* حال و روز سیاست در اردوگاه اصلاحطلبان چطور است؟
** این سوال را خوب است از احزاب سیاسی و کنشگران اصلاحطلب فعال بپرسید. اما تا جایی که من اطلاع دارم کارها و فعالیتهای این جریان به خوبی پیش میرود و خوشبختانه هماهنگی بین اصلاحطلبان وجود دارد.
* این هماهنگی در میان اصولگرایان هم وجود دارد؟
** در اردوگاه اصولگرایان به دلیل نداشتن لیدر و رهبری سیاسی واحد، اختلافاتی وجود دارد، خوشبختانه در جمع اصلاحطلبها هماهنگی و وحدت به چشم میخورد بنابراین همین موضوع باعث میشود که کارها و اقدامات این جبهه به خوبی پیش برود.
* از چه لحاظ مطرح میکنید؟
** به هر حال حوزه فعالیت اصلاحطلبان به اندازهای وسیعتر شده است، یعنی بنا را بر این گذاشتند که جذب حداکثری داشته باشند و فقط در قالبهای تنگ و محدود اصلاحطلبی، حرکت نکنند بلکه بتوانند زمینهای را فراهم کنند که با جریانهای اعتدالگرا و اصولگرای معتدل هم تعامل داشته باشند.
* تعامل با جریان اصولگرا این شبهه را ایجاد میکند که جریان اصلاحات با خلأ نیرو مواجه است. دلیلی غیر از این دارد؟
** این طور نیست. نگران جریان اصلاحطلبی در کشور نیستیم بلکه نگرانی ما جایگاه کشور در سطح بینالمللی و حل مشکلاتی است که در طی فعالیتهای دولتهای نهم و دهم برای کشور پدید آمد. در چنین شرایطی قبل از اینکه به مصالح جمع اصلاحطلبان بیندیشیم به فکر منافع و مصالح ملی هستیم. با توجه به رویکردی که اصلاحطلبان در این زمینه دارند، برای ما آنچنان اهمیت ندارد که دوستان اصلاحطلب بتوانند در دولت یا در مجلس دارای جایگاهی باشند؛ برای ما مهم این است افرادی که در پدید آمدن مشکلات کشور دخیل بودند و جریانهای تندرو که هیچگونه منطق و قانونی را برنمی تابند، در مجلس و دولت حضور نداشته باشند؛ با چنین رویکردی خود به خود استراتژی و تاکتیکهای اصلاحطلبی تعیین میشود.
* به نظر میرسد منظورتان اجرای مجدد استراتژی تعیین شده برای انتخابات ریاستجمهوری یازدهم برای انتخابات مجلس است.
** تقریبا همینطور است. هدف ما شکلگیری مجلسی عاری از عناصر تندرو و قانونگریز است. ایده آل ما این است که کرسیهای مجلس در اختیار نمایندگانی متعهد به ارزشهای دینی و ملی، کلان نگر، تحولخواه، قانونگرا و با شهامت قرار گیرد. برگزاری انتخاباتی رقابتی شرط لازم برای تحقق آرمانهای فوق است. در این مسیر ممکن است از نامزدهای خودمان برای تحقق نسبی اهداف فوق عدول کنیم.
* شورای مشورتی آقای خاتمی و اخیرا هم کمیته انتخاباتی و... این تعدد نهاد تصمیمگیری برای اردوگاه اصلاحطلبان یک ضرر تلقی نمیشود؟
** تصور من اینگونه نیست. چون نهایتا تمام فعالیتهایی که گروهها و احزاب و شخصیتها اصلاحطلب دارند، هماهنگ میشود. علتش هم این است که در شورای 60-70 نفری که آقای خاتمی تشکیل داده، متشکل از نمایندگان تمام طیفها و گروههای اصلاحطلبی است. اگر چه این جمع مشاورین آقای خاتمی فعالیت حزبی انجام نمیدهد ولی کار هماهنگ کردن را به خوبی انجام میدهد، زیرا هم شخصیتهای حقوقی شاخص مثل شورای هماهنگی جبهه اصلاحطلب در آنجا حضور دارند و هم شخصیتهای حقیقی شاخص که در قالبهای حزبی نمیگنجند اما اثر گذار هستند.
