تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۲۷۵۲۶

آیا پاراگوئه کشور بعدی آمریکای لاتین در مسیر گردش به چپ است؟ اگر نتیجه سنجش افکار اخیر درست باشد به‌ نظر می‌رسد در انتخابات سال آینده این کشور حاکمیت طولانی‌مدت و بی‌وقفه حزب کولورادو که از سال 1325 (1946م) پاراگوئه را اداره می‌کند از سوی فرناندو لوگو مندز، کشیش کاتولیک پیشین، پایان یابد.

لوگو منذز تقریبا یقین دارد که نیروهای چپگرای مخالف دولت او را به نامزدی خود برای انتخابات ریاست ‌جمهوری بر می‌گزینند.

در سنجش افکار جدید نشریه «اولتیمااورا» در اوایل این ماه، 8/40 درصد پاسخ‌دهندگان با قاطعیت به لوگو مندز و 9 درصد به نفع نیکانور دوآرته، نامزد احتمالی حزب‌ حاکم رای دادند.

از زمان تلاش برای تغییر دولت فاشیستی مورینگو در سال 1326 تاکنون پاراگوئه این چنین آزمونی را که در‌ آن نیروهای چپ با آرایشی یکدست و متحد چالشگری جدی برای به ‌دست گرفتن قدرت سیاسی باشند به خود ندیده است.

با پیروزی حزب راستگرای کولورادو در جنگ داخلی آن سال، و در پی آن، اقدامات سرکوبگرانه سیاسی و خودکامگی و حاکمیت تک‌حزبی، باعث گردید که کارگران، سندیکاها، مردم‌ بومی «گوارانی»، فعالان چپ و کمونیست‌ها برای سازمان‌دهی یا مخالفت با دولت از داشتن هرگونه فضایی برای فعالیت محروم شوند.

به رغم کودتای 1368 که به 34 سال حکومت استبدادی راستگرای و نظامی تیمسار آلفردو سترواسنر پایان داد حزب کولورادو با فساد و به کارگماری هم‌مسلکان در مسوولیت‌های بانفوذ کشور به حاکمیت خود ادامه داد.

ده‌ها سال حاکمیت نخبه‌گرایانه به حزب حاکم اجازه داده است که فرآیندهای انتخابات ریاست‌ جمهوری را یکی پس از دیگری مخدوش کند. نتیجه چنین رویکردی فاجعه‌آمیز بوده است؛ ثروتمندتر شدن فرادستان به هزینه جمعیت بومی و مردم محروم پاراگوئه.

آندرس رودریگز پدوتی، تیمساری که با کودتا دولت تیمسار آلفردو سترواسنر را برانداخت و ثروت‌ هنگفتی در دوران حکومت‌های خودکامه اندوخت، به دست داشتن در داد‌و‌ستد هروئین متهم شد و سرانجام دولت آمریکا مجبور شد که درخواست روادید او را اگرچه هنوز ریاست ‌جمهوری را به عهده داشت، رد کند.

جانشین او خوآن کارلوس، طرفداران استروسنر را برای مقام‌های دولتی برگزید و کمی پیش از پایان یافتن دوره ریاست ‌جمهوری‌اش به اتهام کلاهبرداری به چهار سال زندان محکوم شد. دولت بعدی حزب کولورادو نیز در فساد تفاوت چندانی با اسلاف خود نداشت. هنگامی که در سال 1378، رائول کوباس، رئیس‌جمهور وقت قصد داشت تیمسار لینواویدو را که به اتهام کودتای نافرجام در سال 1375 در زندان بسر می‌برد، تبرئه کند، با اقدام قانونی برای خلع مقام از سوی معاون‌اش لوئیس ماریا آرگانا روبه‌رو شد.

سوء قصد به جان ماریا آرگانا در آسونسیون، پایتخت کشور، به شورش و تظاهرات منجر شد. رائول کوباس برای سرکوب این تظاهرات ارتش را به خیابان‌ها آورد که به کشته شدن 8 نفر منجر گردید.

رائول کوباس پیش از رای‌گیری برای خلع مقام، از ریاست جمهوری استعفا داد و به برزیل گریخت. تصدی ریاست ‌جمهوری به فردی به نام لوئیس آنجل واگذار شد که این انتصاب نیز نتوانست پیشینه فلاکت‌بار حزب کولورادو را بهبود بخشد.

سال گذشته، درست پس از اینکه لوئیس آنجل مصونیت قانونیش را از دست داد، به اتهام کلاهبرداری و رشوه به 8 سال زندان محکوم شد.

دوآرته، رئیس‌جمهور کنونی از حزب کولورادو که در سال 1382 با 38 درصد آرا انتخاب شد تاکنون در برابر موج گرایش به چپ آمریکای لاتین موضعی میانه‌رو در پیش گرفته است. با این وجود هنوز امتیازهای نهادینه شده و به کارگماری هم‌مسلکان به نفع سابقه‌دارترین حزب حاکم در دنیا، رئیس‌جمهور را وادار می‌کند که در راه خوشنودی نیروهای دست راستی عمل کند. خودداری دوآرته از برداشتن گام برای مهار کردن قدرت نخبگان با توجه به روند گرایش به چپ آمریکای لاتین در مجموع، به نیروهای چپ امکان داده است که در موضعی تهاجمی قرار گیرند.

