آریه هدان 79 ساله رییس یگان بازرسی در دستگاه امنیت عمومی اسراییل (شاباک) یکی از مشهورترین بازجوهای دستگاههای اطلاعاتی است. او از سال 1980 خدمت را ترک گفت و از آن زمان تاکنون سکوت اختیار کرده بود ولی طی روزهای اخیر سکوت خود را شکست و با روزنامه یدیعوث آحرونوث به گفتوگو نشست. او در این مصاحبه گفت که مزدوران شاباک که در دهه پنجاه قرن گذشته در وزارتخانههای مختلف به کار گرفته شده بودند، موجب گردیدند که بسیاری از کارمندان به اتهام همدردی و یا تایید احزاب مخالف با حزب کارگر مجبور به استعفا شوند. او همچنین گفت: آرا ارتشیان برای شناختن سربازانی که با حزب کارگر مخالف بودند گشوده میشد و او همچنین گفت که یک کارمند که به نفع شاباک کار میکرد در انتشارات ویژهای که نشریه هاعولم هازیه را چاپ میکرد اخبار این نشریه را پیش از انتشار به بنگورین منتقل میکرد. بنگورین بیشتر نویسندگان و خصوصا اوری اونبری را دشمن ملت اسراییل میدانست.
آریه هدان در پایان گفت که شاباک برای شناخت افراد منحرف جنسی در میان افسران دستگاههای امنیتی و ارتش، تعدادی از افراد منحرف را جای داده بود.
اما خطرناکترین موردی که آریه هدان از آن پرده برداشت، این بود که شیمون پرز یکی از مخالفان پروژه هستهای اسراییل به نام پرفسور یشعیاهو لیوویچ را تهدید کرد که اگر بار دیگر این پروژه را مورد تهاجم قرار دهد او را به اتهام جاسوسی دستگیر خواهد ساخت.
آریه هدان متولد 1928 است. او در سال 1944 زمانی که شانزده ساله بود به پالماح (یگان رزمنده وابسته به هاگانات) پیوست. این یگان در زمان تحت الحمایگی فلسطین از سوی انگلستان از جمله یگانهای رزمنده معروف بود.
او پس از اتمام حذف نظام در سال 1950 توسط یکی از دوستانش به عنوان راننده در موساد استخدام شد. دو سال بعد او در دانشکده حقوق ثبتنام کرد و از رییس خود شاوول افیگور درخواست کرد که او را برای پیوستن به دستگاه شاباک کمک کند. رییس او نیز عملا این کار را کرد و از عاموس مانور رییس وقت شاباک خواست که او را بپذیرد.
آریه هدان فورا به دستگاه امنیت عمومی پیوست و در سال 1952 در بایگانی یگان پنجم شاباک مشغول به کار شد.
این یگان مسوول پیگیری سیاست داخلی اسراییل و جاسوسی در کلیه وزارتخانهها بود تا اینکه بتواند طرفداران حزب حیروت و حزب کمونیست اسراییل را در میان کارمندان شناسایی کند.
طبق دستورات بنیامین بلومبرگ فرمانده وقت یگان پنجم در سال 1953 آریه هدان که مشغول ادامه تحصیل در رشته حقوق بود از بایگانی به جاسوسی درون وزارتخانهها منتقل شد. پس از مدتی آریه هدان مسوول فعالیتهای شاباک در وزارتخانهها و چگونگی جاسوسی در درون دفاتر وزارتی شد. آریه هدان میگوید: «شبکهای از مزدوران در اختیار داشتیم که مسوول اطلاعرسانی از کارمندان نه چندان صالح بودند. کار دیگر آنها این بود که اگر کارمندی روزنامه حیروت و یا روزنامه صدای ملت وابسته به کمونیستها را مطالعه میکرد بلافاصله خبر میدادند و آن کارمند بلافاصله یا از کارش بیکار میشد یا اینکه قرارداد او تجدید نمیشد.
آریه هدان درباره مزدوران میگوید: آنها از هر تیپ و طبقهای بودند، به طور مثال یک مسوول بلندپایه در وزارت آموزش و پرورش و پدر یک شخصیت مشهور با من همکاری میکرد و روزی به من اطلاع داد که آموزگاری وجود دارد که حزب کمونیست را تایید میکند.
