یک داستان علمی- تخیلی؟
به بهشت خوش آمدید؟ اما شما در کجا قرار دارید؟ و آیا این یک داستان علمی- تخیلی جدید از نویسندهای مشهور است؟ نه اینجا دولت- شهر دبی در خلیج فارس در سال 2010 میلادی است. پس از شانگهای (جمعیت کنونی : 15 میلیون نفر) شهر دبی با جمعیتی معادل 5/1 میلیون نفر، بزرگترین شهر ساخته شده دنیا به حساب میآید. یک دنیای رویایی در حال شکلگیری با فرهنگی مصرفگرایانه که مردم محلی به آن "سبک زندگی برتر" میگویند.در این منطقه دهها پروژه اعجابآور دیگر نیز در دست ساخت است . مسولیت این منطقه با شاهزادهای 56 ساله به نام "شیخمحمدبنراشد آل مکتوم" میباشد که این شهر را به یک الگوی نوین شهرسازی تبدیل کرده است. اگر چه این شهر را امروزه با لاسوگاس، اورلاندو، هنککنگ، یا سنگاپور مقایسه میکنند، اما این سرزمین بیش از هر چیز معجونی از بزرگی ، بدی و زشتی است.
این شیخ میلیاردر، مجموعهای از بهترینها را نیز برای خویش جمعآوری نموده است. در سایه رهبری وی بیابانهای ساحلی کشور امارات متحده عربی به کانون سرمایهگذاری و ساخت و ساز معماران و مهندسان نامدار در احداث شهرکهایی تفریحی، و جزایری مصنوعی تبدیل شد که آخرین گونه سرمایه سالاری شهری را به ارمغان آورده است. هر چند بسیاری از این نشانهها را میتوان در شهرهایی دیگر نیز پیدا نمود. اما شیخ محمد درصدد آن است که همه فعالیتهایش در "کلاس جهانی "بوده و در کتاب رکوردهای دنیا "گینس" انتشار یابد و به همین دلیل نیز، دبی در حال ساخت بزرگترین شهر بازی ،بزرگترن سوپرمارکت، مرتفعترین بنا و اولین هتل زیردریایی میباشد.
البته جنون خود بزرگبینی شیخ محمد، در دعوت چند معمار مشهور امریکایی جهت همکاری ،کاملا غیرعقلایی است. آنان اعلام نمودهاند دانش خود را از شهر لاسوگاس اخذ کرده و میخواهند این شهر را به بهشت لوکس مصرفگرایی در منطقه خاورمیانه و جنوب آسیا تبدیل نمایند. منطقهای که هم اینک در آن، حدود 6/1 میلیارد نفر زندگی میکند. از این دیدگاه منظر کاریکاتوروار این شهر از آینده تنها یک بازاریابی زیرکانه است.
جرجکاتدریتیس، یکی از معماران صاحبنام میگوید: «شاید شهر دبی به عنوان یک نمونه از دنیای قرن بیستویکم باشد، اما واحههای مصنوعی و نمادین آن، تنها شهرهایی منفک از یکدیگر که در میان زمین و دریا برپا شدهاند». به علاوه شهر دبی میتواند برای تامین هزینههای توسعه خویش از درآمد نفت نیز بهره گیرد. هر زمان که شما برای پر کردن باک خودرویتان 40 دلار میپردازید شما به تحقق رویاهای شیخ محمد کمک کردهاید.
در حالی که دبی آخرین ذخایر نفت خویش را به دنیا عرضه میکند، این شهر درحال تبدیل به "شهر شبکهها" نیز میباشد. درآمدهای نفتی این شهر به سرمایهگذاری در خاک آن تبدیل می گردد.(البته باید بدانید که معمولا در دبی، پروژههای عظیم با حجم شن جابجا شده در آن، محاسبه می گردند، مثلا در پروژه ساحلی "دنیا" یک میلیارد فوت مربع، شن و خاک، جابجا گردیده است.)
البته پیدایش القاعده و آغاز جنگ تروریسم، توانسته است تاحدودی درخشش این موج را کمرنگ نماید.اما از 11 سپتامبر تاکنون، بسیاری از سرمایهگذاران خاورمیانهای تبار به دلیل ترس از لوایح قانونی احتمالی و یا تحریمهای اقتصادی ، به سوی کشورهای خود رهسپار گردیدهاند.
