نویسنده: یدالله جوانی
غربیها در گذشته تعلیق فعالیتهای ایران و تعلیق تحریمهای در نظرگرفته شده در قطعنامههای 1737 و 1747 را به صورت همزمان به عنوان راهکار مناسب مورد تاکید قرار میدادند ولی با عقبنشینی از این خواسته به دلیل مقاومت ایران، موضوع توقف در سطح کنونی فعالیتها و نصب سانتریفیوژها را جایگزین تعلیق کردند که این موضوع نیز با مخالفت جمهوری اسلامی ایران مواجه شد و ایران بر روی سیاستهای هستهای خود پافشاری دارد.
فرضیههای غلط و اشتباهات استراتژیک
از زمان شکلگیری پروندهی سیاسی هستهای ایران در شورای حکام با هدف فشار بر جمهوری اسلامی از سوی غرب، اروپاییها و آمریکاییها همواره ایران را با ابزار شورای امنیت مورد تهدید قرار میدادند. ایران نیز به دلیل عدم تمایل برای پیچیدهکردن موضوع، پس از صدور اولین قطعنامه آژانس در شهریور 1382، مسیر مذاکره با سه کشور اروپایی را در پیش گرفت و برای اعتمادسازی، تعلیق تمامی فعالیتهای هستهای را برای طول مذاکرات پذیرفت. پذیرش تعلیق فعالیتهای هستهای، این فرضیه را برای غربیها شکل داد که جمهوری اسلامی ایران آمادگی برای مقاومت و ایستادگی در برابر فشارهای شورای امنیت را ندارد و در صورت ارجاع پرونده به شورای امنیت 2 اتفاق رخ خواهد داد.
1- جمهوری اسلامی ایران داوطلبانه به فعالیتهای هستهای در حوزه چرخه سوخت و غنیسازی اورانیوم پایان خواهد داد.
2- فشارهای بینالمللی با تصویب قطعنامههایی در فصل هفتم، ثبات ایران و انسجام داخلی ملت ایران را بر هم زده و ایران را در موقعیت شکنندهای نسبت به اعمال فشارهای بیشتر قرار خواهد داد.
البته سیگنالهای ارسالی از داخل ایران بیتأثیر در چنین برداشتی از سوی غربیها نبود. در داخل کشور بودند کسانی که به راحتی با مصاحبه و یادداشت در روزنامهها، با صراحت اعلام میکردند باید از ارجاع پرونده به شورای امنیت به هر قیمتی جلوگیری کرد، زیرا ایران در برابر فشارهای بینالمللی از طریق قطعنامههای شورای امنیت، تاب مقاومت و ایستادگی را نداشته و شکننده خواهد بود. این قبیل موضعگیریهای برخی از گروههای سیاسی داخلی، غربیها را نسبت به صحت فرضیه مذکور مطمئنتر میساخت.
پرونده به شورای امنیت رفت و همزمان عملیات روانی غرب به ویژه آمریکا بر علیه ملت ایران به اوج رسید و حتی سخن از آغاز شمارش معکوس برای اقدام نظامی علیه مراکز هستهای و حیاتی ایران به میان آمد. به جای قطعنامه، اولین اقدام شورای امنیت صدور یک بیانیه بود که در آن از جمهوری اسلامی ایران توقف تمامی فعالیتهای هستهای و عمل به قطعنامههای شورای حکام خواسته شده بود. برخلاف فرضیه مورد نظر غربیها، نه تنها ایران مرعوب نشد و تنها ثبات داخلی ایران دستخوش تغییر نگردید، بلکه در دوره ضربالاجل بیانیه شورای امنیت، جمهوری اسلامی ایران در 20 فروردین 1385 با افتتاح یک زنجیره 164تایی از ماشینهای سانتریفیوژ برای غنیسازی، رسماً ورود خود به باشگاه هستهای جهان را اعلام کرد. با پایان ضربالاجل پس از رایزنیهای گروه طرف ایران در بحث هستهای موسوم به کشورهای 1+5، قطعنامه 1696 را صادر کردند و برای فشار بیشتر به جمهوری اسلامی و با هدف تخریب و نابودی عقبههای استراتژیک ایران در منطقه، رژیم صهیونیستی بر علیه حزبا... لبنان وارد جنگ شد. پیروزی حزبا... و مقاومت ایران در برابر فشارهای غرب، سبب انعطاف طرف مقابل و شکلگیری دور جدیدی از مذاکرات بین لاریجانی و سولانا در تابستان سال 1385 گردید. با وجود یکسری توافقات، این مذاکرات تحت فشار آمریکاییها رها شد و دو قطعنامه 1737 و 1747 صادر شد و اکنون دور جدیدی از مذاکرات بین لاریجانی و سولانا شکل گرفته است. رها کردن مذاکرات سال قبل و روی آوردن به سمت صدور قطعنامه مبتنی بر همان فرضیه بود که با تصویب قطعنامه در فصل هفتم و ماده 41 و با شروع یکسری تحریمها، ایران عقبنشینی خواهد کرد و یا اوضاع داخلی ایران به هم خواهد ریخت. دور جدید مذاکرات لاریجانی با سولانا و حمایت فراگیر از دیپلماسی در بحث هستهای ایران، نشان میدهد که فرضیه غربیها از ابتدا غلط بود و آنان با یک اشتباه استراتژیک در کژ راههای به حرکت درآمدند که این کژراهه به جای اینکه جمهوری اسلامی را دچار مشکل سازد، خود آنان را دچار مشکل کرده است.
