* با توجه به این که شما از تمامی مناصب دولتی کنارهگیری کردهاید تا به حزب بپردازید، آیا تحزب در کشور جایگاهی دارد که شخصی با سوابق شما تمامی مناصب خود را کنار بگذارد و به فعالیتهای حزبی مشغول شود؟
** من، شما، دوستان فرهنگی و سیاسی و هر صاحبنظری معتقدیم در یک نظامی که متکی به آرای مردم است و انتخابات گستردهای مانند ریاست جمهوری، مجلس، شوراها و ... دارد و از دفاع از حقوق مردم، دفاع از حقوق سیاسی و آزادی، دفاع از تضارب افکار، دفاع از کنترل قدرت و مهار قدرت و دفاع از وجود نظارت صحبت میکند، دست کم وجود احزاب به عنوان یکی از راههای نیرومند کنترل قدرت ضروری است. اگر بخواهیم رقابت جدی در جامعه وجود داشته باشد باید احزاب و مطبوعات وجود داشته باشند، زیرا آنها میتوانند قدرت را کنترل کنند. بنابراین در کشوری مانند ایران با آن انقلاب و قانون اساسی اگر بخواهیم ساز و کار رعایت شود راهی جز داشتن احزاب نیرومند که رقابت سالم با گرایشهای مختلف داشته باشند، نیست.
* ولی احزاب در کشور ما موسمی هستند. در انتخابات فعال میشوند و بعد رکودی قابل توجه دارند. ضمن این که خیلی از آنها منسجم هم نیستند.
** سخن شما کاملا صحیح است. نبود زمینههای لازم در مردم و نیز برخی موانع داخلی و خارجی از علتهایی است که حزب جا نیفتاده است؛ البته یکی دیگر از علتها این است که چون احزاب فعالیت، آموزش منظم، حضور در صحنههای مختلف و مداوم در تمام سال نداشتهاند جای زیادی در کشور برای خود باز نکردهاند و اگر حزبی پیروزیهایی هم نصیبش شده خیلی زود از میان رفته است. ما اکنون تلاشی جدی را آغاز کردهایم و بنا نداریم حزبی موسمی و تنها در فصل انتخابات داشته باشیم و برنامهریزی جدی برای آن نیز داریم. ما از روزی که حزب را ایجاد کردهایم، مدام و مستمر پیگیر بودیم.
* شما پیش از تشکیل حزب جدید در مجمع روحانیون مبارز فعالیت میکردید. آیا نمیتوانستید این اهداف خود را آنجا پیگیری کنید و این جدیت را آنجا به کار برید؟
** روحانیون مبارز چهرههای بسیار با ارزش، با شخصیت ممتاز و خوش سابقهای دارد، اما چون تشکلی محض روحانی بود، خیلی از آنها نمیخواستند حالت حزبی پیدا کنند. از آنجا که فرهنگ حزبی خوب جا نیفتاده بود و مجمع هم از آن انسجام کافی و وافی برخوردار نبود، ضمن احترام به همه عزیزان که سهم خودم از این عدم انسجام خیلی بیشتر بود، از مجمع جدا شدم. هرچند به تدریج مجمع دچار اختلاف نظر شده بود، موضعگیریها متفاوت بود و اندکی از این اختلافات در انتخابات مجلس هفتم بود که البته به صورت علنی نبود. ولی در انتخابات نهم ریاست جمهوری خود اعضای مجمع روحانیون به چند دسته شدند و این گونه احساس کردم کاری که میخواهم انجام دهم در این قالب نمیشود. من نه این که انتخابات موجب شد از مجمع جدا شده و حزب تشکیل دهم، بلکه از سالها پیش این مساله در ذهنم بود و با دوستانی هم در اینباره صحبت کرده بودم. در دوران ریاست مجلس هم اعلام کردم که ما حزبی جدی نداریم و حزبهای کنونی جدی نیستند، اما در آن زمان فکر کردم اگر حرکتی جدید را آغاز کنم این تلقی حتما ایجاد میشود که من عامل انشقاق هستم و ابزار و امکانات سمتم هم در این راستا بیدلیل نیست. مجمع افت و خیزهایی هم آن زمان داشت که تلاش میکردم به این سمت نرود. احساس کردم نتیجهای که میخواهم بگیرم قدرت گرفتن ندارم. البته این ضعف من بود نه مجمع. در انتخابات هم گفتم که این کنارهگیری من باعث میشود که آنها جدیتر شوند و همینطور هم شد و برخی از دوستان کار را جدیتر گرفتند.