* اصلاحطلبان تا حدودی فرصت انتخابات مجلس نهم را از دست دادند و حضور چشمگیری نداشتند. این عدم حضور چه تبعاتی برای جریان اصلاحطلبی کشور داشت؟
** در آن مقطع، اصلاحطلبان گلهمند بودند و این گلهمندی موجب شد که اولا بسیاری از کاندیداهای شاخص اصلاحطلبی شرایط حضور پیدا نکردند و دوم اینکه بسیاری از جریانهای اصلاحطلبی انگیزه لازم را نداشتند. اتفاقی که در سال 92 افتاد و تجربهای که اصلاحطلبان در آنجا به دست آوردند، آنها را به این جمعبندی رساند که قهر نه تنها مشکلی را حل نمیکند بلکه گرهها را پیچیدهتر میکند. لذا بر این مبنا تقریبا میتوانم بگویم اجماعی میان اصلاحطلبان وجود دارد که در انتخابات آینده به صورت فعال حضور داشته باشند.
* برخی معتقدند رای دادن آقای خاتمی در آن انتخابات به معنای این بود که وی نشان دهد هیچ مشکلی ندارد؟
** بر این باور هستم که در یک کشور دموکراتیک، آزاد و مردم سالار شرکت در انتخابات و رای دادن، اقدامی مردم سالارانه و منطقی باشد و مضاف بر آن باید بر این موضوع اعتقاد داشت که اگر یک فرد، ابهامها و انتقاداتی دارد یا نامزد مورد قبول او در لیست کاندیداها نیست این اختیار به او داده شده است که در انتخابات به هر فردی که صلاح دانست رای دهد. البته تاکید میکنم من با تحریم انتخابات، موافق نیستم. در عین حال با شیوه کار آقای خاتمی در انتخابات مجلس نهم به آن سبک موافق نبودم.
* اصلاحطلبان از سال 76 تا 84 مجلس ششم، ریاستجمهوری و شورای شهر را در اختیار داشتند اما در انتخابات سال 84 پیروزی محمود احمدینژاد را شاهد بودیم که نشان داد اصلاحطلبان خلاهای زیادی در این سالها داشتند. با توجه به چنین فرایندی، اصلاحطلبان چه درسی آموختند؟
** من بر این باور هستم که حضور فعال اصلاحطلبان در انتخابات سال 76 و همچنین گرفتن مجلس ششم، عامل شکستها از سال 84 به بعد نبود. شکست سال 84 اصلاحطلبان را باید در موضوعات دیگری جستوجو کنیم. دلیل شکست سال 84 را باید در شورای شهر اول یافت. به دلیل اینکه ترکیب انتخاب نمایندگان انتخابی شورا قبل از اینکه کارشناسی و تخصصی باشد، سیاسی بود و تازه دو، سه نفر از چهرههای شاخص و متخصص شورا نیز در همان اوائل برای رفتن به مجلس از شورا استعفا دادند. اینجا بود که شورای اول تبدیل به یک آوردگاه سیاسی شد. اشتباهاتی رخ داد و متاسفانه زعمای اصلاحطلب هم به جای اینکه پدرانه برخورد و سعی کنند این نزاعهای درونی شورای شهر را حل و فصل کنند، منفعلانه عمل کردند و نتیجه اتفاقات شورای شهر، انحلال این شورارا به دنبال داشت.
حاصل این ماجرا بیرغبتی مردم برای حضور گسترده در انتخابات سال 84 بود. انتخابات شورای شهر دوم، بهترین انتخابات در تاریخ ایران بود یعنی همه گروهها میتوانستند به معرفی کاندیدا بپردازند؛ در چنین شرایطی که فضای برگزاری انتخابات به بهترین نحو آماده شده بود، مردم تهران به دلیل اتفاقاتی که در شورای شهر اول رخ داد، استقبال زیادی از انتخابات نکردند به نحوی که در یک شهر 7-8 میلیونی، آخرین افرادی که وارد شورای شهر شدند، با 90 هزار رای وارد شدند. یکی از این اشتباهات، شعارهای تندی بود که از سوی افراد معدودی سر داده شد و پس از آن، بسیاری از رقبای اصلاحطلبان و همچنین مردم تلقی میکردند که بخشی از جریانهای اصلاحطلبی میخواهند از قانون اساسی عبور کنند در حالی که وقتی که در انتخابات شرکت میکنیم بدین معناست که به سازو کارهای موجود از جمله قانون اساسی تمکین میکنیم و به آنها التزام داریم البته این التزام به مفهوم بدون اشکال دانستن نیست اما بالاخره به چارچوبهای پذیرفته شده در کشور عمل میکنیم. به این نکته واقف هستیم که نمیتوان در فضای قانونگریزی حرکت کرد.
