مترجم: امیرعلی ارشادی
کوهی از اسناد و مدارک در بین است، آنقدر که در ابتدا فکر میکنید این کلاسورهای بزرگ و حجیم، پایاننامههای دانشگاهی هستند. روی مدارک مهرهای قرمز رنگ شده زده است: «محرمانه ـ دفاعی» یا «استفاده فقط در سطح ملی». روی سربرگ تمام صفحات آمده است: «مدیریت کل خدمات خارجی، سرویسهای مخفی فرانسه».
در مجموع این اسناد شامل 38 صفحه مدارک محرمانه و طبقهبندی شده است: یادداشت، گزارش، تجزیه و تحلیل، نقشه، نمودار یا عکسهای ماهوارهای. تمام این اسناد مربوط به روسا و اعضای القاعده و امکانات و پایگاههای القاعده میباشد. این مجموعه مدارک اسنادی هستند که بین ژوئیه 2000 و اکتبر 2001 توسط مدیریت کل خدمات خارجی فرانسه تهیه شدهاند. پس از چندین ماه تحقیق در مورد این اسناد بسیار ویژه، خبرنگاران ما با ستاد مدیریت کل خدمات خارجی تماس گرفتند. در روز 3 آوریل گذشته رئیس فعلی دفتر مرکزی این نهاد آقای امانوئل رنو (Emmanuel Renoult) ما را به حضور پذیرفت. پس از مرور 328 صفحه مدارکی که ما روی میز او گذاشتیم او از اینکه این مدارک به بیرون درز کرده است ابراز نارضایتی کرد و گفت مدارکی که ما به آنها دست یافته بودیم تقریبا تمام مدارکی بوده که مدیریت کل خدمات خارجی فرانسه در این دوره زمانی مهم جمعآوری کرده بود. در عوض او از ارائه هرگونه تفسیری در مورد این مدارک خودداری کرد زیرا موضوع بیش از اندازه حساس است.
مطالعه مدارکی که سرویسهای مخفی فرانسه در مورد القاعده داشتهاند، سوالات فراوانی را در ذهن خواننده ایجاد میکند. یک نکته به راستی شگفتآور است: ماهها قبل از حملات یازدهم سپتامبر 2001 سرویسهای مخفی فرانسه اسناد و یادداشتهای بسیاری در مورد تهدیدات القاعده علیه آمریکا جمعآوری کرده بودند. بین سپتامبر 2000 و اوت 2001، 9 گزارش مستقل در این زمینه تهیه شده بود. در یک یادداشت تحلیلی 5 صفحهای تحت عنوان «طرح مربوط به هواپیماربایی توسط اسلامگراهای افراطی» تاریخ 5 ژانویه 2001 به چشم میخورد! در واقع 8 ماه پیش از یازدهم سپتامبر مدیریت کل خدمات خارجی به بحث و جدلهای تاکتیکی میان بنلادن و متحدان طالبان در مورد طرح هواپیماربایی در آمریکا از اوایل سال 2000 به بعد دسترسی پیدا کرده بود.
در ژانویه 2001 جاسوسان فرانسوی اطلاعات خوبی در مورد رهبران القاعده داشتند. تحلیلگران و نویسندگان این گزارشها حتی از موارد اختلافنظرهای موجود میان تروریستها در نحوه اجرای عملیات هواپیماربایی اطلاع داشتند. در واقع هیچ شک و تردیدی در مورد نیت تروریستها وجود نداشت. در ابتدا تروریستهای جهادی قصد داشتند هواپیمایی را که از فرانکفورت به آمریکا میرود بربایند. آنها فهرست 7 شرکت هواپیمایی هدف را تعیین کرده بودند. سرانجام تروریستهای 11 سپتامبر دو شرکت هوایی را انتخاب کردند: آمریکن ایرلاینز و یونایتد ایرلاینز.
