تاریخ انتشار : ۲۹ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۰:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۲۷۱۶۸
«طرح سپر موشکی آمریکا» در گفت‌وگو با دکتر جهانگیر کرمی
آرمین منتظری اشاره: پس از سخنان اخیر پوتین در حاشیه نشست سران جی – هشت در آلمان و مناقشات آمریکا و روسیه درباره نصب سامانه دفاع موشکی در اروپای شرقی، شبح درگرفتن رقابت تسلیحاتی جدیدی بر جامعه جهانی سایه انداخته است. آیا حقیقتاً می‌توان این مناقشات را نطفه‌یی برای تولد رقابتی تسلیحاتی شبیه آنچه که در جنگ سرد رخ داد، به‌ حساب آورد؟ و در این خصوص با دکتر جهانگیر کرمی، استاد روابط بین‌الملل و عضو هیات علمی دانشگاه و سردبیر ماهنامه ایراس به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

*آقای دکتر، برای ورود به بحث کمی درباره توانایی‌های سامانه دفاع موشکی آمریکا بفرمایید.

**در بحث مسائل نظامی و استراتژیک دنیا کشورها تلاش می‌کنند برای حفظ امنیت‌شان در درجه اول قدرت دفاعی خود را افزایش دهند و سلاح‌های دفاعی بسازند. در درجه دوم برای تهدید دیگران قدرت تهاجمی خود را افزایش داده و سلاح‌های هجومی بسازند. از این منظر، استراتژیست‌ها سلاح‌ها را به دو دسته دفاعی و هجومی تقسیم می‌کنند. ممکن است از یک جایی کشورها سعی کنند قدرت بازدارندگی خود را افزایش دهند که در این بحث نیز باز موضوع سلاح‌های هجومی مطرح می‌شود تا قدرت ضربه نخست افزایش یابد. بحث موشک‌های دفاعی، به صورت عمده‌تر در فضایی مطرح می‌شود که قدرتی می‌خواهد ظرفیت‌های تهاجمی قدرت دیگری را خنثی کند. این موضوعی است که امریکایی‌ها در چند سال گذشته به دنبال آن بوده‌اند. البته این موضوع در دوران جنگ سرد نیز مطرح بود اما آن فضا، فضایی کاملاً رقابتی بود که هم طرف امریکایی و هم طرف روسی می‌توانستند آن را دنبال کنند. تا اینکه در سال 1983، آمریکایی‌ها بحث دفاع موشکی یا جنگ ستارگان را مطرح کردند و این پروژه آنقدر عظیم بود که شوروی سابق کنار کشید و اینجا پایان رقابت‌های تسلیحاتی بود. بار دیگر در سال 1999 مساله سپر موشکی توسط کلینتون مطرح شد که طی پروژه‌یی ده‌ساله و با هزینه‌یی 165 میلیارد دلاری امروز نتایج آن را می‌بینیم. از نگاه مقامات آمریکایی در حال حاضر 40 کشور دنیا از قابلیت‌های موشک‌های بالستیک برخوردارند. در این میان کشورهایی مانند روسیه، کره شمالی و ایران از نظر آمریکا تهدید تلقی می‌شوند. لذا در سال‌های گذشته تلاش شده است تا سامانه‌های دفاع موشکی امریکا در خاک امریکا، آلاسکا و گرینلند نصب شود.

*با توجه به رقابت همیشگی روسیه و امریکا در زمینه‌های تسلیحاتی، آیا مناقشاتی که این روزها درباره نصب سیستم دفاع موشکی امریکا در اروپا، به وجود آمده، طبیعی است؟

