تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۵:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۲۷۷۱۵

م ـ طلوع‌گر

«کمیسیون وینوگراد» کمیته تحقیق قضایی و اطلاعاتی رژیم اسرائیل است که در 17 سپتامبر 2006 (26 شهریور 1385) برای بررسی عملکرد دولتمردان و نظامیان این رژیم در جریان جنگ 33 روزه با حزب‌الله لبنان با بیشترین اختیارات تشکیل شد. گزارش مقدماتی این کمیسیون که زلزله‌ای سیاسی در ارکان حاکمیت صهیونیست‌ها ایجاد کرد. بر پیروزی حزب‌الله و شکست محتوم اسرائیل در جنگ 33 روزه مهر تایید زد و از آن پس بود که ریزش نظامیان و سیاستمداران که هر یک به نوعی در تصمیمات مربوط به تهاجم به لبنان و حزب‌الله و ناکامیهای آن موثر بودند، آغاز شد. این گزارش که به عقیده بسیاری از تحلیلگران سیاسی منطقه بدلایل عدیده حکومتی از فیلترهای بسیار عبور کرده. شماری از فرماندهان ارتش، وزیر جنگ و شخص نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی را مقصر اصلی معرفی نمود.

نخستین گزارش کمیته وینوگراد که گزارشی کلی و سانسور شده محسوب می‌گردد، بیشتر رژیم صهیونیستی را در برگرفت و حول مسایلی چون عدم آمادگی ارتش برای عملیات، تأیید ناکامی اسرائیل و نقش هر یک از مقامات بلندپایه سیاسی و نظامی این رژیم و... می‌گردد. اما «وینوگراد ـ 2» که گفته شده گزارش نهایی است و قرار است اواسط یا اواخر تابستان منتشر شود، جزئیات بیشتری از پشت پرده جنگ 33 روزه از جمله چراغ سبز سران ارتجاع عرب و شخصیت‌های ارشد لبنانی در اختیار افکار عمومی جهان و منطقه قرار خواهد داد. واقعیاتی که به قول سیدحسن نصرالله دبیر کل حزب‌الله لبنان، اگر اجازه انتشار یابد، جهان عرب و کاخ‌های شماری از رهبران عربی را دچار زلزله‌ای ویرانگر خواهد کرد.

اعضای کمیته وینوگراد که دو نظامی، دو حقوقدان و یک قاضی بودند، عبارتند از:

ایلیاهو وینوگراد (قاضی بازنشسته) رئیس

روت گاوسیون (حقوقدان)

یزکل درور (حقوقدان)

منهام انیان (ژنرال نیروی احتیاط)

حییمه نادل (ژنرال نیروی احتیاط)

این کمیته بعد از بازجویی از 70 نفر از جمله نخست‌وزیر که نزدیک به هشت ماه بطول انجامید در 13 مارس 2007 (10 اردیبهشت 86) گزارش مقدماتی 15 صفحه‌ای خود را ارائه داد. در این گزارش «ایهود اولمرت» نخست‌وزیر «عمیر پرتز» وزیر جنگ و «دان هالوتس» رئیس ستاد ارتش اسرائیل را مسئول شکست‌های جدی در جنگ با حزب‌الله لبنان معرفی کرد.

اولمرت آخرین نفر از 70 مسئول سیاسی و نظامی اسرائیل بود که این کمیسیون از آنها درباره حمله به لبنان توضیح خواست. وی در کمیته وینوگراد اعلام کرد چهار ماه قبل از آغاز جنگ یعنی در ابتدای مارس 2006 (اسفند 1384) برنامه‌ای را آماده کرده بودیم تا در قبال ربوده شدن سربازان اسرائیل توسط کشورهای همسایه، پاسخ مناسبی را به آنها بدهیم.

وینوگراد در گزارش نهایی خود اولمرت را مسئول اصلی شکست جنگ معرفی و اینگونه نتیجه‌گیری کرد:

«ایهود اولمرت» نخست‌وزیر، در جنگ 33 روزه نقش یک رهبر منفعل تحت نفوذ ارتش اسرائیل را ایفا کرد و مسئولیت اداره جنگ را به ارتش واگذار کرد در حالیکه طبق قانون مسئولین اداره جنگ برعهده شخص نخست‌وزیر بود.