بر اساس آمار یک موسسه معتبر تحقیقاتی، در سالهای اخیر یک سوم از پرتفولیوی یک هزار میلیارد دلاری سرمایهداران عربستان سعودی، به کشورهای عربی بازگردانده شده است. در این میان تنها در سال گذشته، سرمایهداران عربستانی، حداقل 7 میلیارد دلار در قلعههای شنی دبی سرمایهگذاری نمودهاند.
آبراه دیگری از درآمدهای نفتی، به یکی از همسایگان دبی یعنی ابوظبی تعلق دارد.
این دو امیرنشین که بر کشور امارت متحده عربی سلطه دارند، در سال 1971 میلادی و در جهت مقابله با گسترش تهدیدات اندیشههای مارکسیستی در عمان و بعدها رشد حکومت اسلامگرایان در ایران تشکیل گردیدند.
امروزه، امنیت شهر دبی به وسیله رزمناوهای هستهای آمریکایی تضمین شده است که معمولا در بندر جبل علی لنگر میاندازند. لذا این دولت - شهر به گونهای تهاجمی، خود را به عنوان یک "منطقهسبز" در منطقهای خطرناک و پرالتهاب مطرح نموده است.
در این میان تعداد فزایندهای از کارشناسان هشدار میدهندکه عصر نفت ارزان سپری گردیده و خاندان المکتوم، میتواند با اتکا بر منابع مالی هنگفت به زندگی نفتی، در یک بندر با ثبات و دوستانه، اتکا کند. هنگامی که دیگران از پایداری موج کنونی سوال میکنند، مدیران دبی اشاره می کنند که آرمانشهر آنان، بر مبنای دارایی و نه بدهی پایهگذای شده است.
از زمانی که در سال 2003 میلادی، حاکمان دبی تصمیم گرفتند تا به افراد خارجی اجازه مالکیت زمین را اعطا نمایند، تاکنون ثروتمندان اروپایی و آسیایی به رشد حبابوار این شهر کمک نمودهاند. هم اینک جزایر ساخته شده در طرح ساحلی «دنیا»، به افرادی نظیر گراندکایمن و یا تروپز واگذار شده است. به علاوه اعضای خانواده سلطنتی بریتانیا نیز به شکلگیری رویاهای شیخ محمد کمک نمودهاند. همچنین دیوید بکهام با خرید یک ساحل در این پروژه در کنار رود استیوارد که جزیره انگلستان را در پروژه دنیا خریداری نموده، از دیگر افراد سرشناس اروپایی حاضر در این دولت - شهر هستند.
یک اکثریت قراردادی و غیرقابل مشاهده
البته ویژگیهای اتوپیاپی دبی که باید مورد توجه قرار گیرد، یک سراب نیست. حتی بیش از سنگاپور یا تایوان، این دولت-شهر واقعا مظهری از ارزشهای نئولیبرال دردنیای امروز ماست. از یک سو، این منطقه سرمایهگذاران را با یک ساختار ساده و راحت و غربی و با در نظر گرفتن حقوق مالکیت نظیر به رسمیت شناختن مالکیت خصوصی پذیرا میباشد که در منطقه بیهمتاست. البته در این کشور با تساهل در مورد مسایلی نظیر مشروبات الکلی، مواد مخدر شادیآفرین، پوشیدن مایوهای دوتکه توسط بانوان و سایر مفاسد اخلاقی ، عملا از مرزهای تعالیم اسلامی تجاوز گردیده است. (البته در هنگام صحبت از آزادی و بازبودن فضای این دولت- شهر، باید به این حقیقت اشاره نمود که حاکمان دبی اجازه شکلگیری هیچ اتحادیه شغلی و یا انتشار نظرات انتقادی شهروندانشان را که معمولا در سایر مناطق دنیا بااستقبال روبرو میگردد ،به هیچ کس نمیدهند).