در مقدمه این گزارش 5 صفحهای آمده است: «به گزارش سرویسهای اطلاعاتی ازبکستان طرح عملیات هواپیماربایی ظاهرا در اوایل سال 2000 در جلسهای در کابل بین نمایندگان سازمان اسامه بنلادن مطرح شده بود.» بنابراین میدانیم که جاسوسان ازبک به ماموران فرانسوی اطلاعات میدادند. در آن زمان مخالفان بنیادگرایی اسلامی که علیه رژیم طرفدار آمریکا در ازبکستان فعالیت میکردند، در جنبش اسلامی ازبکستان جمع شده بودند. یک جناح نظامی این جنبش به رهبری شخصی به نام طاهر یوداشف (Taher youdachev) راهی افغانستان شد و با اسامه بنلادن بیعت کرد و به او قول داد که جهاد بنلادن را به آسیای میانه سرایت دهد. یادداشتهای متعلق به نمایندگان این جنبش بعدا در اردوگاههای القاعده در افغانستان کشف شدند.
او به خوبی میدانست که اطلاعاتی که او به ازبکها میدهد سرانجام به واشنگتن، لندن یا پاریس نیز میرسد. یادداشت سرویسهای مخفی فرانسه در ژانویه 2001 به روشنی نشان میدهد که سایر منابع نیز اطلاعات مربوط به طرحهای عملیاتی القاعده را تایید میکند. مدیریت کل خدمات خارجی در افغانستان صرفا به تبادل اطلاعات با سرویسهای مخفی خارجی کشورهای دوست اکتفا نمیکرد. برای دستیابی به اطلاعات مخفیانه اردوگاههای القاعده سرویسهای مخفی فرانسه روی کمک کسانی حساب میکردند که به عنوان داوطلبان عملیات انتحاری از حومههای شهرهای بزرگ اروپایی جذب القاعده میشدند.
از سوی دیگر برخی ماموران نیز مشغول همکاری با ائتلاف شمال به فرماندهی احمد شاه مسعود بودند. البته از امکانات ردگیری و شنود مکالمات تلفنی ماهوارهای نیز استفاده میشد. یکی از نزدیکان پیر بروشان رییس فعلی مدیریت کل خدمات خارجی به ما گفت که در آن زمان سرویسهای مخفی فرانسه از سال 1995 یکی از عناصر وابسته به اسامه بنلادن را در اختیار داشتند. بنابراین هشدار مربوط به 5 ژانویه 2001 از منابع موثق به دست آمده بود. آلن شوئه به عنوان یک مقام غیررسمی گفت: «بعید است که یادداشتی بدون بررسی و تحقیق به مقامات بالاتر داده شود». آن هم در شرایطی که این یادداشت پس از دریافت اطلاعات متعدد در مورد طرحهای عملیاتی ویژه گروه بنلادن تنظیم شده بود.
در این یادداشت تاکید شده است که قصد القاعده برای ربودن یک هواپیمای آمریکایی غیرقابل تردید است. در گزارش آمده است: «در ماه اکتبر 2000 اسامه بنلادن در جلسهای در افغانستان شرکت کرد که در آن تصمیم اصولی در مورد اجرای چنین طرحی گرفته شد.»
یادآوری میکنیم که این گزارش در تاریخ 5 ژانویه 2001 تهیه شد. بنابراین فرانسویها از همان ابتدا در جریان امور بودند و آنها تنها کسانی نبودند که این ماجرا را میدانستند. مثل همه اطلاعات مربوط به تهدیدات علیه منافع آمریکا، فرانسویها این یادداشت را نیز از طریق بخش روابط خارجی خود به سازمان سیا منتقل کردند. نخستین کسی که این یادداشت را دریافت کرد رئیس نمایندگی سیا در پاریس بود یعنی آقای بیل موری.
ما با 2 مقام سابق سیا در آمریکا نیز تماس گرفتیم اما آنها به یاد نداشتند که هشدار خاصی را از فرانسویها دریافت کرده باشند. در واشنگتن کمیسیون تحقیق کنگره در مورد یازدهم سپتامبر در گزارش نهایی خود که در ژوئیه 2004 منتشر شد بر ناتوانی سیا، افبیای و اداره مهاجرت در مورد عدمشناسایی برخی از تروریستهای یازدهم سپتامبر تاکید کرد. در این گزارش هیچ اشارهای به هشداری که فرانسویها در ژانویه 2001 در مورد تصمیم بنلادن برای هواپیماربایی در آمریکا داده بودند، نشده است.
