی شده و گردش سرمایه و پول، پنهان باقی مانده است. عمق این بحران میتواند بزرگتر از فقط اصلاح بازار بورس و رشد منفی تولید ناخالص ملی طی کمتر از چند ماه باشد. این امکان وجود دارد که سقوط ارزش دلار آمریکا را پیشبینی کنیم، اما پیشبینی مقیاس و گسترده پیامدهای آن بر چین و رشد این کشور، دشوار است. ما میتوانیم شاهد یک رکود جهانی در مقایسه با بحران اواسط دهه 1930 باشیم. اما یکی از مسائل غیرقابل اجتناب، سقوط قیمت نفت خواهد بود. بنابراین شرایط دشوار برای آمریکا و اروپا میتواند به معنی دشواری برای کشورهای تولید کننده نفت باشد.