ایران در نقطه بیبازگشت
تأثیرناپذیری ایران از قطعنامهها و سرعت بخشی بر فعالیتهای هستهای که موجب شد ایران در بیست فروردین ورود خود به مرحله تولید صنعتی سوخت هستهای را اعلام نماید، این نگرش را در جهان تقویت کرد که فعالیتهای هستهای ایران به نقطه بیبازگشت رسیده است. محمد البرادعی دبیر کل آژانس عالیترین مقام رسمی بود که با اعلام رسیدن ایران به نقطه بیبازگشت خشم آمریکاییها را برانگیخت. اما البرادعی تنها به بیان یک واقعیت اشاره داشت و آن اشتباه بزرگ غربیها در ارجاع پرونده به شورای امنیت بود. البرادعی پیش از نشست اخیر فصلی شورای حکام با صراحت گفت: «سیاست غرب برای دور نگهداشتن ایران از توانایی غنیسازی یک سیاست منسوخ و بلااستفاده است.»
توقف به جای تعلیق
از زمان ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت و صدور قطعنامهها، هرگاه جمهوری اسلامی ایران برای انجام مذاکره اعلام آمادگی میکرد، آمریکاییها تعلیق فعالیتهای هستهای کشورمان را به صورت پیش شرط هر نوع مذاکره و گفتگو مطرح و مانع از آغاز مذاکرات میشدند. عدم پذیرش این پیش شرط و ادامه فعالیتهای هستهای و ورود به مرحله تولید صنعتی سوخت هستهای، شرایط را به گونهای تغییر داده که آمریکاییها در ماههای اخیر کمتر بر روی پیش شرط تعلیق تاکید کرده و اکنون ایده توقف فعالیتهای هستهای ایران در سطح کنونی یا «تایم اوت» مطرح شده است. غربیها در گذشته تعلیق فعالیتهای ایران و تعلیق تحریمهای در نظرگرفته شده در قطعنامههای 1737 و 1747 را به صورت همزمان به عنوان راهکار مناسب مورد تاکید قرار میدادند ولی با عقبنشینی از این خواسته به دلیل مقاومت ایران، موضوع توقف در سطح کنونی فعالیتها و نصب سانتریفیوژها را جایگزین تعلیق کردند که این موضوع نیز با مخالفت جمهوری اسلامی ایران مواجه شد و ایران بر روی سیاستهای هستهای خود پافشاری دارد.
آژانس به جای شورای امنیت
جمهوری اسلامی ایران همواره بر این نکته پافشاری کرده که آژانس تنها مرجع ذیصلاح برای رسیدگی به مسایل هستهای است و ارجاع پرونده از آژانس به شورای امنیت تحت فشار آمریکاییها و اروپاییها را غیرقانونی میداند. در نشست جنبش عدم تعهد در کوبا، 118 کشور جهان با صدور بیانیهای مستقل، ضمن حمایت از فعالیتهای هستهای صلحآمیز ایران، بر این نکته تاکید کردند که آژانس تنها مرجع بینالمللی واجد صلاحیت است که میتواند به حل و فصل مسایل هستهای ایران بپردازد و موضوعات مبهم و باقیمانده در این پرونده را برطرف سازد.
در مذاکرات لاریجانی با سولانا در وین ایده حل و فصل مسایل باقیمانده با آژانس مطرح و در گفتگوهای دبیر شورای عالی امنیت ملی با مدیر کل آژانس آقای البرادعی نیز این ایده پیگیری شد.
توافق لاریجانی، سولانا، البرادعی روی کلیات این ایده مطروحه سبب گردید در رویکردی جدید نقش آژانس در حل موضوع هستهای ایران احیا گردد و در همین راستا یک هیأت پنج نفره عازم ایران شد. جواد وعیدی معاون امور بینالملل دبیر شورای عالی امنیت ملی قبل از سفر هیأت اعزامی، طی گفتگویی اعلام داشت، قرار است در این مذاکرات، تهران و آژانس در مدت 60 روز با همکاری یکدیگر، چارچوبی را برای حل و فصل مسایل باقی ماند طراحی و تدوین کنند. این هیأت روزهای 20 و 21 تیرماه چند دور مذاکره با هیأت ایرانی به عمل آورد و طرفین روی مواردی توافق کردند. براساس گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سایت خبری آژانس بینالمللی انرژی هستهای، در سفر هیأت مذاکره کننده آژانس به ایران، طرفین به توافقات زیر دست یافتند.
1- معرفی بازرسان جدید آژانس در ایران
2- بازدید بازرسان آژانس از تاسیسات آب سنگین اراک در انتهای ماه جاری میلادی
3- به نتیجه رساندن رویکرد پادمانها در تاسیسات نطنز تا اوایل ماه اگوست(10 مرداد)
4- همکاری برای حل مسایل باقیمانده درباره آزمایشهای قبلی پلوتونیوم در ایران
5- همکاری ایران و آژانس برای شفافسازی در مسایل مرتبط با موضوع غنیسازی ایران از جمله درباره آلودگیهای مربوط به اورانیوم که در برخی از تجهیزات مشاهده شده است.
6- انجام مطالعات مربوط به پروژههای خاص
همچنین ایران و آژانس برای برگزاری نشستی دیگر در آینده در وین توافق کردند. به تأخیر افتادن بحث و گفتگو میان گروه 1+5 در مورد قطعنامه سوم در شورای امنیت برای تحریمهای بیشتر ایران، نشان از رضایت آنان نسبت به روند مذاکرات لاریجانی و سولانا دارد. مذاکراتی که اکنون بازگشت به آژانس و حل و فصل مسایل ایران از طریق همکاری با آژانس در کانون آن قرار دارد. هر چند نمیتوان به صورت قطعی در این باب سخن گفت، لکن میتوان گفت: «پرونده ایران در مسیر بازگشت از شورای امینت به آژانس قرار گرفته و این یک تحول بزرگ در موضوع هستهای ایران خواهد بود.»