تاریخ انتشار : ۳۱ تير ۱۳۹۳ - ۲۳:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۲۶۸۱۳۶
نگاهی به رویارویی مصباح یزدی با حسن روحانی

نویسنده: محسن فرامرزی

آیت‌الله محمد‌تقی مصباح‌یزدی این روزها در حالی برد موشک‌های تخریبی خود علیه رییس‌جمهور و دولت را افزایش داده است که روزگاری در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد معتقد بود که «اطاعت از رییس‌جمهور، اطاعت از خداست».

این روزها علمای قم راه‌های مختلفی را برگزیده‌اند. آیت‌الله مهدوی‌کنی و آیت‌الله محمد یزدی هر دو از سر اجبار در سکوت به سر می‌برند.در حالیکه بیماری به آیت‌الله مهدوی اجازه اظهارنظر نمی‌دهد، محمد یزدی به دلیل ناکارآمدی خود در انتخابات ریاست جمهوری و همراهی نکردن اصولگرایان با وی، سکوت کرده است. با این حال سایر علمای قم تاکنون رضایت خود را از «روحانی پاستورنشین» اعلام کرده‌اند اما در این بین یک «آیت‌الله» جور همه را کشیده و دولت و رییس‌جمهور را آماج حملات خود قرار داده است.مصباح‌یزدی که گویی به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری بی‌اعتناست این روزها به گفته خود براساس تکلیف عمل کرده و تمام قد در مقابل دولت ایستاده تا همانند گنهکاران به جهنم نرود.

مصباح‌یزدی که نامزد مورد حمایت او در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم یعنی سعید جلیلی تنها سه میلیون و 665 هزار رای آورد، این روزها از دولت یازدهم ناراضی است. همچنین وی از سیاست‌های فرهنگی دولت نیز دل خوشی ندارد و در بین علمای قم تنها کسی است که خطر ترویج سکولاریسم توسط دولت را احساس کرده است! و این جمله خود را در مرداد سال 88 که «رییس‌جمهور وقتی از طرف ولی فقیه نصب شد، به عامل فقیه تبدیل شده و پرتو قداست فقیه نیز بر او می‌تابد و آن‌وقت اطاعت رئیس‌جمهور، اطاعت مجلس و سایر نهادهای قانونی هم می‌شود اطاعتِ خدا» را از یاد برده است یا بهتر دیده از یاد ببرد.

مصباح که از ابتدا از احمدی‌نژاد حمایت می‌کرد به تدریج و با اصرار رییس دولت دهم بر حفظ اسفندیار رحیم مشایی به هر قیمتی، از وی فاصله گرفت. وی بعدها درباره رابطه احمدی‌نژاد با مشایی گفت که «بنده روز به‌ روز احساس کردم که خطر بسیار عظیمی در این جریان، نهفته است و تلاش زیادی در این راه شده. عقلم نمی‌رسید که آیا هیپنوتیزم است، سحر است، ارتباط با مرتاضین است؟ بنده این جور چیزها را بلد نیستم، ولی می‌دانستم که در این قضیه، چیزی غیرطبیعی وجود دارد. دیدیم که این شخص مسئله‌دار، این آقا را مسخّر کرده و او توی مشتش هست. البته قرائن فراوانند و خود شما بیشتر از ما اطلاع دارید که حتی تأثیر نگاه و برخورد و آثار طلسمات و چیزهایی از این قبیل در کار است. البته اینها همه مسموعات هستند و بنده به چشم خودم ندیده‌ام. »

واقعیت این است که مصباح یزدی برنامه‌های هفت ساله خود برای انتخابات ریاست جمهوری را نقش بر آب دیده است .وی پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری با بیان اینکه « بنده از هفت سال پیش باقری لنکرانی را در نظر گرفته بودم ولی به کسی نگفته بودم اظهار کرده بود که بینی و بین‌الله شهادت می‌دهم که روی زمین و زیر این آسمان کسی اصلح از آقای لنکرانی نمی‌شناسم.» البته نظر شورای نگهبان با نظر مصباح متفاوت بود و صلاحیت وزیر بهداشت دولت نهم هیچگاه احراز نشد و مصباح نیز به ناچار از سعید جلیلی حمایت کرد.