* حضور با چند کاندیدا در شکست انتخابات سال 84 را نمیتوان نادیده گرفت.
** درست است. مهمترین ضربهای که موجب شکست اصلاحطلبان در انتخابات سال 84 شد، حضور با 4 کاندیدا و رقیبی بود که کاملا نیروهای اصلاحطلب را چند شقه کرد. اگر برگردیم به آمار آن روزها، میبینید که سبد رای اصلاحطلبان حدود 17 میلیون رای را در خودش جای داده بود در حالی که سبد رای اصولگراها 11 میلیون و هشتصد هزار رای داشت یعنی اصلاحطلبان 5 میلیون رای در مرحله اول بیشتر از اصولگراها داشتند. تنوع کاندیداهای اصلاحطلب موجب این شد که فقط با 600 هزار رای اختلاف، خودمان را از رفتن به دور دوم محروم بکنیم. در آن مقطع کافی بود آقای مهرعلیزاده که یک میلیون و 200 هزار رای آورد، انصراف بدهد که انتخابات بین آقای هاشمی و کروبی به دور دوم میرفت که اگر اینگونه میشد سرنوشت کشور بهطور کلی عوض میشد و شاید مشکلاتی که در 8 سال پیش از دولت یازدهم، به وجود آمد، اتفاق نمیافتاد.
* در این 8 سال اصلاحطلبها چه درسی گرفتند؟
** نخستین و مهمترین درسی که اصلاحطلبان گرفتند، این بود که با کاندیدای واحد وارد انتخابات شوند؛ دوم اینکه از حرکتهای جزمی و خشک سرانه دست بردارند. این حرف، حرف غلطی است که یک کاندیدای ایده آلی را برای خودمان ترسیم کنیم که واقعا میتواند برای مسائل کشور ایده آل باشد ولی بگوییم اگر این کاندیدا مورد تایید و صلاحیت قرار گرفت در انتخابات، شرکت میکنیم اگر قرار نگرفت شرکت نمیکنیم. اگر به این نحو میخواستیم عمل کنیم، بیتردید انتخابات 92 را باخته بودیم.
* با توجه به توصیف شما از اردوگاه اصلاحطلبی، این جریان برای پیروزی حداکثری درانتخابات مجلس دهم چه نوع مدیریتی باید در دستور کار قرار دهد؟
** بزرگترین ضربه را جریانهای تندرو به دنیای اسلام از جمله کشور ایران وارد میکنند. این جریانهای تندروها هم میتوانند هم در اصولگرایان باشند و هم در اصلاحطلبان گنجانده شوند. در نهایت هم به یک نقطه میرسد که به جای گسترش فضای گفتمان، گفتوگو و تفاهم، تصورشان به این سمت میرود که بایستی یکی از طرفهای مقابل حذف شود حالا چه حذف فیزیکی یا چه سیاسی، فرق نمیکند. این موضوع مهمترین موضوعی است که باید فکری برای آن کرد. در منطقهای که دورتا دور ایران را جریانهای افراطی گرفته و خطرات گروههای افراطی منطقه را تهدید میکند، ایران با چنگ و دندان باید تلاش کند تندروها میداندار نشوند.
* تندروی در داخل کشور به بخش سیاسی معطوف میشود و شاهد هجمهای گاه و بیگاه آنها به میانه روی در داخل و خارج مجلس هستیم. برای پایان دادن به عملکرد آنها چه باید کرد؟
** باید مجلس را از جریان تندرو تهی کرد؛ کسانی که دائما خط و نشان میکشند و حذف جریان را در دستور کار دارند، باید اصلاح کرد. باید بتوانیم مجلس را از تندروی سیاسی دور نگه داریم. من فکر میکنم اولویت بزرگ اصلاحطلبان چنین است که قبل از اندیشیدن به تصاحب مجلس توسط کاندیداهای خودشان، در فکر این باشند که با تندروی مقابله کنند تا بتوانند کشور را از تفکری که در اندیشه حذف رقیب است، پاک کند.
