تاریخ انتشار : ۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۴:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۲۸۱۵۱
شهریار زرشناس:

گروه ادب و هنر: شهریار زرشناس گفت: سلمان رشدی یکی از ژنرال‌های ناتوی فرهنگی غرب است.

این نویسنده و پژوهشگر در گفت‌وگو با ایسنا درباره اقدام ملکه انگلیس در اعطای لقب «سر» به سلمان رشدی یادآور شد: این اولین بار نیست که ملکه انگلستان به یک فرد مدافع تمدن غربی یا تمدن لیبرال سرمایه‌داری لقب سر می‌دهد. این یک حربه تبلیغاتی است که بارها مورد سوء ‌استفاده قرار گرفته است و قبلا هم دیدیم که مثلاً آیزایا برلین ـ فیلسوف لیبرال دموکرات و مدافع نظام جهانی سلطه ـ از ملکه الیزابت لقب سر گرفت یا کارل ‌پوپر هم این لقب را دریافت کرد.

او در ادامه خاطر نشان کرد: این بار هم در این مقطع سلمان رشدی است، یعنی فردی که چهره شاخص ضدیت و دشمنی ویژه‌ای با اسلام و فرهنگ‌های شرقی دارد. این به نوعی از رو بستن شمشیر است و البته مدتی است امپریالیزم لیبرال دارد به آن عمل می‌کند. همین که بحث ناتوی فرهنگی پیش آمده و این که آن‌ها یک انسجام سازمانی در کلیت تمدن غرب علیه کانون انقلابی‌گری و مبارزه علیه نظام جهانی سلطه پیدا کرده و متحد شده‌اند و اختلاف‌های فی‌ما‌بین را کنار گذاشته‌اند نشان از این موضوع دارد. این مساله طبیعی است که ژنرال‌هایی را هم باید به عنوان ژنرال‌های ناتوی فرهنگی تربیت‌ کنند یا به میدان بفرستند یا بسازند که یکی از این ژنرال‌ها حتما سلمان رشدی است.

زرشناس افزود: اگر پوپر زنده بود بیش‌تر مورد توجه قرار می‌گرفت و حتی معتقدم به زودی حتما چهره‌هایی مثل هابرماس و آلن تورن بیش‌تر مورد توجه قرار خواهند گرفت و این‌ها کسانی هستند که امپریالیزم جنگ سرد فرهنگی و ناتوی فرهنگی می‌تواند. از آن‌ها استفاده کند و آنان را به میدان مبارزه بفرستد که این به معنای صریح‌تر شدن مبارزه است، چیزی که تمام وقایع دیگر هم آن را نشان می‌دهند و به معنای این است که جهان دارد به سمت دو قطبی شدن می‌رود. نیروهای سلطه و استکبار و قطب دیگر که فعلا حول محوریت اسلام انقلابی و با هژمونی اسلام انقلابی علیه نظام جهانی سلطه در حال مبارزه هستند.

شهریار زرشناس همچنین گفت: پیام این حرکت را پیام صریح‌تر شدن مبارزه دو قطبی شدن بیش‌تر مبارزه و پولاریزه شدن وضعیت می‌دانم و این را هم خارج از حال و هوای کنونی نمی‌بینم.

او در ادامه درباره انجام این گونه اقدام‌ها نسبت به ادیان دیگر و واکنش‌های جهانی توضیح داد: ‌مسیحیت منسوخ یعنی مسیحیت تاریخی که در طول تاریخ و توسط پولوس پدید آمد و حاصل تعالیم حضرت عیسی(ع) نیست و جزیی از هویت غرب است نه مسیحیت واقعی. کلیسای کاتولیک پاسدار اصلی این مسیحیت است. بنابراین اینان با داشتن مسیحیت تاریخی این جنگ را به صورت شدید و صریح نخواهند داشت و سعی می‌کنند که با راه‌های دیگر و از طریق اصلاحات در درون خود کلیسا کار را پیش ببرند، چنان چه حتی در مواردی هم که برخورد صریح آن‌ها با آموزه‌های کلیسای کاتولیک ناسازگار می‌نمود مثل ازدواج دو فرد هم جنس یا تعریف خانواده آن‌ها سعی کردند مساله را بیش‌تر با کنار آمدن با کلیسا و پاپ حل کنند. به این دلیل که مسیحیت تاریخی جزیی از هویت غرب است، دنیای غرب نمی‌آید با هویت درونی خودش این سر ستیز را داشته باشد ولی اسلام به ویژه اسلام رادیکال یعنی اسلام اصیلی که در قالب اندیشه شیعه و در قالب انقلاب اسلامی تجسم پیدا کرده است با هویت غربی در ناسازگاری قرار دارد.