شبکه العربیه در این ارتباط در گزارشی مفصل پیرامون نتایج تحقیقات کمیسیون وینوگراد آورده است: رئیس کمیته وینوگراد با قرائت گزارش این کمیته ضمن انتقاد شدید از دستگاه سیاسی و نظامی به ویژه کابینه و ارتش رژیم صهیونیستی، «ایهود اولمرت» نخست‌وزیر، «عمیر پرتز» وزیر جنگ و «دان حالوتس» رئیس سابق ستاد ارتش این رژیم را عاملان اصلی شکست در تجاوز تابستان گذشته به لبنان دانست.

«الیاهو وینوگراد» افزود: کمیته وینوگارد در گزارش خود معتقد است که اولمرت بدون طرح روشن و مشخصی به لبنان حمله کرده است. وی گفت: این گزارش دارای بندها و مفاد زیادی است و خلاصه این گزارش، تحقیق و تفحص مفصل درباره تصمیمات دستگاه‌های مختلف اسرائیل است و مسئولیت اصلی ناکامی‌ها برعهده اولمرت، پرتز و حالوتس است و در این زمینه به ویژه اولمرت مقصر است، زیرا حتی در این زمینه به توصیه‌ها گوش نداده است.

وینوگراد افزود: تصمیم برای پاسخ نظامی (حمله به لبنان) بدون طرحی مفصل و بررسی شده، بوده است و وزیران کابینه نمی‌دانسته‌اند که جزئیات طرح چیست و چگونه از جنگ خارج خواهند شد.

رئیس کمیته وینوگراد گفت: ارتش اسرائیل در طرح راهکارهای جایگزین در جنگ، خلاقانه عمل نکرده است و هماهنگی و تناسبی میان سناریوها و آنچه در عمل در جریان بود، وجود نداشته است و نیروهای ارتش از تجهیز و آموزش لازم برای جنگ برخوردار نبوده‌اند.

وی افزود: بالاترین مسئولیت بر گردن اولمرت، پرتز و حالوتس است و ما این سه نفر را مشخص کرده‌ایم، زیرا هر یک به شکلی مغایر رفتار کرده و بر نتایج جنگ که می‌بایست بسیار بهتر از این بود، تاثیرگذار بوده‌اند و بالاترین مسئولیت درباره تصمیمات کابینه و تصمیمات ارتش برعهده آنها است.

رئیس کمیته وینوگراد گفت: مسئولیت ناکامی‌ها بر گردن نخست‌وزیر است، زیرا بدون مشورت با نیروهای خارج از دستگاه نظامی به ویژه درباره مسائل امنیتی و سیاسی رفتار کرده است و مسئول است، زیرا اهداف را از قبل مشخص نکرده بود و مجموعه کابینه را از روند عملیات نظامی آگاه نکرده و همه اینها سبب ناکامی‌ها در جنگ علیه لبنان شده است.

وی افزود: وزیر جنگ نیز مسئول ناکامی‌ها است. زیرا هیچ‌گونه تجارب یا درکی از مسائل امنیتی ندارد و از چگونگی استفاده از قدرت برای تحقق اهداف سیاسی آگاه نیست و کم‌تجربگی وی سبب شده که ارتش تاثیرگذاری خود را نداشته و در اجرای وظایف خود شکست بخورد و پرتز توان رژیم را در رویارویی ضعیف کرده است.

رئیس کمیته وینوگراد همچنین گفت: رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل نیز با اشتباهات خود سبب ناکامی شده است و در وظایف خود شکست خورده است و اشتباه وی مضاعف است، زیرا بیشتر از دیگران از میزان آمادگی ارتش برای ورود به جنگ آگاهی داشته است.

وی افزود: شرکای زیادی سبب ناکامی و کسب این نتایج اسرائیل در جنگ شده‌اند که از آن جمله آماده نبودن و معایب ساختاری و زیرساختی ارتش است و ضعف فعالیت ساختاری سیاسی از جمله دیگر موارد بوده است و همچنین فرماندهان بلندپایه ستاد مشترک ارتش نیز بعد از آگاهی از میزان ضعف‌ها صدای خود را بلند نکرده و اعتراض نکرده‌اند.

رئیس کمیته وینوگراد گفت: این کمیته براساس این ناکامی‌ها، توصیه‌هایی را مطرح می‌کند که یکی از آنها، بهبود اطلاعات همه وزیران و وارد کردن وزارت امور خارجه در تصمیمات امنیتی دارای ابعاد سیاسی و بهبود عملکرد شورای امنیت ملی است.

