مصطفی درایتی*
تحلیلها و پیامدهایی که پس از حوادث تخریبی علیه خاتمی شکل گرفته، ضرورت حضور موثرتر او در عرصه سیاسی را به ذهن میزند و برخی برآنند که او باید گامی فراتر از آنچه برای خود تعریف کرده، برداشته و به عرصه رقابت سیاسی قدم بگذارد! نکتهیی که شاید برای برخی غیرمنتظره مینماید؛ با این توصیف که خاتمی اعلام کرده که عطای مناصب سیاسی را به لقایش بخشیده و بنا ندارد جای کسی را در این عرصه تنگ کند و با یک تقاضای اخلاقی از دیگران خواسته است که آنها نیز جای او را تنگ نکنند! ولی چنین گزارههایی در عالم سیاست ـ حتی شرافتمندانه آن ـ بیمعنی است؛ اولاً: زمانی این گزاره صحیح است که خاتمی سیاست را کاملاً رها کرده و عزلت گزیده و راه عافیتجویی و تنزه طبیعی برگزیند! جز آن چگونه میتوان مدعی شد که عرصه را بر دیگران تنگ نکرده است؟! حضور متعهدانه او در عرصه سیاست، نه تنها جای دیگران را تنگ و تنگتر، که حتی برخی از آنها معتقدند، راه نفس کشیدن آنها را محدودتر خواهد کرد! بنابراین وقتی قسمت اصلی گزاره ناصحیح باشد، انتظار نتیجه اخلاقی آن نیز بیهوده است، ثانیاً: مشکل مخالفان خاتمی، منصبداری او نیست، بلکه تفکر و اندیشه او است که امروز در سطح گستردهیی از نخبگان کشور پذیرفته شده است. حال چه خود او باشد و چه همفکران او. شاید تحمل حضور او برای مخالفانش آسانتر از دیگران باشد، چون در دوران هشت ساله ریاستش نشان داد که نه تنها خودکامه و کینهورز نیست، که عنایتش به مخالفان بیش از موافقان است، ثالثاً چنین تقاضای اخلاقی را از کسانی میتوان توقع داشت که نگاهشان به سیاست ناهماهنگ با متقاضی نباشد و او نیک میداند که عمده تفاوت او با دیگران در همین نکته ظریف و بااهمیت است. رعایت اخلاق در سیاست، فقط شایسته مردان پاکنهاد و متعهدی است که خود را از دلبری قدرت رهانیده و به خویشتن ناآلوده خویش تکیه داشته باشند و تجربه نشان داده که هماوردی او با چنین افرادی نیست، گرچه هیچگاه بزرگان از تاثیر و تغییر آدمها ناامید نبودهاند. البته نویسنده معتقد بر عدم حضور خاتمی در رقابت سیاسی بوده و دلایل خاصی نیز بر آن دارد و نه معتقد به عدم فعالیت سیاسی! و معتقد است راه عافیتجویی و تنزهطلبی، حاصل رنج پیشینه او و دیگران را به یاد خواهد داد؛ نتیجهیی که حتماً آن را نمیپسندد. ولی این نوشتار در پی طرح نظرات و تحلیلهایی است که در پی حرکات سخیف و کودکانه این چند روزه فرصت طرح جدیتری یافته است و دلایل آمدن دوباره و حتی زودهنگام خاتمی به عرصه رقابت سیاسی را تقویت میکند و میطلبد جدیتر مورد بررسی و نقد قرار گیرد.
تحقق امری عظیم را بر تعارفات فروتنانه نهادن، ابداً در سیاستورزی ـ حتی اخلاقی و مطلوب آن ـ جایی ندارد. تعارفات اخلاقی در تعاملات فردی است و سیاست از امور جمعی است، میتوان الزامات هرکدام را در جای خود دید، نه اینکه یکی را به جای دیگر نشاند! واقعیت آن است که به اعتقاد او و بسیاری از صاحبنظران، ادامه روند فعلی مدیریت کشور، ممکن است سه دهه تلاش و خون دل مسوولان و مدیران را یکسره بر باد دهد و جهت رو به توسعه کشور را به فرودی با بازگشت بسیار پرهزینه برای مردم و کشور تبدیل کند! بنابراین به همان دلیل که خاتمی حضور در عرصه سیاسی را بر خود فرض میداند و رنج حاصل از آن را میپذیرد و جز آن را خیانت به کشور و مردم خود تلقی میکند؛ به همان دلیل نمیباید به نفی حضور مجدد خود در عرصه رقابت سیاسی تاکید کند! جز آنکه آثاری دیگر بر حضور او مترتب است که توجه به آن ابعاد بیشتری از آن را روشن خواهد کرد.
