تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۷:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۲۷۴۱۲
در گفت‌و‌گو با امید جوان مطرح شد:
اشاره‌: دکتر عبدالکریم سروش هفته گذشته در مصاحبه با یک روزنامه صبح از اقدامات خود در زمان انقلاب فرهنگی دفاع کرد. در لابلای این گفت‌و‌گو وی افرادی را متهم به تصفیه‌های دانشگاهی کرد؛ که با واکنش برخی از آنان مواجه گردید. در بخشی از این گفت‌و‌گو به نقل از سروش آمده است: «یک جناح‌هایی در کشور مایلند اولاً شورای انقلاب فرهنگی را در تصفیه اساتید خلاصه و ثانیاً اعضای آن را هم در وجود بنده خلاصه کنند. یک نفر اسم از آقای شریعتمداری یا آقای احمدی نمی‌برد که اتفاقا ایشان هم بسیار موافق تصفیه‌ها بودند. اصلا شورای انقلاب فرهنگی همین الان وجود دارد و اعضایش معلوم هستند، اینها مسوول اتفاقاتی هستند که در طول این 20 سال در دانشگاه‌ها رخ داده است.» در بخش دیگری از این گفت‌و‌گو سروش تاکید کرده است: «کسی مثل آقای زیباکلام که بارها از انقلاب فرهنگی حرف زده است اینجا باید بگویم که ایشان نه صادق‌اند و نه کلام زیبا می‌گویند ایشان چند بار از انقلاب فرهنگی سخن گفته، گویی که از مسوولان اصلی آن بوده و من به شما می‌گویم که مطلقاً چنین نبوده است و هر بار هم به گونه‌ای حرف می‌زند که در ستاد با من نشسته و مباحثه کرده و ایشان طرفدار آزادی استادان بوده و من مخالف بوده‌ام مطلقاً چنین چیزهایی دروغ است. من یک بار هم ایشان را در ستاد انقلاب فرهنگی ندیده‌ام. وی چندین بار سخنانی را در روزنامه‌های «ایران» و در «رادیو فردا» گفته‌اند و برای خودشان اعتباری کاذب کسب کرده‌اند چنانکه زمانی هم مدعی شده بودند نماینده دولت موقت در کردستان بودند. که وقتی این ادعا با تردید و انکار مواجه شد از اثبات این مدعا نیز درماندند، دائما می‌گوید که توبه کرده است در حضور مردم هم این را می‌گوید که او را ببخشند و او را بستایند از هیچ ‌کس دیگری نام نمی‌برد و تنها می‌گوید این تصفیه‌ها جلو چشم عبدالکریم سروش صورت می‌گرفت و او هیچ نمی‌گفت.... اینها جلو چشم آقای شریعتمداری هم بوده، جلوی چشم آقای جلال‌الدین فارسی هم بوده، ماجراهایی که بعد بر سر دانشگاه آمده جلو چشم آقایان احمدی و داوری و گلشنی بود چرا نامی از آنها نیست.» دکتر سروش ادامه می‌دهد: «آقای ملکی در جلسه، سخنرانی مفصلی درباره حقیقت انقلاب در علم و انقلاب در فرهنگ، آن هم از مواضع تندروانه چپ کرد یک ذره شفقت نسبت به اساتید در صحبت‌های او نبود...» «امید جوان» در گفت‌و‌گو با دکتر صادق زیباکلام، ادعاهای دکتر عبدالکریم سروش را مورد بحث و بررسی قرار داده است؛ نکته‌ای که باید به آن اشاره داشت اینکه سخنان دکتر سروش و مواضع دکتر زیباکلام به هیچ‌وجه دیدگاه هفته‌نامه «امیدجوان» نیست و هدف ما از انتشار این گفت‌و‌گو صرفاً کمک به تنویر افکار عمومی است. «امید جوان» اعتقاد دارد دستاوردهای انقلاب اسلامی بسیار فراتر از آن است که با چند نظر و دیدگاه شخصی مورد تردید و سوال قرار بگیرد. مشروح مصاحبه در پی می‌آید:

* پرداختن به موضوع «انقلاب فرهنگی» پس از گذشت 27 سال با چه هدفی صورت می‌گیرد؟

** اخیراً مسائلی در دانشگاه امیرکبیر بوجود آمد که منجر به درگیری بین گروه‌های دانشجویی شد. در این میان صحبت‌ها و زمزمه‌هایی از ضرورت یک انقلاب فرهنگی دیگر به میان آمد که هدف اصلی آن تعطیل دانشگاه‌ها بود.