مصباح یزدی در اولین اظهارنظرهای خود پس از انتخابات ریاست جمهوری بدون آنکه احترامی برای آرای مردم قائل باشد اظهار می‌کند که «تلاش‌های مخلصانه مردم، دانشگاهیان و حوزویان در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری نتیجه نداد لذا این تصور پیش می‌آید که این تلاش‌ها بیهوده است و ممکن است در آینده انگیزه‌ای برای چنین تلاش‌هایی وجود نداشته باشد و از همین روست که عده‌ای رأی آوری را از مهمترین ویژگی‌های اصلح عنوان می‌کنند. از طرف دیگر اگر کسی رأی آورد که او را اصلح نمی‌دانیم، وظیفه ما چیست، آیا باید تسلیم وی شویم یا تحمل کنیم یا برخورد کنیم؟

وی با اشاره به اینکه در مسائل اجتماعی که فعالیت یک فرد تأثیر اجتماعی دارد، نمی‌توان وظیفه اجتماعی را به صرف احتمال عدم تأثیر رها کرد گفت که اگر به وظیفه خود عمل نکردیم و روز قیامت از ما به خاطر عمل نکردن به وظایف سؤال شد، جوابی نخواهیم داشت. عذاب الهی نه تنها قوم گنهکار، بلکه کسانی که نسبت به آن بی‌تفاوت هم هستند را فرا می‌گیرد، لذا اگر در جامعه‌ای خلاف شرع رایج شد و افرادی با عذر عدم تأثیر به وظیفه خود عمل نکردند، با اصحابی که مشمول عذاب الهی شدند، فرقی نخواهند داشت. » بنابراین وی با این استدلال تهاجم خود به دولتی که منتخب مردم بوده و حکم تنفیذ خود را از رهبری دریافت کرده بود، آغاز کرد.

این عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که بر اساس تکلیف خود عمل کرده و رای مردم را ملاک تشخیص نامزد اصلح نمی‌داند، در دیدار با عراقچی معاون وزیر امور خارجه نیز گفت: ما انتقادات مبنایی نسبت به دولت داریم که مربوط به موضوع مذاکرات هسته‌ای نیست.

وی همچنین به عنوان یکی از منتقدان اصلی مذاکرات هسته ای ایران و 1+5 محسوب می‌شود و دلیل مخالفتش نه بی اعتمادی به غرب بلکه نگرانی بابت ایجاد رفاه و آسایش در جامعه است. وی در همین رابطه می‌گوید که« دنبال راحتی خیالی نروید. این رفاهی که به شما وعده می‌دهند دروغ است و به آن نخواهید رسید. اگر هم برسید به چه قیمتی؟ عزت مردم را می‌فروشید، خون‌های هزاران شهید را که در طول این سه دهه ریخته شده به باد می‌دهید تا این که چند روزی چند دلاری را که از پول‌های خودتان است به شما بازگردانند. زهی خیال باطل».

مصباح افزود: اگر قرار بود مشکل اصلی ما، اقتصاد و مادیات باشد، انقلاب نمی‌کردیم، بهتر بود؛ چراکه در آن زمان نه تحریمی دامن‌گیر ملت ایران بود و نه مشکل انرژی هسته‌ای داشتیم و الآن در وضعیت پیشرفته‌تری بودیم، زیرا از همان زمان قراردادهایی برای صنعت هسته‌ای منعقد شده و در حال اجرا بود.

با این وجود آیت‌الله مصباح فقط نگران بهبود شرایط اقتصادی مردم نیست و وی دلواپس فرهنگ جامعه نیز است و در این راستا هشدارهایی درباره ترویج سکولاریسم از سوی دولت می‌دهد. وی در حمله شدیدی به رییس‌جمهور می‌گوید: حتی برخی از افراد عمامه به سر که دارای مسوولیت هستند، در واکنش به اجتماع مردم در خصوص بدحجابی و نگرانی علما از وضع دین و فرهنگ و تجمع روحانیت در فیضیه، آن‌ها را کسانی معرفی می‌کنند که اسلام را نشناخته‌اند و آن‌ها را متهم به توهم می‌کنند. باید از وی پرسید مگر خود تو دینت را از کجا یاد گرفته‌ای؟ از فیضیه یا از انگلستان؟

این سخنان، در واکنش به اظهارات رییس‌جمهور مبنی براینکه بعضی بیکار هستند و دچار توهمات می‌شوند و مدام غصه دین و آخرت مردم را می‌خورند در حالی که نه می‌دانند دین چیست و نه آخرت. اما همیشه غصه آخرت را می‌خورند، گفته شد.