1- ائتلاف و همگرایی در جبهه اصلاحات، یک راهبرد پذیرفته شده و تنها راه موفقیت اصلاحطلبان است و شاید کمتر کسی در ضرورت و حتمیت آن تردیدی داشته باشد. زمینه مهم این همگرایی، انگشت گذاشتن بر مصادیقی است که وفاق بیشتری را در میان اصلاحطلبان دارد. بدون شک اتفاقنظر جبهه بزرگ اصلاحات به خاتمی، بیش از دیگر گزینههای احتمالی است و حضور او وحدت کلمهیی جامع بر مصداقی آزمون شده را ایجاد خواهد کرد. دایره این وفاق حتی ممکن است فراتر از جبهه اصطلاحات را در بر گرفته و نیروهایی را که اصل عقلانیت در عرصه سیاست را پذیرفتهاند به خود جلب کند.
2- حضور خاتمی مدعیان احتمالی دیگر در جبهه اصلاحات را به دلیل جایگاه او، منصرف و همگرایی بینظیری را به نمایش خواهد گذاشت و جز آن ممکن است توجیه مدعیان را مشکل و زمینه را حتی برای مدعیتراشی رقیب مهیا سازد. همانند آنچه در انتخابات نهم اتفاق افتاد. اهمیت و حساسیت دوره آینده میطلبد که مصادیقی پا به میدان رقابت بگذارند که زمینه هرگونه اختلاف را از ریشه بخشکاند و این پتانسیل فعلاً در خاتمی بیش از دیگران است.
3- امید به حضور او، انگیزهیی قوی و بانشاط در میان نیروهای اصلاحات ایجاد خواهد کرد و تحرک و کارایی شگرفی را به آنها خواهد بخشید. این حضور بدان دلیل که بسیاری از تاریکیها را به روشنایی تبدیل و بلاتکلیفی و ابهامات زیادی را مرتفع میسازد، ضمن تامین روحیه مناسب برای تلاش در میان اصلاحطلبان، بهره از زمان را به صورت شایستهیی تامین خواهد کرد. این نشاط و تحرک، مطمئناً اثر ویژهیی نیز بر انتخابات مجلس هشتم خواهد گذاشت.
4- امید به حضور خاتمی در رقابتهای آینده، نه تنها میان نیروهای ستادی اصلاحطلبان، بلکه موج جدیدی از تحرک و امید را در میان تودههای مردم ایجاد و حضور او در مجامع عمومی را با اقبال و شور ویژهیی روبهرو خواهد کرد. خاتمی از رقابت خارج شده، با خاتمی مدعی تفاوت عمدهیی دارد و مدعی بودن معنی و مفهوم ملاقاتها، سفرها و دیدارهای او را از گنگی خارج و زبان ویژهیی به آن خواهد بخشید.
