فرامرز اصغری
نیکلا سارکوزی رئیسجمهور جدید فرانسه که با شعار توسعه داخلی و حضور فعال در عرصه جهانی وارد کاخ الیزه گردید امروز از لهستان دیدار میکند. وی که امیدوار است در عرصه داخلی با کسب اکثریت کرسیهای پارلمان راهی هموار برای سیاستهایش ایجاد کند، سیاستهای خود را بر دو اصل سیاست داخلی و خارجی استوار ساخته است. در بعد داخلی اصلاح قانون اساسی، تدوین قانون مهاجرت، مقابله با نژادگرایی، ایجاد رفاه عمومی و حل بحرانهای اقتصادی و... را به عنوان شعارهای انتخاباتی ارائه کرده است. در بعد سیاست خارجی نیز توسعه مناسبات با سایر کشورها، حضور فعال در معادلات جهان، حفظ برخی سیاستهای گذشته نظیر مخالفت با جنگافروزیهای آمریکا، همگرایی با متحدان سابق را نوید داده است. آنچه در سیاست خارجی سارکوزی قابل تامل میباشد سیاستهای وی نشان میدهد که دولت آینده فرانسه بیش از هر چیز بازیگری در عرصه اروپایی را در دستور کار دارد و سپس به سایر نقاط خواهد پرداخت. دیدار سارکوزی از آلمان، لهستان، رایزنی با مقامات انگلیس، پرتغال، اسپانیا، ایتالیا و... بیانگر دیدگاه اروپایی سارکوزی میباشد. با توجه به بحرانهای جاری بر اتحادیه ارویا که آن را از بسیاری از اهدافش دور ساخته سارکوزی چند محور را موضوع اصلی سیاستهایش برای اروپا قرار داده است.
1- مهمترین مساله برای اروپا، تحقق تصویب قانون اساسی واحد میباشد، هر چند که آنها سالها برای این مهم فعالیت نمودند اما در نهایت در سال 2005 به دلیل مخالفت مردم هلند و فرانسه و عدم برگزاری انتخابات در انگلیس به بنبست رسیده و از اجرای آن بازماندند. با توجه به اهمیت قانون واحد اروپایی برای اتحادیه که راهکاری برای برنامههای آینده آنها است، سارکوزی تلاش دارد تا با حضور فعال در این زمینه نقشی مهم برای خود در اروپا کسب نماید. وی که در سال 2005 به عنوان وزیر کشور فرانسه نتوانست قانون اساسی را به تصویب رساند، اکنون به عنوان وظیفه بر جای مانده از آن دوران بر آن است تا با تعدیل قانون مذکور راه را برای تصویب آن در فرانسه و سایر کشورها هموار سازد. انجام این مهم که مسلما تاثیر بسزایی در جایگاه پاریس دارد سبب شده تا سارکوزی بخش اصلی دیدارهای اروپایی خود را به این مهم اختصاص دهد. سفر به آلمان، لهستان و سایر دیدارهای اروپایی وی از تلاش وی برای انجام این مهم حکایت دارد.
2- پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا از مسائل مطرح در قاره سبز میباشد. به رغم آنکه آنکارا بیش از یک دهه است که برای این مهم فعالیت میکند اما همچنان درهای اروپا باقی مانده است. در مقطع کنونی که اروپاییها گرایشی دوباره به ترکیه یافته، فرانسه به عنوان مخالف اصلی آن فعالیتها خود را آغاز کرده است. سارکوزی که در سالهای اخیر مخالف پذیرش ترکیه بوده، اکنون نیز سیاست گذشته را پیگیری میکند. مخالفت فرانسه با گرایشات دینی و فرهنگی ترکیه، حمایت پاریس از ارامنه که مناقشه به رسمیت شناختن قتلعام ارامنه در 1914 را به همراه داشت، نگرانی از رشد اسلامگرایی در اروپا از طریق ترکیه و... از دغدغههای فرانسه میباشد که سبب مخالفت آن باترکیه میشود. البته این نکته قابل ذکر است که اکنون سارکوزی با استمرار این مخالفتها که در رایزنیهای وی با سایر مقامات اروپایی مشهود است تلاش دارد تا اولا خود را بازیگری مهم و تاثیرگذار در معادلات اروپا معرفی نماید ثانیا از طریق مخالفتها امتیازاتی از ترکیه، سایر کشورهای اروپایی کسب و در نهایت تحقق اهداف توسعهطلبانه در آسیای مرکزی و قفقاز اجرایی سازد.
در کنار اهداف کلان که از عوامل تاثیرگذار بر سیاستهای اروپایی سارکوزی ذکر شد این نکته قابل ذکر است که تحولات داخلی اروپا نیز شرایط مساعدی را برای ورود پاریس به راس قدرت این قاره فراهم ساخته است. گرایش آلمان به آمریکا و جهتگیریهای برلین به سیاست خارجی از اروپا، دگرگونی در ساختار سیاسی انگلیس در حالی که بحران در این کشور تشدید شده است، عدم وجود بازیگر مقتدر در سطح اروپا به دلیل بحرانهای اقتصادی و سیاسی، تمایل مردم قاره سبز به رهبری که در برابر زیادهخواهی آمریکا مقابله ایستادگی کرده و راه را برای استقلال کامل قاره فراهم سازد و... را میتوان از عوامل تاثیرگذار در تحقق اهداف اروپایی سارکوزی دانست که میتواند وی را به اهدافش نزدیکتر سازد.
در نهایت میتوان گفت که سارکوزی به عنوان رئیسجمهور فرانسه که با وعدههای داخلی الیزه راه یافت اکنون محور طرحهای خود را بازی در عرصه اروپا قرار داده است تا پس از سالها انزوای پاریس، بار دیگر راه را برای حضور فعال آن در معادلات منطقهای هموار سازد. البته وی برای تحقق این مهم با چالشهایی مواجه است. رکود اقتصادی فرانسه، تلاش بازیگران همچون انگلیس و آلمان برای حفظ برتری ایشان در اروپا، بیاعتمادی اروپاییها به قدرتطلبی فرانسویها (عوامل تاریخی) معطوف شدن سارکوزی به تحولات و وعدههای داخلی که مردم خواستار اجرای آنها میباشند و... را میتوان از مهمترین چالشهای سارکوزی دانست. البته وی تلاش دارد تا با شعارهای ملیگرایانه و کسب اکثریت کرسیهای پارلمانی و در نهایت حضور فعال در تعدیل قانون اروپایی براساس خواست فرانسویها راه را برای حمایتهای مردمی از طرحهای آیندهاش هموار سازد تا از ابتدا خود را رئیسجمهور فعال و کارآمد معرفی سازد.