از سوی دیگر دبی به همراه سایر همسایگان خود، در مورد مسایل شغلی و کاری، به وضعیتی بینظیر دست یافته است. اتحادیههای تجاری، اعتصابات و دعوت به اعتراض در دبی، کاری غیرقانونی به شمار میرود و 99 درصد نیروی کاری بخش خصوصی را افراد غیرشهروندی تشکیل میدهند که به سادگی قابل اخراج از این دولت - شهر هستند. در نتیجه متفکران امریکایی شاغل به کار در موسسات پژوهشهای تجاری و بازرگانی این کشور، باید با شنیدن این وضعیت آب از دهانشان جاری گردد.
البته در راس هرم اجتماعی دبی، خاندان آل مکتوم و اطرافیانشان قرار دارند که بسیاری از زمینهای ارزشمند این منطقه را تصاحب نمودهاند. به علاوه 15 درصد از جمعیت بومی آن، که با دشداشههای بلند سفید کاملا قابل شناسایی میباشند. در سایه نقل و انتقال سرمایه، آموزش رایگان و مشاغل دولتی نتوانستهاند یک طبقه اجتماعی مرفه را با استفاده از یارانههای دولتی تشکیل دهند. یک طبقه پایینتر از افراد مهاجر بریتانیایی و اروپایی را لبنانیها و مدیران هندی تشکیل میدهند، که با جمعیتی معادل 150000 نفر، تا حد ممکن از دستگاههای تهویه هوا و دو ماه خروج از این کشور در فصل تابستان بهره میگیرند.
به هر حال کارگران قراردادی جنوب آسیا که از لحاظ حقوقی با یک کارفرمای واحد و کنترلهای اجتماعی استبدادی روبرو هستند، بخش زیادی از جمعیت دبی را تشکیل میدهند. این ساکنان دولت- شهر دبی را که افرادی فیلیپینی ، سریلانکایی و یا خدمتکارانی هندی تبار تشکیل دادهاند. بار اصلی موج عمران و شهرسازی کشور امارات را بر دوش گرفتهاند. این لشگر کارگران هندی و پاکستانی فقیر، با کار طاقتفرسای 12 ساعته در طول شبانه روز و 5/6 روز کار در طول هفته ، باید با گرمای طاقتفرسای این کشور بیابانی نیز مقابله کنند.
دبی نیز نظیر دیگر همسایگانش، از پذیرش قوانین سازمان جهانی کار (ILO) شانه خالی کرده است و تاکنون نیز آنها از پیوستن به کنوانسیون بینالمللی حقوق کارگران مهاجر امتناع نمودهاند. سازمان دیدهبان حقوق بشر هم در گزارش سال 2003 میلادی خود ،با متهم نمودن دولت امارات به ایجاد شرایط سخت و غیرعادلانه برای کارگران خارجی ، خواهان تغییر این وضعیت گردید.بدینترتیب همان طور که روزنامه "ایندیپندنت" اخیرا تاکید نمودهاست ، شرایط کنونی نیروی کار دبی، یادآور دوران استعمارگری نیروهای کار در سالهای سلطه نیروهای انگلیسی حاکم بر این کشور است.
نویسنده این مطلب میافزاید: «امروزه کارگران آسیایی در این کشور مجبورند قراردادهایی بردهوار را برای سالهای متمادی امضا نمایند تا امکان حضور در این کشور را بیابند، لذا در فرودگاه امارات و همراه با کنترل گذرنامههای این کارگران مهاجر توسط مسولان کنترل مسافران ، عملا حقوق این افراد از بین میرود.»
همچنین علاوه بر این سوءاستفادههای هولناک، با بردههای دبی اصولا به گونهای رفتار می شود که وضعیت آنان درجامعه پنهان بماند. در اردگاههای تیره و تار و نامناسب این کارگران فقیر که در مکانهایی دور افتاده واقع شده است. در هر اتاق، شش، هشت و یا دوازده نفر زندگی میکند. البته مطمئنا این مناطق جزء تصویری لوکس که از این شهر به توریستها ارایه میشود و در آن نشانی از فقر و زاغهنشینی به چشم نمیخورد نیست، در دیدار اخیر وزیر کار امارات متحده عربی متحده از یکی این اردوگاهها،وی اعلام نمود که با مشاهده وضعیت اسفبار کارگران خارجی ساکن در این مناطق شوکه شده است. چرا که به گفته وی، شرایط زندگی این افراد را که در کمپهای مشخص شده از سوی پیمانکاران ساخت و سازهای عمرانی امارات زندگی میکنند، غیرقابل تحمل و بسیار ناراحتکننده میباشد. حتی در زمانی که تعدادی از این کارگران درصدد تشکیل یک اتحادیه کارگری برآمدند تا برای دریافت حقوق بشر و بهبود شرایط زندگیشان تلاش نماید. کلیه این افراد ناراضی، دستگیر و روانه زندان گردیدند.