* شما در انتخابات شوراها با اصلاحطلبان ائتلاف نکردید. اکنون جایگاه حزب شما میان اصلاحطلبان چیست؟
** من به دنبال جاانداختن فرهنگ حزبی هستم. بر این عقیدهام که با توجه به روشن بودن مقصد، در ائتلاف به معنایی که من میگویم اختلافی وجود ندارد مگر اندک. ما گرایشهایی داریم، راست یا محافظهکار و دیگری اصلاحطلب یا چپ. اینها داوطلبها و نامزدهایش مشخص است. دوستان اصلاحطلب اسامی را در فهرست قرار میدادند که مورد تایید ما نیز بود، اما در انتهای فهرست نام جبهه اصلاحات را درج میکردند، اما من معتقدم که هر حزبی باید نام خودش را به طور رسمی در انتهای فهرست قرار دهد. یعنی ما نیز فهرست میدهیم و امکان دارد که اسامی مشترکی هم داشته باشیم، اما انتهای فهرست نام حزب خود را میگذاریم. دو کار مهم در این قضیه صورت میگیرد. این که معلوم میشود هر تشکلی چه اندازه کار و تلاش کرده و هزینه مادی و معنوی پرداخته است، زیرا برخی گروهها نیز وجود دارند که فقط چند نفر هستند و در یک دفتر دور هم مینشینند. دومین کار این است که اینگونه حزب جا میافتد. نظر من این بود که حزب جا بیفتد و برود در ذهن مردم و من این کار را انجام دادم.
* آیا این برداشت من درست است که در جریان اصلاحطلب کسانی دنبال ائتلاف هستند که وجهه مناسبی میان مردم ندارند و از نظر حزبی جا نیفتادهاند و تلاش نکردهاند که جا بیفتند و اکنون میخواهند پشت حزبی قرار بگیرند که معقولتر و جاافتادهتر است؟
** دست کم این موضوع در خصوص بخشی از اصلاحطلبان درست است. هم میخواهد هزینه نپردازد، هم میخواهد زیر پوشش دیگران باشد و هم میخواهد خیلی کار نکند و آخر سر هم از نتیجه بهرهبرداری کند؛ البته همه این گونه نیستند، ولی وجود دارند گروهی که چنین هستند و همین قضایا باعث روشنگری میشود. زمانی که پیروزیهایی هست و اتوبان صاف است همه چیز روشن است، ولی وقتی میافتیم در جادهای که پر از فراز و نشیب و مشکل است هم ماشین و هم راننده مشخص میشود. من هیچ ادعایی ندارم و تواناییمان از همه کمتر است. الان فصل این جاده پر فراز و نشیب است. الان برای اصلاحات دورانی دشوار، سخت و نیازمند تلاش زیاد است.