مصباح یزدی معتقد است که فکر مسوولان دولتی با حضور در آمریکا و انگلیس تغییر یافته و دل‌نگران می‌گوید که «وقتی افرادی مبانی دینی خود را سال‌ها در حوزه‌های علمیه شناخته‌اند و با چند سال حضور در آمریکا یا انگلیس، این‌چنین تغییر کرده‌اند، چگونه می‌توان انتظار داشت که با چند سخنرانی تفکرشان عوض شود؟ البته آن‌ها دشمن قسم‌خورده اسلام نیستند اما فکرشان عوض شده و اتفاقاً دشمن هم وقتی زمینه را مساعد دیده، روی فکر آن‌ها کار کرده است. بنابراین دین را به گونه‌ای تفسیر می‌کنند که در راستای تفکرشان است. »

وی رییس‌جمهور را نیز در دایره شمول تحول یافتگان می‌داند و بی آنکه نامی از روحانی ببرد می‌گوید که «بسیاری از کسانی که در طول نهضت، منبرها رفته و سخنرانی‌ها کردند، قلم زده و مقاله‌ها نوشتند، زندان رفته و شکنجه‌ها شدند، عقب‌گرد کرده‌اند! حتی به یاد دارم اولین کسانی را که سعی می‌کردند در سخنرانی‌هایشان در مسجد اعظم قم یا تهران، حتی با استناد به آیات قرآن، عنوان امام را برای امام خمینی(ره) ترویج کنند و امروز برخی از آنها برگشته‌اند. کسانی که برای جهاد و شهادت، سخنرانی‌های پرشور داشتند، امروز عقبگرد کرده‌اند.»

در دوران انتخابات ریاست جمهوری یازدهم مطرح شد که روحانی برای اولین بار لفظ «امام» را برای آیت‌الله خمینی به کار برده بود.

او در سخنانی دیگر از تلاش دولت برای تدوین حقوق شهروندی انتقاد کرد و گفت: اگر امروز نیز بحث حقوق شهروندی مطرح می‌شود که در آن بهایی و مسلمان، انقلابی و ضد انقلاب برابرند، از همان تفکر ناشی می‌شود. لذا باید احساس خطر کرد وقتی بعد از گذشت 35 سال از انقلاب اسلامی، عالی‌ترین مقام کشور بعد از رهبری، سخنی بگوید که بنی‌صدر هم جرأت گفتن آن را نداشت. هر چند این عده سخن خود را در لفافه و به صورت غیرمستقیم بیان می‌کنند.

علی مطهری عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در واکنش به انتقادات آیت‌الله مصباح‌یزدی به رئیس‌جمهور گفت: این سوال برای بنده ایجاد شده است که چرا آقای مصباح در زمان دولت قبلی که انحرافات فرهنگی بیشتر از امروز بود و رئیس‌جمهور سابق و آقای مشایی افکار ویژه مخالف مبانی و آرمان‌های انقلاب اسلامی را مطرح می‌کردند از قبیل مکتب ایرانی، وحدت ادیان و بیداری انسانی به جای بیداری اسلامی و همین طور فیلم‌های سینمایی که در آن به دنبال عادی‌سازی روابط زن شوهردار با مرد بیگانه بودند و یا رئیس‌جمهور وقت مسئله نظارت بر پوشش اسلامی را به سخره می‌گرفت، در آن زمان جناب آقای مصباح این مقدار عکس‌العمل نشان نمی‌دادند و فقط به اشاراتی اکتفا می‌کردند.

وی با بیان اینکه امروز آقای مصباح، یک جمله رئیس‌جمهور را که قابل تاویل است به سکولاریسم تفسیر می‌کنند و با تندی به وی حمله می‌کنند، افزود: لذا این شائبه ایجاد می‌شود که حب و بغض‌ها در اینگونه قضاوت‌ها دخالت دارد.