دو روز پس از اعلام گزارش کمیته وینوگراد بیش از یکصد هزار نفر در تل‌آویو علیه عملکرد دولت اسرائیل اقدام به تظاهرات کردند و انتقادها از اولمرت، عمیر پرتز و دان حالوتس افزایش یافت و اغلب مقام‌های رژیم‌ صهیونیستی خواستار کناره‌گیری این افراد از سمت‌های خود شدند، شدت این انتقادها به حدی رسید که «دان حالوتس» رئیس ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی و «عمیر پرتز» وزیر جنگ این رژیم مجبور به استعفا از سمت خود شدند.

شبکه تلویزیونی العالم در ارتباط با گزارش وینوگراد گفت‌گوی ویژه‌ای را با دبیر کل حزب‌الله لبنان سیدحسن نصرالله انجام داد، که در آن به نظرات وی در زمینه مسایل سانسور شده گزارش و نیز نقش حمایتگرانه آمریکا و انگلیس و چراغ سبز برخی کشورهای عربی پرداخته شده است. بخش‌هایی از این گفت‌گو را در ذیل خواهیم خواند:

به گفته نصرالله، انتشار این گزارش حادثه‌ای مهم و بزرگ بود و نیاز به تامل و بررسی عمیق‌تر دارد اکنون نمی‌توان درباره نتایج این گزارش نظر قطعی داد چرا که این گزارش واقعی و نهایی نیست بلکه گزارش اولیه است گزارش نهایی بسیار مهم است چرا که به طور دقیق و واضح به اقدامات رهبران سیاسی و نظامی و طرح‌ها و برنامه‌های آنها پرداخته که ممکن است اواخر تابستان منتشر شود. از سوی دیگر گزارش منتشر شده تمام گزارش نیست چرا که بخش اعظم گزارش منتشر نشده است و بخش دیگر صرفاً به مقامات اسرائیلی از جمله نخست‌وزیر تحویل داده شده است.

رهبر حزب‌الله می‌افزاید: مطمئناً مداخله‌های زیادی برای منتشر نشدن کامل گزارش صورت گرفته است که به نظر من بخش مهم آن درباره حوادث پشت پرده این جنگ است که منتشر نشده است.

بخش منتشر شده گزارش در برگیرنده راهکارهای اتخاذ جنگ است به این معنا که رئیس ستاد مشترک به نخست‌وزیر چه گفت و نخست‌وزیر چه اقدامی انجام داد در هیات دولت چه چیزی اعلام کرد و اما چه کسی در واقع این تصمیم را گرفت و پشت پرده این تصمیم چه کسانی قرار داشتند، در گزارش منتشر شده اشاره‌ای به آنها نشده است و نیز تماس‌های اسرائیلی ـ آمریکایی، تماس‌های آمریکایی ـ عربی و تماس‌های اسرائیلی ـ عربی از جمله نقش شخصیت‌ها و دولت‌ها که در اتخاذ تصمیم جنگ نقش داشتند، بخش محرمانه گزارش وینوگراد است که به آن اشاره‌ای نشده است.

یکی از مطبوعات لبنان که وابسته به گروه حاکم است مطلب خنده‌داری را نوشته بود و اعلام کرده بود که در گزارش وینوگراد هیچ نامی از مسئول لبنانی که حزب‌الله اتهام‌هایی را به آنها وارد کرده بود، ذکر نشده است و حزب الله هیچ پاسخ و واکنشی در این باره نشان نداده است. من به آنها می‌گویم که به نظر می‌رسد شما اطلاع ندارید که آنچه انتشار یافته بخشی از گزارش کامل است و بخشی دیگر که در برگیرنده تماس‌های انجام شده در پشت تصمیم جنگ است، منتشر نشده است و اگر آن بخش منتشر شود ممکن است در داخل رژیم اسرائیل و همینطور در جهان عرب و نیز در داخل لبنان جنجال به پا شود به همین دلیل منتشر نشده است و اگر آن بخش منتشر شود معلوم می‌شود که چرا چنین جنگی روی داد و چه کسانی در پشت آن قرار داشتند که البته ما دیدگاه خود را در این باره داریم و من مطمئن هستم که اگر این بخش محرمانه منتشر شود ما دیدگاه و درک خود را درباره حوادث جنگ و پشت پرده آن بار دیگر تاکید و اعلام می‌کنیم همچنان که می‌دانید مشکل موجود در اسرائیل بسیار عمیق و خطرناک است و من نمی‌گویم که این جنگ منجر به فروپاشی این رژیم شد چرا که چنین سخنی مبالغه است ما می‌گوییم که اسرائیل در این جنگ شکست خورد و این شکست پیامدهای ناگواری بر ارتش، سران سیاسی. ملت و آینده این رژیم داشت و در آینده مشخص خواهد شد و ما نمی‌گوییم که اسرائیل هم‌اکنون در حال فروپاشی است و هیچ‌وقت چنین ادعائی نمی‌کنیم.