* تعطیل دانشگاه‌ها برای چه؟

** برای اینکه دانشجویان دگراندیش و ناراضی تصفیه شوند یا از آنان تعهد گرفته شود و پس از این خنثی‌سازی مجددا دانشگاه‌ها اول مهر بازگشایی شود. در این میان برخی روزنامه‌های متمایل به اصلاح‌طلبان این موضوع را با نگرانی دنبال کردند، که مبادا انقلاب فرهنگی اول تکرار شود! البته وزارت علوم با اتخاذ مواضعی تند به این مساله دامن زد و این شائبه در اذهان وجود آمد که انقلاب فرهنگی اول هم چیزی در همین مایه‌ها بوده است!

* پای شما چگونه به موضوع «انقلاب فرهنگی» باز شد؟

** در 16 آذر سال 77 یعنی یکسال پس از پیروزی اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست جمهوری،‌دفتر تحکیم وحدت جلسه مناظره‌ای در دانشگاه تربیت مدرس برپا کرد که از دوم خردادی‌ها، من و از محافظه‌کاران آقای مرتضی نبوی مدیر مسوول روزنامه رسالت و نماینده مجلس پنجم دعوت شده بودیم، در جریان پرسش و پاسخ دانشجویان بحث انقلاب فرهنگی پیش کشیده شد و من برای اولین بار گفتم به واسطه نقشی که در جریان انقلاب فرهنگی سال 59 داشتم از ملت ایران عذرخواهی می‌کنم! این مساله خیلی سروصدا ایجاد کرد از من می‌پرسیدند مگر چه شده است که شما استغفار می‌کنید؟! من هم می‌گفتم که هدف من از انقلاب فرهنگی، تغییر نظام آموزش، تغییر برنامه‌های دانشگاهی به سمت تحقیقات و تولید علم و اسلامی کردن علوم انسانی بود؛ اما انقلاب فرهنگی جهت‌گیری اصلی خود را تصفیه استادان و دانشجویان ناراضی قرار داد!

* قبل از اینکه از نقش شما در انقلاب فرهنگی بپرسیم؛ این سوال در اولویت قرار می‌گیرد که مناقشه سروش و زیباکلام بر سر چیست؟

** آن روزها که من مورد سوال رسانه‌ها قرار گرفته بودم خبرنگاری از من پرسید: «نقش دکتر سروش را که نماینده امام در ستاد انقلاب فرهنگی بود، چگونه ارزیابی می‌کنید؟» و پاسخ من سکوت بود و اینکه دکتر سروش واکنشی در قبال تصفیه‌ها نشان نداد. این موضوع برای ایشان خیلی سخت و گران آمد و تصمیم گرفت در مصاحبه با روزنامه «هم‌میهن» جواب دهد. افرادی دیگر مانند دکتر ناصر کاتوزیان و دکتر ملکی و خیلی از اساتید دیگر یک قدم از من جلو رفتند و دکتر سروش را مورد انتقاد و گلایه قرار دادند. دکتر سروش؛ دکتر ملکی را به چپ‌روی، دکتر کاتوزیان را به فراموشی و مرا به دروغگویی متهم کرد و در گفت‌و‌گو با هم‌میهن ما را به شدت کوبید! و گفت: نقشی در تصفیه‌ها نداشته است. جالب آنکه روزنامه مذکور به جای بی‌طرفی با انتشار سرمقاله‌ای، مهر تایید بر سخنان دکتر سروش زد و به تحریف تاریخ پرداخت.