مسلما مصباح یزدی از انتخاب حسن روحانی به عنوان رییس‌جمهور رضایت ندارد و بیان اینکه مشکل وی با دولت، مشکلی زیربنایی است در واقع به این معناست که وی با اکثریت مردمی که به روحانی رای دادند مشکل زیربنایی دارد زیرا حسن روحانی در دوره انتخابات ریاست جمهوری تمام برنامه‌های خود در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و بین‌المللی را برای مردم شرح داد و مردمی که از شریط کشور در هشت سال گذشته ناراضی بودند با آگاهی از برنامه‌های روحانی به وی رای دادند تا شاهد تغییر روندهای کشور باشند. البته از نظر مصباح، رای اکثریت مبنای انتخاب اصلح نیست و هنگامی که اکثریت مردم به فردی غیر اصلح رای دهند، نباید در مقابل اقدامات آن فرد سکوت کرد.

البته همچنین مصباح معتقد است که امام خمینی(ره) نیز به آرای عمومی هیچ اعتقادی نداشت و امام (ره) تنها برای اقناع طرف‌های مقابل، به رأی مردم استدلال می‌کرد.یکی از اطرافیان مصباح گفته که این آیت‌الله معتقد است که حرف «مردم» زیاد زده می‌شود و خیلی‌ها هستند که از حق «مردم» و نظرات «مردم» دفاع می‌کنند. تنها خداست که در این میان غریب و مظلوم است و کسی باید از خدا دفاع کند و حرف خدا را بزند و مصباح می‌خواهد حرف خدا را بزند.

مصباح در سال 88 گفته بود که چون رییس‌جمهور حکم خود را از رهبری دریافت می‌کند پس اطاعت از او واجب است.نکته جالب در این بین این است که وی اشاره ای نمی‌کند که رییس‌جمهور منتخب مردم است و مشروعیت وی علاوه بر تایید از سوی رهبری‌، به دلیل برگزیده شدن از سوی مردم است. در واقع ابتدا جمهور مردم باید کسی را انتخاب کنند وسپس رهبری باید حکم تنفیذ رییس‌جمهور را امضا کند تا دو عنصر مقبولیت و مشروعیت در کنار هم قرار بگیرند.

با این وجود مصباح‌یزدی اکنون به همان قاعده‌ای که خود وضع کرده بود بی توجه شده و بزرگترین اتهامات را به رییس‌جمهور و دولت وارد می‌کند و معتقد است که رییس‌جمهور و مسوولان دولتی اسلام را فراموش کرده‌اند و به دلیل تحصیل در انگلستان، برداشت درستی از دین ندارند و به دنبال رواج سکولاریزم در کشور هستند.

واقعیت این است که نه روحانی عقب گرد کرده و سکولار شده و نه تحصیل در انگلستان رییس‌جمهور را تغییر داده است و بیان این مطالب فقط بهانه‌هایی برای توجیه حمله به دولت است. برنامه‌های مصباح یزدی برای اثرگذاری در قدرت از طریق حمایت از باقر لنکرانی و سعید جلیلی با شکست مواجه شده است و مردم با انتخاب حسن روحانی یک «نه» بزرگ به افراط گفتند و مصباح یزدی تاب شنیدن صدای مردم را ندارد.

مصباح یزدی روزی تمام قد از احمدی‌نژاد حمایت می‌کرد و روزی در وصف او گفت که ممکن است رییس دولت دهم جادو شده و وی در مشت مشایی است و اکنون نیز در مقابل منتخب مردم قد برافراشته و هر نوع اتهامی‌را به رییس‌جمهور وارد می‌سازد البته وی این اقدامات خود را در قالب این پرسش پاسخ می‌دهد که «اگر کسی رأی آورد که او را اصلح نمی‌دانیم، وظیفه ما چیست، آیا باید تسلیم وی شویم یا تحمل کنیم یا برخورد کنیم؟» عملکرد مصباح نشان می‌دهد که وی راه سوم را برگزیده و البته براساس تکلیف خود عمل می‌کند و تاکید می‌کند که «اگر وظیفه‌ای نباشد، انسان خود را در معرض فحش‌ها و تهمت‌ها و ملامت‌ها قرار نمی‌دهد، اما اگر وظیفه‌ای را احساس نمود، باید به تکلیف عمل کند. این عافیت طلبان و راحت‌طلبان هستند که نسبت افراط گری را به عده‌ای می‌دهند، اما با دادن این نسبت‌ها تکلیف ساقط نمی‌شود.»