تاریخ انتشار : ۰۴ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۲۷۹۳۹
آغاز عصر تفاهم و دوستی در روابط تهران و الجزیره

محمد بخشنده

وقتی خبر دیدار رئیس‌جمهور ایران از الجزایر به جهان مخابره شد ناظران خاورمیانه برای تحلیل این رویداد چندان منتظر شنیدن توضیحات سخنگویان دو کشور نماندند. نزدیکی و همسویی دو کشوری که موقعیتی منحصر به فرد در دو ضلع خاورمیانه دارند به خودی خود پیام یک تحول را به گوش می‌رساند. الجزایر، دومین کشور آفریقا در نقطه تلاقی جهان اسلام و اروپای مسیحی همان ارزش استراتژیک را دارد که ایران در نقطه تماس دو کانون مهم خلیج‌فارس و آسیای مرکزی. بنابراین نزدیکی این دو قدرت مستقر در دو گلوگاه ژئوپلتیک جهان همه عناصر جذاب یک رویداد سیاسی را در خود جمع کرده است.

دیدار رئیس‌جمهور ایران از پایتخت افسانه‌ای انقلابیون خاورمیانه از جهاتی دیگر یک اتفاق سمبلیک است این سفر به مرحله‌ای از سکون و رکود در مناسبات دو کشور پایان می‌دهد و نوید آغاز یک دوره جدید را همراه دارد. وقت گرانی سپری شد تا موانع یک دهه رکود در روابط دو کشور برچیده شود. رهبران تهران و الجزیره اکنون با این دیدار، افقی واقعی از دوستی سیاسی را می‌گشایند که در آن اثری بدبینی و تیرگی نیست. این حس شفاف همگرایی و پیوند را می‌شد روز دوشنبه در تصویرهای مخابره شده از آغوش‌های استقبالی که مقامات الجزیره برای میهمانان ایرانی خویش در فرودگاه بومدین گشودند، لمس کرد.

اما دیدار سران الجزیره و تهران فقط یک اتفاق محدود در چارچوب روابط دو کشور نیست، هر دو طرف در برداشتن این گام به اهدافی بلندتر چشم دوخته‌اند. دیپلماسی ایران در میدان جدیدی گام نهاده است که مغرب زمینیان همواره آن را در قلمرو علایق خویش قرار داده‌اند. الجزایر جایی است که دروازه‌های طلایی اروپا محسوب می‌شود. لااقل اروپاییان مجاور مدیترانه در حوادث توفانی دو دهه اخیر به طور بی‌پروا اعلام کردند که اینجا را عمق امنیت ملی خویش می‌بینند. بنابراین برای مغرب زمینیان همنشینی سران تهران و الجزیره مفهومی آمیخته به ناکامی دارد. در گرماگرم دیدارهای دیروز احمدی‌نژاد و بوتفلیقه ناظران به خاطر آوردند که اروپا و غرب برای دور نگه داشتن این همسایه کلیدی خویش از جمهوری اسلامی چه سعی بلیغی به کار بست.

این ناظران اکنون در تصمیم احمدی‌نژاد و بوتفلیقه، نشانه‌های ظهور اراده‌ای را می‌بینند اراده‌ای که در نزدیک کردن دوپاره جهان اسلام از موانعی بزرگ عبور کرده است و چندان بی‌سبب نبود که مطبوعات کشورهای همجوار الجزایر ستون‌های سرمقاله خود را به تحلیل این اتفاق و توصیف پیامدهای آن بر سیاست خاورمیانه‌ای امثال فرانسه و اروپا اختصاص دادند. تصمیم بوتفلیقه و احمدی‌نژاد نه فقط تصمیمی خلاف خواست اروپا است که در فضای امروز خاورمیانه که رایس و گیتس در تدارک ایجاد جبهه موسوم به میانه‌روها هستند یک اتفاق ناخوشایند است. رهبران ایران و الجزایر در برهه‌ای اراده خود برای یک همگرایی و دوستی را به نمایش گذاشته‌اند که اسباب و عوامل در دیپلماسی غرب بر جدایی اعراب از ایران حکم می‌راند.