* کاندیدای 24 خرداد مورد حمایت اصلاحطلبان بود؛ حالا که یکسال و چند ماه از عملکرد دولت یازدهم گذشته است، عملکرد این دولت را چگونه ارزیابی میکنید؟
** مهمترین انتقادی که از دولت میتوان داشت این است که چرا در حوزه مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به تعهدات خودش عمل نکرد و آنچنان که مورد انتظار بود، با تندروها برخورد نکرده است. انتقاد دومی که مطرح میشود این است که چرا در مدیریتهای کلان هنوز افرادی حضور دارند که برای همان جریانهای قانونگریز در سالهای گذشته یقه چاک میکردند. متاسفانه این افراد هنوز در قالب فرمانداری و حتی استانداری حضور دارند و طبیعتا این موضوع موجب دلسردی و نگرانی جریانی میشود که سال 92 به صحنه آمدند و حضور آنها در صحنه درواقع تقاضایی برای رفع مشکلات 8 سال گذشته بود. انتقاد سومی که برخی اصلاحطلبان به دولت روا میدانند، (که البته من قبول ندارم) درباره حوزههای اقتصادی است یعنی بر این باور هستند که انتظارات مردم برای تعاملات اقتصادی خیلی بیشتر بود ولی باز هم میبینیم که در جامعه، بیکاری، تورم و عدم رونق اقتصادی فشارهای زیادی را بر مردم تحمیل میکند.
درباره سومین انتقاد، آن را وارد نمیدانم چرا که معتقدم مشکلات اقتصادی 8 ساله و مشکلاتی که در آن مقطع به وجود آمده، به هیچوجه در ظرف زمانی یک ساله و دو ساله قابل حل و فصل نیست و به همین میزان که الان دولت جلو آمده، قابل تقدیر است. اینکه دولت توانسته تورم افسار گسیخته را مهار کند و نرخش را بهشدت تنزل بدهد، اینکه توانسته یک ثبات در اقتصاد به وجود بیاورد که حداقل الان که من و شما نشستیم دغدغه این را نداریم که سه ماه دیگر دلار بشود 5 هزارتومان یا دو هزار تومان قابل تحسین است. اگر یادتان باشد در 8 سال گذشته گمانهزنیهای مختلفی برای نوسانهای قیمت ارز، قیمت سکه و دلار وجود داشت که مشکلاتی را در جامعه به وجود میآورد.
* مگر این نوسانات به تحریمها ربطی نداشت ؟
** حتی اگر ما به تحریمها هم ربط بدهیم، این هنر دولت بود که توانسته آن را کنترل کند وگرنه جریان تحریمها یک جریان صرفا خارجی نبود بلکه این اظهارات و موضعگیریهای برخی دولتمردان سابق بود که موجب شد پرونده هستهای به شورای امنیت فرستاده شود. تحرک نسبی در اقتصاد البته با سرعت پایین بیانگر این موضوع است که باید برای ترمیم آن به دولت زمان داد. اکنون از طریق همین فضایی که به وجود آمده، قدرت خرید مردم افزایش یافته است. البته من به مردم حق میدهم چون مردم فقط به قیمت کالاها نگاه میکنند و انتظار دارند قیمت کالا یا ارزان بشود یا افزایش پیدا نکند درحالی که من به عنوان فردی که الفبای اقتصادی را بلدم به این نکته آگاهم که حرکت سالمی شروع شده است.
شرایط را این طور میتوانم توصیف کنم که در زمان دولت قبل به ویژه در سالهای 90-91 سی متر زیر آب بودیم و حالا سه متر زیر آب هستیم ولی هنوز زیر آب هستیم اما وضعیتی داریم که میتوانیم خودمان را بالا بکشیم. بنابراین من به عنوان فردی که در جبهه اصلاحطلبی است، این انتقاد را نمیپسندم. درباره انتقاد دومی که اصلاحطلبان دارند و آن بحث عدم حضور در مقام مدیریتی است، تصور میکنم دولت باید مبنا را بر کارآمدی مدیران بگذارد نه بر این مبنا که اینها اصولگرا یا اصلاحطلب هستند. لذا در آن مواردی که مدیران ارشدی وجود دارند که تعصبات دیرینه احمدینژادی یا اصولگرایی دارند طبیعتا انتظار این است که این افراد حضور نداشته باشند.
* بیشتر این انتقاد به عزل و نصبهای دولت است که حتی آقای هاشمی به خراسان رضوی سفر کردند خیلی ناراحت بودند از اینکه برخی فرمانداران هنوز عوض نشدهاند.
