ابراهیم یزدی
این که دولت ایران اعلام آمادگی برای مذاکره با آمریکا کرده است علیالخصوص یک حرکت مثبتی است زیرا اگر بین دو دولت اختلافاتی بروز نماید منطقیترین راه گفتوگو میان دو دولت پیرامون مسائل مورد اختلاف است.
در گذشتههای نه چندان دور هنگامی که میان دو دولت اختلافی بروز میکرد یک دولت سومی تلاش میکرد بین آن دو وساطت کند تا آشتی برقرار شود اما تجربه دیپلماسی در جهان نشان میدهد دولت سومی که میان دو طرف اختلاف وساطت میکند در چارچوب منافع خود دست به چنین وساطتی میزند.
بنابراین در مواردی دولت واسطه به مصلحت خود نمیبیند که دو دولت متخاصم با هم آشتی کنند یا ممکن است روند حرکت دعوا قویتر باشد و از این بابت امتیازاتی بگیرد و مانع از توافق میان طرفین بشود یا حتی میان دو طرف دعوا پیامی توسط دولت ثالث رد و بدل میشود دولت ثالث یک عامل انتقال بیطرف نیست و در فرآیند تعامل میان دو طرف به طور منف یا مثبت اثرگذار است بنابراین از اواسط قرن بیستم دولتها ترجیح میدهند در اختلافاتی که بین خودشان به وجود میآید مستقیماً وارد و به گفتوگو بنشینند حتی در اوج جنگ سرد میان بلوک شرق و غرب یک خط تلفنی ویژهیی به نام خط قرمز در دفتر رئیسجمهور آمریکا و صدر اتحاد جماهیر شوروی سابق وجود داشت و هر زمان بحران در روابط میان دو کشور بالا میگرفت از طریق خط تلفنی ویژه طرفین با هم به مبادله پیام میپرداختند بدون اینکه کسی واسطه آنان باشد. به عنوان مثال در بحران موشکهای قارهپیمای شوروی سابق در جزیره کوبا از این خط برای رفع بحران استفاده شد.
با این مقدمه به اصل سوال میپردازیم. تردیدی نیست ایران و آمریکا پیرامون مسائل متعددی با هم اختلاف دارند.
برای منافع دو طرف ایجاب میکند که به گفتوگو بپردازند و تلاش کنیم از طریق گفتوگو یا تنش میان دو دولت را کاهش بدهند یا آن را از میان بردارند تا مانع گسترش آن بشوند.
اینکه دولت ایران بالاخره اعلام آمادگی کرده است تا با دولت آمریکا مستقیماً و به طور رسمی به گفتوگو بپردازد در گام اول مثبت میباشد زیرا ادامه تنشهای کنونی و به احتمال زیاد گسترش آن به نفع منافع، مصالح و امنیت ملی کشورمان نمیباشد. اما قبل از آنی که مذاکراتی آغاز شود نمایندگان و تصمیمسازان ایران میبایستی ابتدا در میان خود تعاریف دقیقی از خواستهها، مطالبات و انتظارات خود از مذاکره پیشرو را داشته باشند.
میبایستی از قبل معین شده باشد که حداکثر یا سقف توقعات آنان از این مذاکرات چیست و کف این انتظارات کجاست. مسائل گوناگونی در روابط ایران و آمریکا وجود دارد. به طور عمومی آمریکاییها علیه ایران مدعی هستند که:
1ـ ایران با صلح خاورمیانه مخالفت میکند.
2ـ از تروریسم حمایت مینماید.
3ـ بیانیههای جهانی حقوق بشر را نادیده گرفته است.
4ـ در برنامه تولید سلاحهای کشتار جمعی است. این آن چیزی است که آمریکا به ایران میگوید اما ایران هم متقابلاً باید معین کند که چه شکایتهایی به سیاستهای دولت آمریکا در رابطه با ایران دارد. پیرامون این دو محور مسائل دیگری در روابط میان آمریکا و ایران وجود دارد.
به عنوان مثال تشنجات گستردهیی در همسایگی ما در عراق وجود دارد. ایران مرز مشترک طولانی در عراق دارد.
ادامه تشنجات و ناآرامیها در عراق به نفع امنیت ملی ما نیست. محتمل است کسانی باشند که تصور کنند چون آمریکا در عراق گرفتار یک باتلاق شده است پس باید او را در عراق زمینگیر کرد اما محور یک دیپلماسی فعال در راستای زیان و ضرر زدن به یک کشور متخاصم، دشمن یا مخالف تعیین نمیشود زیرا چه بسا ضمن ضربه وارد ساختن به منافع آمریکا در عراق ایران هم زیانهای فراوانی ببیند.
بنابراین ایران ضروری است در چارچوب امنیت ملی با آمریکا مستقیماً درباره مسائل عراق به مذاکره بنشیند. میتوانند طرفین توافق کنند که به جای بحث و بررسی یا مذاکره پیرامون تمامی مسائل مورد اختلاف صرفاً به مذاکره پیرامون مسائل عراق بپردازند. تردیدی وجود مشاورهیی فردی، و رکشاپها و حمایتهایی از گروههای کوچکی که در زمینه کمک به معتادان فعالند ارائه می کند. هر چند ارائه مشاورههای یک نفره به دلیل مشکلات اقتصادی موجود دشوار است و از سوی دیگر بسیاری از زنان قدرت مطرح کردن مشکل خود در میان جمع و سخن گفتن از اعتیادشان در حضور دیگران را ندارند و نمیتوانند در مشاورههای گروهی شرکت کنند.» لین یکی دیگر از زنانی است که در این مرکز اعتیاد خود را کنار گذاشته است. او که اکنون 49 سال دارد میگوید: «اعتیاد خود را باز تولید میکند. شما برای فرار از مشکلات خود از مخدرها استفاده میکنید و آنگاه خود مخدر و اعتیاد به آن خود تبدیل به مشکل جدید میشود و شما میخواهید تمام این مشکلات را با مصرف هر چه بیشتر مواد مخدر حل کنید. این درست همان چیزی است که به نابودی خواهد انجامید.» لین میافزاید از طریق شرکت در مشاورهها و کلاسهای مرکز مشکلات ارتباطی که پیش از این او را رنج میدادند بسیار کمرنگ شدهاند. او این شانس را داشته است که همسر و فرزندانش همچنان با او همراه باشند و پس از طی کردن دوره ترک توانست به خانهاش برگردد و زندگی خانوادگیاش را از سر بگیرد، اتفاقی که بسیاری از تجربه کردن آن محرومند.