نصرالله در پاسخ به این سئوال که آیا این درست است که بگوییم جنگ اسرائیل را تکان داده است، اضافه کرد: بیش از یک لرزش بود و آثار مستقیم و خطرناکی داشت حتی اگر آنها به اشتباهات و نواقص کار پی ببرند آیا خواهند توانست این اشتباهات را جبران کنند و از آنها عبرت بگیرند.

مشکل اساسی اسرائیل مشکل در رهبری آن است و صرفاً پی بردن به اشتباه و شناخت آن کافی نیست بلکه آیا افراد و اشخاصی مقتدری وجود ندارد که قادر به حل این بحران‌ها و مشکلات باشند.

اگر به گزارش وینوگراد برگردیم و آنجا که نقش دولت‌های پیشین اسرائیل در فاصله بیست و پنجم ماه مه دو هزار تا دوازده ژوئیه دو هزار و شش (6 خرداد 79 تا 21 تیرماه 85) را بررسی می‌کند دقت کنیم می‌بینیم که در این دولت‌ها رهبران و فرماندهان کار آزموده و نخبه نظامی و سیاسی بسیاری وجود دارند از دولت «ایهود باراک» گرفته تا دولت «ارییل شارون» و دولت کنونی که در این گزارش به ناتوانی و نداشتن طرح راهبردی و برنامه‌ریزی و پرداخت به مسائل حاشیه‌ای توصیف شده است. در واقع وصفی که درباره دولت‌های پیشین و دولت کنونی شده است بسیار خطرناک است.

رسانه‌ها و مطبوعات با اشاره به گزارش کمیته وینوگراد توجه خود را به سه تن از شخصیت‌های اسرائیل یعنی اولمرت، عمیر پرتز و دان حالوتس جلب کرده و به این سه تن متمرکز شدند در حالی که این گزارش از شکست دولت با تمام کادر آن علاوه بر رهبران نظامی سخن می‌گوید، دولتی که شامل چهره‌های قدیمی و با تجربه که دارای تجربیات امنیتی و سیاسی هستند کسانی مانند «شیمون پرز» و روسای ستادهای مشترک ارتش، وزرای دفاع پیشین مانند «شائول موفاز» «بنیامین بی‌العیازر» و فرماندهان نظامی که در این دولت فعالیت دارند.

گزارش وینوگراد ویژگی‌هایی را برای دولت ایهود اولمرت توصیف می‌کند مبنی بر اینکه دولتی ضعیف و ناتوان و شکست‌خورده‌ای است که هیچ طرح راهبردی در پیش ندارد اما باید گفت که این دولت دربرگیرنده احزاب مهم سیاسی اسرائیل در تاریخ این رژیم است. بنابراین درباره آینده آن، چه تصوری می‌توان داشت.

مطمئناً آنها به بررسی برخی جوانب اقدام خواهند کرد اما آثار روانی و راهبردی در سطح سیاسی و نظامی که این جنگ در اسرائیل داشت را نمی‌توان به راحتی از بین برد حتی اگر افراد توانایی برای حل مشکلات اسرائیل نیز وجود داشته باشد، طبیعی است که جنگ بر روحیه آنها تاثیراتی خواهد گذاشت.

با این وجود ما نمی‌توانیم مطمئن شویم که اسرائیل در شرایطی به سر می‌برد که نمی‌تواند جنگ دیگری را آغاز کند نمی‌توانیم چنین رویکردی داشته باشیم و من اعلام می‌کنم که همیشه باید از اسرائیل درباره اقدامات احتمالی آن بر حذر باشیم و جانب احتیاط را رعایت کنیم چرا که این رژیم خوی تجاوزگری دارد و کسی که چنین طبیعتی داشته باشد حتی اگر برخی عناصر لازم را نیز نداشته باشد، ممکن است تجاوز دیگری را آغاز کند.

دبیرکل حزب‌الله درباره نقش آمریکا در آغاز و تداوم جنگ می‌‌گوید: اگر به جنگ ژوئیه برگردیم اگر حوادث و تصمیمات پشت پرده آشکار شود، روشن خواهد شد که آن جنگ تصمیم و جنگی اسرائیلی نبود بلکه تصمیمی آمریکایی بود و در واقع این دولت آمریکا بود که جنگ بر ضد حزب‌الله را آغاز و به راه انداخت چرا که این جنگ بخشی از طرح آمریکا در منطقه به شمار می‌رفت.