چند روز بیشتر طول نکشید که آن آموزگار از کار بیکار شد. آریه هدان میگوید جاسوسی در وزارتخانه در طول دهه پنجاه قرن گذشته ادامه داشت.
او میگوید: در زمان پیش از انتخابات دستوراتی ویژه صادر میشد که او و همکارانش باید فعالیت خود را علیه احزاب رقیب حزب کارگر شدت بخشند.
آریه میگوید که ارتش نیز تحت مراقبت شاباک قرار داشت. پس از اینکه سربازان آرای خود را به صندوق میریختند صندوقها مهر و موم میشد و پیش از آنکه شمارش آرا شروع شود افراد شاباک صندوقها را میگشودند و از آرای سربازان مطلع میشدند و میفهمیدند که چه کسانی به سود احزاب مخالف حزب کارگر رای دادهاند و بدین ترتیب افراد شاباک میفهمیدند که کدام سرباز به حزب حیروت رای داده و کدام سرباز به حزب کمونیست گرایش دارد. پس از دیدن آرا بار دیگر صندوقها مهر و موم میشدند و برای شمارش آرا به دست مسوولان میرسیدند.
آریه میگوید یگان مسوول پیگیری فعالیتهای سیاستمداران و خصوصا روسای احزاب بود و پروندههایی در مورد افرادی همچون مناخم بگین و موشه سینیه وجود داشت. او میگوید امروزه دیگر آن پروندهها وجود خارجی ندارند. به طور مثال پرونده مناخم بگین همانند سایر پروندهها معدوم شد ولی چه موقع این کار صورت پذیرفت، بر کسی معلوم نشده است.
ادری اونبری در آن موقع به شاباک، دستگاه تاریکی میگفت و ایساک هارئیل مسوول موساد و شاباک کاملا یقین داشت که اونبری اسراییل را نابود خواهد کرد لذا او و روزنامهاش را تحت مراقبت شدید قرار داده بود.
روزی یکی از مردان شاباک که در روزنامه فعالیت میکرد یک نسخه از روزنامهای که اونبری در آن کار میکرد را پیش از انتشار به ایساک هارئیل رساند و او نیز روزنامه را به بنگوریون تحویل داد.
آریه میگوید: ایساک هارئیل روزنامهای به نام «سریمون» که وابسته به شاباک بود و طرفدار حکومت بود را منتشر ساخت و هدف او مقابله با روزنامه اونبری و پایان دادن به کار او بود ولی این برنامه با شکست مواجه گردید. زیرا او نتوانست برای خود جایگاهی دست و پا کند. در سال 1959 بنیامین بلومبرگ از ریاست یگان پنجم استعفا داده و بنا به درخواست شیمون پرز یک سازمان اطلاعاتی در درون وزارت دفاع به وجود آورد که هدف اصلی آن مخالفت از اسرار نیروگاه هستهای دیمونه بود.
روزی به شیمون پرز اطلاع دادند که یک استاد دانشگاه به نام پروفسور یشعیاهو لیوویچ و گروهی از طرفدارانش به شدت به پروژه هستهای دیمونه حمله میبرند. لذا در این صورت میباید آن استاد دانشگاه را وادار به سکوت کرد زیرا از نظر آنها اظهارنظر با بیرون دادن اطلاعات دو امر جداگانه است و یشعیاهو با کارهایش از خط قرمز رد شده است. بلومبرگ گزارش ویژهای در این مورد به شیمون پرز داده و شیمون پرز پروفسور را فرا خوانده و موضوع گزارش را به او اطلاع داد و او را تهدید نمود که اگر دست از تهاجم برندارد او را به اتهام جاسوسی دستگیر میکند و این تهدید عملا کارساز شد و پروفسور از حمله به طرح دیمونه دست کشید.
شیمون پرز در هفته جاری گفتوگو در این مورد و جاسوسی به سود حزب کارگر را نپذیرفت.
تخصص دیگر آریه هدان تحت پیگیرد قرار دادن افراد منحرف جنسی در ارتش و دستگاههای امنیتی بود.
آریه هدان در سال 1970 به آفریقا رفت و در آنجا این ماموریت را یافت که دیپلماتها و افراد موساد و وابستگان نظامی که با هدف شرارتاندوزی که عملا در قضایای فساد دخالت جدی داشتند را تحت نظر بگیرد و در مورد آنها گزارشهای مطمئنی ارسال کند.