حادثه همنشینی الجزیره و تهران که نشانه‌هایی واضح از بر هم خوردن بخشی از تصورات و باورهای دیرین در خاورمیانه دارد، گویای آن است که نسل تازه رهبران سیاسی عرب از تفکر دنباله‌روی عبور کرده و به تنظیم سیاست خارجی خویش بر معیارهای تازه می‌اندیشد. با این مبنا است که شهر الجزیره امروز فضایی معطر و متفاوت از قاهره و امان و ریاض دارد و ناظران می‌گویند الجزیره عصر جدید دیگر پایتخت دوم اروپا نیست. این شهر افسانه‌ای که روزی حیات خلوت فرانسوی‌ها خوانده می‌شد، آثار نوعی از تغییر را در سلوک نسل جدید مردمانش به مشام می‌رساند.

نگاه نوین مردان الجزیره

در ایجاد تحول جدید در روابط تهران و الجزیره بی‌گمان اندیشه سران دو کشور نقشی بسزا دارد. در این باره می‌توان از پیدایی تفکر نو در میان الیت و نخبگان سیاسی دو طرف سخن به میان آورد. تفکری که میل شدید به دگرگون ساختن فضای راکد روابط دو کشور دارد. این میل و گرایش به نوسازی و ترمیم به اندازه‌ای نیرومند است که کسی در اختلافات گذشته متوقف نمی‌شود. همه تصمیم‌گیران در تهران و الجزیره امروز، ذهن خود را فقط به نیازها و مقتضیات معطوف کرده‌اند و این که مقوله دوستی و همکاری را به صورت یک فرایند در عرصه اقتصاد و سیاست همدیگر درآورند.

در واقع تفکری که از آن به عنوان چاشنی تحول در روابط دو کشور سخن می‌رود همان درک سیاسی رهبران دو کشور از شرایط حاد خاورمیانه و وظایف سیاسی همدیگر است که این بینش در فرایندی هشت ساله به دست آمده است و به پشتوانه این درک نو سران تهران و الجزیره در وهله نخست گامی برای اعتمادسازی و برچیدن حصارهای کهنه اختلاف میان یکدیگر برداشتند و بر آن هستند که گام‌های بعدی را برای کاهش دامنه اختلاف و تنش‌های منطقه‌ای بردارند.

آغاز دوران اعتمادسازی در روابط ایران و الجزایر با یک خانه تکانی در دولت این کشور و قدرت‌یابی سیاستمداران جدید که بوتفلیقه چهره شاخص آن است همراه است. ویژگی بارز این گروه از سیاستمداران، واقع‌گرایی در سیاست خارجی و مداراطلبی در سیاست داخلی است. آنها پیرو این راهبرد به نوعی از سیاست‌های ایدئولوژیک دهه 90 فاصله گرفته و ضمن کنار گذاشتن منطق قهر و خشونت، پایه و اساس کار خویش را بر توسعه و تأمین رفاه عمومی قرار می‌دهند. این هسته از الجزایری‌های توسعه‌نگر یک نماد و لیدر دارد که همانا رئیس‌جمهور کنونی الجزایر است. بوتفلیقه امروز در هشتمین سال ریاست خویش عملاً نقش سکاندار دوره نوسازی الجزایر را پیدا کرده است.

از اندیشه‌های بارز این سیاستمدار، پیگیری سیاست توازن در روابط خارجی الجزایر است. ذیل این سیاست، او تلاش می‌کند از غلظت غربگرایی مفرط دهه 90 در سیاست خارجی الجزیره کاسته و کفه مناسبات این کشور با جبهه اعراب و ایران را سامانی دوباره بخشد. به سخن دیگر بوتفلیقه بی‌آنکه رودرروی شرکای سنتی الجزیره در اروپا و غرب قرار گیرد تلاش می‌کند هویت سیاسی کشور خود را به عنوان پاره‌ای عربی و شرقی به بلوک جهان اسلام نزدیک سازد. از همین روست که او در عین تلاش برای ورود الجزیره به سازمان تجارت جهانی و مشارکت در نهادهای اروپایی در پی افزایش سهم و نقش این کشور در سازمان کنفرانس اسلامی و اوپک و غیرمتعهدهاست.