* شما گفته‌های دکتر سروش را تحریف تاریخ می‌دانید، چه سندی برای اثبات ادعای خود دارید؟

** خوب! من آدم مزور و ریاکار! دکتر کاتوزیان دچار فراموشی و دکتر ملکی چپ و تندرو؛ ما را کنار بگذارید سراغ افراد دیگری بروید که آن زمان در کنار آقای سروش؛ بودند اینها که زنده‌اند و می‌توانند شهادت بدهند. دکتر سروش آقایان شریعتمداری، احمدی، فارسی و مرحوم املشی را طرفدار تصفیه معرفی می‌کند، خوب اینها چرا واکنش نشان نمی‌دهند برای اینکه ادعایی ندارند و عملکرد خود در سال 60 را زیر سوال نمی‌برند؛ شما هیچگاه ندیده‌اید که اینها دم از «پولاریسم»، «آزادی»، «دمکراسی»، «عرفان»، «عشق» و «مثنوی» بزنند. وقتی دکتر سروش از دهه 70 به طرح این مسایل کرد، این سوال در اذهان عمومی پدید آمد که شما با این دیدگاه‌ها چرا در برابر تصفیه‌ها از خود واکنشی نشان ندادید؟

* واکنش آقای سروش چه می‌توانست باشد؟

** ایشان می‌توانست اعتراض کند، می‌توانست استعفا بدهد و برود. ولی ما امروز سندی نداریم که نشان دهد دکتر سروش این کارها را انجام داده است.

* آقای سروش گفته‌اند: شما نه صادق‌اید و نه کلام زیبایی دارید، اصلاً موقع انقلاب فرهنگی کاره‌ای نبوده‌اید! این را قبول دارید؟

**‌ ایشان حتی گفته‌اند که من نماینده دولت موقت نبوده‌ام.

* بوده‌اید؟

** سندش را برای روزنامه هم‌میهن فرستادم که چاپ کنند. دو تا سند هم هست. اولی مربوط به درخواست دکتر ابراهیم یزدی معاون مرحوم مهندس بازرگان از دانشگاه تهران برای انتقال حقیر به نخست‌وزیری است. سند دوم هم مربوط به حکم دفتر نخست‌وزیر است که مرا به عنوان نماینده برای بررسی مشکلات مردم کردستان تعیین کرده‌اند.

* در ستاد انقلاب فرهنگی چه مسوولیتی داشتید؟

** من کاره‌ای نبودم. آدمی که در سال 60 صورتش را با تیغ ژیلت می‌زند را به ستاد انقلاب فرهنگی راه نمی‌دادند! نقش من در انقلاب فرهنگی فکری بود، سخنرانی‌های متعدد انجام دادم و مقالات بسیاری در روزنامه‌ها به چاپ رساندم. من در انقلاب فرهنگی موج‌آفرینی کردم، از روزنامه هم‌میهن هم خواسته‌ام سخنرانی‌ و مقاله‌هایم را مجدداً برای مردم چاپ کند، تا نقش من بیشتر روشن شود.

* دکتر سروش در مصاحبه اخیر خود اخراج دکتر سیدحسین نصر را در زمان انقلاب فرهنگی مورد انتقاد قرار داده، حال آنکه سال گذشته در درگیری که با وی داشته، دکتر نصر را متهم به خدمت در دربار کرده است؛ این تناقض را شما چگونه ارزیابی می‌کنید؟

** دکتر سیدحسین نصر سال گذشته از آمریکا به ایران آمد و قرار بود در کنفرانسی به اسم «اسلام و دموکراسی» یا چیزی شبیه به این مضمون شرکت کند. خبرنگاران از ایشان در مورد آثار و اندیشه‌های دکتر سروش پرسیدند، دکتر نصر بدون اینکه نامی از سروش ببرد، گفت، کسانی که صحبت از دموکراسی دینی می‌کنند اینها حرف جدیدی مطرح نمی‌کنند اینها حرف‌های روشنفکران درجه دو، سه قرون 18 و 19 اروپاست! این گفته چنان برای آقای سروش گران آمد که دکتر نصر را پادوی دفتر فرح خطاب کرد! از آدمی که دم از عرفان، عشق، مثنوی و محبت می‌زند، بعید بود که دوستی را چنان بی‌رحمانه و با الفاظی تند از خود براند! حالا ایشان اظهار تاسف می‌کنند که چرا دکتر نصر در جریان انقلاب فرهنگی اخراج شد. وقتی خود دکتر سروش دکتر نصر را در سال 85 آدم فرح! معرفی می‌کند چرا دکتر ملکی را برای تصفیه او در سال 60 مورد انتقاد قرار می‌دهد. البته با این فرض که گفته سروش که دکتر ملکی، دکتر نصر را اخراج کرده است! درست باشد. ادبیات دکتر سروش همان ادبیات سال‌های اول انقلاب است رادیکال و تند! ظاهرا ایشان هنوز تغییر نکرده است.