5- واقعیت آن است حال که جریان مقابل دستبردار نیست و خاتمی فراموش شده و بلااثر را میجوید و برای آن در هر صورت تلاش خواهد کرد و از طرفی خاتمی نیز حاضر به تحمل چنین وضعیتی نیست؛ پس میبایست از تمام پتانسیل خود برای پیشبرد اهدافش سود جوید. خاتمی باید بپذیرد که با همه انتقادات و کاستیها، او امروز از محبوبترین شخصیتهای سیاسی این کشور است و آن را حتی مخالفان او نیز دریافتهاند و اگر جز این بود اینگونه نگران حضور سیاسی و در نتیجه تخریب او برنمیآمدند! بهره صحیح و کامل از این پتانسیل، فقط در گرو حضور او در رقابت سیاسی است و جز آن باید هزینه کامل در برابر بهره ناقص را تحمل کند و این کار با هیچ عقل سیاسی سازگار نیست. خاتمی نباید به مخالفان خود اجازه حرکت کودکانه دهد، بلکه باید با باز کردن میدان آنها را مردانه به رقابتی با برنامه فرا خواند. گرچه آنها مرد چنین میادینی نیستند، ولی کشاندن آنها به چنین رقابت و چالشی، زمینه حرکات کودکانه را محدود و جهت چالشها را به مسائل کلان سوق خواهد داد. در آن صورت او و همفکرانش هم فرصت مناسب جهت دفاع از عملکرد خود را خواهند یافت و هم بستر مناسب برای نقد و ارزیابی رقیبان فراهم خواهد آمد.
6- مسلم آن است که تخریبگران بسندگیبردار نیستند و هرچه به موقعیتهای تاثیرگذار نزدیکتر شویم، حجم آن را افزایش خواهند داد و خاتمی میبایست خود را برای همین مقدار حضور سیاسی، آماده تحمل هزینههای دیگر کند.
آنها تفاوتی میان نقش او در کار سیاسی یا حضور او در رقابت سیاسی قائل نیستند و با فقدان آن، امکان ارزیابی هزینه و فایده در کار سیاسی یا رقابت مستقیم سیاسی وجود ندارد، ولی شواهد نشان میدهد که محتمل است حضور در رقابت سیاسی، کمی احتیاط را بر آنها تحمیل کرده و آنها را به خاطر نتایج سوءاحتمالی آن، به عقلانیت و محاسبات سیاسی بکشاند و غیر آن، معنایی جز باز گذاردن دست تخریبگران در عملیات بعدی ندارد. البته عاقلانه آن بود که خاتمی منصرف شده از حضور در قدرت را ارج نهند و تاثیر محدود او را مدیریت کنند، ولی چنین انتظاری از پهلوانان میدان ندیده بیهوده است. آنها باید بفهمند که هر حرکت فکرنشده آنها، ممکن است پاسخی خلاف انتظار آنها را در پی داشته باشد.
7- حضور خاتمی در عرصه رقابت، عملاً روشهای تخریبی را به زمینهیی جدید برای گسترش نفوذ خاتمی تبدیل خواهد کرد. تخریبگران به خوبی میدانند یا اگر نمیدانند بدانند که بسیاری از اتهامات اگر درباره برخی در میان مردم دارای زمینه باشد، در مورد خاتمی ابداً کارساز و تاثیرگذار نیست و نتیجه آن فقط برانگیختن افکار عمومی در توجه بیشتر به خاتمی خواهد شد. اگر جریان اصلاحات کمتر در زمینه تخریب و اتهام ناروا تجربه اندوخته، ولی در چگونگی تبدیل آن به ضدخودش بیتجربه نیست. حال که آنها توصیهبردار نیستند، باید از حالت تدافعی و انفعال بیرون آمد و عرصهیی جدید برای آنها گشود.
8- سال جاری از طرف رهبر انقلاب سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نام گرفته است. این نامگذاری هوشمندانه، حاکی از ضرورت و تاثیر آن در اعتلا و پیشبرد امور کشور و برداشتن تهدیدهای منطقهیی و بینالمللی است. بدون تردید اعلام حضور خاتمی در انتخابات بعدی ریاست جمهوری با توجه به وضعیت داخلی، منطقهیی و بینالمللی میتواند به زیباترین نمادهای وحدت ملی تبدیل شود. ظرفیت فکری وجودی او میتواند دایرهیی گسترده به همه اقشار و اقوام اجتماعی داده و امید و انگیزهیی جدید در میان آنها پدید آورد.