دیپلمات‌های ایرانی نیز در تحلیل مشی تازه الجزیره معتقدند که رهبران جدید این کشور تا حد زیادی سیاست خارجی این کشور را از سایه نفوذ طرف‌های غربی خارج ساخته‌اند و نوعی استقلال‌گروی در دیپلماسی‌شان پیشه کرده‌اند. حتی در ماجرای تروریسم که معضل مشترک الجزیره و غرب است و همه زمینه‌های یک همپیمانی میان الجزیره و قدرت‌های آن سوی مدیترانه مهیا است یاران بوتفلیقه از شروع مبارزه‌ای مجزا و مستقل از آمریکا در این وادی سخن می‌رانند، چنان که نورالدین یزید زرهونی وزیر کشور الجزایر تأکید می‌کند: مبارزه با تروریسم نیازمند نیروهای نظامی کلاسیک یا یک نیروهای خارجی مقتدر نیست و طرح ساخت پایگاه نظامی به بهانه مبارزه با تروریسم کاملاً مردود است.

بنابراین سیاست نگاه به ایران بوتفلیقه را باید در همین چارچوب رویکرد کلان الجزیره به خاورمیانه و شرق ارزیابی کرد. از این منظر گشودن راه دوستی با ایران برای مردان امروز الجزیره یک امتیاز طلایی است که سکه آن به نام بوتفلیقه ضرب شده است. بوتفلیقه هشت سال پیش درست روزهایی که تهران میزبانی کنفرانس بزرگ اسلامی را برعهده داشت نمایندگان خود را برای رساندن پیام این تغییر روانه پایتخت‌های خاورمیانه کرد.

نقش محوری بوتفلیقه در این تغییر نگاه از منظر دولتمردان جمهوری اسلامی پنهان نماند و بوتفلیقه سال 82 بعد از این ماجرا راهی تهران شد. میان مقام‌های جمهوری اسلامی نوعی اجماع بر سر بازگشت سریع دیپلماسی ایران به این نقطه مهم شمال آفریقا پدید آمد.

هر دو رئیس‌جمهور قبلی و فعلی ایران پیام همگرایی رهبر جدید الجزایر را مورد توجه قرار دادند و دکتر احمدی‌نژاد در آستانه سفر خویش شخصیت رئیس‌جمهور الجزایر را ممتاز خواند.

اما آنچه توجه افزونتر تهران به مشی تازه رهبران جدید الجزیره را جلب کرد دیدگاه‌های آنها بویژه در قبال بحران‌های گریبانگیر جهان اسلام است. سران الجزیره در حلقه منتقدان سیاست جاری آمریکا در خاورمیانه ظاهر شدند. به نحوی که در موضوعات حساسی مانند عراق، تروریسم و فلسطین، آنها نگرشی مبتنی بر منافع جمعی مسلمانان و اعراب مطرح کردند. این جهت‌گیری آنان در سازمان‌ها و اجلاس‌های سازمان ملل و کنفرانس اسلامی بیش از هر جا نمود پیدا کرد و خود یک محرک قوی بود تا دیپلماسی کشورهای اسلامی مانند ایران حساب تازه‌ای روی نقش این کشور مهم آفریقا باز کنند و با نگاه به این رشته مواضع الجزیره بود که احمدی‌نژاد در آستانه سفر خود با تأکید بر این که دو کشور ایران و الجزایر دیدگاههای بسیار نزدیکی در خصوص مسائل مهم دنیای اسلام، منطقه و جهانی دارند، تصریح کرد: ایران و الجزایر دو کشور انقلابی هستند که مشی مستقلی را در مسائل منطقه‌ای و جهانی دنبال می‌کنند.