با توجه به گزارش‌ها و اطلاعات موجود و عقیده کارشناسان و تحلیلگران و حتی اعتراف مقامات آمریکایی و اسرائیلی که طی چند ماه اخیر اعلام کرده‌اند آمریکا طرحی در منطقه خاورمیانه دارد اما برای تحقق آن با برخی مشکلات و موانعی روبه‌روست.

در فلسطین مشکل آمریکا گروه‌های مقاومت و در وهله اول حماس است که در انتخابات پارلمانی فلسطین پیروز شد و در لبنان نیز گروه‌های مختلفی به عنوان مانع طرح آمریکا به شمار می‌روند که در درجه اول حزب‌الله به عنوان مقاومت مسلحانه است. در سطح دولت‌ها نیز سوریه و ایران به عنوان مانع و مشکل برای طرح آمریکا به شمار می‌روند.

طرح آمریکا مبتنی بر این بود که طی سال 2006 باید بسیاری از عناصر مقاومت در منطقه که مانعی به شمار می‌روند، حذف شوند و چنین تصور می‌شد که مقاومت فلسطین به ویژه حماس و گروه‌های مخالف دولت فواد سنیوره در لبنان به ویژه نیروهای مقاومت و حامیان آن باید نابود شوند سپس مساله سوریه و پایان دادن به پرونده آن مطرح می‌شد که همه این تحولات در سال 2006 باید انجام می‌گرفت.

جنگ بر ضد مقاومت در لبنان و فلسطین نیز صرفاً به دلیل اهداف اسرائیل صورت نگرفت بلکه بخشی از طرح آمریکا در منطقه بود.

در گزارش وینوگراد آمده است که از بیست و پنجم ماه مه سال 2000 (6 خرداد 79) سیاست دولت‌های اسرائیل مبتنی بر تحمل و کنترل حزب‌الله در جنوب و رویارو نشدن با آن بود یعنی دولت‌های ایهود باراک و ارییل شارون و حتی دولت اولمرت به این شیوه عمل می‌کردند و به همین دلیل از بیست و پنج مه سال دو هزار تا دوازدهم ماه ژوئیه (خرداد 79 تا تیرماه 85) حوادث و درگیری‌های مکرر در مرزها روی داد اما تبدیل به جنگ نشد چرا که سیاست اسرائیل سیاست کنترل بود اما چرا سیاست اسرائیل دقیقاً در دوازدهم ژوئیه تغییر کرد مسئله به اسرائیل و تحولات داخلی این رژیم و سیاست‌‌ها و راهبردهای آن مرتبط نمی‌شد به ویژه اینکه دولت اولمرت فاقد دیدگاه رهبری و حتی وقت و زمان کافی برای تامل درباره چنین راهبردی در این سطح است.

به اعتقاد ما کسی که دستور جنگ علیه لبنان را به اسرائیل داد و در این راه از این رژیم حمایت کافی کرد و پوشش و حمایت بین‌المللی و حتی متاسفانه برخی حمایت‌های عربی را برای اسرائیل فراهم کرد دولت آمریکا بود و اولمرت نیز به این خواسته واشنگتن پاسخ مثبت داد.

کمیته تحقیق اعلام می‌کند که دولت اسرائیل تصمیم جنگ را طی دو ساعت اتخاذ کرد و نمی‌توان چنین امری را باور کرد چرا که کوچکترین مسائل در نزد آنها نیاز به ساعت‌های طولانی دارد روشن است که در اینجا به اصطلاح برای آنها وحی نازل شده است و تصمیمی به آنها ابلاغ شده است مبنی بر اینکه شما باید جنگ را آغاز کنید و نقش دولت اولمرت نیز در اتخاذ این تصمیم‌ صرفاًً نقشی صوری و در جهت عمل به قانون بوده است در اصل تصمیم جای دیگری گرفته شده بود و به محض اینکه جنگ آغاز شد دیدیم که آمریکا به طور کامل از آن و اهداف و نتایج آن حمایت کرد و «کاندولیزا رایس» از تولد خاورمیانه جدید سخن گفت و من یقین دارم که جنگ ژوئیه جنگی آمریکایی با مجری‌گری دشمن صهیونیستی بود اما در تحقق اهداف خود شکست خورد.