بسماللهالرحمنالرحیم
انتشار خبر مذاکراتی که قرار است درباره عراق میان نمایندگان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا انجام شود، عدهای را به وجود آورده و عدهای دیگر را نگران ساخته است.
احساس نگرانی از این مذاکرات که قرار است هفته آینده در بغداد انجام شود. کاملاً قابل درک و حتی قابل تقدیر است. کسانی که با شنیدن این خبر نگران شدهاند این مذاکره را مقدمهای برای عادیسازی رابطه تهران ـ واشنگتن تلقی کرده و با این سئوال اساسی مواجه شدهاند که علیرغم استمرار برخوردهای خصمانه آمریکا و با اینکه هیچ تغییری در روشهای استکباری دولتمردان آمریکائی پدید نیامده، چرا سیاست عدم مذاکره، که یک سیاست اصولی و مبتنی بر مبانی صحیح و شناخت دقیق دشمن و اوضاع و شرایط است، دستخوش تغییر شده و ما در برابر دشمن اصلی خود کوتاه آمدهایم؟
این نگرانی هنگامی پررنگتر میشود که تعبیرات حضرت امامخمینی رضوانالله تعالی علیه درباره آمریکا را به یاد بیاوریم که فرمودند «آمریکا شیطان بزرگ» و «امالفساد قرن» است و بر این نکته تاکید نمودند که تا آمریکا آدم نشود ما نمیتوانیم با او رابطه برقرار کنیم. توصیف رابطه آمریکا با ما به «رابطه گرگ و میش» نیز نکته دیگری است که همین نگاه را تقویت میکند و این سئوالها را در ذهن افراد دلسوز ایجاد مینماید که مگر آمریکا آدم شده که ما تصمیم گرفتهایم با او مذاکره کنیم؟ مگر آمریکا تغییر کرده و دیگر گرگ نیست و دست از شیطنت برداشته و دیگر امالفساد نیست که ما حاضر شدهایم با او بر سر یک میز بنشینیم و مذاکره نمائیم؟
در پاسخ به همین سئوالهاست که رهبر معظم انقلاب در یک هفته گذشته چند بار بر موضع قاطع نظام جمهوری اسلامی مبنی بر ایستادگی در برابر استکبار آمریکا و عدم سیاست مذاکره تأکید نمودند و درباره مذاکرات بغداد به عنوان یک اقدام خاص که بهیچوجه به معنای تغییر سیاست راهبردی نظام در برابر آمریکا نیست نکاتی را بیان کردند. ایشان در جمع روحانیون مشهد گفتند: تا هنگامی که خوی استکباری دولت آمریکا تغییر نکند، سیاست عدم مذاکره با آمریکا به قوت خود باقی است». ایشان با مطرح ساختن این سئوال که: «چگونه میتوان با دولت مستکبر، زورگو، توسعهطلب و استثمارگر آمریکا آنهم در دوره دولتمردان گستاخ، بیادب و مدعی فعلی گفتوگو کرد؟» در واقع همان دغدغهای را مطرح نمودند که همه دلسوزان کشور و انقلاب دارند و درباره مذاکراتی که قرار است در بغداد صورت گیرد توضیح دادند: «به دلیل اینکه آمریکا به عنوان دولت اشغالگر به وظایف خود در برقراری امنیت در عراق عمل نمیکند و دست دولت این کشور را بسته و برای سرنگونی آن تلاش و از تروریستها نیز حمایت میکند، وزارت امور خارجه به درخواست دولت عراق تصمیم گرفت در یک گفتگوی رودررو با آمریکائیها، مسئولیت و وظایف آنان را در قبال امنیت عراق یادآوری و با آنها اتمام حجت کند».
علاوه بر این، در دیدار خانوادههای معظم شهدا، جانبازان، آزادگان و ایثارگران خراسان رضوی، رهبر انقلاب بر عزم نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران بر ایستادگی در مقابل استکبار تأکید کردند و افزودند: «ملت ایران امروز اثبات کرده است که میتوان در مقابل سلطه قدرتهای سلطهگر ایستاد و هیچ فردی در کشور نمیتواند برخلاف هویت و منافع ملی حرکت کند و اگر حزب، جریان، گروه و یا جناحی بخواهد برخلاف این مسیر حرکت نماید، مردم با آن مقابله خواهند کرد». همچنین روز دوشنبه در جمع دانشجویان بسیجی تأکید کردند: «روحیه و تفکر بسیجی، ملت ایران و جمهوری اسلامی را در عرصه سیاسی جنگ عظیم ارادهها و تدبیرها به مرکز فرماندهی بیداری و مقابله ملتها با نظام سلطهگر آمریکا تبدیل کرده است».