بوتفلیقه و همکارانش در بحبوحه رویارویی تهران ـ واشنگتن کنار ایران ایستادند و دیپلماسی الجزیره در این میدان سخت کوشید تا نقش یک همراه را برای جمهوری اسلامی ایفا کند. بوتفلیقه چندین بار در انتقاد از سیاست تحریم ایران سخن گفت و نخست‌وزیر او، عبدالعزیز بلخادم در رایزنی‌های خویش ضمن تأکید بر نقش تأثیرگذار و محوری ایران در منطقه کوشید تا طرف‌های اروپایی و غربی را به استفاده از وزنه نیرومند ایران بویژه در حفظ امنیت و صلح منطقه و حل بحران‌های خاورمیانه جلب کند.

اما در میان فهرست مسائلی که محکی برای سنجش نگاه مردان الجزایر به ایران واقع شدند باید سهم ویژه‌ای برای موضوع هسته‌ای قائل شد؛ موضوعی که به طور سمبلیک به خط نشانی برای تمییز جبهه دوستان ایران از مخالفان تبدیل شد. دیپلمات‌های الجزیره در این زمینه بود که گام‌های محسوسی در اجلاس‌های هسته‌ای وین و نیویورک در همراهی با ایران برداشتند. بوتفلیقه و بلخادم بارها از حق جمهوری اسلامی ایران در برخورداری و استفاده از فناوری هسته‌ای برای اهداف صلح‌آمیز حمایت کردند. همین حرکت‌ها، به حضور رئیس پرونده هسته‌ای یعنی علی لاریجانی در الجزیره منجر شد.

تهران این فرایند پیدایی دیدگاه‌های نو و مثبت در الجزیره، را بی‌پاسخ نگذاشت. شخص رئیس‌جمهور ایران در مهم‌ترین بحث خود قبل از عزیمت به این کشور، تصویر دو بال همسو را از ایران و الجزیره در صحنه دیپلماسی خاورمیانه و جهان اسلام ترسیم کرد. تهران روند حمایت خویش از سیاست نوسازی بوتفلیقه را که از حدود 6 سال پیش شروع کرده بود به اوج رساند.

این مسأله یعنی استقبال ایران از برنامه اصلاحات و توسعه رهبران جدید الجزیره در واقع یک انتخاب و راهبرد تازه بود که بازتاب فراوانی یافت. تصور کنید در افکار عمومی کشوری که دو دهه تمام در بدبینی و سوءظن نسبت به ایرانیان به سر کرده است این راهبرد جمهوری اسلامی چه آثار نافذی بر جای می‌نهد.

مردان الجزیره در مهم‌ترین مسأله امنیتی خویش یعنی ماجرای تروریسم، تهران را در کنار خود دیدند. رئیس‌جمهور در مصاحبه با خبرنگاران الجزایری با شدیدترین بیان، رفتار تروریست‌ها را نفی کرد و در خصوص همکاری در مبارزه با این پدیده به طرف الجزایری اطمینان داد. احمدی‌نژاد گفت: جمهوری اسلامی ایران از اساس با روشهای تروریستی تحت هر نام، انگیزه و عنوان مخالف است. دین مبین اسلام، کشتار بی‌گناهان را به هر ترتیب ممنوع کرده است و بهترین راه‌حل مسائل بین گروهها، اقوام، ملت‌ها و کشورها گفت‌و‌گو و منطق است.

و در پایان یادآور شد که کشورهای مستقل دنیا مثل دو کشور ایران و الجزایر و سایر ملتهای مستقل دنیا دست به دست هم بدهند و علیه این جنایت قیام کنند.

این همه در حالی بود که ناظران توصیف‌های شنیدنی از استقبال گسترده وزیران بوتفلیقه از تیم دیپلماسی ایران در محافل خبری نقل می‌کردند. وقتی که نمایندگان سیاسی ایران در فردای وقوع حادثه تروریستی این کشور پیام یاری تهران را به بوتفلیقه ابلاغ کردند. تهران در جلب اعتماد این کشور حتی گامی فراتر نهاد و متکی علاوه بر محکوم کردن حوادث تروریستی الجزایر، از برگزاری انتخابات اخیر مجلس این کشور حمایت کرد و آن را نشانه نضخ‌گیری راههای مسالمت‌آمیز و دموکراتیک برای حل مشکلات کشور دانست.