تاریخ انتشار : ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۳:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۲۷۵۷۴
تکوین سومین جنگ سرد جهانی؟!

امیرحسین تیموری

کاندولیزا رایس دوشنبه و سه‌شنبه این هفته میهمان روس‌ها بود. رایس که در ابتدای ظهور دولت بوش، مشاور امنیت ملی بود و پس از حوادث 11 سپتامبر به‌خاطر سخنرانی‌های آتشین، ملکه جنگ لقب گرفت، اینک اما پیام‌آور گفت‌وگو و مذاکره است. او به مسکو رفته تا پیرامون چند موضوع نگرانی‌های روس‌ها را مرتفع کرده و کدورت‌ها را بزداید. مسائلی که رایس در مورد آنها با روس‌های مغرور به مذاکره خواهد پرداخت از این قرارند: استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا در شرق اروپا، قطعنامه استقلال کوزوو و برنامه هسته‌ای ایران. مهمترین این موضوعات همان اولی است که روس‌ها را سخت برآشفته است. ظاهرا آمریکایی‌ها قصد دارند با استقرار 10 موشک رهیاب فوق‌مدرن در لهستان و یک سیستم راداری فوق‌پیشرفته در جمهوری چک با دولت‌ها و سازمان‌های ضدهژمونی آمریکا مقابله کنند. واشنگتن مدعی است که این طرح با هدف مقابله با حملات احتمالی از سوی ایران و کره شمالی اجرا می‌شود اما این استدلال‌ها روس‌ها را آرام نمی‌کند. آنها که چند سالی است شاهد گسترش ناتو به شرق اروپا و حیاط خلوت خود بوده‌اند دیگر تاب این را ندارند که خصم دیرین‌شان در آستانه درهای روسیه بزرگ موشک‌های فوق‌پیشرفته را به بهانه‌های واهی مستقر ساخته و موازنه قوا را به ضرر روس‌ها برهم زند. اگرچه این طرح هنوز عملیاتی نشده و کنگره از لحاظ تصویب بودجه، دست کاخ سفید را برای اجرای کامل این پروژه بسته و پرزیدنت بوش خود قرار است تا در هفته‌های آتی برای رفع سوءتفاهم‌ها و مخالفت‌ها به دو کشور لهستان و جمهوری چک سفر کند، اما اینها هیچ‌کدام روس‌ها را آرام نمی‌سازد. تو گویی غرورشان خدشه‌دار شده است. روس‌های سابقا ابرقدرت که معاهداتی چون سالت یک و سالت دو را در حافظه تاریخی‌شان دارند، نمی‌توانند بپذیرند که آمریکایی‌ها به بهانه مبارزه با تروریسم جهانی به میلیتاریزه کردن سرحدات‌شان بپردازند. روس‌ها معتقدند سیاست‌های بوش در سال‌های اخیر جهان را ناامن‌تر کرده و شخص ولادیمیر پوتین هفته گذشته و در رژه نظامی در میدان سرخ در گرامیداشت غلبه بر نازیسم آلمان، سیاست خارجی بوش را با سیاست‌های رایش سوم یکی دانست. از دیگر موضوعات مطرح در مذاکرات رایس با مقامات روسی موضوع استقلال کوزوو است که قرار است قطعنامه آن که به همت آمریکا و اتحادیه اروپا آماده شده در هفته آتی در شورای امنیت مطرح شود. اما روسیه که با بخش‌هایی از این قطعنامه مخالف است تهدید به وتوی آن کرده چرا که استقلال منطقه‌ای که زمانی در ذیل حکومت یوگسلاوی سابق از اقمار شوروی و بعد روسیه حساب می‌شد باز ضربه دیگری به هژمونی از دست رفته روس‌هاست. اما رایس نیز به‌نوبه خود با چمدانی از انتقادات راهی مسکو شده است. درست است که وظیفه اولیه رایس مرتفع کردن اختلافات بر سر طرح جنجالی سپر دفاع موشکی است، اما وی به مسکو رفته تا به روس‌ها بگوید از تمرکزگرایی بیشتر در حکومت‌شان اجتناب کنند، بر سر راه اصلاحات دموکراتیک مانع‌تراشی نکنند و در حل بحران اتمی ایران بیش از پیش به واشنگتن مدد رسانند.