* آیا این نشانه قدرتطلبی شما نیست که تنها میخواهید در چارچوب حزب اعتماد ملی حرکت کنید؟
** خیلی بعید است که نام این را قدرتطلبی بگذارند. ما میخواهیم کار حزبی انجام دهیم، زیرا هر کاری که انجام شده و حزبی نبوده، نتیجه نداده است. 2 مثال متضاد میزنم. من رئیس مجلس سوم بودم. یک هماهنگی میان مجموعهای از نیروها شد و ما را در مجلس سوم از صحنه بیرون کردند. یک انسجام و اشتراکی برای حذف ما وجود داشت و ما حذف شدیم و آنها کاملا با هم هماهنگ و شاد و خرم بودند و این را کتمان هم نمیکردند و در گفتار نشان میدادند؛ اما چگونه شد که طی همان دو، سه، چهار سال اختلافات پیش آمد و منجر شد به خرداد 76، ریاست جمهوری آنگونه شد و قدرت از دست رفت. همه میگویند رایی که در 76 به ما دادند رای ایجابی به ما بود، یعنی به کل این جریان و یک بخش مهم نه به آن طرف بود و این خیلی شنیده شده است. مثال دوم: این پیروزی عظیم نصیب آنها شد و در شورای شهر اول و انتخابات مجلس ششم هم رای آوردند و انتخابات ریاست جمهوری سال 80 انجام شد و آن رای عظیم به آنها داده شد. ولی چه شد که یکمرتبه دگرگونی به وجود آمد. این تشکیلاتی نبود که منسجم حرکت کند و هرکسی یک سازی زد. من میگویم کار حزبی و تشکیلاتی کنیم تا این شکستها دوباره نصیبمان نشود، یعنی اگر حزب اعتمادملی 4 نفر را به مجلس فرستاد نروند و هرکدام متفاوت صحبت کنند. اینها عین دموکراسی و آزادی و تضارب است.
* بنابراین شما با دیگر گروههای اصلحطلب ائتلاف نخواهید کرد و فهرستی جداگانه در انتخابات مجلس ارائه خواهید کرد؟
** نه، اکثریت قاطع در فهرست مشترکی خواهند بود. یعنی امکان دارد افرادی که در فهرست اصلاحطلبان هستند در فهرست حزب اعتماد ملی هم باشند. برخی چهرهها نام و نشاندار و شهرتدار هستند. چپ و راست جمعیت مشخصی دارند که در صحنهها بودند و میدانند اگر به مجلس راه یابند چه کاری را انجام دهند. البته یک مشت چهرههای جدید هم آمدند که ممکن است مواضع آنها خیلی روشن نباشد.
گویی مردم از این طیف انتخاب میکنند و مردم از افراد شناخته شده و نامی ناامید هستند.
شما تصور کنید هر گروهی که در انتخابات شورای شهر شرکت میکرد مسجد جامعی را در فهرست خود قرار میداد. برخی هستند که در بخشهای مختلف کار کردند و نمایندگانی وجود دارند که کار کرده هستند و ... این که مردم به سمت بی نام و نشانها میروند 2 قول است. برخی معتقدند مردم به کسانی رای میدهند که معروفتر هستند مانند شوراهای شهر سوم. برخی هم معتقدند که به بینام و نشانها رای میدهند. در هر صورت تنظیم میکنیم. اگر کسی بی نام و نشان است و میخواهیم در فهرست قرار دهیم صحبت کرده و بررسی میکنیم. در انتخابات داوطلب زیاد است. در شهرستانها اصولگراها و اصلاحطلبها شروع کردند و شهری که یک نماینده میخواهد پنج، شش نفر فعالیت میکنند و یکی از کارهای مشکل هم همین است که چه کار کنیم تا آنها را به تفاهمی برسانیم که رایشان تقسیم نشود.