**خیر. این مساله از این جهت غیرطبیعی است که روسیه ظرفیت‌های جدیدی را به زرادخانه‌های نظامی خود اضافه نمی‌کند. از طرفی فضا، فضای رقابتی دوره جنگ سرد نیست. امروز امریکایی‌ها با این سیستم‌ها، اروپای غربی را از برد موشک‌های روسیه دور کرده و با این سیستم‌های راداری کل روسیه اروپایی را در معرض شناسایی راداری قرار داده‌اند. از نگاه روسیه غیرعادی بودن این طرح به این برمی‌گردد که در حقیقت این سیستم بیشتر برای کنترل روسیه است. روسیه‌یی که در حالت تخاصم با اروپا قرار ندارد. روسیه‌یی که از اروپای شرقی عقب نشسته و ناتو تا مرزهای روسیه در منطقه بالتیک پیش آمده. لذا نصب این سامانه تنها با هدف کنترل روسیه است. دقت کنید که تنها برگ برنده روسیه در دنیای امروز، سلاح‌های هسته‌یی روسیه است. امروز روسیه نه نفوذ چندانی دارد نه اقتصاد قدرتمندی دارد و نه ظرفیت‌های داخلی گسترده. و امروز می‌بینیم که این کشور به سختی در تحولات بلاروس و اوکراین و مولداوی از طریق جمعیت‌های روس‌زبان و نفوذ جریانات سیاسی در حال مقاومت در برابر غرب است.

*و این مقاومت از موضع ضعف روسیه است؟

**به هر حال این روسیه است که مورد هجمه قرار گرفته است.

*آنچه که از حرف‌های شما فهمیدم این است که ما امروز دو جبهه داریم ؛ یکی جبهه غرب یعنی اروپا و آمریکا و دیگری جبهه روسیه. به نظر می‌رسد که روسیه برای اروپا به منزله یک دشمن باشد. اگر به بحران گاز اروپا، بحران اوکراین، بلاروس، گازپروم و ساخالین نگاهی بیندازیم تخاصم روسیه با اروپا برای گرفتن امتیاز آشکار است. شما این اقدامات روسیه را از موضع ضعف روسیه ارزیابی می‌کنید؟

**روس‌ها در معرض گسترش ساختارهای فرهنگی سیاسی و امنیتی غرب قرار گرفته‌اند. از یک طرف ناتو گسترش پیدا کرده است. از طرفی در حال حاضر جمهوری‌های آسیای مرکزی و قفقاز عضو شورای اروپا هستند. سازمان امنیت و همکاری‌های اروپا نیز تعیین کرده روسیه باید تا زمانی معین پایگاه‌هایش را از گرجستان برچیند. مطبوعات و رسانه‌های غربی در آسیای مرکزی و قفقاز فعالند. دفاتر ناتو در آسیای مرکزی و قفقاز ایجاد شده. همچنین نسل جدیدی از روشنفکران اروپا و آمریکا وارد سیاست در این جمهوری‌ها
شده‌اند و گرایشات کاملاً امریکایی دارند که ما در گرجستان و اوکراین و قرقیزستان می‌توانیم آن را ببینیم. روسیه امروز در موضع مقاومت قرار گرفته است. از نگاه روسیه، تمام مناطقی که جزء مناطق حیاتی روسیه است در معرض هجوم غرب قرار گرفته است. در عین حال روسیه سعی می‌کند که مقاومتش، مقاومتی نرم باشد. استقرار سپر موشکی نیز به لحاظ روانی روسیه را مورد تهدید قرار داده است. هرچند ظرفیت این سامانه‌ها محدود است اما به لحاظ روانی در معادلات استراتژیک برتری روسیه را در اروپا زیر سوال می‌برد. برای روشن‌تر شدن این موضوع بهتر است نگاهی به دکترین‌های نظامی روس‌ها بیندازیم. در دوره شوروی سابق دکترین روسیه در حوزه نظامی این بود که ما اولین قدرتی نخواهیم بود که از سلاح هسته‌یی استفاده می‌کنیم. اما از سال 1987 به بعد دیگر این‌گونه نیست. چرا که در گذشته، روس‌ها 100 هزار تانک مستقر در اروپای شرقی داشتند که در هر جنگ غیرهسته‌یی می‌توانستند اروپای غربی را تصرف کنند. به نوعی گفته می‌شد که اروپای غربی گروگان روسیه در معادلاتش با اروپا است. از سال 1991 به بعد تسلیحات نظامی روسیه در اروپا کاهش یافت و امروز اوضاع برعکس شده است. اروپای شرقی از کنترل روسیه خارج است و حتی اروپا تا مرزهای روسیه و حتی در برخی موارد به داخل مرزهای روسیه نیز نفوذ کرده است و لذا روسیه از سال 1993 و بعد، در سال 2000 و 2003 و امروز در سال 2007، مرتب تکرار کرده است که اگر امنیت ما به خطر افتد از سلاح هسته‌یی استفاده خواهیم کرد. به عبارتی آستانه به‌کارگیری سلاح هسته‌ی‌ی از طرف روسیه کاهش پیدا کرده است و در چنین فضایی است که با استقرار سامانه دفاع موشکی برتری روسیه کاملاً زیر سوال می‌رود.

