فرهنگ معطوف به آینده، کار سخت را نشانه نشاط، صرفهجویی را عاملی برای سرمایهگذاری و توسعه، تحصیلات، آموزش و دین را کلید پیشرفت، شایستگان را لایق ارتقاء، اعتماد را زیربنای اجتماع، اصول اخلاقی را سختگیرانه تأکید، عدالت را برای همه و مراجع قدرت و تصمیمگیری را همواره به صورت افقی و قابل رشد میداند.
فرهنگ معطوف به آینده، کار سخت را نشانه نشاط، صرفهجویی را عاملی برای سرمایهگذاری و توسعه، تحصیلات، آموزش و دین را کلید پیشرفت، شایستگان را لایق ارتقاء، اعتماد را زیربنای اجتماع، اصول اخلاقی را سختگیرانه تأکید، عدالت را برای همه و مراجع قدرت و تصمیمگیری را همواره به صورت افقی و قابل رشد میداند. در برابر آن، فرهنگ خیره در گذشته و حال، کار را دردسر، بریز و بپاش را برای کسب عزت، تحصیلات و آموزش را برای نخبگان، هزار فامیل را شایسته ارتقاء، بیاعتمادی را به عنوان زیربنای کسب و کار، اصول اخلاقی را شعاری آسمانی، عدالت را محدود به شبکه خودیها، مراجع قدرت و تصمیمگیری را به صورت عمودی و گسترش دین را در مقابل پیشرفت میداند. (فرهنگ اولی رفاه و دومی فقر را بدنبال دارد.) اگر فرهنگی در مسیر صحیح باشد میتواند از بروز بحران جلوگیری کند. بنابراین کشوری که اقتصادش مبتنی بر قانون و رابطه تجّارش تنگاتنگ با دولت شان، و مدیریت حرفهای حاکم، و روابط صاحبان مشاغل تعریف شده، و اربابان قدرت مطیع قانون باشند، خواهند توانست با ایجاد اعتماد در جامعه، سرمایهگذاریهای بلندمدت داخلی و خارجی را در کشورشان پایبند نمایند.
پیشرفت از دوران قدیم به دوران جدید، گریزناپذیر است و با تفسیر و تحقیق اختلافات فاحش در بسیاری از مفاهیم در قرون هجده و نوزده و بیست، بایستی چراغراهی برای آینده ساخت که این همان محملی برای گفتگوی تمدنها و فرهنگهاست، و این باور که قانون به تنهایی نمیتواند باعث هدایت رفتارهای متمدن گردد بلکه اعمال و رفتارهای دینی هم حائز اهمیت است را بایستی در نظر داشت.
فرهنگ کمک میکند تا استراتژیهای عملی متناسب با اهداف هر ملت تدوین شود و در واقع فرهنگ میتواند در مقابل زورگویی و اعمال فشار قدرتهای برتر مقابله کند که با تغییر ارزشهای یک فرهنگ میتوان کارآمدی منابع انسانی و زمینههای پیشرفت اقتصادی را تضمین کرد.