ترجمه: سعید آقاعلیخانی
* چند وقت پیش با «پان کی مون» دبیر کل سازمان ملل، دیداری داشتیم. ایشان معتقد بود که در لبنان دستیابی به توافق بر سر تشکیل دادگاه بینالمللی، تقریبا غیرممکن شده است. در دیداری که شما با ایشان داشتید چه صحبتهایی در این زمینه مطرح شد و آیا شما به لبنان سفر خواهید کرد؟
** نمیخواهم به این پرسش جواب بدهم، اما براساس گزارشهایی که «نیکولا میشل» فرستاده و معاون دبیرکل سازمان ملل در امور لبنان، نوشتهاند و نیز باتوجه به مذاکراتی که با مقامات لبنانی مرتبط با این موضوع صورت گرفته است، بهنظر میرسد که شرایط داخلی برای حل این مساله چندان مناسب نیست. در مورد پرسش دوم هم، فکر نمیکنم به این زودیها به لبنان سفری داشته باشم.
* در زمینه تشکیل دادگاه ترور حریری، انتظار دارید از لبنانیها در مورد اقدام بعدیشان چه چیزی را بشنوید؟
** دوست دارم وقت مناسب و به شکلی واضح از نخستوزیر و رهبران احزاب لبنان بشنوم که چه کسانی در این کشور مانع از تشکیل دادگاه بینالمللی - در مورد ترور آقای حریری - میشوند.
* ولی فکر میکنم بارها از این افراد نام برده شده است؟ شما میخواهید که دولت لبنان به شکل رسمی از این افراد و گروهها نام ببرد؟
** بله، فکر میکنم گزارش آقای نیکولا میشل اشارهای به این افراد و گروهها کرده است اما بهنظر من رهبران احزاب و مقامات لبنانی باید در شورای امنیت و برای تاکید بیشتر بر کارشکنی این افراد از آنها نام ببرند.
* آقای سفیر، این گزارش آیا مقدمه اعمال فصل هفت قطعنامه 1701 است؟
** همانطوری که گفتم، آنچه از سوی دبیر کل ارائه میشود یک گزارش و یا پیشنهاد و یا تحلیل مهم است. پس از آن با هم مشورت میکنیم. موضوع صحبت ما هم میتواند در مورد نقشی باشد که نخستوزیر یا اکثریت پارلمان - به اقتضای شرایط - میتوانند انجام دهند. مهم این است که ما در کنار آنها هستیم و اگر لبنان از ما کمک بخواهند ما هم پاسخ مثبت میدهیم.
* اگر ممکن است از برنامههای آتی خود در شورای امنیت برای تشکیل دادگاه ترور حریری بگویید؟ آیا فصل هفت قطعنامه را عملی میکنید؟
** در این مورد باید با سایر اعضا صحبت کنم چون در شورای امنیت فقط نماینده دایم آمریکا نیستم بلکه، این ماه رئیس شورای امنیت نیز هستم. اما اکنون به عنوان نماینده دایم آمریکا در سازمان ملل میگویم که برای تشکیل دادگاه حریری ناگزیر از اجرای فصل هفت قطعنامه هستیم چون خود لبنانیها قادر به برگزاری این دادگاه نیستند و این واقعیتی است که من و شما میدانیم. آنها از ما کمک خواستهاند و وظیفه ماست که کمکشان کنیم.
* شما رئیس کنونی شورای امنیت هستید. فکر میکنید اگر شما در شورای امنیت از انسداد راههای قانونی سخنی به میان آورید روسها آن را تایید میکنند؟
** من در این مورد نمیتوانم به نیابت از روسها حرفی بزنم. ما به شکل جدی با روسها در این زمینه صحبت نکردهایم. من البته سخنان «چورکین» نماینده دایم روسیه در شورای امنیت را شنیدهام و تا حدودی از مواضع آنان آگاهم اما اکنون مهم این است که ما باید این ماموریت سخت را به پایان ببریم و در این راه اطلاع از دیدگاه دبیر کل و لبنانیها کار چندان دشواری نیست. قسمت سخت ماجرا قانع کردن دیگران و یا دستکم برخی از کشورهای موثر است.
* با توجه به اینکه شورای امنیت به تشکیل دادگاه رای داده است فکر میکنم احتمال وتوی طرح آمریکا در مورد لبنان غیرممکن باشد؟
** حدس شما درست است اما باید منتظر بود.
* اگر روسها وتو کردند، چه؟
** فعلا در مراحل مقدماتی هستیم اجازه بدهید دبیر کل گزارش و پیشنهاد خود را ارائه دهد، بعد در اینباره صحبت میکنیم.
* برخی محافل گفتهاند که شما 11 رای قطعی دارید و احتمالا وتو نیز منتفی است آیا این واقعیت دارد؟