* فضای تند شورای شهر اول و مجلس ششم باعث شد جریانها و افراد تند جریان اصلاحطلب برای این که چنین فضایی را از ذهن مردم خارج کنند پشت سر افراد مقبولتر جریان اصلاحطلب پنهان شوند و بحث ائتلاف را مطرح کنند؟
** حتما از سوی عدهای این گونه است و واقعا عدهای حرفهای نسنجیده زدند و ساختارشکنی کردند. الان برخی فهمیدهاند که حرکتهایشان نسنجیده بوده و اگر خودستایی نشود به این نتیجه رسیدند که آنچه ما میگفتیم و به آن عمل میکردیم درست بوده است. خیلی از آنها هم که احساس تندی میکردند یا برداشت نسنجیده داشتند به خود من میگویند که اشتباه بوده است. عدهای هم خودشان قبول دارند و ممکن است عدهای هم هنوز تحت پوشش باشند و کار کنند. همهجوره وجود دارد. من و شما که از ضمیر افراد اطلاع نداریم و وظیفه داریم که کارمان را با دقت انجام دهیم.
* بیشتر عنوان میشود که شما اصلاحطلب اصولگرا هستید. میشود توضیحی در این خصوص بدهید؟
** من معتقدم که اصلا انقلاب اصلاحات بوده است. حکومتی داشتیم که پر از فساد، سلطه بیگانه و استبداد داخلی بود و ما با اینها مبارزه میکردیم. با توجه به فاسد بودن نظام جایی برای اصلاحات نبود جز انقلاب. اصولگرایی هم که میگوییم یعنی پایبندی به مبانی دینی و فرهنگ ملت ایران و آن چیزی که امام به وسیله آن انقلاب کرد. یعنی بزرگترین عامل پیروزی انقلاب وحدت مردم، نفوذ دین و اسلام بود. اسلام بود که توانست جامعه را یکپارچه کند. در واقع ما معتقدیم اصلاحات در درون انقلاب بوده است. چرا میگوییم اصلاحاتی، برای این که تفکری وجود دارد که معتقد به کار مشورتی است، اما رای میزان است. ما میگوییم دخالتهای بیجا را در انتخابات که انجام میدهید، انجام ندهید و آن را در اختیار مردم قرار دهید، در چارچوب ضوابط عمل شود و مردم انتخاب کنند. اگر از مشاهیر انتخاب کردند، از کمنام و نشاندارها انتخاب کردند، نمیتوانیم بگوییم قبول نداریم و فقط باید روحانی باشد. همان موقع هم 2 تفکر بود. یک تفکر پارلمانی و یک تفکر ریشهای که امام معتقد بود که قابل اصلاح نیست.
* شما در انتخابات مجلس شرکت میکنید؟ ما شنیدیم که در راس فهرست هستید.
** من در یک جمعبندی به این نتیجه رسیدم که در انتخابات شرکت نکنم؛ اما فعال هستم و حزبم هم فعال است.
* از چه کسانی در فهرست خودتان استفاده خواهید کرد؟ از چهرههای شناخته شده یا شناخته نشده با برنامه قوی؟
** تازه ما شناسایی افراد را شروع کردهایم. برای کسب 290 کرسی مجلس چند هزار داوطلب وجود دارد. یک عده مستقل هستند، عدهای اصولگرا و عدهای اصلاحطلب. الان در شهرستانها عنوان میکنند که آیا نظرات ما را میخواهید یا میخواهید تحمیل کنید؟ ممکن است در مواردی اختلافنظر داشته باشیم، در شهری و استانی به تفاهم برسیم و تا به تفاهم نرسیم کاری نمیکنیم. بنابراین پاسخ دادن به این پرسش سخت است و باید دید چه کسانی میآیند. درست است که نیروهای فراوانی داریم، اما عدهای تردید دارند که حضور پیدا کنند، زیرا نمیدانند که انتخابات خوب برگزار میشود یا نمیگذارند خوب برگزار شود.