به هر حال این بهشت علاوه بر این کمپهای اسفبار کارگران، زوایای تاریکتری نیز دارد دخترانی روسیتبار که در کنار بارهای هتلهای شیک به انتظار مشتریان خویش ایستادهاند، در کنار تجارت شیطانی سکس و اعمالی نظیر آدمربایی بردهداری و خشونتهای سادیسموار، همگی آن سوی تصویر شیک و لوکس و درخشانی است که از دولت - شهر دبی به مردم دنیا نشان داده می شود.
البته در هیچ یک از راهنماهای توریستی شهر دبی به این نکته اشاره نگردیده است، اما بسیاری ، این منطقه را "بانکوک خاورمیانه"میخوانند. چرا که در آن هزاران روسی، ارمنی، هندی و ایرانی به وسیله گروههای مختلف خلافکار فراملی به تجارت سکس مشغولند . هر چند باید به همه این اعمال ، فعالیتهایی نظیر پولشویی پولهای کثیف حاصل از فعالیتهای قاچاق کالا و انسان و سلاح و مواد مخدر را نیز بیافزاییم. البته شیخ محمد و رژیم ساخته شده مدرن وی، هر گونه ارتباط خود با این صنعت کثیف رد مینمایند، اگر چه بسیاری از افراد معتقدند که برای برای پر نگاه داشتن این هتلهای پنج ستاره از تجار و بازرگانان اروپایی و عربتبار، پذیرش چنین وضعیتی، ضروری است.
مسابقه شتردوانی یکی از ویژگیهای بارز دبی به شمار میرود که در ماه ژوئن 2004 میلادی، سازمان بینالمللی مبارزه با بردهداری با انتشار عکسهایی، استفاده از کودکان زیر هفت سال را در این مسابقات به عنوان سوار کار این شترها افشا نمود. همزمان یکی از موسسات ورزشی بینالمللی گزارش کرد که این سوارکاران که بعضا کمتر از 3 سال سن دارند، ربوده شده و یا از طریق تجار برده، خریداری میگردند، مورد آزار قرار میگیرند. گرسنه نگاه داشته میشوند، کتک میخورند و موردتجاوز جنسی هم قرار میگیرند.
اخیرا روزنامه "لکسینگتون هرالد تریبون" که در ایالات کنتاکی منتشر میگردد و شیخ محمد در این منطقه دو مزرعه پرورش اسبهای اصیل دارد.مصاحبهای را با یکی از مربیان اسبهای شاهزاده دبی منتشر نموده است . وی اعلام نموده شخصا کودکانی چهارساله را مشاهده نمود که در مسابقات شتردوانی به عنوان سوار کار مورد استفاده قرار می گرفتهاند. مربیان شتردوانی ادعا می کند که جیغها و گریههای کودکان باعث میگردد که این حیوانات سریعتر بدوند.
شیخ محمد که خود را پیامبر مدرنیته می خواند، تمایل دارد که گردشگران دیدار کننده از کشورش را با بهرهگیری از ضربالمثلهای هوشمندانه و کلمات قصار پرطمقراق تحت تاثیر قرار دهد. یکی از این مثالها این است که "هر کسی که برای تغییر آینده تلاش نمیکند همواره در اسارت گذشته باقی خواهد ماند".
اما آیندهای که هم اینک در دبی درحال ساخته شدن است و با تحسین میلیاردها و ابرشرکتهای فراملی سراسر دنیا روبرو گردیده است چیزی بیش از یک کابوس دهشتناک نیست.