در سال 1384، 50‌ هزار تظاهر‌کننده در مخالفت با حاکمیت حزب کولورادو در آسونسیون تجمع کردند و در پی سخنرانی آتشین فرناندو‌‌‌‌‌ لوگو مندز، کشیشی از فقیرترین مناطق این کشور، علیه فقر و نابرابری، اتحادی از کارگران سندیکاها، نیروهای چپ و سازمان‌های بومی‌های پاراگوئه در پشتیبانی از او شکل گرفت. لوگو مندز ـ اسقف تهیدستان ـ لقبی که اکنون مردم او را با این نام خطاب می‌کنند، با تمجید از انقلاب بولیواری ونزوئلا به رهبری رئیس‌جمهور چاوز که تهیدستان را در پناه خود گرفته است، نخبگان سنتی پاراگوئه را با طرح سوال‌هایی پیوسته به چالش کشیده است، از جمله اینکه «هنگامی که اکثر مردم در تهیدستی و زیر خط فقر روزگار می‌گذرانند، چرا باید این چنین تفاوت فاحشی بین اینان باشد با زندگی 500‌ خانواده‌ای باشد که در بهترین شرایط در معیارهای جهانی زندگی می‌کنند؟» در زمستان گذشته، لوگو مندز به منظور فعالیت در امور سیاسی به طور رسمی از مقام خود در کلیسا کناره‌گیری و اعلام کرد که خواست او نه تنها شکست دادن حزب کولورادو بلکه «بلندپروازانه‌تر از آن»، دگرگون کردن کشور است.

او که سخنوری توانا به زبان‌های اسپانیولی و گورانی (زبان 94درصد مردم بومی پاراگوئه) است، گفت: «صرف‌نظر از گوناگونی نژادی، با وحدتمان اجازه نخواهیم داد که آرمان‌ها‌مان سرکوب شوند». واکنش بلندپایگان کاتولیک پاراگوئه بسیار تند بود. پاسخ عالی‌جناب ایگناسیو گوگورزا، رهبر کلیسای اسقفی پاراگوئه چنین بود: «عالی جناب لوگو مایه سرافکندگی شده است و موقعیت خود را با خطر مجازات طرد از کلیسا روبه‌رو ساخته است». واتیکان به لوگو مندز اجازه فعالیت سیاسی نمی‌دهد، در نتیجه او از روی ناچاری مذهب کاتولیک را ترک می‌کند. او به صرف استعفا از این مقام نمی‌تـواند لباس کشیشی را به دور افکند. تصمیم به وقف زندگی خود به دین یک بار و برای همیشه است».

در بهمن‌ماه گذشته، واتیکان درخواست لوگو مندز را برای ترک مقام و تعهد کشیشی رد کرد. حمایت غیرمستقیم واتیکان از حزب کولورادو به علت اعتقاد لوگو مندز به الهیات رهایی‌بخش تشدید شده است. الهیات رهایی‌بخش به عنوان «گزینه‌ای مناسب‌تر برای کمک به تهیدستان»، خاستگاه گرایشی در درون مذهب کاتولیک است که بر تعهد به کار در میان محروم‌ترین اقشار جامعه تاکید می‌کند و البته این دیدگاه در نزد بلند‌پایگان کلیسای رسمی، بسیار تند و اتقلابی نشناخته می‌شود.

اگرچه خودداری واتیکان از تایید استعفای موگو مندز براساس قانون اساسی که بر جدایی دین از حکومت تاکید می‌کند، نمی‌تواند مورد پیگرد قانونی قرار گیرد، لیکن مناسبات تنگاتنگ مقام‌های بلند‌پایه کلیسای محافظه‌کار و حزب کولورادو و به همین ترتیب نفوذ این حزب در دیوان عالی کشور، کنگره و دادرسی‌های انتخاباتی می‌تواند به معنای رد نامزدی ریاست‌ جمهوری لوگو مندز باشد.

لوگو مندز در یک تظاهرات 20 هزار نفره که علیه نفوذ حزب کولورادو در دیوان عالی کشور سخنرانی می‌کرد، گفت: «در پاراگوئه دسترسی به عدالت برای توانمندان و آنهایی که دوستانی در قدرت دارند ارزان و سریع است... لیکن آینده آبستن دگرگونی است... تغییرات ممکن است در مدت کوتاهی صورت گیرد... اما ما باید هوشیار باشیم که نگذاریم نیروهای آشوبگر این برخیزش را مخدوش سازند».

می‌توان گفت به تقریب همه نصف جمعیت پاراگوئه که هنوز در تهیدستی بسر می‌برد و از سیاست‌های ناموفق نولیبرالی وام گرفته شده از ایالات متحد آمریکا با همدستی حزب کولورادو بهره‌ای نیافته است، به سوی لوگو مندز متمایل می‌شوند.

با وجود این، موضع نیروهای متشکل چپ موزون‌تر است. فعالان حزب کمونیست می‌گویند: «کارگران باید جانب احتیاط را رعایت کنند و ببینند که لوگو مندز به آن چه می‌گوید چقدر عمل می‌کند». در حالی که «حزب مردمی سوسیالیست همگرا» به امکان اتحاد لوگو مندز با «ائتلاف ملی همدست» شامل مخالفان سنتی و محافظه‌کار اشاره می‌کند، اگرچه هنوز نشانی از چنین پیمانی دیده نمی‌شود.

با وجود این، نمی‌توان انتظار اکثریت جمعیت شش میلیونی کشور را نادیده انگاشت که در انتخابات سال 1387 خواهان شکست سیاست‌هایی هستند که به گفته لوگو مندز «تنها در راستای تامین منافع قشری کوچک و حزبی عمل کرده است».

اتحاد بین کارگران سازمان‌یافته و فعالان بومی، و پشتیبانی گسترده مردم از ستیزه‌جویی لوگو مندز با نخبگان و حزب کولورادو  می‌تواند دورنمای شکست اقلیت ممتازی باشد که 60 سال است حاکمیت انحصاری پاراگوئه را در دست دارد.