** همینطور است. چون جنبه سیاسی هم پیدا میکند. ولی درباره مساله فرهنگی، سیاسی و اجتماعی استدلال دولت این است که اگر بخواهد در این زمینه تمرکز پیدا کند، از مقوله اقتصادی و از مقوله پرونده هستهای باز میماند. بنابراین ترجیح میدهد انرژی خودش را در آن صرف کند تا بتواند حمایت جریان مقابل را هم داشته باشد. این برای برخی قابل قبول است ولی من این استدلال را خیلی منطقی نمیدانم چرا که بر این باور هستم اگر دولت بتواند در قالب اصلاحات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جلو برود و حمایت گسترده مردمی و کسانی که به او رای دادند، داشته باشد، هم در جریان صحنه بینالمللی میتواند با قدرت بیشتری حرکت کند و هم در حوزه داخلی، پشتیبانی بیشتری برای حل مسائل اقتصادی خواهد داشت.
* یعنی معتقدید که راهکار حل پرونده هستهای را باید در داخل جستوجو کرد؟
** اینکه ما تصور کنیم با فراموش کردن حمایتهای داخلی میتوانیم مسائل بینالمللی را حل کنیم این تصور، تصور درستی نیست. بایستی به نحوی فضای داخلی را جلو ببریم که فضای داخلی در سایه حل مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بتواند کاملا حامی دولت باشد. در فضای بینالمللی اگر بتوانیم در سایه اصلاحات فرهنگی و رجوع به قانون اساسی بهانهها را از دست دشمن و رقبای خودمان بگیریم، طبیعتا رقبای ما خلع سلاح میشوند و ما با قدرت بیشتری میتوانیم در فضای بینالمللی حضور داشته باشیم.
* شما نماینده مجلس هم بودید درست است ؟
** بله دوره اول و سوم نماینده دماوند و تهران بودم.
* مجالس اول کشور بسیار قوی و تاثیرگذار بودند و در عین حال نمایندگان با تجربه و آزمودهای داشتند. چرا هر چه از عمر مجالس میگذرد، کمتر شاهد حضور نیروهای با تجربه هستیم و همانطور که اشاره کردید، سیاست بر تخصص غلبه کرده است؟
** اگر شما یکی دو تا استثنا را منها کنید کلا از مجلس اول تا مجلس فعلی سیر نزولی ادامه داشته است. اینطور نیست که ما فقط یقه یک مجلس را بگیریم و بگوییم اینها خوب عمل نکردند و علتش هم برمیگردد به دو عامل مختلف: یک عامل این است که برخی نمایندگان ما به جای اینکه کلاننگر باشند حوزه انتخابینگر هستند. یعنی تلقی آنها این است که برای حوزه و شهر خودشان کاری انجام بدهند تا اینکه بتوانند در دوره بعد مجددا رای بیاورند. این هم موجب این میشود که بسیاری از اینها را از انجام کارهای کلان و اساسی باز میدارد. برای مثال؛ در مجلس سوم یک نمایندهای پیدا شد پزشک هم بود امضا جمع کرد از تعدادی از نمایندگان برای اینکه در حوزه انتخابی آنها بیمارستان ساخته شود این به هیچوجه مطالعه شده نبود که آیا در شهرستان خاص بیمارستان دیگری وجود دارد یا نه ؟آیا ظرفیت جمعیت آنجا اجازه میدهد؟
آیا تجهیزات بیمارستانی و منابع کشوری ایجاب میکند؟ تعداد زیادی امضا جمع کردند و بعد یک مرتبه در صحن مجلس یک رایگیری کردند و تقاضای ایجاد هفت هزار تخت بیمارستانی در کشور تصویب شد. ما به عنوان کمیسیون برنامه و بودجه اعتراض کردیم گفتیم این اصلا مطالعه نشده است ولی این طرح تصویب شد. نهایتا با صرف هزینههای کلان فقط چهاردیواریهایی ساخته شد بدون اینکه تبدیل به بیمارستان شود و برخی از اینها تبدیل به دامداران شد. پس بنابراین یکی از ضربهپذیریهای مجلس ما این عبارت است که نمایندگان به دلیل سازوکارهای کسب رای که در حوزه انتخاباتی وجود دارد و بتوانند دوره بعد رای بیاورند از مقولات ملی و کلان باز میمانند و بیشتر به مسائل حوزه انتخابی میپردازند. برخی نماینده مجلس تصور میکنند برای اینکه بتوانند در دوره بعد تایید صلاحیت شوند باید بسیار با احتیاط حرکت کنند و بسیاری از موارد را که درست هم است به دلیل اینکه احساس میکنند این مطالب برای آنها مشکلسازمیشود بیجهت از بیان آنها خودداری میکنند .