تاریخ انتشار : ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۲۷۳۸۳

گروه بین‌الملل: پل ولفوویتز رئیس بانک جهانی سرانجام به خاطر یک رسوایی اخلاقی ـ مالی مجبور به کناره‌گیری شد. البته علت سقوط رئیس بانک جهانی عمیق‌تر از یک رسوایی اخلاقی ـ مالی بود.

این اتفاق را می‌توان نوعی تسویه‌حساب با نومحافظه‌کاران آمریکا هم دانست. او به عنوان نماینده اصلی آنها سناریوی جنگ عراق را طراحی کرد و حالا هم به عنوان یک بازنده بزرگ در میان آنان کرسی ریاست بانک جهانی را ترک می‌کند. با کنار رفتن ولفوویتز از رأس بانک مذکور نبرد میان وی و مخالفانش با شکست او خاتمه یافت. مرد 63 ساله در تاریخ 30 ژوئن (حدود 40 روز دیگر) سمت خود را تحویل خواهد داد. در این مدت جورج بوش باید به سرعت جانشینی برایش پیدا کند. پنجشنبه شب ولفوویتز با جمله کوتاه زیر کناره‌‌گیری خود را اعلام کرد: «من امروز اعلام می‌کنم که در 30 ژوئن از ریاست بانک جهانی استعفا خواهم داد.» بدین ترتیب هفته‌ها بحث و حرف و حدیث پایان یافت. هیأت رئیسه بانک جهانی پس از اعلام استعفا کوشید تا مقداری هم که شده از وی دلجویی کند: «او به ما اطمینان داد که کوشیده تا بهترین رفتار را به عنوان رئیس داشته باشد. ما هم حرفهایش را پذیرفتیم. او خدماتی را انجام داد که متأسفانه به دلیل رویدادهای اخیر مورد توجه قرار نگرفتند. در رسوایی اخیر برخی افراد مجموعه‌ای از اشتباهات را صورت دادند. سیستم حاکم در بانک جهانی هم استحکام و توانایی لازم برای مقابله با این اشتباهات را نداشت. لذا قوانین و استانداردهای موجود در بانک باید مورد بازبینی قرار بگیرند.» با این کلی گویی‌ها تلاش شد تا به قول معروف نه سیخ بسوزد نه کباب. در عین حال که ولفوویتز کنار رفت، از فشار شدید اتهامات بر وی هم کمی کاسته شد. این امر برای دهمین رئیس بانک جهانی اهمیت زیادی داشت. وی نمی‌خواست به تنهایی بار گناهان را بر دوش بکشد. در بیانیه‌ای که به مناسبت برکناری‌اش منتشر شد از اینکه هیأت مدیره پذیرفته در کارش حسن‌نیت داشته ابراز خشنودی کرد. البته در ادامه بیانه مذکور، ولفوویتز اعتراف می‌کند که بهتر است بانک جهانی توسط مدیریت جدیدی هدایت شود.

او می‌افزاید: «کشورهای فقیر به خصوص در آفریقا تا آنجایی که در توانمان بود مورد حمایت قرار گرفتند و حالا دیگران باید این راه را ادامه دهند.» همان‌گونه که می‌دانید عامل برکناری وی رسوایی مربوط به حمایتش از شاها رضا، معشوقه‌اش، در بانک جهانی بود. دو سال پیش وقتی ولفوویتز به بانک جهانی آمد، خانم رضا با کمک وی به حقوق‌های بالایی دست یافت. جهش حقوق این زن به گونه‌ای بود که به حدود 200 هزار دلار در سال رسید. ولفوویتز به صورت غیرقانونی و بر خلاف قوانین داخلی بانک چنین کاری را صورت داد. حقوق خانم رضا حتی از حقوق کاندولیزا رایس، وزیر خارجه آمریکا، هم بیشتر شده بود. جالب است که رئیس مستعفی بانک جهانی طی دوران ریاستش همواره خود را دشمن جدی فساد مالی می‌دانست. با رسوایی اخیر همگان مشخص شد که چنین رفتاری چیز چندانی بیش از ظاهرسازی نبوده است. جورج بوش هفته‌ها در مقابل فشارها مقاومت کرد و نگذاشت تا دوست دیرینش سقوط کند. اما بالاخره او هم توان مقاومتش تمام شد و به حمایت خود از ولفوویتز خاتمه داد. کاخ سفید سه‌شنبه گذشته اولین نشانه‌ها مبنی بر تغییر نظر خود را بروز داد. دولت آمریکا، بانک جهانی و ولفوویتز به این جمع‌بندی رسیدند که از بروز شکاف در این سازمان جلوگیری شود. لذا قرار بر این شد تا قبل از آنکه وجهه بانک جهانی بیش از این آسیب ببیند، ولفوویتز کنار برود. پنجشنبه شب جورج بوش طی یک کنفرانس مطبوعاتی برای اولین بار از رئیس بانک جهانی حمایت نکرد و فقط از روند کارها ابراز تأسف کرد. چند ساعت بعد ولفوویتز کناره‌گیری خود را اعلام کرد. پس از آن دوباره بوش وارد ماجرا شد و گفت که مطابق سنت گذشته رئیس جدید بانک جهانی باز هم از آمریکا خواهد بود. مطابق یک قانون نانوشته همواره رئیس بانک جهانی از آمریکا و رئیس صندوق بین‌المللی پول از اروپا انتخاب می‌شود. این امر در واقع توافقی است میان اروپا و آمریکا و اعتراض‌های دیگران و حتی بعضاً اروپایی‌ها تاکنون نتوانسته تغییری در این سنت ایجاد کند. بوش گفت که از استعفای ولفوویتز متأسف است و ترجیح می‌داد که چنین اتفاقی نمی‌افتاد.

ولفوویتز از سران نومحافظه‌کاران به شمار می‌آید و در مقام معاون وزیر دفاع از طراحان اصلی جنگ عراق بود. می‌گویند حتی قبل از حوادث یازده سپتامبر او ایده حمله به عراق را پیگیری می‌کرد. زوایای رسوایی اخیر وی هنوز هم کاملاً مشخص نشده و برخی معتقدند می‌تواند سوژه‌ای خوب برای یکی از فیلم‌های آینده مایکل مور، فیلمساز پر سرو‌‌صدا و منتقد آمریکایی، باشد. اوضاع به حدی آشفته است که اکثریت 185 کشور عضو بانک جهانی مصرانه خواستار برکناری ولفوویتز بودند. شیوه مدیریتی مستبدانه وی از جمله عوامل دیگری بود که خیلی‌ها مایل به رفتنش بودند. او اصلاً تحمل انتقاد را نداشت. همچنین به متحدان استراتژیک آمریکا نظیر عراق و افغانستان در برنامه‌های بانک جهانی بیش از حد توجه می‌کرد.