آنچه بهراستی شگفتانگیز است دقت فراوان این اسناد و مدارک در مورد طرحهای عملیاتی القاعده است. کوچکترین جزئیات عملیات شبکههای القاعده تشریح شده است. گزارشهای بعدی در واقع فقط نکات اولیهای را که قید شده بود تکرار کردهاند. حتی شایعه مرگ بنلادن که در سال 2006 مطرح شد انعکاسی از گزارش فرانسویها 24 ژوئیه 2000 است. در این گزارش آمده بود که بنلادن از چند سال پیش به خاطر شرایط سخت زندگی رفتن از این اردوگاه به اردوگاه دیگر، کمر درد و ناراحتی کلیههایش از وضعیت سلامتی مناسبی برخوردار نبود. در گزارش مورخ 28 اوت 2000 ماموران مدیریت کل خدمات خارجی نام یکی از نزدیکان بنلادن را مطرح ساختند: ابو خباب.
این فرد مصریالاصل یک متخصص بمبگذاری بود که فن ساختن بمبهای دستی را به چندین نسل از نیروهای جهادی آموخته بود و یک هدف دارای اولویت برای سرویسهای مخفی به شمار میرفت.در زندگینامهای که فرانسویها در 25 اکتبر 2000 و 9 ژانویه 2001 برای او تهیه کرده بودند مدیریت کل خدمات خارجی به اطلاعاتی اشاره میکند که در مورد او با موساد و سازمان سیا، همچنین سرویسهای امنیتی مصر رد و بدل کرده بود. در واقع آنها همه اطلاعات مربوط به این فرد را در اختیار داشتند.
در مورد فردی به نام عمر شعبانی نیز وضع بر همین منوال بود. او مسوول آوردن افراد الجزایری به افغانستان بود. به کمک او در سال 2001 القاعده توانست زیرساختهای لازم را در اختیار جنبشهای بنیادگرایی افراطی و تروریستی در الجزایر بگذارد. البته در سال 2006 رهبر این جنبش سیاست آشتی ملی رئیسجمهوری الجزایر را پذیرفت و این امر موجب عصبانیت نسل جوانتر این جنبش گردید. به همین خاطر در اکتبر سال 2006 نسل جوان جنبش سلفی الجزایر جنگ مسلحانه علیه دولت را دوباره از سر گرفت.
در یادداشت مورخ 24 ژوئیه 2000 به انتقال 5/4 میلیون دلار به نفع رهبر القاعده توسط یک سازمان خیریه اسلامی سعودی اشاره شده است. بعدها یعنی در 3 اوت 2006 مشخص شد که این سازمان از جمله نهادهای تعیینکننده مالی تروریستها بوده است و آمریکا نام این سازمان را در فهرست حامیان تروریسم قرار داد. در ماه ژوئیه 2000 دو سال پس از حملات تروریستی نایروبی و دارالسلام نویسندگان فرانسوی این گزارشها صداقت گفتار اعضای خانواده بنلادن را نیز زیر سوال بردند.
در این گزارش آمده بود: «به نظر میرسد که تماسهای بنلادن با برخی از اعضای خانوادهاش روزبروز بیشتر میشود. این خانواده نقش مهمی در عرصه تجارت بینالمللی دارد و اعضای آن ظاهرا اسامه بنلادن را طرد کردهاند اما یکی از برادران او عنوان واسطه امور تجاری اسامه بنلادن را بر عهده گرفته است».
به نظر پیر آنتوان لورنزی این شک و تردیدها سبب شد که در سال 1999 وزارت خارجه فرانسه بسیج شود تا کنوانسیون بینالمللی مبارزه با تامین مالی تروریسم در سازمان ملل متحد به تصویب برسد. شش سال بعد اوضاع چگونه است؟ در تاریخ 6 ژوئن 2005 در گزارشی تحت عنوان «عربستان سعودی کشوری در خطر؟» ماموران فرانسوی کارنامه روشنتری از اقدامات رژیم سعودی در مبارزه با القاعده را ارائه میدهند. سرویسهای مخفی فرانسه هنوز از گرایشهای برخی علمای سعودی به جهاد و جنگ مقدس احساس نگرانی میکنند.