** ما با کشورهای مختلفی صحبت کردهایم اما ترجیح میدهم در مورد این عدد نظری ندهم.
* چندی پیش حزبالله مواضع جدیدی گرفت آیا بهنظر شما حزبالله قطعنامه 1701 را زیر پا گذاشته است؟ این مساله باعث نگرانی شما شده یا اینکه صرفا یک واکنش سیاسی است؟
** لزوما نمیتوان مواضع جدید حزبالله را به قطعنامه 1701 ربط داد. این مثال از نظر ما چندان جدی نیست و ما فکر میکنیم اکثریت پارلمان و آقای سنیوره در داخل لبنان تعامل منطقی لازم را برای برگزاری این دادگاه فراهم خواهند کرد. به هر حال در لبنان انتخابات سالمی برگزار شده و اکثریتی هم در پارلمان وجود دارند که میخواهند دادگاه تشکیل شود اما عدهای مانع از آن میشوند و این از نظر ما تاسفآور است.
* نظرتان در مورد گزارش دبیرکل در مورد روند اجرای قطعنامه 1559 چیست؟
** گزارش را کامل نخواندم اما بخشهایی که به کامیونهای اسلحه و نقل و انتقال تجهیزات نظامی اشاره میکرد، بسیار نگرانکننده است.
* برخی میگویند اینکه سوریها برای حفاظت از مرزهایشان با عراق شرط میگذارند یعنی اینکه میتوانند از مراقبت مرزهایشان، سر باز زنند آیا این استدلال ممکن است آمریکا را به فکر مجازات سوریها بیندازد؟
** من البته چنین نتیجهگیری را قبول ندارم. ما به طرف مقابل خود نمیگوییم اگر این کار را بکنید، ما هم فلان کار را میکنیم، این در واقع نوعی مجازات و تهدید است. روش ما بیشتر اینگونه است که تعادلی میان فشار واردآوردن، انجام مذاکره و نیز امکان مجازات طرف مقابل ایجاد کنیم.
* وقتی در شرمالشیخ بودم احساس کردم وزیر خارجه و هیات آمریکایی به شکل ناامیدانهای دنبال گفتوگوی مستقیم با هیات ایرانی است. عده زیادی هم برای این دیدار دوطرفه تلاش کردند اما موفق نشدند به نظر شما چرا ایرانیها جواب مثبت به خواست شما ندادند؟
** به نظر من مدت آن جلسه کمتر از آن بود که دیدار مهمی میان ما صورت بگیرد. من بیشتر هم گفتهام که این جلسه برای عراق و حل مشکل ناشی در آن کشور بود و ما برای حل مشکلات عراق ابایی از گفتوگو با هیچکسی نداریم. ایران کشوری بانفوذ در عراق است و ما نیز بر این اساس از گفتوگو با آن استقبال میکنیم.
* جلال طالبانی رئیس جمهور عراق، زمانی که شما سفیر ایالات متحده در آن کشور بودید؛ گفته بود که عراقیها دوست دارند میان آمریکا و ایران میانجیگری کنند؟
** درست است. آقای طالبانی حتی از رئیسجمهور آمریکا خواسته بود که به او اختیار میانجیگری میان دو کشور را بدهد. همانگونه که من هنگامی که در افغانستان بودم اختیار تام برای گفتوگو با ایرانیها را داشتم و حتی برای جلب همکاری ایرانیها با آنان دیدار و گفتوگو کردم. اکنون نیز افرادی چون آقای طالبانی برای دیدار مستقیم مقامات دو طرف تلاش میکنند البته ما بارها با ایرانیها برای مذاکره به توافق رسیدهایم.
* ملاقاتی هم صورت گرفته است؟
** زمانش را دقیقا بهخاطر ندارم اما همیشه در نهایت کار، حاضر به گفتوگو نشدهاند.
* اما برخی اوقات این شما بودید که کارشکنی کردهاید.
** بله قبول دارم. در زمان تشکیل دولت عراق هم برای دیدار مستقیم اعلام آمادگی کردیم اما تشکیل دولت بیش از آنچه فکر میکردیم طول کشید و ما هم تقاضای گفتوگو را پس گرفتیم چون نمیخواستیم این تصور در منطقه بهوجود آید که با ایرانیها بر سر عراق تبانی کردهایم. به هر حال گاهی ما و گاهی ایرانیها این دیدارها را نپذیرفتهاند. اما البته گاهی در چارچوب منطقهای- مانند زمانی که من در عراق سفیر بودهام- نمایندگان دو طرف در جلساتی با حضور دیگر کشورها از نقطه نظرات هم آگاه شدهاند.
* چرا به شکل مستقیم و روبروی هم نمینشینید تا مسایل فیمابین را روی میز مذاکره و به شکل صریح و شفاف مورد بررسی قرار دهید؟ چرا فقط در چارچوب عراق حاضر به گفتوگو با ایرانیها هستید؟
** معیار ما برای گفتوگو، مفید بودن آن است. هرجا که احساس کنیم مذاکره مفید فایده است با آنها حاضر به گفتوگو میشویم، چون دوطرف به خوبی میدانیم که از دیگری چه میخواهیم. به جز عراق؛ مساله مهم دیگر ما، مساله هستهای است. اگر ایران به خواست جامعه جهانی و شورای امنیت جواب مثبت بدهد طبیعی است که ما در مسائل مختلف حاضر به گفتوگو با آنها هستیم.