*آقای دکتر شما تا چه اندازه به حرف‌هایی در مورد درگرفتن جنگ سردی دیگر اعتقاد دارید؟

**اعتقاد من این است برخی از مفاهیم تنها یک‌بار کاربرد دارند. جمله معروفی هست که می‌گوید تاریخ دوبار تکرار می‌شود؛ یک‌بار به صورت تراژدی و یک‌بار به صورت کمدی. از دیدگاه من جنگ سردی در کار نخواهد بود و اگر هم در کار باشد، کمدی است. به این دلیل که زمانی جنگ سرد معنا داشت که روسیه بر نیمی از جهان حکومت می‌کرد. روسیه، شوروی سابق بود و ایدئولوژی کمونیستی در سراسر جهان مطرح بود. در این شرایط جنگ سرد معنا داشت چرا که دو قدرت با هم برابری استراتژیک داشتند.

*یعنی شما معتقدید امروز مولفه‌های جنگ سرد موجود نیست؟

**بله. امروز ما روسیه‌یی داریم که در جایگاه تدافعی است و در داخل مدعی است که دموکراسی غرب را برپا کرده است. امروز روسیه ساختار اقتصادی و ساختار سیاسی و لیبرالیستی غرب را پذیرفته است و در واقع به لحاظ ایده‌یی رقیب غرب نیست. بنابراین مفهوم جنگ سرد اصلاً معنا ندارد. اما اگر بخواهیم جنگ سرد را این‌گونه معنا کنیم که به هر حال یکسری رقابت‌ها در جریان است؛ آن وقت شاید بتوان با کمی اغماض پذیرفت.

*آیا امکانش هست روس‌ها هم سیستم دفاع موشکی شبیه به آنچه آمریکا امروز از آن استفاده می‌کند، بسازند؟

**بله. این امکان وجود دارد اما بسیار پرهزینه است. بنابراین روس‌ها بیشتر تمایل دارند وضع موجود نظامی را حفظ کنند چرا که برای آنها هزینه‌یی ندارد. اگر قرار باشد که روسیه وارد فضای رقابتی شود مساله شکل دیگری به خود می‌گیرد. در مرحله نخست با نصب سیستم‌های دفاع موشکی روسیه، سرزمین روسیه از تهدید امریکا مصون می‌شود. اگر این توازن برقرار شود، برای روسیه هزینه‌یی ایجاد می‌کند که تازه به وضعیت قبل از استقرار سامانه‌ها برگردند. منتهی نکته اینجا است که اتفاقی که در حوزه تسلیحات متعارف در غرب افتاده، در روسیه رخ نداده است. و بنابراین بعد از این باید به سلاح‌های متعارف بپردازد و این برای روسیه هزینه‌بردار است. البته الان روسیه درآمدهای نفتی مناسبی در حدود 150 میلیارد دلار در سال دارد اما روسیه ترجیح می‌دهد این پول را در داخل هزینه کند و بحث اقتصادی مردم و زیرساخت‌هایش را حل کند تا بتواند در ده سال آینده به عنوان یک قدرت بزرگ اقتصادی دوباره خود را مطرح کند.

