صالح سرخیل
سرانجام پس از مدتها منازعه و جنگ لفظی میان روسیه و آمریکا بر سر موضوع سپر دفاع موشکی آمریکا، بار دیگر پیشنهاد غیرمنتظره رییسجمهور روسیه به علاقمندان مسایل بینالمللی درسهای مهمی را بازخوانی کرد.
نگاهی اجمالی به تعاملات دو کشور آمریکا و روسیه حکایت از افت و خیزهای فراوانی میان این دو قدرت فرامنطقهای از همکاری دوجانبه تا حد مواجهه را مینماید. آنچه که همواره در این نمودار ناموزون سیر سعودی خود را حفظ کرده مربوط به افزایش جو بدبینی در میان زمامداران دو کشور است. بگونهای که غالب موضعگیری این کشورها از چشمانداز مسایل امنیتی قابل شناسایی است.
برخی از جدیدترین مسایلی که آتش زیر خاکستر در روابط دو کشور را برافروخته نگاه داشته است مربوط به برنامههایی نظیر ضدموشکی آمریکا، ادامه گسترش ناتو در شرق اروپا، تلاش برای تشکیل حکومتهای طرفدار غرب در کشورهای همسایه مسکو و نهایتا بروز اختلافات عمیق در بحث انرژی هستهای ایران میباشد که به تشدید تشنجها و فضای بیاعتمادی افزوده است. این موضوعات با توجه به نزدیکی جغرافیایی روسیه با ایران و همچنین اشتراکات گسترده سیاسی دو کشور در مسایل بینالمللی و منطقهای از اهمیت خاصی برخورداد شده است. بخصوص آنکه تهران و مسکو در موارد بسیاری دیدگاههای مشابهی را ابراز کرده بودند.
خلاصه اینکه توسعه روابط پایدار در زمینههای اقتصادی، سیاسی و... با جمهوری اسلامی ایران توانسته تا حدود زیادی پاسخگوی نیازهای دو کشور در خاورمیانه و حوزه آسیای میانه و قفقاز باشد.
همچنین همکاریهای بخش نظامی روسیه و ایران با توجه به نگاه دو کشور به تلاشهای آمریکا برای سلطه بر منطقه و نفوذ در دریای خزر قابل تامل است. چرا که هر دو کشور این منطقه را حوزه علایق حیاتی خود میدانند و به شدت با حضور نیروهای بیگانه در هر شکل ممکن مخالف هستند.
لذا با عنایت به نکات اشاره شده فوق بدیهی است که دو کشور در جهتگیریهای منطقهای و بینالمللی خود و بویژه پس از حادثه 11 سپتامبر در برابر سیاستهای آمریکا برای ایجاد یک نظام سلسله مراتبی به رهبری ایالات متحده، با یکدیگر سازگاری درخور توجهی نشان دهند.
در این سالها آمریکا با حساسیت بسیار روند مناسبات دو کشور را تحتنظر داشته و اساسا یکی از محورهای اصلی ملاقاتهای رهبران آمریکا و روسیه در سالهای پس از فروپاشی شوروی، چگونگی روابط فدراسیون روسیه با جمهوری اسلامی ایران بوده است. در این میان آنها از افزایش همکاریها بخصوص در زمینه انتقال تکنولوژی سلاحهای هستهای و موشکی به ایران سخت نگران هستند.
با این اوصاف میتوان انتظار داشت که افزایش مناسبات با بازیگر درجه اول منطقه یعنی ایران میتوان فراهمآورنده فرصتهای خوبی برای فدراسیون روسیه و تقویت توان چانهزنی آن در برابر آمریکا بحساب آید. چرا که ایران در ایجاد کمربند ایمنی و دوستی در پیرامون روسیه جایگاه بسیار مهم و حساسی را به خود اختصاص داده است.
در همین چارچوب میتوان انتظار داشت که زمانی ولادیمیر پوتین (رییسجمهور روسیه) آشکارا سیاست موسوم به یکجانبهگرایی آمریکا را زیر سئوال میبرد، در واقع بنوعی خود را با کشورهای مخالف سلطهجویی آمریکا همچون چین و ایران همسو و نزدیک میبیند. چرا که این سیاست میتواند زمینههای گسترش همکاری با هدف یافتن دوستانی جدید در ابعاد مختلف را به همراه داشته باشد.
اما نکته بسیار مهمی که همواره در اینگونه مناسبات باید بعنوان معیاری جهت محک زدن وضعیت روابط در نظر داشت توجه به این مطلب است که عموما چه خواستههایی در ازای چه هزینههایی بدست میآید؟ آگاهی همهجانبه به این قبیل موضوعات میتواند شرایط لازم برای تحقق منافع مشترک میان چنین کشورهایی را تامین کند. زیرا تعریف یک چارچوب مشخص و عمل به آن میتواند تا حدود زیادی در شناخت رفتار طرف مقابل موثر بوده و میزان ریسکپذیری در تصمیم گیریها را معین کند.
با این فرض باید گفت که علیرغم اینکه روسیه همواره در برابر اصرار آمریکا بر گسترش هنجارهای غربی در منطقه و ایجاد یک نظام تکقطبی آمریکایی اعتراض داشته و در سالهای گذشته روابط رو به رشدی با ایران داشته است. ولی جهتگیریهای مشترک منطقهای و جهانی دو کشور در حدی نبوده است که مناسبات جهانی را کاملا تحتتاثیر قرار دهد. بعلاوه روسها نیز مانند سایر بازیگران نظام بینالملل طبق اصل حرکت به سوی منافع ملی گام برمیدارند و لذا دوست ودشمن دایمی برای خود تصور نمیکنند.
در همین راستا یکی از بارزترین مسایل مربوط به پیشنهاد اخیر پوتین در قبال برنامه سپر دفاع ضدموشکی آمریکا در حاشیه اجلاس G8 میباشد که طی آن روسیه رضایت خود جهت شراکت ایالات متحده آمریکا در ایستگاه جمهوری آذربایجان را اعلام نمود. براساس توافقات به عمل آمده میان باکو ـ مسکو درباره استفاده از رادا «گاباله» روسیه این ایستگاه راداری را تا سال 2012 اجاره کرده و سالانه بابت آن 7 میلیون دلار پرداخت میکند.
بررسی علل و دلایل این اظهارات خود نیازمند مباحث بسیاری است. بطوری که برخی از کارشناسان این اقدام را عاملی بر ضدمنافع ایران تلقی کرده و گروهی نیز این سیاست را بنوعی در جهت افشای اهداف توسعهطلبانه آمریکا قلمداد میکنند. اما اعلام این پیشنهاد به هر دلیل که باشد لازم است تا با عنایت به شرایط موجود طوری برنامهریزی شود که در آن مصالح عمومی کشور براساس معادلات مختلف مورد ارزیابی قرار گیرد و ضمن پرهیز از هرگونه عکسالعملهای زودهنگام و یا دادن امتیازهای بیثمر بنحوی موضعگیری شود تا در میانمدت و بلندمدت منافع کشور را تامین کند.