تاریخ انتشار : ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۲۷۴۸۴
به بهانه انتشار جراید جدید جناح دوم‌ خرداد؛

بررسی اجمالی تجربه رقابت دو جریان عمده سیاسی کشور در طول سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، نتایج قابل تاملی را ارائه می‌دهد که توجه به این نتایج، می‌تواند چشم‌انداز روشنی را برای پیش‌بینی رقابت‌های آتی این دو جریان در معرض دید قرار دهد.

جریان اصلاح‌طلب فعلی ـ میراث‌دار جریان موسوم به چپ و خط امامی دهه نخست انقلاب ـ‌ از نظر "رسانه‌ای" و قوت ارتباط‌گیری با  افکار عمومی به مراتب قوی‌تر و زیرکانه‌تر از جریان "اصولگرا است اما در نقطه مقابل از نظر "تشکیلات" و نظم گروهی، اصولگرایان به مراتب قدرتمندتر و سامان‌یافته‌تر هستند.

هواداران و حامیان جریان اصلاح‌طلب به اصطلاح "ژله‌ای" بوده و علقه‌های ثابت و دائمی نسبت به جریان دوم ‌خرداد ندارند. هواداران اصلاح‌طلبان همواره در معرض "عبور" از اصلاح‌طلبان هستند و همین خصلتها باعث شده است که تلاش برای جذب طیف‌های گسترده جامعه و سرمایه‌گذاری روی طبقه متوسط ایرانی (با استفاده از روشهای رادیکال ژورنالیستی ـ سیاسی)، یک نیاز و استراتژی دائمی برای مردان پشت پرده جریان اصلاحات مطرح باشد. این در حالی است که جریان اصولگرا، پایگاه نسبتا "ثابت" و البته محکم و ریشه‌داری در جامعه دارد و در مواقعیکه اختلافات درونی این جریان علنی و باز نشود و اصولگرایان بتوانند در آستانه رقابت‌های مهم سیاسی به "وحدت" برسند، احتمال پیروزی آنان افزایش قابل ملاحظه‌ی پیدا می‌کند.

تجربه ربع قرن تاریخ انقلاب اسلامی نشان می‌دهد که طیف اصولگرا در مقایسه با رقبای اصلاح‌طلب خود، از آفت "افراط" دور مانده‌اند و نکته دوم این است که جریانات افراطی در طیف اصولگرا نسبت به اصلاح‌طلبان کم‌وزن‌تر و کنترل‌شده‌تر هستند. از سوی دیگر ثبات نسبی صحت دیدگاههای سیاسی ـ اقتصادی طیف اصولگرا (با جناح موسوم به راست) در طول دهه شصت، با شاخصه‌هایی چون حمایت از "اقتصاد آزاد یا مخالفت با اقتصاد دولتی" و دفاع از سیاست خارجی معقول (یکی از بزرگان جریان موسوم به چپ در جریان جنگ اول خلیج فارس‌، صدام را به "خالدبن‌ولید" تشبیه کرد و خواستار اتحاد ایران و عراق برای جنگ با آمریکا شده بود!) یا مرزبندی با برخی تندروی‌های اول انقلاب و... امروز کاملا برای اهل نظر و خواص اثبات شده است. اما دقیقا به دلیل همان "ضعف رسانه‌ای" و ارتباط با افکار عمومی در جریان اصولگرا، این جریان نتوانسته است که از این مساله استفاده لازم را کند و مقبولیت خویش را در جامعه بالا ببرد و به دنبال جذب طیف‌های گسترده‌تر جامعه یا نخبگان باشد و بر همین اساس با نهایت تعجب، حتی بعضاً نقاط قوت جریان اصولگرا بیشتر توسط و با زبان رسانه‌های طرف مقابل مطرح می‌شود. جریان اصولگرا تاکنون در تربیت و عرضه روزنامه‌نگاران اصولگرا به قوت جریان مقابل عمل نکرده است و یا لااقل طیف رسانه‌ای جریان اصولگرا نقش پررنگی در بازی ندارند و این در حالی است که در جریان مقابل، "طیف رسانه‌ای " کارکرد و نقشی اساسی در معادلات سیاسی دارد.

مهمترین دلیل ضعف رسانه‌ای در جریان اصولگرا به تلقی آنان از "رسانه" و عدم آشنایی نخبگان جریان اصولگرا با قدرت و نفوذ واقعی رسانه‌ها در عصر جدید برمی‌گردد. نگاه غالب اصولگرایان به رسانه‌ها، "محدود" است. به این معنی که آنان صرفا برای ارتباط با مخاطبان خاص و محدود (یعنی طیف سنتی ـ مذهبی) خود به رسانه روی آورده‌اند و کمتر به نیازهای رسانه‌ای کلیت جامعه توجه می‌کنند. نگاه رسانه‌ای اصولگرایان در قبال تحولات یا چالش‌های جامعه غالبا "توجیهی ـ تاییدی ـ تبلیغی" و نه "منتقدانه ـ تحلیلی" است، آگاهان امور ارتباطات می‌دانند که در ذات رسانه انتقاد وجود دارد و رسانه‌هایی که فاقد این وجه باشند، چشم‌انداز چندان موفقی نخواهند داشت. مشکل مهم دیگر رسانه‌های اصولگرا بعضا "کارکرد موازی این رسانه‌ها با برخی از نهادهای رسمی نظام" است. اصولگرایان به خاطر تعلق خاطر جدی که به نظام جمهوری ‌اسلامی دارند، بعضا رسانه‌های خود را تبدیل به سخنگو یا موید نهادهای دولتی (به ویژه امنیتی) می‌کنند. البته باید با انصاف پذیرفت که به دلیل شرایط خاص دوران پیروزی انقلاب کارکرد "امنیتی" اجتناب‌ناپذیر بود اما امروز شاهدیم که حتی بعد از گذشت  سه دهه از پیروزی و استقرار نظام جمهوری ‌اسلامی و حضور کامل نهادهای مسئول و قانونی، بعضا رسانه‌های اصولگرا در قالب همان نقش مانده‌اند. همین چالش به نوعی دیگر در چالش‌‌های درون گروهی اصولگرایان در مجلس هفتم هم خود را نشان داده است. به نظر می‌رسد بازتعریف رابطه اصولگرایی (به عنوان یک گرایش سیاسی شناسنامه‌دار)  با مفهوم دفاع از مبانی نظام اسلامی یکی از ضرورت‌های آتی این جریان باشد، توجه به ضرورتها و تفاوت‌های دوران "نهضت" با دوران "نهاد" از این منظر قابل تامل است. البته باید پذیرفت که در سالهای اخیر در بین اصولگرایان جرقه‌هایی برای تولد سنت جدید رسانه‌ای دیده می‌شود: تولد سایت‌های قابل قبول خبری ـ تحلیلی، اما این جرقه‌ها به جریان غالب در اصولگرایان تبدیل نشده‌اند.

به نظر می‌رسد با انتشار مجدد روزنامه‌های هم‌میهن و شرق (روزنامه شرق به عنوان مصداق بازر [بارز] ‌و موفق یک "رسانه" قابل بررسی است)  و در آستانه انتخابات مجلس هشتم، رویکردی جدید در رسانه‌های جریان اصلاح‌طلب آغاز شود. اما آیا اصولگرایان به بازخوانی و بازتعریف نیازهای رسانه‌‌ای جامعه و رسانه‌های خود خواهند پرداخت؟