*آیا روسیه را تهدیدی برای غرب می‌بینید؟ آیا روسیه در آن حد و اندازه است؟

**بله. روسیه قدرت هسته‌یی است و این در دکترین نظامی روسیه ذکر شده که هر اقدامی علیه امنیت ملی روسیه با پاسخ هسته‌یی مواجه خواهد شد. منتهی عمدتاً این دکترین صبغه دفاعی دارد. هرچند که در آخرین تحول این دکترین در سال 2003، اشاراتی هست به ضربت پیشگیرانه در مسائل نظامی. در مجموع می‌توان گفت که دکترین نظامی روسیه بیشتر دفاعی است اما طرف غربی قائل به این نیست و می‌خواهد توان نظامی روسیه را خنثی کند. امروز تهدید اصلی در غرب، گسترش تروریسم در خاورمیانه است و تهدید استراتژیک از دیدگاه غربی‌ها سلاح‌های هسته‌یی روسیه و احتمال خیزش نظامی چین در آینده است.

*آقای دکتر، شما آینده سپر موشکی را چگونه می‌بینید؟ فکر می‌کنید واکنش نهایی روسیه چه باشد؟

**به قول یکی از استادان ایرانی سیاست روسیه در سال‌های گذشته سیاست مقاومت و مشارکت بوده است. یعنی روس‌ها همیشه سعی کرده‌اند در ابتدا تلاش و مقاومت کنند ولی در نهایت هیچ‌وقت از مشارکت در موضوعات با غرب دوری نکردند. از نگاه دولتمردان روسی منافع روسیه در گرو حفظ موقعیت و قدرت روسیه و افزایش نقش روسیه در معادلات جهانی از حوزه پیرامونی‌شان گرفته تا دیگر نقاط است. برای مثال درباره کوزوو روسیه هیچ‌وقت قطعنامه حمله نظامی به کوزوو را نپذیرفت اما زمانی که حمله انجام شد، روسیه اولین کشوری بود که نیروهای حافظ صلحش را در کوزوو مستقر کرد. در قضیه عراق هم سیاست روسیه همین‌گونه بود. رو­س‌ها هم در تلاشند از پیشروی غرب جلوگیری کنند و هم اینکه به نوعی همکاری کنند چرا که در بسیاری از موارد منافع مشترکی با غرب دارند. روسیه قائل به این نیست که باید در مقابل غرب بایستد و هزینه این مقابله را نیز بپردازد بلکه سیاست روسیه این است که روسیه منافعی دارد و اولین آنها حفظ امنیت فدراسیون روسیه است و این وابسته است به حفظ امنیت روسیه در جمهوری‌های پیرامونی. و دوم جلوگیری از خنثی شدن برتری‌های نظامی روسیه و سوم نفوذ روسیه و بازارهای تجاری روسیه در خاورمیانه، بالکان، شرق آسیا و حتی در امریکای لاتین و آفریقا تا روسیه درآمدهایی از قبیل فروش تکنولوژی‌های نظامی داشته باشد. ببینید گرایش رقابت با غرب در دل دولتمردان روسی که گرایشات نظامی دارند وجود دارد و معمولاً سعی کرده‌اند عملگرایانه به مسائل نگاه کنند و آن عملگرایی این است که روسیه امروز نباید وارد یک رقابتی شود که پتانسیل توسعه اقتصادی آن را برای آینده خنثی کند و در نتیجه روسیه نتواند خودش را بازسازی اقتصادی کند و به این‌ترتیب نقش موثر خود را در معاملات جهانی در آینده خنثی کند. در مورد سامانه دفاع موشکی می‌بینیم که روسیه ابتدا مخالفت می‌کند اما بعد حتی پیشنهاد هم می‌دهند. لذا می‌شود گفت که پیشنهاد پوتین برای استفاده اشتراکی امریکا از پایگاه آذربایجان، نشانه‌ای از کنار آمدن پوتین با طرح سپر موشکی است و شاید ابتکاری باشد برای گفتگوهای بیشتر در این‌باره.