تاریخ انتشار : ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۷:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۲۷۶۵۱

نویسنده: امیر محبیان

بحث پیرامون فرهنگ وسیاست یا به عبارت بهتر کارکردهاى فرهنگ‌سازى در امرحکومت دارى از جذابیت‌ها و عمق خاص خویش برخورداراست. دراین میدان اندیشمندان زیادى توسن اندیشه رانده‌اند ودراین میان البته جایگاه آنتونیو گرامشى از اهمیت خاصى برخوردار است .گرامشى مارکسیست کوشید نقص تئورى مارکس را دربخش‌هایى که با نقش فرهنگ و سیاست مرتبط بود برطرف کند . فارغ از کلیت دیدگاههاى گرامشى شاید بتوان در بخش‌هایى از نظریه هژمونى با او همراه بود .

هژمونى از منظر گرامشى به توان دولت و طبقه حاکم درنظم دادن وهدایت باورها در محدوده جامعه مدنى گفته مى‌شود. این بن مایه‌هاى فرهنگ غالب یا باورهاى هژمونیک به حاکمان اجازه مى‌دهد که کارایى بیش‌ترى را در حکمرانى خود به خرج داده وبه همان میزان به ‌آنها این مکان را اعطا مى‌کند که میزان نیرو و انرژى مورد نیاز براى حفظ نظم اجتماعى را کاهش دهند.

دراین میانگرامشى به عناصرى میانه و میانجى تحت عنوان روشنفکران ارگانیک (Organic Intellectuals) معتقد است که در ترویج باورهاى هژمونیک نقش کلیدى دارند. روحانیون و روزنامه‌نگاران که زبان غامض سیاسى وحقوقى را براى مردم عامه به زبان ساده ترجمه مى‌کنند ؛ بواقع از طریق تعمیق باورهاى حاکم کا رارشاد توده‌ها را سهل‌تر مى گردانند.

شاید اگر دقیق تر بنگریم در طول تاریخ اکثر حاکمان به اهمیت لزوم فرهنگ‌سازى براى اعمال حاکمیت خردمندانه‌تر یا کم هزینه ‌تر واقف بوده‌اند ولى بیان روشن گرامشى در واقع توصیف واضح امرى است که گاه از شدت وضوح از دیدگان حاکمان پنهان مى‌شود .

با توجه به آموزه‌هاى فوق؛‌براین باورم که هرچند دولت نهم خصوصا احمدى نژاد درآغاز کار به خوبى توانست از فرهنگ‌هاى جارى و سارى دربستر جامعه براى پدید آوردن یک موتور محرکه اجتماعى بهره گیرد ولى در ادامه آنچنان که باید نتوانسته‌ است ازعنصر روشنفکران ارگانیک (‌بنا بر اصطلاح گرامشی) به نیکى درجهت ترویج باورهاى خود بهره گیرد‌؛ از این رو گاه براى رسیدن به نظم فکرى مطلوب در سطح جامعه بسیار بیش ازآن چه بایدهزینه مى‌کند.

اگرنگارنده بارها بر‌ فقدان استراتژى رسانه‌اى دولت تاکید کرده است‌؛ مواردى نظیر عدم ارتباط، تعامل و مدیریت درست‌ رفتار روشنفکران ارگانیک نیز دربطن این فقدان استراتژى رسانه‌اى یا به اصطلاح درست ‌تر ارتباطى قراردارد. هرچندوضعیت دولت نهم اکنون کمى بهتر از روزهاى آغازین دراین حوزه است ولى همچنان بسیارى از ناکامى‌هاى ارتباطى در توجیه افکار عمومى از این آسیب برمى‌خیزد . آیا زمان بازنگرى فرا نرسیده است؟