تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۲۷۴۰۶

پیتر شرنک ـ ترجمه: کامبیز کراماتی

یک گزارش دردناک در مورد آغازین روزهای جنگ تابستان گذشته اسرائیل و لبنان، نوعی جنگ قدرت قمارگونه را در اسرائیل به راه انداخته است. کمیسیونی که توسط شخص ایهود اولمرت نخست‌وزیر برای تحقیق و تفحص در مورد این جنگ (البته بدون قدرت ارائه توصیه‌های الزام‌آور) منصوب شده بود، کل ساختار دولت و ارتش را مورد انتقاد قرار داد. اما الیاهو وینوگراد، قاضی‌ای که ریاست این کمیسیون را بر عهده داشت، شخص اولمرت، وزیر دفاع عمیر پرتز و رئیس آن زمان ارتش ژنرال دان حالوتس را به دلیل شروع جنگ، آن هم بلافاصله پس از ربوده شدن دو سرباز اسرائیلی توسط شبه‌نظامیان حزب‌الله، مستحق بیشترین سرزنش‌ها دانست و گفت: آمادگی کافی، طرح و نقشه خوب و اهداف مشخصی برای این جنگ، وجود نداشت.

این استراتژی تا حدودی موثر واقع شد. رقبای اولمرت در حزب میانه‌رو و کادیما از او خواستند که استعفا دهد. پرتز که به نظر می‌رسد در انتخابات داخلی 28 می، رهبری حزب کارگر ـ به عنوان دومین وزنه دولت ائتلافی ـ را از دست خواهد داد، تقریبا تصمیم به ترک زودهنگام دولت گرفته است. تسیپی لیونی، وزیر خارجه از حزب کادیما ـ که به دلیل تلاش‌هایش برای خاتمه سریع جنگ تا حد زیادی از گزند انتقادات کمیسیون در امان مانده بود ـ مستقیما و آشکارا از اولمرت خواست که استعفا دهد.

با این حال، این حرکت متهورانه هم نشانه‌ای از ضعف خانم لیونی بود. او به دلیل شهرتش به صداقت، یعنی چیزی که این روزها نمی‌توان در میان سیاستمداران ارشد اسرائیل سراغ گرفت، محبوبیت داشت و همواره از او به عنوان یک جانشین بالقوه اولمرت، نام برده می‌شد. اما او یا نخواست یا نتوانست اعضای کادیما را به تعداد کافی برای چنین چالشی، در کنار خود متحد کند. به گفته خود خانم لیونی، او تنها در شرایطی که کادیما بتواند قدرت خود در کابینه را حفظ کند، در دولت باقی خواهد ماند. او با عدم خروج از کابینه، ابتکار عمل را به اولمرت بازگرداند. به نظر می‌رسد که اولمرت تصمیم گرفته عجالتاً خانم لیونی در پست خود باقی بماند تا رقابت و درگیری بین دو عضو حزب، فروکش کند.

بنابراین، اولمرت، سیاستمداری که اگر حتی جنگ‌افروز هم خوانده نشود، به پایان کار خود رسیده؛ کم و بیش کنترل اوضاع را مجدداً به دست آورده و فعلاً در قدرت باقی خواهد ماند. خانم لیونی که در زمان جنگ، عملا کنار گذاشته شده و نادیده انگاشته شده بود، او را تحت فشار قرار داده تا هر چه بیشتر در مسائل امنیتی درگیر شود. همزمان احتمال دارد که اولمرت در مورد ترک آبرومندانه مقام رهبری حزب پس از زمانی مشخص ـ شاید بعد از گزارش نهایی کمیسیون وینوگراد در تابستان، که به بررسی بقیه جنگ پرداخته و ممکن است رسماً خواستار استعفای کابینه شود ـ وارد مذاکره شود. تا آن زمان ممکن است خانم لیونی خود را برای رقابت با سایر وزنه‌های کادیما بر سر رهبری حزب، آماده کند. اما ممکن است تا قبل از آن، اتفاقات دیگری بیفتد. هر چند رهبری حزب کارگر به وسیله یک رای‌گیری داخلی اعضای حزب که عمدتاً از پرتز حمایت می‌کنند، مشخص می‌شود؛ اما حمایت عمومی بیشتر روی ایهود باراک یک نخست‌وزیر سابق و فرمانده ستاد ارتش یا ژنرال سابق و رئیس امنیت داخلی آمی‌یعالون، تمرکز دارد. یعالون پیش از این اذعان کرده که در صورت دستیابی به رهبری، حزب کارگر را از دولت ائتلافی خارج خواهد کرد که تقریبا می‌توان با اطمینان گفت که منجر به انتخابات زودرس خواهد شد. از دیگر سو و در صورت پیروزی باراک، او با این معضل روبرو خواهد بود که به عنوان وزیر دفاع وارد کابینه اولمرت شود یا ریسک مبارزه انتخاباتی در مقابل حزب دست راستی لیکود را بپذیرد.

یک قمار تمام عیار

این تصمیم سختی است. لیکود به عنوان تنها حزب عمده که به واسطه جنگ لبنان، لکه‌دار نشده؛ در نظرسنجی‌ها از برتری قابل ملاحظه‌ای برخوردار است. با توجه به بدهی‌های فراوان حزب کارگر، بعید به نظر می‌رسد که این حزب بتواند سرمایه کافی برای مبارزات انتخاباتی را تامین کند. اما پیروزی در زمانی چنین حساس، احتمالا بیش از مبارزات جذاب، به کاندیدایی متقاعدکننده بستگی خواهد داشت. بنیامین نتانیاهو رهبر حزب لیکود، به عنوان وزیر خزانه‌داری در دولت قبل و نیز یک نخست‌وزیر ستیزه‌جو اما کم‌اثر در اواخر دهه 1990، احتمالا برای متقاعد کردن اسرائیلی‌ها به اینکه او گزینه‌ای مناسب برای بازسازی شهرت و اعتبار ارتش اسرائیل و نیز یافتن راهی برای خروج از بن‌بست دیپلماتیک با فلسطینی‌هاست؛ با مشکل مواجه خواهد بود. از دیگر سو، نام باراک با هدایت اسرائیل به یک بن‌بست و آسیب زدن به توافقی با فلسطینی‌ها در سال 2000 که منجر به انتفاضه دوم شد، عجین شده است. کادیما شکاف برداشته، فاقد پایگاه سیاسی یا ایدئولوژی مشخص بوده و رسوایی‌های ناشی از فساد، اولمرت و وزیر خزانه‌داری او را به شدت تحت فشار قرار داده است. با این وجود، چنانچه این حزب بتواند حول یک کاندیدای قدرتمند تمرکز کند، کسانی را که فروپاشی قریب‌الوقوع آن را پیش‌بینی می‌کردند، برای مدتی ناامید خواهد کرد.