* یعنی اگر ایران غنیسازی اورانیوم را متوقف کند مشکلات رفع میشود. به عبارت دیگر؛ منظورتان این است که ایرانیها باید غنیسازی را کنار بگذارند و آنوقت شما در مسائل دیگر با آنها کنار میآیید؟
** به هیچوجه؛ نه، نه، نه، منظورم این نبود. این مسائل البته بسیار مهم و حساس هستند. آینده لبنان و عراق برای ما بسیار مهم است همینطور افغانستان و اصلا کل منطقه و مساله به این سادگی نیست. ما از طریق شورای امنیت- یا اگر لازم شد - قوانین خودمان خواهان توقف غنیسازی هستیم اما ایرانیها در این مورد هیچ کاری انجام نمیدهند و حتی برخی اقدامات آنان؛ گفتوگوها و تلاشهای دیگران را نیز بینتیجه میکند، بنابراین آنها یا بایدغنیسازی را کنار بگذارند و بار دیگر رابطه خود با جامعه جهانی را گسترش دهند و یا باید منتظر فشارهای جهانی و انزوای بیشتر باشند.
* یعنی میخواهید بگویید ایران حق دستیابی به فناوری هستهای را ندارد؟
** ما مخالف فناوری مسالمتآمیز هستهای نیستیم، ما مخالف غنیسازی هستیم که به ایرانیها امکان دستیابی به سلاحهای مخرب هستهای را بدهد.
* چرا فکر میکنید ناامنی در عراق برای دیگران هم خطرناک است؟
** برای اینکه گسترش خشونت فرقهای میتواند به نزاع میان عربها و ایران منجر شود و این امر امنیت کل منطقه را به هم میریزد. ناامنی در عراق به نفع هیچکس نیست و میبینیم که القاعده چگونه با بهرهگیری از ناامنی در عراق در این کشور خیمه زده است و همین مساله به قدرت گرفتن دوباره طالبان در افغانستان نیز کمک کرده است. نتیجه دیگر تدوام ناامنی و بیثباتی، آن است که کردها با استفاده از فضای موجود استقلال خود را اعلام میکنند و این مساله برای ترکیه و ایران نیز چندان خوشایند نخواهد بود.
* در مصاحبهای که با وزیر خارجه عراق-آقای زیباری- داشتیم، وی چند هفته دیگر را روزهای سرنوشتسازی دانست و نحوه صحبت ایشان بهگونهای بود که نشان میداد یکی از احتمالات تجزیه عراق است. نظر شما در این مورد چیست؟
** بله من در مورد سرنوشتساز بودن روزهای آتی با ایشان موافقم زیرا رفع مشکلات مردم عراق در صدر اولویتهاست و این مشکلی است که مردم آمریکا هم به نوعی با آن درگیرند! اکنون ضروری است که رهبران و شخصیتهای ذینفوذ عراق گامی بردارند و مشکلات میان خودشان را حل و فصل کنند و کمی هم مسوولیتپذیر باشند. اما در مورد تجزیه عراق؛ دست کم من- زمانی که در عراق بودم - به هنگام صحبت با شیعیان و اهل تسنن، چنین برداشتی از سخنان آنان نداشتم و فکر نمیکنم آنها به دنبال تجزیه باشند زیرا رهبران آنان به دفعات اعلام کردهاند که میخواهند جزیی از عراق فدرال و تابع قانون اساسی کنونی این کشور باشند. دلیل اینکه ما مخالف ترک زودهنگام عراق هستیم البته به نوعی با این مساله ارتباط دارد زیرا ما معتقدیم که ترک زودهنگام عراق منجر به خشونت بیشتر و تضعیف حکومت مرکزی منجر میشود و نتیجه ناخواسته آن نیز میتواند تجزیه عراق باشد به ویژه آنکه فکر نمیکنم کردها هم توانایی لازم را برای کنترل چنین شرایطی داشته باشند. به هر حال من فکر میکنم، مشکلات فراوانی وجود دارد و ما به شدت تلاش میکنیم که با همکاری با مقامات عراقی و همسایگان این کشور، مانع بروز چنین سناریویی بشویم. من در اینجا بار دیگر تاکید میکنم که به شدت مخالف خروج زودهنگام از عراق هستم و ایالات متحده علاقمند به مشارکت دیگران در ایجاد ثبات در عراق است. از یاد نبریم که ثبات عراق به نفع همه است حتی به نفع آنانی که با اصل اشغال عراق توسط ائتلاف آمریکایی مخالف بودند.