* تعبیرشان این است که انتخابات خوب برگزار نمیشود یا میدانند که رای نمیآورند؟
** متفاوت است. برخی فکر میکنند که ممکن است رای نیاورند و برخی هم معتقدند که خوب برگزار نمیشود.
* روزنامه اعتماد ملی منتسب به حزب جنابعالی است و گفته میشود مطالبی که منتشر میشود مورد تایید شما هم هست. چند روز پیش بحث روابط ایران و آمریکا را این روزنامه مطرح کرد. آیا نظر شما این است که باید روابط با آمریکا برقرار شود؟ آیا چیزهایی که در روزنامه نوشته میشود مورد تایید جنابعالی هم هست؟
** روزنامه چیزی است که هیچکس نمیتواند بگوید هر چه در روزنامه آمده مورد تایید من است. روزنامهای است که همه برای آن زحمت میکشند و کاستی و قصورات و تقصیرهایی دارد. من روزنامه را نگاه میکنم. سه نوع مطلب دارد: مطالبی هست که من میپسندم و مسائلی هم هست که من نمیپسندم، اما به جایی برخورد نداشته و ضرر چندانی ندارد، اما مواردی پیش آمده که به مسائل اصلی که من معتقدم برخورده، نه این که علیه دین چیزی بگویند، درباره برداشتهایی که گاهی داشتند، تذکر داده شده است. بحثهایی که به انقلاب و روحانیت برخورد یا در بررسی انقلاب منصفانه نبوده تذکراتی داده و میدهم. در مورد آمریکا هم نظر شخصی من این است، آمریکا به ما ظلم و حق ما را تضییع کرده است. اینها وجود داشته، اما آیا الیالابد باید ادامه پیدا کند؟ من نمیخواهم بگویم که رابطه برقرار کنیم، اما معتقدم با حفظ منافع، عزت و اقتدار و اصول، میتوانیم حرکتی کنیم که تنشهایمان و هزینههایی که میپردازیم کمتر شود. الان مذاکره با آمریکا تابو نیست. وقتی مسوولان میروند آمریکا و در شورای راهبردی که سفیرهای با سابقه و شخصیتهای برجسته آمریکایی حضور دارند، گفتگو میکنند و وقتی وزیر خارجه این تعبیر را دارد که حرکتهای این طوری شده است، این خود شکستن تابوست و به نظر من یک گامی است. در ایران مساله آمریکا ابزاری شده و تا راست این قضیه را شروع میکند و چپ میبیند که منافعش در آن نیست، موضع میگیرد و هنگامی که چپ شروع میکند، راست در برابر آن موضع میگیرد. اول کفرستیزی بود، اما الان هر دو طرف نگاه ابزاری دارند و نگاه میکنند ببینند که سهمی دارند یا خیر.
* به دولت نهم و مجلس هفتم چه نمرهای میدهید؟
** من راجع به دولت هیچ بحثی نمیکنم. واقعیتش این است چون رقابت بوده و مسائلی پیش آمده و چون منافع ملی مردم برایم خیلی مهم است آرزویم این است که موفق شود، چون کاستیها، ضعفها و خوبیها، بدیها و قوتها برکاتش و تبعاتش متوجه مردم میشود. مجلس هفتم ضعف داشته، اما روی هم رفته نظرم خوب و مثبت است. کارهای خوبی کرده و دارد انجام میدهد. این که مجلس قدرتمند و شایسته جمهوری اسلامی است بحثی جداست.
* به طور رسمی دیداری با آقای احمدینژاد داشتهاید؟
** دیدار و برخوردهایی در مجامع رسمی داشتیم، اما این که 2 نفر در دیداری رسمی بنشینیم و صحبت کنیم، نبوده است.
* یکی از وعدههایی که شما در انتخابات ریاست جمهوری به مردم داده بودید، پرداخت ماهانه 50 هزار تومان به مردم بود. آیا سهام عدالتی که از سوی دولت کنونی داده میشود همان 50 هزار تومان نیست؟
** من کاری ندارم. اجمالا من محاسبه کرده بودم و نظر خود من نبود و افراد برنامهریزی کرده بودند و الان هم افرادی هستند که دوباره از آن حمایت میکنند. سهام عدالت هم این که مشابه آن هست یا نه کار خوبی است که دارد انجام میشود.