9- خاتمی نه تنها یک چهره مقبول داخلی است و در میان مردم خود از پایگاه قابل توجهی برخوردار است، بلکه شخصیتی جهانی است که در منطقه و عرصههای بینالمللی مورد احترام و توجه ویژه است. او امروز در میان حجم گسترده تبلیغات علیه ایران، تشیع و اسلام، تنها زبان موثر و البته با شنونده است که به پاسخ درخور و مستدل و عقلانی از ایران و اسلام پرداخته است؛ اسلامی که رحمانیت و عقلانیت و کرامت انسان در آن اصل است و خشونت و واهیگویی در آن راه ندارد. بدیهی است چنین موقعیتی امروز فقط در نام و شخصیت او شکل گرفته است و این پشتوانه با اعلام حضور مجدد او، بسیاری از تهدیدهای نگرانکننده منطقهیی و بینالمللی را به فرصتهای جدید تبدیل خواهد کرد و شاید از این جهت نتوان برای او بدیلی یافت. اگر خاتمی نگران وضعیت موجود است که نمیتواند نباشد، پس نباید در حضور مجدد خود تردیدی به خود راه دهد. برخی معتقدند که اعلام حضور زودهنگام خاتمی، همین امروز تاثیرهای شگرفی بر وضعیت منطقهیی و بینالمللی ما خواهد گذاشت. او نباید تاثیر خود را به خواستن یا نخواستن افرادی موکول کند که از درک واقعیات عاجزند. و نباید در برابر سیاهنماییها و تهدیدها و احتمالات واهی، تردیدی به خود راه دهد. تحمیل ناشایست، تحمیل به مردم است و جز آن تحلیل بردن توان و قدرت مردم به نفع قدرتگرایان است. خاتمی میداند، اعتماد و علاقه فراهم آمده در او، از آن مردم است، امانتی که نه حق تباهسازی و نه اجازه انبانسازی آن را دارد. اگر در پی تکلیف است باید منهای حاشیهها، جایگاه تاثیر و نقشآفرینی خود را بشناسد و از آن غفلت نکند.
10- نمیتوان دوران هشتساله زمامداری او را بدون کاستی دانست. اشکالاتی بر برنامه و حرکت او وارد بود که خود نیز بر قسمتی از آن اعتراف داشته و دارد. دوران 4ساله ـ که البته نیمی از آن گذشته ـ فرصت مغتنمی است که ضمن برنامهریزی مجدد با فراغت بیشتر، ورود کم نقصتری را دنبال کند. حجم بسیار نخبگان برجسته و باتجربه در همه ابعاد و خوشبختانه یا متاسفانه تماماً از کار برکنار شده، پتانسیل عظیمی را در اختیار خاتمی میگذارد که برای دوران جدید خود، برنامه جامعتر و علمیتری را تدوین و دنبال کند و این مهم زمانی محقق خواهد شد که خاتمی عزم بر ورود خود را از امروز دنبال کند. امروز بهره جامع از این خرد گسترده جمعی، فقط برای خاتمی میسر است که اگر در راستای تحقق این عزم به کار گرفته شود، برآیندی بسیار ذیقیمت و شایسته به بار خواهد آورد. نکتهی نیز در نهایت گفته میشود که اعلام حضور تلویحی خاتمی یا عدم نفی آن، بسیاری از موارد پیشگفته را محقق خواهد ساخت و خاتمی میتواند منظور از حضور خود را یک عمل صرفاً سیاسی تلقی کند و پتانسیل آن را در مدت باقیمانده به کار گیرد و آن را در راستای ایجاد زمینه سیاسی مناسب برای پیشبرد اصلاحات ارزیابی کند. برای او فرصت باقی است که با نزدیک شدن زمان انتخابات گزینههای گوناگون را بررسی و شرایط را بهتر تحلیل کرده و تصمیم روشنتر بگیرد. او در صورتی که دلایل قابل قبولی برای نیامدن داشته باشد، میتواند در آن زمان فرد مورد حمایت خود را به جامعه معرفی و از او حمایت کند. این حرکت قسمت اعظم این پتانسیل را به فرد موردنظر او منتقل کرده، ضمن اینکه مدت زمان تا آن روز را به بستری فعال یا نشاط سیاسی تبدیل خواهد کرد. لذا خاتمی باید به این دلایل و دلایل بسیار دیگر نیک بیندیشد و حال که مخالفان او جز با آمدنش به قناعت و آرامش نمیرسند، بهتر است از آنها سلب آرامش نکنند!!