تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۵:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۲۷۷۱۷

ژنرال‌های ارشد انگلیسی طی نامه سرگشاده‌ای نسبت به شکست ناتو در افغانستان هشدار دادند. در این نامه، به نخست‌وزیر انگلیس اعلام خطر شده ناتو در آستانه شکست استراتژیک در افغانستان است و اگر تدبیری اندیشیده نشود ضمن اینکه این شکست، دولت متحد غرب در افغانستان را ساقط کرده و افراطیون را حاکم خواهد نمود، در عین حال می‌تواند تضمین‌های امنیتی در کل اروپا و آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد.

این نامه نشاندهنده تصویر واقعی از وضعیت نیروهای غربی در افغانستان و آینده ناامیدکننده نیروهای ناتو در این کشور است. اکنون با در نظر گرفتن این واقعیات، این سئوال‌ها در اذهان شکل می‌گیرد که آیا افغانستان یکبار دیگر گورستان نیروهای بیگانه و متجاوز خواهد شد؟

این کشور پیش از این نیز قبرستان بسیاری از نیروهای خارجی و تجاوزگر بوده است. از دیرباز، افغانستان مورد توجه ابرقدرت‌ها و استعمارگران بوده و با وجودیکه بسیاری از این کشورها توانستند با تکیه بر توانایی‌های نظامی وارد این کشور شوند اما دیری نگذشت که با تحمل بدترین و سنگین‌ترین شکست‌ها و هزینه‌ها، این کشور را ترک کردند. تهاجم گسترده اتحاد جماهیر شوروی و امپراطوری انگلیس و شکست‌های این قدرتها، افسانه نیست بلکه واقعیت‌هایی هستند که در تاریخ ثبت شده‌اندو هم اینک نیز شواهد شکست نیروهای ناتو آشکار شده است.

هزینه‌های سنگین و در عین حال بیهوده‌ای که نیروهای ناتو در افغانستان متحمل شده‌اند، بسیاری از کشورهای اروپایی را به طور جدی به اندیشه تجدیدنظر در مورد بقای نیروهایشان در افغانستان انداخته است.

اکنون حضور شش ساله نیروهای ناتو در افغانستان نه تنها نتوانسته وعده‌های اشغالگران را تحقق بخشد بلکه این نیروها پیام‌آور مرگ برای افغانها شده‌اند و در بسیاری از حملات ناتو، این غیرنظامیان هستند که قربانی می‌شوند و تلفات شورشیان و شبه‌نظامیان بسیار اندک است. واقعیت این است که بحران کنونی افغانستان نیز زاییده سیاستهای بوش و مشاوران و همفکران جاهل وی می‌باشد.

دولتمردان کاخ سفید بدون آگاهی از واقعیات جامعه افغانستان و ماهیت و هویت افغانها و تنها برای ارضاء جاه‌طلبی و تأمین منافع نامشروع خود به این کشور لشکرکشی کردند و دیگر کشورهای اروپایی را نیز با خود به این باتلاق کشاندند.

در این میان، سیاست اشغالگران که نیل به اهداف استعماری با حداقل هزینه و تلفات بوده است، و از تلفات بالای نیروهای خود به دلیل تبعات داخلی آن در کشورهایشان وحشت دارند، از پیش شکست خورده تلقی می‌شود.

نتیجه این سیاست ساده‌لوحانه و در عین حال مغرورانه، اکنون غرب را بر سر یک دو راهی حیاتی و مشکل قرار داده است. از یکسو غربی‌ها مشاهده می‌کنند که ادامه حضور آنها در افغانستان، نه تنها اوضاع را بهبود نبخشیده بلکه عاملی شده تا بر قدرت افراطیون افزوده شود. این نکته‌ای بدیهی است که جامعه افغانستان، نیز همچون سایر جوامع منطقه، حضور بیگانگان را با هر توجیهی که باشد تحمل نمی‌کند و خروج اشغالگران یک خواسته ملی در افغانستان است. این فضا، شرایط را برای موج‌سواری گروههای فرصت‌طلب و افراطی که در شرایط عادی جایگاهی در معادلات سیاسی افغانستان ندارند، فراهم ساخته است. تمامی این مسائل، اکنون عاملی شده که غربی‌ها را به فکر خروج سریع از افغانستان انداخته است.

از سوی دیگر، با خروج اشغالگران و شرایطی که آنها در افغانستان ایجاد کرده‌اند، قطعاً ابتکار عمل به دست عواملی خواهد افتاد که همانگونه که ژنرالهای انگلیسی نیز به آن اشاره کرده‌اند، نه تنها جریان متحد غرب را در افغانستان قلع و قمع خواهند کرد بلکه تبعات آن می‌تواند حتی برای غربی‌ها در داخل مرزهایشان مشکل‌آفرین باشد.

در چنین شرایطی، نگرانی عمیق ژنرالهای انگلیسی قابل درک است. با اینحال هنوز هیچ راهی پیش پای کشورهای غربی برای خروج از بحران افغانستان، که اکنون می‌رود به باتلاقی مخوف‌تر از عراق برای ناتو تبدیل شود، مشاهده نمی‌شود.