اینها تصریحات رهبری در زمینه تأکید بر ادامه مبارزه علیه استکبار آمریکاست که از عدم تغییر سیاست عدم مذاکره با آمریکا بالاتر است. به عبارت روشنتر، ایشان در این چند دیدار نه تنها بر سیاست عدم مذاکره با آمریکا به عنوان یک اصل تأکید کردند بلکه به نقطهای بالاتر از آن نیز تصریح نمودند و به همه اطمینان دادند که سیاست مقابله و مبارزه با آمریکا به عنوان رأس هرم استکبار جهانی همچنان ادامه خواهد داشت. بنابراین، نگرانیهای مربوط به مذاکره با آمریکا در بغداد نباید ادامه یابد.
اخبار مربوط به مذاکرات بغداد، عدهای را نیز به وجد آورده و آنها را با این تصور که این مذاکره روزنهای برای ادامه مذاکره با آمریکا بر سر سایر مسائل ایجاد خواهد کرد و به برقراری رابطه با واشنگتن منجر خواهد شد امیدوار ساخته است. اولین جرقه از این جنس، به ذهن همان کسی زد که در اولین سالهای بعد از پایان جنگ تحمیلی با انتشار مقالهای خود را مبتکر طرح «مذاکره مستقیم» با آمریکا معرفی کرد و البته بعدها به جمع خارجنشینان ملحق شد. در داخل نیز افرادی از مجلس شورای اسلامی با دستپاچگی سخن از تاسیس گروه دوستی با نمایندگان مجلس آمریکا به میان آوردند و عدهای دیگر نیز با اظهارنظر و انتشار مقاله مکنونات قلبی خود را در شیفتگی نسبت به آمریکا ابراز نمودند. در این میان، عدهای نیز با زبان طنز، حاکمان فعلی را به علاقمندی دیرینه به برقراری رابطه با آمریکا متهم کردند و افزودند که آنان اکنون به دلیل یکدست بودن حاکمیت فرصت را برای چنین اقدامی مناسب میدانند و در دولتهای گذشته مانع انجام این کار میشدند چون میخواستند این امتیاز! را به نام خود ثبت نمایند.
برای این افراد، دو نوع پاسخ وجود دارد. پاسخ اول همانست که در بیانات رهبری در جمع روحانیون مشهد آمده بویژه این جمله که: «کسانی که تصور میکنند جمهوری اسلامی ایران سیاست مستحکم، منطقی و صددرصد قابل دفاع خود را در نفی مذاکره و ارتباط با آمریکا، تغییر میدهد، سخت در اشتباه هستند.» پاسخ دوم که میتواند تصریحات رهبری را در عمل به ظهور برساند، عملکرد گروه ایرانی مذاکرهکننده است. مذاکرهکنندگان ایرانی باید علاوه بر اعلام نامشروع بودن اشغال عراق توسط آمریکا و سایر بیگانگان، مذاکرات بغداد را به صحنه محاکمه اشغالگران تبدیل نمایند و آمریکا را وادار به امتیاز دادن به ملت عراق نمایند.
امروز، آمریکا در موضع ضعف قرار دارد و همانطور که توماس فریدمن، نویسنده آمریکائی روزنامه نیویورک تایمز، اعلام کرده، برخلاف آنچه بوش کوچک و دستیاران وی میخواستند، در اثر عملکرد نادرست آنها، اکنون مخالفان آمریکا در منطقه بویژه جمهوری اسلامی ایران، حزبالله لبنان و حماس قدرتمندتر از گذشته در صحنه حضور دارند و آمریکا منزوی شده است. بنابراین، شرایط از هر نظر برای گرفتن امتیاز از آمریکا فراهم است. البته این نگرانی وجود دارد که اصل پیشنهاد مذاکرات بغداد از طرف آمریکا یک طرح شیطانی باشد و دولتمردان آمریکائی همانگونه که خصلت شیطانیشان اقتضا میکند درصدد بدنام ساختن جمهوری اسلامی ایران از طریق این مذاکره و شکست قبح مذاکره با آمریکا و تلاش برای بهرهبرداریهای بعدی باشند. نگرانی دلسوزان و به وجود آمدن عدهای، که مذاکرات بغداد را روزنهای برای تأمین آرزوهای خود میدانند، نیز تا حدود زیادی به همین نکته مربوط میشود. گروه ایرانی مذاکرهکننده اگر قوی باشد میتواند ضمن برطرف ساختن آن نگرانیها، به این گروه به وجد آمده نیز بگوید از بغداد این بوی کباب نیست که به مشام شما میرسد، در آنجا خر داغ میکنند.