آیا جنگ سردی جدید در راه است؟

در عصری که نومحافظه‌کاران جمهوری‌خواه همچون دموکرات‌های ایده‌آلیست جنگ سرد اول یعنی هری ترومن و جان اف‌کندی به دنبال اهداف بلندپروازانه بسط دموکراسی و امن کردن جهان در راستای منافع آمریکا هستند، گویا ناسیونالیسم روسی نیز در قامت ولادیمیر پوتین جان تازه‌ای گرفته است. اگرچه روس‌ها را نه توان آن است و نه سودای آن که به رقابت نظامی ـ اقتصادی با ایالات متحده دست بزنند و بسان خروشچف شعارهایی چون حمله به نقاط کور امپریالیسم را سر دهند اما تاریخ و پیشینه‌ای دارند که آنها را وامی‌دارد تا از مداخله‌گری ابا نکنند و سر تعظیم به هر قدر قدرتی فرود نیاورند. سخنرانی جنجال‌برانگیز ولادیمیر پوتین در اجلاس امنیتی مونیخ در اوایل سال جاری میلادی خود گواه این مدعاست. «تکه‌های کلامی» پوتین در هجوم به امپریالیسم آمریکا، رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا را واداشت تا اذعان کند که از سخنان پوتین رایحه جنگ سرد جدیدی را استشمام کرده است. روس‌ها در اوج جنگ سرد اول یعنی بحران موشکی کوبا به لحاظ کمیت و کیفیت تسلیحات متعارف و نامتعارف هیچ چیز از آمریکایی‌ها کم نداشتند، اما سرانجام در برابر کندی زانو زدند. خروشچف موشک‌ها را از خلیج خوک‌ها خارج کرد اما کندی موشک‌های ژوپیتر را از ترکیه خارج ساخت تا برتری قدرت نرم‌افزاری و سخت‌افزاری ایالات متحده را به رخ روس‌ها بکشد. در اوج جنگ سرد دوم که با ظهور رونالد ریگان وارد مرحله جدیدی شد، باز روس‌ها به لحاظ سخت‌افزاری از واشنگتن عقب نبودند، به‌گونه‌ای که در اوایل این دوره ریگان حتی اذعان بر پیش بودن تسلیحاتی روس‌ها می‌کرد. اما به ناگاه با طرح ابتکار دفاع استراتژیک یا جنگ ستارگان موازنه به نفع آمریکایی‌ها به هم خورد و روس‌ها سخت مضطرب شدند. حمله به افغانستان که آخرین تلاش‌های امپراتوری‌ای بود که 10 سال بیشتر از عمرش باقی نمانده بود، نشان داد که روس‌ها هنوز مایل به رسیدن به آب‌های آزاد و عرض اندام و جهان‌گستری‌اند. روس‌ها هر وقت دوباره فرصتی بیابند از بسط قدرت و حوزه نفوذ خود دریغ نخواهند کرد که این اقتضای قدرت است. حال در عصری که معادلات دو جنگ سرد پیشین در فضای پس از 11 سپتامبر 2001 و به واسطه ظهور سازمان‌ها و گروه‌های ریز و درشت ضدهژمون به‌هم ریخته است، آمریکایی‌ها از بیم آنکه نکند دوباره از ناحیه گروه‌های تروریستی یا دولت‌های ضدهژمون دچار غافلگیری استراتژیک شوند به اجرای طرح‌هایی همچون سپر دفاع موشکی روی آورده‌اند. صدالبته که از دل این طرح آمریکایی‌ها مهار روس‌ها هم در‌می‌آید، اما روس‌ها می‌دانند که اگر در دو جنگ سرد قبلی که به لحاظ کمیت و حتی کیفیت تسلیحات نظامی متعارف و غیرمتعارف هیچ کم از آمریکایی‌ها نداشته‌اند، اما در دوره پس از فروپاشی شوروی و دست و پا زدن روسیه در گرداب‌های عمیق اقتصادی و سیاسی، دیگر فاصله سخت‌افزاری و نرم‌افزاری‌شان با آمریکا بسیار عمیق‌تر شده است. دامنه ناتو و اتحادیه اروپا تا مرزهای روسیه گسترده شده و روسیه دیگر حوزه نفوذ و حیاط خلوتی همچون دوران پس از جنگ جهانی دوم ندارد. از اینها گذشته بنیادگرایان اسلامی که در درجه اول جهان غرب را نشانه رفته‌اند با کمونیست‌ها و روس‌هایی که مسلمانان چچن یا سایر مناطق را آزار می‌رسانند نیز چندان اهل مماشات نیستند. روس‌ها به‌خاطر دارند حادثه گروگانگیری در مدرسه‌ای در کشورشان را به سال 2003. روس‌ها دغدغه‌های جدید هزاره سوم را دریافته‌اند و در مسیر ادغام در اقتصاد جهانی و اصلاحات دموکراتیک قرار گرفته‌اند. مسکو نگران است که تروریست‌هایی که لندن و مادرید و نیویورک و امان را نشانه رفتند دیر یا زود به سراغ مسکو و سن‌پترزبورگ نیز بیایند. اگر در دو جنگ سرد قبلی جهان به دو بلوک شرق و غرب تقسیم می‌شد،‌ در جنگ سرد جدید ـ که خانم دکتر رایس در سفر به روسیه به چنین مفهومی قائل نبود ـ جهان متکثر در عین حال وحدتی نیز علیه تروریسم بین‌الملل پیاده کرده است. رایس که زمانی ملکه جنگ لقب گرفته بود اینک در مقام وزیر خارجه به دنبال راه‌‌حل‌های مسالمت‌آمیز در همه موضوعاتی است که به حوزه کاری‌اش مربوط می‌شود. سفر وی به مسکو را یکی از پیچیده‌ترین سفرهای دوره وزارت او خوانده‌اند.