تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۲۷۵۵۰

 حسین قدیانی

هشت سال پس از حادثه 18 تیر، دو طرف اصلی دعوا هنوز به مناظره و مجادله با یکدیگر مشغولند و گویی هرگز سر آشتی با همدیگر ندارند. در نخستین روزهای حادثه، رسانه‌های دوم خردادی انگشت اتهام را متوجه نیروی انتظامی، بسیج، گروه فشار، صدا و سیما، وزارت اطلاعات، نهادهای موازی و... کردند اما از آنجا که خورشید همواره پشت ابر نمی‌ماند، بالاخره دو طرف اصلی نزاع مشخص شد: سیاسیون دوم خردادی و دانشجویان تحکیمی.

این روزها روزنامه‌ها را که ورق می‌زنی پر است از مجادلات و منازعات این دو گروه. هر دو هم خود را محق می‌دانند. دانشجویان معتقدند مورد سوء استفاده تندروهای دوم خردادی قرار گرفته‌اند و در آن سالیان تبدیل به نردبانی برای قدرت‌خواهی اصلاح‌طلبان شده بودند و سیاسیون نیز عقیده دارند جنبش دانشجویی خیلی زود بازی را با مسابقه جدی گرفت و یا به قول حجاریان فقر تئوریک جنبش دانشجویی آنقدر هست که نتوان روی آن به درستی حساب باز کرد و این دعوا کماکان ادامه دارد و هر دو طرف با مظلوم‌نمایی سعی می‌کنند ترحم مخاطب را به خود جلب کنند. در این‌باره اما حرف‌هایی هست:

1- سیاسی بودن نه فقط حق دانشجویان که تکلیف واجب جنبش دانشجویی است. کسی در نظام جمهوری اسلامی دانشجو را منفعل، ساکت و ساکن و تنها یک نظاره‌گر بی‌عقیده و نظر نمی‌خواهد. اما سیاسی بودن دانشجو یک چیز است و بازیچه دست سیاسیون قرار گرفتن یک چیز دیگر. این دومی بازی سیاسی نیست، سیاسی بازی است. در سیاسی بازی خیلی زود دوستان تبدیل به دشمنان می‌شوند و ائتلاف‌ها را چندی نمی‌پاید. در چنین فضایی دانشگاه، سیاسی نیست، بلکه پایگاه سیاسیونی است که می‌خواهند دانشجو برایشان نقش پیاده نظام را ایفا کند تا راحت‌تر به فتح سنگرهای بعدی مشغول باشند. در این حالت بهترین عناصری که می‌توانند از پائین، فشار بیاورند تا سیاسیون بهتر بتوانند در بالا چانه‌زنی کنند همین دانشجویانند. برای این فشار البته بهانه لازم است. بهانه‌ای باید فراهم آورد تا دانشجو انگیزه به میدان آمدن داشته باشد. بهانه هم هرچه بود فراهم شد و 18 تیر حادث شد و خلاصه آن شد که ذکرش ملال می‌آورد الا آن که یاد آوریم هفته‌های بعد ملت از حادثه، حماسه آفرید و اجازه نداد فتنه‌آفرینان بیش از آن جولان دهند.

2- همان روزها وقتی بزرگانی از قوم، دانشجویان را خطاب قرار می‌دادند که مواظب باشید فریب سیاسیون را نخورید، با بی‌اعتنایی تحکیمی‌ها روبه‌رو می‌شدند. حلقه اتصال سیاسیون دوم خردادی و دانشجویان تحکیمی جدایی‌ناپذیر می‌نمود اما همین که آب‌ها از آسیاب افتاد، دانشجویان به خود آمدند که راستی، آن همه هیاهو و غوغا برای چه بود؟ دانشجو اما فطرتاً خوی اعتراض و انتقاد دارد و با همین روحیه وقتی به پرسش از حاکمان جدید که آن روزها در دولت و مجلس همه چیز را در قبضه خود داشتند، پرداختند جواب‌های سربالا شنیدند. بهزاد نبوی خوب خاطرم هست که در جواب دانشجویان گفت: شرکت پتروپارس نه خصوصی است و نه دولتی و سعید حجاریان نیز که دوستانش را در مواجهه با انتقادهای جنبش دانشجویی می‌دید آنها را به اتاق فکر حواله می‌داد تا مگر با مطالعه، فقر تئوریک خود را جبران کنند. 8 سال دولت اصلاحات هم که تمام شد باز جنبش دانشجویی بیش از آن که دولت نهم را با سؤال‌های خود به چالش بکشاند، هنوز خود را از دوم خردادی‌ها طلبکار می‌داند. گویی که هنوز زخم جنبش دانشجویی که از سیاسیون تندروی اصلاح‌طلب بر بدنش وارد آمد، التیام نیافته است. راستی هم همین است و آن جراحت همچنان باقی است.

3- بازگشت به قدرت این روزها دوم خردادی‌ها را بد وسوسه کرده است. آنها البته برای امیدوار بودن به رسیدن مجدد به صندلی‌های مجلس، چشم دوباره به جنبش دانشجویی دارند. دانشجویان اما این چشم طمع را به خوبی می‌بینند. از همین روست که در مذاکرات دو طرفه، به جای صحبت از آینده، پای به گذشته پیش کشیده می‌شود و به جای آشتی، سخن از قهر و کینه می‌رود. مصاحبه‌های اخیر آقایان میردامادی، تاج‌زاده و شکوری‌راد با نمایندگان جنبش دانشجویی یا با خبرنگاران درباره این جنبش همگی به چالش کشیده شده و آنها دانشجویان را و دانشجویان، ایشان را مقصر ناکامی دولت اصلاحات می‌دانند.

4- دوم خردادی‌ها می‌توانند با ارائه برنامه و اهداف خود و نیز پذیرفتن قواعد بازی، بخت خود را برای رأی گرفتن از مردم ببینند اما به نظر می‌رسد در راه رسیدن به این هدف، باید قید نردبان کردن جنبش دانشجویی را بزنند. این جنبش نه فقط دیگر پل رسیدن به صندلی‌های قدرت و ثروت سیاسیون نمی‌شود، بلکه بابت اتفاق دیروز (حادثه 18 تیر) هنوز طلب خود را از دوم خردادی‌ها دریافت نکرده است. این طلب، حتی می‌تواند یک معذرت‌خواهی باشد که متأسفانه غرور، اجازه گفتن آن را به آقایان نمی‌دهد.

تجربه قهر طولانی جنبش دانشجویی با مدعیان اصلاحات، اینک پیش‌روی اصولگرایان است. دانشجو حق دارد هوادار هر گروه سیاسی باشد اما موظف نیست سرباز هیچ گروهی باشد. دانشگاه، پایگاه احزاب نخواهد شد و اصولگرایان حداقل این مطالبه را از جنبش دانشجویی ندارند. احمدی‌نژاد خود مردی برآمده از دل دانشگاه و متن جنبش دانشجویی است و تاکنون نیز نشان داده نخبه‌ها لیاقت‌شان بسی بیشتر از آن است که پیاده نظام احزاب باشند. از این رو دانشگاه شاید به برخی اقدام‌های دولت اشکال و ایراد داشته باشد ولی خود را از دولت نهم طلبکار نمی‌داند. چه در میان اصولگرایان هیچ‌کس جنبش دانشجویی را «نردبان» نمی‌خواند و دانشگاه را پایگاه دانشجویی گروه خود نمی‌داند.